بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 482


از ميان محورهاى ياد شده ، دو محور نخست در گذشته قدرى تبيين گشت . و اما محورهاى ديگر نيازمند توضيح است .
حاكميت جو جمود بر برخى انديشه‌ها اصولا انسان هنگامى كه با يك محيط ، لباس ، غذا و حتى فكر و نظريه و روش بيشتر سر و كار داشته باشد ، بدان خو گرفته و چه بسا ناخودآگاه بدان وابسته مىگردد اين وابستگى و دلبستگى تا مرحله اى ارزشمند مىتواند باشد ، مثل علاقه به وطن و فرهنگ و آداب صحيح اجتماعى ولى در مرحله اى هم ضد ارزش است . مثلا على رغم درك نادرستى يك فكر و انديشه و يا شيوه ، صرفا به دليل وفادارى به سنتها از شكستن جو حاكم ناتوان شده و خود را تسليم آن كند .
عاميان در زندگى خويش از اين گونه وابستگيها و حصارها بسيار دارند و اهل دانش و معرفت اگر چه در مقايسه با آنان از چنين حصارهايى گريخته‌اند ولى آنان نيز متناسب ، سطح و رشته علمى و نيز سنتها و آداب صنفى خويش ، گاه محصور برخى ذهنيتهاى ساختگى مىشوند .
فقيهان نيز اگر چه نسبت به عاميان از بسيار حصارهاى فكرى و عقيدتى در امانند ولى آنان به تناسب با موضوع كار خويش ، گاه تحت تأثير عواملى غير واقعى قرار مىگيرند .
به عنوان مثال در موضوع دفاع از مال ، آن را تا سرحد كشته شدن جايز مىشمرند و چه بسا « من قتل دون ماله او عرضه » را شهيد بدانند ، ولى در دفاع از كيان اسلام و نظام اسلامى هراس داشته و حاضر نباشند كه كوچكترين عملى را براى حفظ آن انجام دهند .
امر به معروف را در مباحث نظرى واجب مىشمرند ولى در عمل گرفتار شبههء تقيه مىگردند . و بزرگترين امر به معروفها مبارزه با حكام فاسد غير دينى را خلاف تقيه مىشمرند . بى توجه به اين كه تقيه نيز براى حفظ اسلام و كيان اسلامى است و چنانچه تقيه ، ذلت و شكست اسلام را به دنبال داشته باشد ، مجالى براى آن نيست .
كتاب جهاد را احيانا بحث مىكنند ، ولى ناخودآگاه معتقدند كه در زمان غيبت هيچ تكليفى جز دعا كردن براى ظهور حضرت حجت ، متوجه امت اسلامى نيست ! كتاب حدود را مورد بررسى قرار مىدهند ولى ناخودآگاه معتقد مىشوند كه اجراء آن منوط به حضور امام معصوم است . نهايتا اكنون حدود الهى تعطيل مىباشد !


صفحه 483


كتاب قضاء را مطالعه مىكنند و بر اين باور مىشوند كه باز بودن باب آن منوط به وجود مجتهد مطلق است و در صورت نبود آن بايد قضاوت نباشد .
و بسيارى ديگر از اين قبيل ذهنيتها كه هم بر زندگى اجتماعى برخى سايه افكنده و هم بر نظريات فقهى آنان ، و چه بسيار احتياطها كه منشأ آن ، وجود همين جوّهاست .
در همين راستا ، رهبر بزرگ مىفرمايد : « ما بايد سعى كنيم تا حصارهاى جهل و خرافه را شكسته تا به سر چشمه زلال اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله برسيم ، و امروز غريبترين چيزها در دنيا همين اسلام است و نجات آن قربانى مىخواهد و دعا كنيد من نيز يكى از قربانيهاى آن گردم » . ( 12 / 7 / 67 ) آن چه او در اين گفتار از آن به عنوان قربانى شدن ياد كرده همان طعن و تهمت و ناسزاهاست كه ممكن است از ناحيه خرافه پردازان و دانش ستيزان و كوتاه نظران و جمود گرايان به خاطر ارائه برخى نظرات واقعى اجتهادى ، به ايشان زده شود ! به هر حال راه مبارزه با چنين حصارهايى همان است كه او ، بدان اشاره فرموده ، يعنى :
حريت و فداكارى و اقدام به شكستن خرافه‌ها و ملاك قرار دادن مبانى راستين اجتهاد و واقعيتها و عدم رعايت پسند عوام ، و خواص عوام صفت .
لزوم شكستن سدّ تقليد در ابحاث اجتهادى مجتهدان راستين بايد سدّ تقليد در ابحاث اجتهادى را شكسته و از اين فرصت مبارك كه در پرتو حاكميت اسلام پديدار گشته استفاده نمايند و در همه موضوعات با موازين فقه اجتهادى ، اجتهاد كنند ، گر چه دستاورد آنان نظريه اى خلاف مشهور باشد .
موضوعاتى هم چون مسائل مربوط به بانكدارى و ارز و ربح و مضاربه ، احكام غنا و موسيقى ، طهارت ذاتى مطلق انسان ، بازى با شطرنج در مواردى كه به قصد استعداد فكرى دريافتى بوده و عنوان آلت قمارى از آن زايل و در آن برد و باخت نباشد ، امكان مرجعيت تقليدى و قضاوت براى زنان ، مسأله انفال و اراضى ، مالياتهاى شرعى و حكومتى ، مواليد و امكان محدود ساختن و روشهاى مجاز آن و ده‌ها مسأله ديگر . اين نويسنده طى سلسله مقالاتى به برخى از موضوعات مذكور در مجله كيهان انديشه و مجله وزين كيهان فرهنگى پرداخته و نيز به بعضى موضوعات ديگر در آينده پرداخته مىشود . و اميد مىرود كه صاحب نظران متعهد و مسئول با نقد و تحليل محققانه و علمى


صفحه 484


و نيز تدوين مباحث نوين به بارورى هر چه بيشتر فقه در دوره معاصر كمك كنند .
فقه اسلام كه تا كنون هشت دوره را سپرى كرده است و فعلا در دوره نهم قرار داد در طول حيات خويش از سه طايفه زيان فراوان ديده است .
الف - كسانى كه احكام غير مطابق با موازين فقه اجتهادى را ، احكام واقعى به حساب آورده و از آنها به عنوان فقه اسلامى دفاع كرده‌اند .
ب - كسانى كه خود از طايفه نخست نيستند ولى در برابر آنان و زيانى كه به فرهنگ فقه و تفكر اسلامى وارد مىآورند ، سكوت كرده و هيچ گونه مسئوليتى را متوجه خود نمىبينند . و تدبيرى را براى تصحيح عمل كرد آنان نمىانديشند .
ج - كسانى كه فاقد شرايط تصدى مرجعيت و رساله بوده و با اين وصف به اقتضاى تمنيات نفسانى و حب جاه و نيز از طريق برخى بيت سازان دين فروش ، گام در اين جايگاه مقدس نهاده‌اند و ما كثيرى از اينان را در ادوار نه گانه فقه مورد شناسايى قرار داده‌ايم و روى جهاتى از ذكر آنها خوددارى شد ، بلى نشر رساله نبايد از روى هوا و حب جاه و شهرت باشد در ادوار فقه برخى بدون داشتن شرايط لازم به انتشار رساله عمليه دست زده‌اند و از اعتقادات پاك مردم سود مىجسته‌اند . البته وجود اين مشكلات در گذشته ، قدرى به ناچار غير قابل كنترل بود ، ولى امروز كه همه امكانات براى نظام بخشيدن به ابعاد مختلف حوزه و حتى شناسايى و معرفى و پرورش فقهاى صالح و مراجع جامع الشرائط و نيز معرفى چهره‌هاى غير صالح و ايادى بيت ساز و مشكوك الحال ميسر است ، ادامه يافتن چنين مشكلاتى قابل توجيه نيست و گناه اين تعللها متوجه كسانى است كه مىتوانند حد اقل فرياد برآورند و راه بنمايند و چنين نمىكنند .
ضعف متون درسى چنانكه در بحثهاى ديگر نيز به اين موضوع پرداخته‌ايم ، نگارنده بر اين باور است كه همه متنهاى درسى حوزه‌ها ( در دوره سطح ) از نقطه نظر تدوين و سبك نگارش و ويرايش ، تنظيم مباحث ، مواد و محتوا و حجم هر مبحث به تناسب كارآيى آن بحث ، نيازمند بازنگرى و بازسازى و تصحيح جدى است و اين بازسازى آنها از دير باز مورد توجه و نظر انديشه مندان و محققان و پژوهشگران واقع بين بوده است .
اين تصور كه دست زدن به كلمات اين كتابها نيز سطح علمى حوزه‌ها را پايين مىآورد ،


صفحه 485


يك توهم و خود ناباورى بيش نيست .
در حالى كه امروز طلاب جوان ما ، مجبورند كه پربارترين فصل عمر خويش را صرف پيدا كردن مرجع ضمير كفايه و مكاسب و رسائل و لمعه و حتى سيوطى و مغنى و هدايه و صمديه كنند و با زحمات و تلاشهاى فراوان با گذشت سالها نتوانند ذهنيت قوى و نيرومندى نسبت به ادبيات و فقه و اصول پيدا نمايند . ما شاهد آنيم كه زنانى در دانشگاههاى كشورهاى اروپايى با ديدن دوره‌هاى بسيار فشرده حساب شده در مباحث اسلامى و فرهنگ جوامع مسلمان و نيز حتى معارف و فرهنگ شيعه و فقه به مرحله صاحب نظرى دست مىيابند ، و كرسيهاى تدريس معارف اسلام را در دانشگاههاى دنيا اشغال مىكنند .
ممكن است بگوييد ، مدرك آنان بىفايده و اطلاعات آنان ناقص است ، ولى اين سخن تا زمانى كه به محك تجربه ننشيند ، درون مايه اى از غرور و بىخبرى و خود بزرگ بينى دارد .
ما نمىگوييم آنان به راستى طعم فقه و معارف اسلامى را چشيده و آن را با همه ابعادش دريافته‌اند ، بلكه ، مقايسه ميان نيروهاى كيفى و كمى حوزه‌هاى خود با آنان داريم ، تا راز سرعت تعلم و نظم علوم و اطلاعات تخصصى آنان را بيابيم .
شكى نيست كه فارق ، استعداد شرقى و غربى نيست بلكه فارق نوع تدوين و تنظيم مباحث علمى است .
امروزه اصول رياضيات همان اصول هزاران سال گذشته است ولى با اين تفاوت رشد بسيار پيدا كرده و جلوه‌هاى فراوان يافته است . ولى محققان و دانشپژوهان امروز براى اطلاع يافتن به اصول و عمق رياضيات هر گز به كتابهاى پيچيده و رمزى و غير منقح هزار سال قبل مراجعه نمىكنند ، و فرزندان ما در مدارس مجبور نيستند اول كتابها و نظريات رياضى ارشميدس و فيثاغورس و ابن هيثم و . . را به ترتيب تعليم ببينند و هر يك را مرحله به مرحله رد و ايراد كنند . بلكه محققان به شيوه اى دقيق و منطقى سير كامل و لازم و منقحى را از رياضيات تدوين كرده‌اند كه در كوتاه ترين زمان و به شايسته ترين وجه آنان كه از استعداد متوسطى هم برخوردار باشند مىتوانند رياضيات را فرا گيرند و اگر چنين شيوه اى به كار گرفته نمىشد ، بديهى است كه در ميان هزاران رياضى خوان ، شايد يك نفر به نتيجه نهايى و قابل قبول دست نمىيافت و آشفتگىهاى فراوان در متدها و


صفحه 486


نظريه‌ها پديد مىآمد .
مشكل متون درسى حوزه ، از اين مقوله است . زيرا از همان آغاز ، كتابهاى ادبيات با عبارتها و واژه‌ها و متد بسيار مهجور ، يكى پس از ديگرى رديف مىشود . چند سال درس ادامه مىيابد در حالى كه نهايت امر ، مطالب دسته بندى و دقيق در ذهن محصل نمىماند و تنها مجموعه اى از منصوبات و مرفوعات و . . را در نتيجه ممارست و تمرين به ذهن مىسپارد بىآن كه بتواند در مواجه با اهل لسان ، معلومات خود را دقيقا به كار گيرد .
همين نارسايى در منطق و فلسفه و فقه و اصول نيز مشهود است . شايد باشند كسانى كه دهها سال به درس خارج رفته‌اند ولى در پايان نتوانند اوليات مبانى فقهى را بر شمارند و خلاصه اى از اندوخته‌هاى خود را ارائه دهند ، يا خود توان اجتهاد و اظهار نظر علمى را بيابند .
اين نارساييها سبب شده كه برخى گمان كنند ، فقه الاحكام اصولا غير از همه علوم دنياست ، يعنى تا خدا نخواهد ، كسى فقيه نمىشود ! البته مشيت خدا در همه جا هست ولى ما نبايد مشكلات پديد آمده از ناحيه تفكر و بينش خود را به مشيت الهى نسبت دهيم .
اگر مدرسى بر اين باور شد كه مطالب فقهى از كتابهاى چاپ قديم بهتر قابل دريافت است و اگر چاپش سنگى و جلدش پوست و چرم باشد ، معنويتش بيشتر است ! و از گرفتن كتابهايى كه به حروف واضح و خطوط روشن و بدون حواشى در هم پيچيده چاپ شده ابا كند ، اين مشكل به مشيت الهى ربطى ندارد . اين مشكل كوته نگرى و خرافه گويى است و تا زمانى كه اين گونه تفكر بر برخى از افراد سايه افكن باشد ، حوزه هم چنان در جا خواهد زد و دست به گريبان حركت بطيئى و ناهمسو و نامتعادل با نيازها و واقعيتهاى زمان خواهد بود .
مقصود نگارنده از تصحيح متون در اينجا لازم به ذكر است وقتى سخن از تغيير و تصحيح متون به ميان مىآيد به معناى عدول از مبانى علمى و كشيدن خط بطلان بر همه آراى پيشينيان نيست بلكه به معناى كمال بخشيدن و به كارگيرى تمامى دانش و ذوق و ابتكار براى عرضه صحيح و دقيق و منطقى مباحث است .


صفحه 487


و اگر آن فقيه بزرگ ( رضوان الله عليه ) بارها و بارها از فقه سنتى و فقه جواهرى دفاع كرده‌اند ، هر گز منظورشان تكامل نبخشيدن به كتب درسى نبوده و نيست ، بلكه منظور ايشان حفظ اصول و مبانى و محتواى ارزشمندى است كه در پرتو رنج و تلاش و اجتهاد فقهاى بزرگ در طول تاريخ فقاهت ، شكل گرفته است .
نگارنده معتقد است كه تمام كتابهاى صرفى ، نحوى ، منطقى ، فلسفى ، فقهى و اصولى رايج حوزه نيازمند تدوينى دوباره و كاملتر و منقح است و كتابهاى موجود با كيفيت فعلى هر گز متناسب با نياز حوزه نيست و بايد همه آنها از رده مباحث خارج شوند و كتابهاى تدوين يافته با متد جديد جايگزين آنها شود .
كتابها در دوره عمومى بايد به شكلى تدوين شود كه متناسب با رشته‌هاى تخصصى بعدى باشد ، ادبياتى كه يك مبلَّغ معمولى بدان نيازمند است با ادبيات مورد نياز يك مترجم يا مبلَّغ بين المللى و يا يك فقيه و مفسر و مورخ فرق مىكند . و همين گونه منطق و فلسفه و تاريخ اسلام و تاريخ جهان و ساير علوم انسانى و . .
شرايط مورد نياز در تدوين متون درسى آن چه به طور كلى بايد در تدوين و تنظيم و تنقيح و گزينش متون درسى حوزه لحاظ شود عبارت است از :
يك - تناسب كيفى و كمى محتواى كتاب ، با سطح آگاهى محصل و نيز نيازهاى علمى او در رابطه با رشته عمومى يا تخصصى فرد .
دو - تطابق موضوعات و مواد درسى با نيازها و شرايط زمان .
سه - دسته بندى مطالب و تنظيم آن بر اساس سير منطقى بحث .
چهار - تبيين اصول و مبادى هر علم و مباحث زير بنايى و تمييز آنها از مباحثى كه متفرّع بر آن است .
پنج - تبيين و توضيح مباحث با بيانى رسا و خالى از هر گونه تعقيد ، تطويل ، ابهام و پيچيده گى .
شش - پيرايش ابواب و موضوعات و فرضيات زايد و بىفايده كه هر گز زمينه عملى ندارد و صرفا داراى ارزش نظرى است و جايگزين ساختن ابواب و موضوعاتى است كه داراى نقش عملى و بنيادى است .


صفحه 488


هفت - تقويت محتواى علمى كتابها ، بر اساس سطوح مختلف و رشته‌هاى تخصصى .
به عنوان مثال ، مرحوم آخوند در كفايه ، ضمن بحث حجيت خبر واحد در تقريب اجماع مىگويد : « بعد از بررسى فتاوى تا زمان شيخ طوسى به دست مىآيد كه همه آنان قائل به حجيت خبر واحد بوده‌اند » در اينجا بايد دانست كه چرا مرحوم آخوند فتاواى علما را تا زمان شيخ مطرح مىكند و آراء علماى ادوار قبل را مورد اشاره قرار نداده است .
هشت - تلخيص مباحثى كه بحث تفصيلى آن ، ضرورى نيست البته به گونه اى كه به محتواى آنها لطمه و آسيب نرساند .
نه - گشودن فصلى در آغاز هر موضوع ، به عنوان تبيين نقش عملى آن موضوع در آن علم .
ده - بيان معناى لغوى واژه‌هاى تخصصى و علمى .
يازده - بيان معناى اصطلاحى واژه‌ها .
دوازده - توضيح اجمالى آراء و نظريات علما كه در متن آورده شده و نيازمند تشريح است .
سيزده - ذكر مصادر و منابع در پاورقيها .
چهارده - تنظيم فهرست موضوع ابحاث و اعلام و آيات و احاديث و جزء اينها .
هر گاه كتابهاى درسى حوزه با رعايت اين اصول تدوين و تنظيم و گزينش شود ، بىترديد بسيارى از آنان كه امروز خويش را ناتوان از دريافت نور فقه مىپندارند ، به اين نور مبارك دست خواهند يافت . و چنانچه در كنار اين امر ساير ابعاد مسائل حوزه ، به شكل صحيح و علمى برنامه ريزى شود ، در آينده اى نه چندان دور ، بسيارى از نارساييها و نابسامانيها در امر تبليغ و تدريس و امور فرهنگى و اخلاقى و علمى نظام حوزه و هم چنين جامعه اسلامى ، زدوده خواهد شد و بايد مسئولان حوزه‌هاى علميه بدانند اگر برنامه‌هاى آموزشى دقيق و حساب شده در همه ابعاد علمى ، فقهى ، اصولى ، فلسفى ، عقائدى ، علوم انسانى ، نحوى و صرفى ، به گونه اى مستقل مطابق روش ياد شده تنظيم نشود نمىتوانند رسالت مهم و سنگين خويش را به پايان برسانند و از اين رو بوده است كه امام امت بر اصلاح نظام آموزشى حوزه‌ها تأكيد داشته است . و عملى شدن اين كار يكى از آرزوهاى او بوده است .
ايشان در وصيت نامه سياسى الهى 20 / 3 / 68 خود فرمودند : « وصيت اين جانب آن


صفحه 489


است كه در همه اعصار خصوصا در عصر حاضر كه نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت و قوت گرفته است قيام براى نظام دادن حوزه‌ها لازم و ضرورى است كه علماء و مدرسين و افاضل عظيم الشأن صرف وقت نموده و با برنامه دقيق و صحيح حوزه‌ها را و خصوصا حوزه علميه قم و ساير حوزه‌هاى بزرگ و با اهميت را در اين مقطع از زمان از آسيب حفظ نمايند « .
< فهرس الموضوعات > عدم پيراستگى متنها و مباحث درسى < / فهرس الموضوعات > عدم پيراستگى متنها و مباحث درسى مهمترين موضوعى كه در تهذيب و تدوين متون حوزوى و اصولا طرح مباحث فقهى و اصولى بايد مورد توجه قرار گيرد ، پيراستن متنها و بحثها از مباحث غير ضرورى و فرضيه‌هاى غير قابل تحقق و سرگرم كننده است .
طرح برخى موضوعات و فرضهايى كه بار عملى نداشته و نخواهد داشت ، به بهانه اين كه طرح موضوعات پيچيده و حتى داشتن متنهاى غامض ، ذهن طلبه را تقويت كرده و او را به تحقيق و تدقيق وا مىدارد ، پذيرفته نيست . زيرا در شرايط امروز ، نيازهاى متزايد جامعه رو به سركشى نهاده و حوزه‌ها مىبايست كه اين تشنه بىتاب را از نقطه نظر مباحث عقيدتى ، اخلاقى ، فقهى ، حقوقى ، قضايى و خلاصه فرهنگى سير آب سازند و در چنين شرايطى ، تساهل هر گز روا نيست .
< فهرس الموضوعات > طرح روش جديد در تنظيم متون فقهى < / فهرس الموضوعات > طرح روش جديد در تنظيم متون فقهى براى ارائه دور نمايى از آن چه پيشنهاد شد به ترسيم چند نمونه مىپردازيم : نخست بايد از متون فقهى كه در مرحله سطح مورد استفاده است آغاز نماييم زيرا با اصلاح دقيق اين متون و جايگزينى آنها با متون بهتر و كاملتر ، اساسى تحول نظام آموزشى در حوزه فراهم مىشود .
اكنون به عنوان ارائه نمونه مشخص ، مسأله اى فقهى را مورد بررسى قرار مىدهيم :
مرحوم شيخ اعظم انصارى در كتاب مكاسب مسأله معاطات را به گونه اى كه همه مىدانيد در چندين صفحه مطرح نموده است كه هفته‌ها خواندن آن به طول مىانجامد با اين كه مىتوان همه مطالب آن بحث را به شكلى مطرح نمود كه طلاب عزيز با در نظر گرفتن متد جديد و روش مذكور در چندين روز همه آن مطالب را به صورتى واضح