روح نقادى و عدم جمود بر آراء بزرگان سلف را در محصل زنده سازد ، و او را به عمق و تحقيق و قبول بر اساس برهان گرايش داده و از سطحىنگرى و تقليد علمى پرهيز دهد .
نكات اساسى و زير بنايى و كليدى هر مبحث ، بايد بارها و بارها تكرار شود تا در ذهن محصل راسخ گردد .
نسبت به دانشپژوه برخورد محبت آميز داشته باشد ، به گونه اى كه هر گاه مطلب براى او غموضى داشت بتواند به راحتى آن را پرسش نمايد .
پايان هر جلسه و مبحث ، چكيده نظريه بيان شود .
ج - مديريت صحيح در عصر حاضر كه حوزههاى علميه همپاى گسترش جامعه ، گسترش يافته و زمينه كار و فعاليت براى نيروهاى علمى و مذهبى به شكلى همه جانبه پديد آمده است ، نظام حوزهها و سازمان روحانيت نياز به مديريت و كنترل و هماهنگى كامل دارد . و بدون اين مهم حوزه و سازمان روحانيت كه رسالتش دفاع از ارزشهاى اسلامى است ، سپاهى را ماند كه نيروهايش هر كدام ، با سلاحى و شگردى و هدفى در ميدان مبارزه گرد آمده و هر كدام به سويى متوجه شوند ، بىآن كه وحدتى ميان ايشان باشد .
اگر امروز با وجود سازمان بزرگ روحانيت و نيروها و عناصر فراوان حوزوى ، باز هم در تنظيم فرهنگ اجتماعى به شكل ايده آل قادر نيستيم و در امر قضا و اقتصاد و . . رشدى چشمگير نداشتهايم ، معلول همين گسيختگىها و نابسامانيها و ناهماهنگيهاست كه در بسيارى از موارد ممكن است به تعارض و هرز رفتن نيروها منتهى گردد ! متأسفانه در نتيجهء كج نهاده شدن سيستم ادارى و مديريتى ايران در رژيم گذشته ، ذهنيت غلط و اخلاق نادرستى در فرهنگ ادارى و مديريتى ، رواج يافته و اداره ، نوعى ساختمان عريض و طويل و ضوابط خشك و بىمعنى و سدى در برابر روند صحيح و سريع كارها تلقى شده و مديريت نوعى خود رأيى و استبداد و حاكميت و اربابى ! اداره و مديريتى كه حوزههاى علميه نيازمند است ، اداره و سازمانى است كه كارها را سامان دهد و بر اساس ضوابط منطقى و بدون وقت كشى ، توسط نيروها و مديران كاردان و شايسته اداره شود . و رابطه مديران و مسئولان و مجريان با نيروهاى حوزوى رابطه حاكم و محكوم نباشد . بلكه رابطه خدمتگزار با سپاس گزار باشد .
< فهرس الموضوعات > د - تنظيم مراحل درسى و تعيين ضوابط < / فهرس الموضوعات > د - تنظيم مراحل درسى و تعيين ضوابط مراحل و دوران طلبگى داراى حد و مرز معين و محدودى نيست . برخى راه پنج ساله را ده سال و گروهى ديگر در پانزده سال طى كردهاند و برخى هر گز به تكميل آن موفق نشده و همواره درجا مىزنند ! آن چه مسلم است شرط پيشرفت محصلين حوزه ، تعيين ادوار و مراحل معين آموزشى و مشخص كردن ضوابط سنى و علمى است ، و وجود كنترل بر درستى رعايت آن ضوابط ، ضمانت اجرايى آن است .
< فهرس الموضوعات > ه - تخصصى شدن رشتههاى علمى حوزوى < / فهرس الموضوعات > ه - تخصصى شدن رشتههاى علمى حوزوى در تنظيم مراحل درسى مىتوان دوره اى را به عنوان دوره عمومى در نظر گرفت كه همه محصلان در آن سهيم و مشترك باشند . در مرحله بعد دورههاى تخصصى بر اساس ذوق و استعداد و توان نيروها در نظر گرفته شود . زيرا تنها رسالت حوزهها تدريس فقه و اصول نيست ، بلكه تفسير ، عقايد ، فلسفه و برخى از رشتههاى علوم انسانى نيز به شدت مورد نياز است و بايد به شكلى جدى و تخصصى در آنها كار شود . چه بسا اين امر در موضوعات و مباحث گسترده فقه نيز جارى گردد و ابواب فقهى نيز به گونه تخصصى مورد مطالعه قرار گيرد .
البته معناى تخصصى شدن ابواب فقهى به اين معنا نيست كه مجتهد تنها در بابى از ابواب و يا بخشى از بخشهاى فقه توانايى بر اجتهاد و بازگشت دادن فروع تازه به اصول پايه را داشته باشد ، زيرا مجتهد بايد در تمام ابواب فقهى توانايى اجتهاد را داشته باشد ، بلكه منظور از آن ، تمركز سعى و اجتهاد مجتهد در يك يا چند باب مربوط به هم است تا هر باب و بخشى به گونه كامل مورد بررسى و كاوش قرار گيرد . در نتيجه فقه در برابر همهء پديدههاى مربوط به آن باب پاسخگو مىشود ، و بدين جهت است كه مراكز پژوهشى جهان به اين كار اهميت داده و از اين راه به نتايج مهمى دست يافتهاند .
اين امر اگر چه عملا صورت مىگيرد ولى به طور ناقص و بسيار نارسا ، چه اين كه بيشتر درسهاى فقهى از طهارت شروع مىشود و از صلات نمىگذرد . يعنى باب طهارت و صلات و متاجر بيشترين كارها را به خود اختصاص داده ، در حالى كه ساير ابواب چندان مورد كاوش گسترده قرار نگرفته است .
< فهرس الموضوعات > و - وجود آزمون < / فهرس الموضوعات > و - وجود آزمون بدون ترديد امتحان و آزمون ، نقش بسزايى در كنترل درسى طلاب و پيشرفت آنها دارد .
گر چه اين امر در حوزهها مطرح بوده و هست .
ولى شيوه و چگونگى امتحان موضوعى است كه نياز به بازنگرى و برنامه ريزى جديد در چهار چوب شكل گيرى نظام نوين حوزه دارد .
آن چه اكنون به عنوان امتحان مطرح است ، نه كافى است و نه به صورت فنى و اصولى صورت مىگيرد . چه اين كه شيوه آزمون از نقطه نظر تشريحى يا تستى بودن و گونه و ملاك آن دو و هم چنين كتبى بودن يا شفاهى بودن و ضوابط و مشخصات ممتحنين ، موضوعاتى قابل ملاحظه و شايان تأمل و دقت است .
< فهرس الموضوعات > ز - تهيه تز ، و ارائه دانشنامه < / فهرس الموضوعات > ز - تهيه تز ، و ارائه دانشنامه تدوين و تهيه ( تز فقهى ) در حوزه عالى تحصيلى از اهميت و ارزش وافرى برخوردار است . زيرا هم قدرت علمى فارغ التحصيلان را مىنماياند و هم روح تحقيق و تتبع را در آنان افزايش مىدهد . به كارگيرى اين روش و سنت حسنه در مدتى نه چندان طولانى سبب پديد آمدن دائرة المعارف جديد فقهى خواهد شد و از اين طريق بسيارى از خلاهاى فقهى پر گشته و راه براى تكامل و پيشرفت فقه هموارتر مىشود .
البته بديهى است كه لازمه تهيه « تز فقهى » اين است كه محصل پژوهش و تحقيقات خود را با راهنمايى استاد مبرز و تحت نظارت او پى گيرد .
3 - < فهرس الموضوعات > طرح تغيير مواد و متون درسى < / فهرس الموضوعات > طرح تغيير مواد و متون درسى برخى از مواد درسى مانند تفسير ، فلسفه ، تاريخ اسلام ، اقتصاد و زبانهاى خارجى هنوز به عنوان دروس رسمى حوزه شناخته نشده است ، و به تعبير ديگر مستقلا و به شكل تخصصى روى آنها كار نمىشود . گر چه هر كدام از اين رشتهها به طور پراكنده و نيم رسمى در حوزهها حضور دارد ، ولى لازم است كه با تخصصى شدن رشتههاى علمى ، اين مواد نيز به طور جدى وارد حوزه مباحث حوزوى بشود زيرا اگر رسالت حوزه نشر معارف اسلامى است به همه اين علوم نيازمند است . و در كنار اين افزودن كه بسيار مفيد است ، بايد برخى از مواد يا متون درسى غير ضرورى از رده مباحث حوزوى خارج شود ، يا
لا اقل در مراحل تخصص همان رشتهها مورد مطالعه قرار گيرد . به عنوان مثال ، مرحوم آخوند خراسانى در كفاية الاصول بحثى در زمينه موضوع علم دارد و مىگويد : « موضوع كل علم ما يبحث فيه عن عوارضه الذاتية أي بلا واسطة فى العروض » .
و نيز بحث از تصوير جامع صحيحى بنا بر اين كه الفاظ عبادات اسامى براى صحيح باشد . و جامع اعمى بنا بر اين كه الفاظ عبادات اسامى براى أعمّ از صحيح و فاسد باشد . و نيز بحث از طلب و اراده و . .
اين گونه مباحث و نظاير آن كه بعضى از عالمان در مباحث اصولى وارد كردهاند ، بايد از علم اصول حذف شود ، زيرا هيچ گونه ارتباط مستقيمى با علم اصول ندارد ، چه اين كه با علم فقه نيز بىرابطه است . و آن چه سبب اين تطويلهاى بىثمر شده ، راه دادن قاعده فلسفى « الواحد لا يصدر عنه الا الواحد » به حيطه مباحث اعتبارى است[1]در حالى كه اين قاعده فلسفى اصولا در حيطه علل و معاليل طبيعى مطرح است نه در زمينه علل و معاليل اعتبارى .
از اين گذشته طرح « موضوع كل علم » در ابحاث اصولى جا ندارد ، و بايد در جاى خاص خودش - مباحث معرفت شناسى - مورد مطالعه قرار گيرد .
بحث مذكور در كفايه ، بخش قابل توجهى از وقت طلبه را به خود مشغول مىدارد ، زيرا براى فهم منظور ايشان بايد نكات چندى را ملاحظه كرد . از آن جمله : « معناى موضوع علم ، موضوع علوم مختلف ، انگيزه تصوير موضوع براى هر علمى ، اقسام عوارض ، تعيين عرض ذاتى و عرض غريب ، اقسام واسطه ، تفسير عرض ذاتى به نظر مشهور ، تفسير عرضى ذاتى به نظر آخوند ، علت عدول مرحوم آخوند از تفسير مشهور براى عرض ذاتى به
[1]الواحد لا يصدر عنه الواحد ، قاعده اى فلسفى است كه مىگويد از موجود واحد بيش از يك چيز نمىتواند صادر شود . دانشيان اصولى اين قاعده عقلى را در همه علوم جارى شمرده و گفتهاند كه چون اثر علم اصول ، توانايى يافتن بر استنباط احكام شرعى از راه منابع است ، و اين يك اثر است پس بايد مؤثر آن هم يك چيز باشد تا قاعده فلسفى مذكور مخدوش نشود . بر اين اساس گروهى در تلاش برآمدهاند كه موضوع واحدى را به عنوان موضوع علم اصول معرفى كنند و در اين زمينه نظريات گوناگونى را ارائه دادند در اين راستا مرحوم آخوند خراسانى نيز در مقام تصوير موضوع واحد براى علم اصول برآمده و بعد از بررسى گفته است : موضوع علم اصول كلى متحد با موضوعات مسائل است اگر چه داراى عنوان خاص و اسم مخصوص نباشد . نگارنده بر اين عقيده است كه در علوم تصوير موضوع لازم نيست ، زيرا هر علمى عبارت از جمله قضايا و مسائل متفرقه اى است كه دخالت در حصول غرض از آن علم را دارند .
تفسير ديگر ، و . . » .
اين همه وقتگيرى بر سر موضوعى كه نيازى بدان نيست و اساس و پايه اى در علم اصول ندارد ! .
ذكر اين مورد تنها نمودارى است از موارد متعددى كه بايد از متون درسى حذف شود .
< فهرس الموضوعات > تنقيح و تلخيص برخى مباحث < / فهرس الموضوعات > تنقيح و تلخيص برخى مباحث اما مباحثى كه بىرابطه با فقه و اصول نيست ، ولى دخالت آن چندان چشمگير و معتنى به نمىباشد بايد تلخيص شود ، مانند : بحث مشتق ، اشتراك ، حقيقت شرعيه ، مقدمه واجب ، بحث ضد ، اجتماع امر و نهى و نظاير اينها .
و نيز برخى از مباحث قابل حذف است ، مانند : بحث تعريف وضع ، اقسام وضع ، استعمال لفظ در چيزى كه با موضوع له مناسبت دارد آيا بالوضع است يا بالطبع ، وضع الفاظ در برابر معانى آنها آيا ( من حيث هى ) است يا ( بما هى مرادة للافظها ) مركبات آيا داراى وضع مستقل مىباشند يا خير ، اطلاق لفظ و اراده نوع يا صنف يا شخص آن ، و معانى حرفى ، اخطارى است يا ايجادى مسألهء انسداد ، انسداد كبير و صغير ، احوال پنجگانه لفظ ، جواز استعمال لفظ واحد در بيشتر از يك معنا ، و نيز مسائلى از قبيل جواز امر آمر با علم او به نبود شرط آن ، فرق بين ماهيت مهمله و لا بشرط مقسمى و فرق بين اسم جنس و اطلاق و نظاير اينها ، كه در استنباط احكام شرعى نقشى ندارد ، و نيز مبحث « انسداد » كه مرحوم شيخ انصارى به دليل تصحيح تفكر برخى شاگردان وحيد بهبهانى - كه به انسداد معتقد بودند - آن را مطرح ساخت و چون امروز كسى قائل به انسداد مطلق ( يعنى حتى باب علمى ) نيست .
البته بايد مباحث لازم كه داراى نقش در فقه مىباشند به جاى آنها آورده شود ، زيرا اين كار هم موجب صرفه جويى در وقت است و هم از فرصت به دست آمده مىتوان به بحثهاى مفيدتر و ثمر بخشتر پرداخت .
< فهرس الموضوعات > تنظيم و تبويب مباحث < / فهرس الموضوعات > تنظيم و تبويب مباحث كتابهاى درسى ، هم از نقطه نظر تنظيم مباحث و عنوان گذارى و تبويب و دسته بندى موضوعات بايد بازسازى شود و هم از نظر نوع چاپ آنها .
دسته بندى مطالب بر اساس سير منطقى و مشخص كردن اصول و تجزيه آنها از فروع و شماره گذارى آنها نقش به سزايى در تسهيل فهم مطالب دارد .
كتابهاى درسى را بايد به شيوه نوين و با عبارات متقن و نيز كوتاه و مفهوم واضح تدوين كرد و در آنجا كه كلام مؤلف نياز به توضيح دارد ، توضيح آورده شود . البته منظور اين نيست كه كتابهاى سنتى به كلى از حوزه خارج شود و كتب قدما مورد اعراض و بىمهرى قرار گيرد . بلكه بايد برنامه منظم و ملخصى براى دوره عمومى آموزشى حوزه قرار داده شود و كتابهاى مفصل قدما در كار آن دسته از كسانى قرار گيرد كه رشته تخصصى فقه يا اصول را دنبال مىكنند و دهها سال در اين زمينه به تحقيق مىپردازند .
نمودارى از تنظيم مباحث اصولى مرحوم شيخ اعظم انصارى در كتاب رسائل ( قطع رحلى ) نوزده صفحه را به بحث اجماع اختصاص داده است كه خواندن آن هفتهها به طول مىانجاميد . با اين كه مىتوان همه آن مطالب را با عباراتى روشنتر و نظمى گوياتر به شكلى تدوين كرد كه محصل در كمتر از يك هفته همه آن مطالب را به صورتى روشنتر فرا گيرد .
به عنوان نمونه ، اگر همين بحث « اجماع » با نظمى كه مىآوريم تدوين شود ، مطلبى هم فروگذار نخواهد شد .
جايگاه اجماع در اجتهاد و استنباط .
معناى لغوى و اصطلاحى اجماع .
اقسام اجماع منقول و محصل و بيان معناى هر يك .
دلايل حجّيت اجماع .
راههاى كشف اجماع از قول امام ( ع ) اجماع دخولى ، نظريه سيد مرتضى .
اجماع لطفى ، نظريه شيخ طوسى .
اجماع تقريرى حلبى .
اجماع حدسى ، نظريه شيخ انصارى .
كشف از دليل معتبر ، نظريه ميرزاى نائينى .
كشف از سيره اصحاب ائمه در اصول متلقات ، نظريهء مرحوم آقاى بروجردى .
نقد و تحليل آراء و نظريات .
بيان نظريّه مورد قبول .
در مبحث استصحاب نيز مرحوم شيخ اعظم انصارى حدود يك صد و ده صفحه از رسائل را بدان اختصاص داده است كه خواندن آن نياز به چندين ماه دارد . در حالى كه اگر همه محتواى آن بحث به شيوه جديد تدوين شود ، بيش از دو هفته ، نياز نخواهد داشت .
< فهرس الموضوعات > كيفيّت طرح < / فهرس الموضوعات > كيفيّت طرح جايگاه استصحاب و كاربرد آن در اجتهاد و استنباط .
بيان معناى لغوى و اصطلاحى استصحاب .
اركان استصحاب .
ادله اعتبار استصحاب .
بيان موارد حجّيت استصحاب ( شك در مقتضى و شك در رافع يا فقط شك در رافع ) بيان اقسام مستصحب و اقسام استصحاب كلى .
بيان فروع با تنظيم و شمارش بديهى است كه آن چه در اينجا يادآور شديم تنها به عنوان ارائه نمودار است و اين مباحث توسط يك فرد بلكه بايد توسط يك لجنه تحقيقاتى و مركز مطالعاتى حوزه ، تشكل يافته از صاحب نظران آگاه به موازين و داراى ذوق فراوان مورد بررسى كامل قرار گيرد ، و متون درسى تنظيم گردد .
به عقيده نگارنده ، بدون ترديد اگر فردى بتواند با متون درسى مواد موجود حوزهها ، در ظرف سى سال به مرحله اجتهاد راه يابد ، چنانكه ، متون و مواد درسى تصحيح و تنقيح و تنظيم و تكميل شود ، خواهد توانست در ظرف ده سال و يا كمتر به قدرت اجتهاد و استنباط احكام از منابع شرعى دست يابد .
< فهرس الموضوعات > مقاله هفتم فقه اجتهادى و اصلاح حوزهها از ديدگاه امام < / فهرس الموضوعات > مقاله هفتم فقه اجتهادى و اصلاح حوزهها از ديدگاه امام فقه و فقاهت ، اجتهاد و تفقه از جمله واژگان ارجمندى است كه شرافت و قدر آن بر
همگان روشن است .
بداهت والايى فقه - ادراك واقعيتها و حقيقتها - دانشوران را از بيان تفصيلى اهميت آن بىنياز ساخته و تشنگان حقيقت را به اكتساب آن مشغول داشته است . بىآن كه لفظ را مورد مناقشه قرار دهند و درگير مباحث لفظى شوند ، گام در وادى معناى آن نهاده و مىنهند .
با اين حال گاهى عناوين ثانوى و امور عارضى و جنبى ، پرداختن به مباحث لفظى را ايجاد كرده و ضرورى مىنمايد . زيرا اگر چه اهل برهان و معنا را بحث از الفاظ نيست ، ولى وصال شاهد معنا ، در عالم ماده ، براى نوع بشر ، جز از طريق عوامل و اسباب طبيعى آن ميسر نيست .
طريق اگر مبهم و غبار آلوده باشد ، رهروان صواب را از ناصواب و راستى را از كجى و درستى را از غير آن باز نخواهند شناخت .
به هر حال واژگانى چون فقه و فقاهت و تفقه با همه روشنى ، نيازمند تأمل و بازشناسى است . نخست بايد فرق ميان معناى فقه در بيان شارع و نيز در لسان اهل شريعت را بازشناخت و سپس به چگونگى رابطه ميان آن دو پرداخت .
واژه فقه در متون و منابع شرعى متون و منابع شرعى همان زمينه هايى است كه بيان شارع و نظرگاه اصلى او را در آن مىتوان جست و مورد شناسايى قرار داد .
بىترديد معتبرترين متن اصيل و منبع شريفى كه مىتوان بدان مراجعه كرد ، قرآن مىباشد كه در مواردى چند به « فقه و تفقه » و محتواى آن تصريح كرده است .
يكى از موارد كاربرد واژه تفقه در قرآن كه ارتباط بسيار نزديكى با موضوع مورد بحث دارد ، آيه « نفر » است * ( « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » ) * ( آيه 122 / التوبة ) تفقه در دين ، به گونه اى كه بتوان به وسيله آن جامعه را از كجيهاى عقيدتى و عملى و فكرى بر حذر داشت ، در مجموعه تمامى معارف اسلامى مىگنجد و در چهار چوب احكام شرعى فرعى عملى محصور نمىگردد .
از اين رو صدر المتألهين در شرح اصول كافى پس از بيان اين كه واژه فقه در آغاز