رياض المسائل مير سيد على ( طباطبايى ) تصنيف مىنمودم . . »[1]البته اين سخن هر گز از قدر و منزلت كتاب شريف و گرانقدر جواهر الكلام و نيز كتابهاى ارزشمند رسائل و مكاسب و كفايه نمىكاهد . بلكه منظور اين است : چون اين متون به عنوان متن آموزشى و كلاسيك تدوين نشده ، كارآيى لازم و گسترده را در پيشرفت دانشپژوهان به گونه مطلوب از نظر آموزشى ندارد . و بدين جهت بسيارند كسانى كه اين كتابها و كتابهاى در سطح پايين را سالها و سالها خوانده ولى هر گز به مرحله عالى از علم نرسيده و يا آن كه مجتهد نشدهاند . و اين صرفا به دليل كاستى استعداد و درك آنان نبوده ، بلكه علت اين امر دو جهت دارد : اول - روند و شيوه تحصيل و متون درسى ، زمينه هموارى نداشته است . دوم - موانع روزمرهء زندگى و عمرهاى كوتاه آنان .
ضرورت تكامل و پيشرفت اگر از سخن قبل بگذريم و اين واقعيت را ناديده انگاريم كه كتابهاى مذكور و ديگر كتابهاى همانند آنها كه فاقد متد كلاسيك و سبك آموزشى است ، و فرض را بر اين بگذاريم كه اين كتابها به عنوان يك متن آموزشى تدوين يافته ، باز هم تغيير و تكامل آنها ضرورى است . زيرا اين كتابها در ظرف خاص زمانى و بر اساس نياز و رشد علمى و فرهنگى همان عصر و متناسب با گسترش مباحث علمى همان دوره و نيز مبتنى بر سبكها و شيوههاى آموزشى دوران نويسندگان آن تدوين شده است و تحول و تكامل و پيشرفت بينشها و شيوهها و پديد آمدن نيازها و شرايط جديد و طرح موضوعات و عناوين و اصطلاحات نوين ، ضرورت تحول و تكامل متون پيشين را مىطلبد .
درست است كه محتواى علمى و تحقيقى و مبانى اصولى غير قابل تغيير همواره ثابت بوده و بايد باشد و تكامل به معناى دست برداشتن از اصول مسلم نيست . ولى قالب بيان و پرداخت سخن و نوع موضوعات و عناوين طارى بر موضوعات از زمانى به زمان ديگر تصور مىيابد ، چنانكه تكامل در هر دانش ديگر چنين بوده و هست .
[1]با اين كه در اين كتاب رعايت اسلوب و موازين چاپى نشده بر اثر محتواى عميق و اخلاص زيادى كه نويسنده بزرگ آن داشته در مراكز علمى و پژوهشى جهان و نزد بزرگان و انديشمندان فقهى از اهميت بسزايى برخوردار شد . جزاه اللَّه عن الاسلام و اهله خير جزاء المحسنين .
آن چه كه در روند تغييرها مهم است ، مستدل بودن ، منطقى بودن و برهانى بودن آن است و اگر اين ملاك لحاظ شود و پذيرفته گردد - كه چاره اى جز پذيرش آن نيست - ديگر هر نگرانى و دل واپسى بىجا و بىفايده است . زيرا اگر فرعى و چه بسا اصلى ، از مباحث اصولى يا قاعده اى از قواعد فقهى بر اساس منطق و برهان و حجت و دليل نفى يا اثبات شود ، مجالى براى رد و ايراد باقى نمىماند * ( « فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ » ) * ! امروزه شيوه تغيير و تحول تكاملى ، در تمام مراكز علمى و تحقيقى جهان معمول و متداول است ولى متاسفانه در مراكز درسى و پژوهشى ما به كار گرفته نشده است ، و همين سبب تعجب انديشمندان جهان گرديده كه چگونه امكان دارد تحولات و دگرگونيها در شيوه آموزشى و مسائل مربوط به آنها هيچ تغييرى ايجاد نكند ؟ ! و اين بدين معنا است كه قائل شويم تغيير شرايط زمان از نظر كمى و كيفى و پيشرفت شيوههاى پژوهشى هيچ گونه تأثيرى در آنها ندارد ، با اين كه چنين گفتارى نادرست و بر خلاف ضرورت است .
پس اين چه تعصب و نگرانى است كه برخى از سنتگرايان در حفظ متون سنتى چند صد ساله ، به عنوان متون درسى حوزههاى علميه ابراز مىدارند ! ؟
در روزگارى كه مسائل مهم مورد نياز و مباحث پيچيده علمى رسما در حيطه مباحث حوزوى وارد نشده است ، چه ضرورتى دارد كه عبارتهاى نامأنوس و غير فنى كه حتى گاه فكر اساتيد را ساعتها به خود مشغول مىدارد و تنها پيدا كردن مرجع ضميرى ، گاه صفحاتى از شروح را به خود اختصاص داده ، حفظ شود و ذهن و فكر و نيروى سازنده يك نسل فرهنگى را بسوزاند ! جاى بسى تأسف است كه چرا در طول چند قرن ، كمتر كسى در حوزهها به فكر تنظيم متون كلاسيك و منطبق با موازين پيشرفته آموزشى افتاده است و اسفبارتر اين كه گروهى كه داراى افكار زمان نوح مىباشند با غرورى خاص اظهار مىدارند كه ما در حوزههاى درسى خود متونى داريم كه صدها سال قبل ، تأليف و تصنيف شده است و هنوز كسى نتوانسته مانند آن كتابها را بياورد ! اين گونه سخن گر چه ممكن است بزرگى و عظمت نويسندگان آن كتابها را برساند ولى قبل و بعد از آن ناتوانى و كاهلى و عدم كارآيى و خلاقيت چند نسل را اثبات مىكند ، آيا مىتوانيم به اين گفته دل خوش باشيم و دست روى دست بگذاريم و تغيير شرايط زمان و
موانع فراوان و نيازهاى تازه را ناديده بگيريم و هيچ كار مثبتى را در نظام آموزش و مواد درسى انجام ندهيم .
به هر حال موضوع ضرورت تغيير و تكامل متون درسى و برنامه ريزى تحصيلى با توجه به شرايط موجود و نيازهاى متزايد زندگى يكى از مسائل مورد نياز براى بازسازى حوزهها است كه چاره جويى عاجلى را مىطلبد و عوامل ديگرى را نيز در كنار آن بايد لحاظ كرد .
2 - < فهرس الموضوعات > عوامل پيشرفت و تكامل < / فهرس الموضوعات > عوامل پيشرفت و تكامل تنظيم متون كلاسيك و آموزشى ، ماده اصلى اين پيشرفت به شمار مىآيد ، ولى اين ماده اصلى ، نياز به زمينه و شرايط و ضوابط ديگرى دارد كه بدون در نظر گرفتن آنها ، آن ماده نيز ضايع مىگردد .
< فهرس الموضوعات > الف برنامه صحيح آموزشى < / فهرس الموضوعات > الف برنامه صحيح آموزشى تهيه متن آموزشى يك مهم و مهم ديگر تنظيم برنامه آموزشى و برآورد شيوهها و ضوابط و ملاكهاى آن است . و اين كمترين چيزى است كه مورد توجه قرار گرفته است .
برنامه ريزى صحيح ، نياز به مراكز و عالمان بزرگ و با ذوق و خوش قريحه و نيروهاى كار آزموده و آگاه به مباحث تعليم و تربيت دارد . و با رأى و عقيده افراد ناوارد و آن هم معدود و ناآشنا به متد جديد علمى ميسر و ثمر بخش نيست .
حوزههاى دينى مىبايست مانند همه مراكز علمى و فرهنگى جهان داراى يك « مركز پژوهشى برنامه ريزى آموزشى » باشد . و آن مركز هميشه به منظور تعالى بخشيدن به شيوهها و برنامهها ، طرحى نوين را ارائه دهد .
برنامه ريزى آموزشى و تعليم و تربيت ، نياز به اطلاعات و آگاهيهاى تخصصى دارد و صرف آگاهى به فقه و اصول ، اين توانايى را در پى ندارد و تضمين نمىكند .
مرحله پايين برنامه ريزيها ، گاه با داشتن ذوق و استعداد ذاتى برنامه ريزى ، عملى است ولى مراحل دقيق و پيچيده و گسترده و علمى آن ، جز در سايه شيوهها و روشهاى علمى جديد امكان پذير نيست .
برنامه ريزى و نظام دادن به حوزه به معناى ساختن مؤسسات گوناگون نيست ! بلكه قبل از ساختن مؤسسه بايد طرح ، هدف و برنامه آن را معين كرد ، زيرا آن چه مايه پيشرفت
است برنامه صحيح و كامل است نه بناى زيبا و صرف هزينههاى كلان و سنگين . جاى بسى تعجب است كه جلسات عريض و طويل براى هر چيز تشكيل مىگردد ولى تنها چيزى كه در آنها مطرح نمىگردد همان تنظيم برنامههاى آموزشى مطابق با شرايط زمان است .
< فهرس الموضوعات > ب - استادان كارآزموده < / فهرس الموضوعات > ب - استادان كارآزموده استاد ، نقش بارزى در پياده كردن برنامه درسى ، تفهيم مطلب و رشد و شكوفايى استعدادهاى محصل دارد . از اين رو تربيت استاد ، مكمل برنامه ريزى آموزشى است .
انتخاب استاد در سطوح عالى و تحصيل آزاد ، گر چه به عهده خود طلبه است و اين يكى از مزاياى ارزشمند حوزه به شمار مىآيد . ولى عدم شناخت كافى طلاب نسبت به موقعيت و سبك و روش اساتيد در بسيارى از مواقع موجب سر در گمى مىشود .
و اما در مدارس تحت برنامه كه انتخاب استاد با مسئولان مدرسه است مشكل اساسى بنا به نقل بعضى ، انتخاب برخى از استادانى است كه توان و تجربه و توفيق لازم را در امر تدريس ندارند . و به تذكر محصلين مبنى بر اين كه تدريس او مفيد فائده نيست ترتيب اثر داده نمىشود .
تدريس خود فنى است داراى قوانين و روشهايى كه برخى به فراست ذاتى و ذوق شخصى آنها را به كار مىگيرند ، ولى بيشتر افراد ، نياز به تعليم و آموزش روشهاى تعليم و تربيت دارند . و اين موضوع أولا در تربيت استاد براى حوزههاى علمى لحاظ نشده است .
< فهرس الموضوعات > نشانههاى استاد موفق < / فهرس الموضوعات > نشانههاى استاد موفق در اينجا به جا و مناسب است علائم و نشانههاى استاد خوب و شايسته را كه تأثير بسزايى در پيشرفت دانشپژوه دارد به گونه گذرا يادآور شويم . يك استاد موفق ، مدرسى است كه :
جايگاه ارزشى موضوع مورد بحث را در آغاز بحث براى محصل تبيين كند ، تا او با بصيرت و اشتياق كافى بدان مبحث بپردازد .
هم خود داراى روحيه خود باورى و اعتماد به نفس باشد و هم اين روحيه را در محصل به بار آورد ، و زمينه خلاقيت و نوآورى و نوانديشى را در او به وجود آورد .
روح نقادى و عدم جمود بر آراء بزرگان سلف را در محصل زنده سازد ، و او را به عمق و تحقيق و قبول بر اساس برهان گرايش داده و از سطحىنگرى و تقليد علمى پرهيز دهد .
نكات اساسى و زير بنايى و كليدى هر مبحث ، بايد بارها و بارها تكرار شود تا در ذهن محصل راسخ گردد .
نسبت به دانشپژوه برخورد محبت آميز داشته باشد ، به گونه اى كه هر گاه مطلب براى او غموضى داشت بتواند به راحتى آن را پرسش نمايد .
پايان هر جلسه و مبحث ، چكيده نظريه بيان شود .
ج - مديريت صحيح در عصر حاضر كه حوزههاى علميه همپاى گسترش جامعه ، گسترش يافته و زمينه كار و فعاليت براى نيروهاى علمى و مذهبى به شكلى همه جانبه پديد آمده است ، نظام حوزهها و سازمان روحانيت نياز به مديريت و كنترل و هماهنگى كامل دارد . و بدون اين مهم حوزه و سازمان روحانيت كه رسالتش دفاع از ارزشهاى اسلامى است ، سپاهى را ماند كه نيروهايش هر كدام ، با سلاحى و شگردى و هدفى در ميدان مبارزه گرد آمده و هر كدام به سويى متوجه شوند ، بىآن كه وحدتى ميان ايشان باشد .
اگر امروز با وجود سازمان بزرگ روحانيت و نيروها و عناصر فراوان حوزوى ، باز هم در تنظيم فرهنگ اجتماعى به شكل ايده آل قادر نيستيم و در امر قضا و اقتصاد و . . رشدى چشمگير نداشتهايم ، معلول همين گسيختگىها و نابسامانيها و ناهماهنگيهاست كه در بسيارى از موارد ممكن است به تعارض و هرز رفتن نيروها منتهى گردد ! متأسفانه در نتيجهء كج نهاده شدن سيستم ادارى و مديريتى ايران در رژيم گذشته ، ذهنيت غلط و اخلاق نادرستى در فرهنگ ادارى و مديريتى ، رواج يافته و اداره ، نوعى ساختمان عريض و طويل و ضوابط خشك و بىمعنى و سدى در برابر روند صحيح و سريع كارها تلقى شده و مديريت نوعى خود رأيى و استبداد و حاكميت و اربابى ! اداره و مديريتى كه حوزههاى علميه نيازمند است ، اداره و سازمانى است كه كارها را سامان دهد و بر اساس ضوابط منطقى و بدون وقت كشى ، توسط نيروها و مديران كاردان و شايسته اداره شود . و رابطه مديران و مسئولان و مجريان با نيروهاى حوزوى رابطه حاكم و محكوم نباشد . بلكه رابطه خدمتگزار با سپاس گزار باشد .
< فهرس الموضوعات > د - تنظيم مراحل درسى و تعيين ضوابط < / فهرس الموضوعات > د - تنظيم مراحل درسى و تعيين ضوابط مراحل و دوران طلبگى داراى حد و مرز معين و محدودى نيست . برخى راه پنج ساله را ده سال و گروهى ديگر در پانزده سال طى كردهاند و برخى هر گز به تكميل آن موفق نشده و همواره درجا مىزنند ! آن چه مسلم است شرط پيشرفت محصلين حوزه ، تعيين ادوار و مراحل معين آموزشى و مشخص كردن ضوابط سنى و علمى است ، و وجود كنترل بر درستى رعايت آن ضوابط ، ضمانت اجرايى آن است .
< فهرس الموضوعات > ه - تخصصى شدن رشتههاى علمى حوزوى < / فهرس الموضوعات > ه - تخصصى شدن رشتههاى علمى حوزوى در تنظيم مراحل درسى مىتوان دوره اى را به عنوان دوره عمومى در نظر گرفت كه همه محصلان در آن سهيم و مشترك باشند . در مرحله بعد دورههاى تخصصى بر اساس ذوق و استعداد و توان نيروها در نظر گرفته شود . زيرا تنها رسالت حوزهها تدريس فقه و اصول نيست ، بلكه تفسير ، عقايد ، فلسفه و برخى از رشتههاى علوم انسانى نيز به شدت مورد نياز است و بايد به شكلى جدى و تخصصى در آنها كار شود . چه بسا اين امر در موضوعات و مباحث گسترده فقه نيز جارى گردد و ابواب فقهى نيز به گونه تخصصى مورد مطالعه قرار گيرد .
البته معناى تخصصى شدن ابواب فقهى به اين معنا نيست كه مجتهد تنها در بابى از ابواب و يا بخشى از بخشهاى فقه توانايى بر اجتهاد و بازگشت دادن فروع تازه به اصول پايه را داشته باشد ، زيرا مجتهد بايد در تمام ابواب فقهى توانايى اجتهاد را داشته باشد ، بلكه منظور از آن ، تمركز سعى و اجتهاد مجتهد در يك يا چند باب مربوط به هم است تا هر باب و بخشى به گونه كامل مورد بررسى و كاوش قرار گيرد . در نتيجه فقه در برابر همهء پديدههاى مربوط به آن باب پاسخگو مىشود ، و بدين جهت است كه مراكز پژوهشى جهان به اين كار اهميت داده و از اين راه به نتايج مهمى دست يافتهاند .
اين امر اگر چه عملا صورت مىگيرد ولى به طور ناقص و بسيار نارسا ، چه اين كه بيشتر درسهاى فقهى از طهارت شروع مىشود و از صلات نمىگذرد . يعنى باب طهارت و صلات و متاجر بيشترين كارها را به خود اختصاص داده ، در حالى كه ساير ابواب چندان مورد كاوش گسترده قرار نگرفته است .
< فهرس الموضوعات > و - وجود آزمون < / فهرس الموضوعات > و - وجود آزمون بدون ترديد امتحان و آزمون ، نقش بسزايى در كنترل درسى طلاب و پيشرفت آنها دارد .
گر چه اين امر در حوزهها مطرح بوده و هست .
ولى شيوه و چگونگى امتحان موضوعى است كه نياز به بازنگرى و برنامه ريزى جديد در چهار چوب شكل گيرى نظام نوين حوزه دارد .
آن چه اكنون به عنوان امتحان مطرح است ، نه كافى است و نه به صورت فنى و اصولى صورت مىگيرد . چه اين كه شيوه آزمون از نقطه نظر تشريحى يا تستى بودن و گونه و ملاك آن دو و هم چنين كتبى بودن يا شفاهى بودن و ضوابط و مشخصات ممتحنين ، موضوعاتى قابل ملاحظه و شايان تأمل و دقت است .
< فهرس الموضوعات > ز - تهيه تز ، و ارائه دانشنامه < / فهرس الموضوعات > ز - تهيه تز ، و ارائه دانشنامه تدوين و تهيه ( تز فقهى ) در حوزه عالى تحصيلى از اهميت و ارزش وافرى برخوردار است . زيرا هم قدرت علمى فارغ التحصيلان را مىنماياند و هم روح تحقيق و تتبع را در آنان افزايش مىدهد . به كارگيرى اين روش و سنت حسنه در مدتى نه چندان طولانى سبب پديد آمدن دائرة المعارف جديد فقهى خواهد شد و از اين طريق بسيارى از خلاهاى فقهى پر گشته و راه براى تكامل و پيشرفت فقه هموارتر مىشود .
البته بديهى است كه لازمه تهيه « تز فقهى » اين است كه محصل پژوهش و تحقيقات خود را با راهنمايى استاد مبرز و تحت نظارت او پى گيرد .
3 - < فهرس الموضوعات > طرح تغيير مواد و متون درسى < / فهرس الموضوعات > طرح تغيير مواد و متون درسى برخى از مواد درسى مانند تفسير ، فلسفه ، تاريخ اسلام ، اقتصاد و زبانهاى خارجى هنوز به عنوان دروس رسمى حوزه شناخته نشده است ، و به تعبير ديگر مستقلا و به شكل تخصصى روى آنها كار نمىشود . گر چه هر كدام از اين رشتهها به طور پراكنده و نيم رسمى در حوزهها حضور دارد ، ولى لازم است كه با تخصصى شدن رشتههاى علمى ، اين مواد نيز به طور جدى وارد حوزه مباحث حوزوى بشود زيرا اگر رسالت حوزه نشر معارف اسلامى است به همه اين علوم نيازمند است . و در كنار اين افزودن كه بسيار مفيد است ، بايد برخى از مواد يا متون درسى غير ضرورى از رده مباحث حوزوى خارج شود ، يا
لا اقل در مراحل تخصص همان رشتهها مورد مطالعه قرار گيرد . به عنوان مثال ، مرحوم آخوند خراسانى در كفاية الاصول بحثى در زمينه موضوع علم دارد و مىگويد : « موضوع كل علم ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتية أي بلا واسطة فى العروض » .
و نيز بحث از تصوير جامع صحيحى بنا بر اين كه الفاظ عبادات اسامى براى صحيح باشد . و جامع اعمى بنا بر اين كه الفاظ عبادات اسامى براى أعمّ از صحيح و فاسد باشد . و نيز بحث از طلب و اراده و . .
اين گونه مباحث و نظاير آن كه بعضى از عالمان در مباحث اصولى وارد كردهاند ، بايد از علم اصول حذف شود ، زيرا هيچ گونه ارتباط مستقيمى با علم اصول ندارد ، چه اين كه با علم فقه نيز بىرابطه است . و آن چه سبب اين تطويلهاى بىثمر شده ، راه دادن قاعده فلسفى « الواحد لا يصدر عنه الا الواحد » به حيطه مباحث اعتبارى است[1]در حالى كه اين قاعده فلسفى اصولا در حيطه علل و معاليل طبيعى مطرح است نه در زمينه علل و معاليل اعتبارى .
از اين گذشته طرح « موضوع كل علم » در ابحاث اصولى جا ندارد ، و بايد در جاى خاص خودش - مباحث معرفت شناسى - مورد مطالعه قرار گيرد .
بحث مذكور در كفايه ، بخش قابل توجهى از وقت طلبه را به خود مشغول مىدارد ، زيرا براى فهم منظور ايشان بايد نكات چندى را ملاحظه كرد . از آن جمله : « معناى موضوع علم ، موضوع علوم مختلف ، انگيزه تصوير موضوع براى هر علمى ، اقسام عوارض ، تعيين عرض ذاتى و عرض غريب ، اقسام واسطه ، تفسير عرض ذاتى به نظر مشهور ، تفسير عرضى ذاتى به نظر آخوند ، علت عدول مرحوم آخوند از تفسير مشهور براى عرض ذاتى به
[1]الواحد لا يصدر عنه الواحد ، قاعده اى فلسفى است كه مىگويد از موجود واحد بيش از يك چيز نمىتواند صادر شود . دانشيان اصولى اين قاعده عقلى را در همه علوم جارى شمرده و گفتهاند كه چون اثر علم اصول ، توانايى يافتن بر استنباط احكام شرعى از راه منابع است ، و اين يك اثر است پس بايد مؤثر آن هم يك چيز باشد تا قاعده فلسفى مذكور مخدوش نشود . بر اين اساس گروهى در تلاش برآمدهاند كه موضوع واحدى را به عنوان موضوع علم اصول معرفى كنند و در اين زمينه نظريات گوناگونى را ارائه دادند در اين راستا مرحوم آخوند خراسانى نيز در مقام تصوير موضوع واحد براى علم اصول برآمده و بعد از بررسى گفته است : موضوع علم اصول كلى متحد با موضوعات مسائل است اگر چه داراى عنوان خاص و اسم مخصوص نباشد . نگارنده بر اين عقيده است كه در علوم تصوير موضوع لازم نيست ، زيرا هر علمى عبارت از جمله قضايا و مسائل متفرقه اى است كه دخالت در حصول غرض از آن علم را دارند .