بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 495


وى هميشه در بياناتشان از جمود گرايان ، كوته نظران ، قشرى نگران و مقدس نمايان گله مند بودند و احساس مىكردند كه فقه اجتهادى نياز به تحول همه جانبه دارد . بدين جهت با تأكيد و اصرار فقه اجتهادى را وارد مرحله جديد نمودند .
نكته جالب توجه در اين مورد اين است كه او با نظريه افراطگرايان كه از راه رأى و تفكر شخصى و يا منابع غير معتبر احكام حوادث واقعه را استنباط مىكردند ، مخالف بودند ، همان گونه كه با نظريه تفريط گرايان كه بر ظاهر الفاظ عناصر خاصه استنباط در مقام حكم بسنده مىكردند ، مخالف بودند ، هنر ايشان در اين بود نه مانند جمودگرايان و قشريان كه از پاسخگويى در برابر حوادث واقعه سر باز مىزنند و نه مانند متهوران و ناآگاهان از راههاى غير مبتنى بر منابع معتبر شرعى ، حكمى را بيان مىداشته‌اند .
فقيه راستين در ادامه نگرش به مسأله فقه و اجتهاد و مباحث حوزوى آن ، شايسته است كه نگاهى نيز به برخى ابعاد ضرورى « فقهاى راستين » داشته باشيم . فقيه راستين آن فقيهى است كه در احياى جوامع اسلامى و پديد آوردن زمينه‌هاى عملى فقه اسلام و هم چنين رشد و شكوفايى آن كوشا و در كنار اين همه از جهت فضايل اخلاقى ، بلندى طبع ، كرامت نفس ، زمان شناسى ، انسان شناسى و تدبير و مديريت صحيح و حسن اداره برخوردار باشد .
چنين فقيهى مىتواند الگوى رشد فقيهان حوزه‌هاى علميه باشد .
فقيهان در نظام اسلامى - حتى در آن ممالكى كه حاكميت عليه آنان باشد - در عمق روند جريانهاى اجتماعى ، نقش كمترى از حكام ندارند . زيرا حيات معنوى و عبادى جامعه اسلامى در پرتو فقه اسلامى تداوم مىيابد و حاملان فقه ، فقيهانى هستند كه مىبايست احكام كلى شريعت را بر فروع تطبيق دهند . و گاه حتى موضوعات مهم سياسى - اجتماعى را براى مردم باز گويند .
قوت و ضعف حضور و حاكميت فقها نسبت به مسائل جارى جوامع اسلامى در طول تاريخ ، در موارد بسيارى ، به بينشها و موضع گيريها و توان و تدبير اجتماعى و سياسى و دينى فقيهان ، باز مىگردد .
هر گاه فقيهى از بينش قوى اجتماعى ، سياسى و جامعه شناسى عصر خويش برخوردار بوده و شجاعت جهاد و مبارزه را داشته است ، حاكميتهاى غير اسلامى تضعيف شده و


صفحه 496


تحت الشعاع رأى فقيهان قرار گرفته است .
و به عكس هر گاه دايرهء بينش فقها ، ضيق گشته و اسلام از نظر آنان در رساله‌هاى عمليه و رسالت و مسئوليت آنان در حاشيه زدن بر عروة الوثقى و وسيلة النجاة تلقى شده است ، دوران حاكميت استبداد و حكومتهاى غير دينى و چه بسا ضد دينى و روزگار تضعيف دين و ديانت بوده است .
امام طاب ثراه با جامعيت نگرش خويش و با درك عميقى كه از روح بلند و متعالى اسلام داشت در پرتو خصلتهاى ارزشمند ذاتى خويش چون : حريت ، شجاعت ، ايثار ، مقاومت و مديريت ، نه تنها توانست اسلام و فقه و فرهنگ و معارف اسلامى را از جايگاه محكومان تاريخ برهاند ، بلكه توانست آن را به بلنداى حاكميت رسانده و قدرتهاى ضد دينى را بر كنار نمايد .
او به راستى رسالت خويش را در حد توان انجام داد و اگر پس از تحقق اين امر بزرگ - انقلاب اسلامى - كاستيها و نارساييها در امر قضاوت و امور قضايى و نيز مسائل فرهنگى و اقتصادى و اخلاقى و معرفت دينى جامعه به چشم آيد ، اين قصور و يا تقصير كسانى است كه مىبايست از اين مقطع زمانى خاص در جهت تقويت مبانى فقهى و فكرى و فرهنگى و اخلاقى امت اسلام بهترين بهره را برگيرند . ولى متأسفانه كار مطلوبى در اين زمينه انجام نشده است .
ملاكهاى فقاهت در گذشته اكنون در مقام استقصاى اين ملاكها نيستيم و تنها به برخى از آنها كه ضرورى است اشاره خواهيم داشت .
در گذشته يكى از ملاكهاى فقاهت ، حاشيه زدن بر عروه و چاپ رساله عمليه بود ، با اين كه اهل فن برآنند تثبيت فقاهت فقيه بايد در طرح مباحث پيچيده و مشكل فقهى محك زده شود نه تبديل چند احوط به اقوى ، ولى بسيار بودند كسانى كه چاپ رساله اى ، آنان را قانع مىكرد .
دقيقا چنين ذهنيتى سبب گرديد كه بعد از فوت آية الله العظمى سيد ابو الحسن اصفهانى ( قدس سره ) حدود 360 رساله عمليه و حاشيه بر رساله‌هاى پيشين نوشته شود و نيز بعد از آنان رساله‌هاى متعددى در يك زمان چاپ شود بديهى است كه برخى از


صفحه 497


اين رساله‌ها مىبايست چاپ بشود .
ولى با اين وصف بزرگانى مانند امام خمينى بودند كه بعد از فوت مرحوم آية الله العظمى بروجردى حتى با اصرار فراوان شاگردان و فضلاء ، شانه از زير بار چاپ رساله خالى كردند ، بعد از سپرى شدن مدتى با تقاضاى مكرر جمعى از اهالى تهران ، بعضى از فضلاء مطابق فتاواى ايشان در حاشيه عروة و وسيله رساله اى به نام « نجات العباد » تنظيم نموده و چاپ كردند ولى خود ايشان حاضر نشدند در امر چاپ و هزينه آن شركت و براى ترويج و معرفى خويش قدمى بردارند و از مال شخصى يا بيت المال و سهم امام ! در اين راستا بهره گيرند .
مجتهدان كم نظيرى كه رساله ننوشتند البته در اين موضوع ايشان تنها نيست ، بلكه جز ايشان فقهاى ديگرى نيز بودند كه با داشتن همهء شرايط لازم براى مرجعيت و نشر رساله و حتى با اصرار فضلاء و اساتيد حوزه‌هاى علميه حاضر به نشر رساله خود نشدند و تا آخر عمر از پذيرش آن شانه خالى كردند .
از آن جمله :
« استاد اساتيد حوزه علميه قم آية الله العظمى سيد محمد يزدى معروف به محقق داماد ( تغمّده الله برحمته و اسكنه الفسيح من جنّته ) .
« مظهر تقوا آية الله العظمى استاد نگارنده شيخ حسين حلى نجفى ( قدس سره ) .
« مظهر صفا و بىآلايشى آية الله العظمى استاد نگارنده ميرزا باقر زنجانى نجفى ( رضوان الله تعالى عليه ) كه همهء آنها از چهره‌هاى برجسته فقهاى شيعه بودند .
و مهمتر از اين هم شيخ اعظم انصارى ( طاب ثراه ) بعد از اين كه مرجع عام شيعيان جهان شد هر چه مقلدان ايشان اصرار كردند كه رساله اى تنظيم كند نپذيرفت و فرمود رساله‌هاى پيشينيان در بين ما هست و تنظيم كردن رساله‌هاى تكرارى معنا ندارد . بعد از اصرار بىحد آنان گفت من چند حاشيه اى كه دارم بر رساله آنها مىنويسم و به آنها ضميمه مىكنم .
و او تنها به حاشيه نويسى بر سه رساله پيش از خود بسنده نموده كه عبارتند از :
نخبة مرحوم آية الله شيخ محمد ابراهيم كرباسى اصفهانى ( كه متن آن فارسى بود )


صفحه 498


بغية الطالب مرحوم آية الله شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء ( كه متن آن عربى بود ) نجات العباد مرحوم آية الله شيخ محمد حسن نجفى صاحب جواهر ( كه متن آن عربى بود ) و او با اين كه سالها مرجع عام بود اصلا رساله مستقل نشر نداد . و اما رساله‌هاى موجود به اسم ايشان ، همه پرسشها و پاسخهايى است كه توسط مسئولان استفتاء و جمع آورى و چاپ شد و تنها رساله اى كه به نام او پخش شد رسالهء بسيار مختصرى در خصوص عبادات ولى آن هم به سبك رساله‌هاى معمولى و متداول نبوده است زيرا در آن احكام ضرورى باب عبادات مطرح شده بود نه مسائل اجتهادى .
در هر حال ما بر آن نيستيم تا بگوييم چرا رساله چاپ شد و يا كدام رساله بايد چاپ مىشد و كدام نمىشد .
سخن اين است كه اصولا رساله‌هاى عمليه موجود از نظر فراگيرى و تبيين مباحث و كيفيت ، مطلوب نيست . زيرا در آنها تنها بر احكامى كه جنبه فردى و عبادى و معاملاتى به معناى اعم را دارد بسنده شده است .
سخن ما اين است كه اگر فقيهى اسلام را به عنوان نظام پذيرفت و احساس مسئوليت مىكند بايد رساله اى مطابق پديده‌هاى جديد در بعد حقوقى ، اقتصادى ، قضائى ، كيفرى ، سياسى ، حكومتى ، روابط بين المللى و . . تنظيم نمايد نه تنظيم رساله‌هاى تكرارى كه صدها بار نشر يافته است ، و هر گاه در چند مسأله هم اختلاف نظر داشته باشد ، بجاست آنها را به عنوان حاشيه بر رساله‌هاى پيشين ضميمه نمايد همان گونه كه شيخ اعظم انصارى ( قدس سره ) عمل نمود .
و بايد مسئولان بدانند اگر فقه اجتهادى به عنوان پاسخ در برابر آنها تنظيم نشود ايدئولوژيهاى جهانى در اين زمينه براى ما تصميم خواهند گرفت ، براى اين كه با چنين مشكلى و امر ناخوشايندى روبرو نشويم مىبايد بر اساس فقه اجتهادى ، رساله‌هاى تازه اى از مسائل جديد تنظيم نماييم . و بايد اذعان داشت كه اگر اين گونه رسائل تنظيم نشود و پاسخ رويدادها داده نشود بزرگترين ضربه بر پيكر فقه اجتهادى وارد مىشود ، زيرا فرصت طلبان تبليغاتى عليه فقه را به راه خواهند انداخت مبنى بر اين كه فقه از پاسخ رويدادها ناتوان است .


صفحه 499


عدم جواز تقليد ، از مجتهد متجزى سخن ديگر ما اين است كه رساله‌هاى تكرارى و تنها اقوى را به احوط و احوط را به اقوى تبديل نمودن ، آن هم تنها در مسائل فردى و عبادى ، ديگر بس است . كسى كه اين كار را مىكند ، اگر مجتهد نيست كه با او سخن نيست و اگر مجتهد است بايد بداند كه او مجتهد متجزى است ، در صورتى كه توانايى بر استخراج احكام پديده‌هاى جديد را نداشته باشد بر او عنوان مجتهد مطلق مترتب نمىشود . و در نتيجه اين سؤال پيش مىآيد كه از چنين فقيه متجزى ( كه توان استخراج حكم شرعى همه پديده‌ها را ندارد ) تقليد جايز است يا خير ؟
برخى از فقها تقليد از متجزى را جايز نمىدانند ما به گونه مفصل اين مسأله را مورد بررسى قرار داديم و در مباحث ، ادوار اجتهاد مطرح و عنوان شد ، واضح است كه فقيه امروز غير از فقيه و مجتهد ديروز است دامنه كار فقاهت امروز بسى گسترده تر و پيچيده تر از ديروز است . و بدين جهت امام فرمود : « براى اين كه كمى معلوم شود فرق ميان اسلام و آن چه به عنوان اسلام معرفى مىشود تا چه حد است شما را توجه مىدهم به تفاوتى كه ميان قرآن و كتب حديث با رساله‌هاى عمليه هست . قرآن و كتابهاى حديث كه منابع احكام و دستورات اسلام است با رساله‌هاى عمليه كه توسط مجتهدين عصر و مراجع نوشته مىشود از لحاظ جامعيت و اثرى كه در زندگانى اجتماعى مىتواند داشته باشد به كلى تفاوت دارد . نسبت اجتماعيات قرآن با آيات عبادى آن از نسبت صد به يك هم بيشتر است . از يك دوره كتاب حديث كه حدود پنجاه كتاب است و همه احكام اسلام را در بر دارد ، سه چهار كتاب مربوط به عبادات و وظايف انسان نسبت به پروردگار است ، مقدارى از احكام هم مربوط به اخلاقيات است ، بقيه همه مربوط به اجتماعيات ، اقتصاديات ، حقوق ، سياست و تدبير جامعه است » . ( ولايت فقيه ، ص 9 ) ولى بنده مىگويم مسائل اجتهادى رساله‌ها فقه واقعى و شريعت حقيقى نيستند بدين جهت نبايد انديشمندان جهان به عنوان فقه واقعى به آنها نگاه كنند ، بلكه اين رساله‌ها برداشتهاى فقيهان و مجتهدان از منابع و پايه‌هاى شناخت است و تنها لازم است بر كسانى كه نه مجتهدند و نه عمل به احتياط مىكنند جهت انجام وظيفه شرعى مطابق آنها عمل كنند .


صفحه 500


< فهرس الموضوعات > طرح امور اعتبارى به جاى امور حقيقى < / فهرس الموضوعات > طرح امور اعتبارى به جاى امور حقيقى از ديگر ملاكهايى كه در گذشته ، براى فقاهت و ارزشگذارى فقيه ، ناخودآگاه به كار گرفته مىشده ، و امروز بايد سخت مورد نقد قرار گيرد ، اين است كه : به مسائل اعتبارى و تشريعى ، رنگ مسائل حقيقى و طبيعى زده شود و در سايه مشكل غير قابل حلى كه از اين گذرگاه پديد مىآيد ، فقيه بتواند بحثهاى دامنه دارى را بيافريند و دنبال كند ! از جمله امور اعتبارى تشريعى كه رنگ مسائل امور حقيقى و طبيعى به خود گرفته عبارت است از : « تصوير موضوع علم » ، « مسأله جامع صحيحى و اعمى » ( كه ريشه آن لزوم سنخيت ميان اثر و مؤثر مىباشد ) ، « مسألهء شرط متأخر » ( كه ريشه آن لزوم تقدم علت بر معلول مىباشد ) ، « مسأله مقدمات داخلى واجب » ( كه اساس آن لزوم تقدم علت بر معلول است نه مقارنت داشتن آن ) « وجوب مقدمه واجب » ( كه از امور بديهى و بىنياز از بحث است ) و . .
هر يك از مباحث مذكور ، رد و ايرادهاى فراوانى را در بحث اصول به دنبال دارد كه ثمرى قابل توجه نداشته و فرصتها را ضايع مىسازد .
در حوزه‌هاى پيشين ، كسانى كه اين ابحاث را هر چه طولانىتر مورد بحث قرار مىدادند مورد احترام و تجليل قرار مىگرفتند و چه بسا همين مباحث زمينه ارتقاء مقام بعضى از آنان را فراهم مىآورد ! و در قبال آن ، كسانى كه بحثهاى مفيد و ارزنده و بنيادى اسلام را مورد بحث قرار مىدادند مورد بىمهرى و چه بسا تهمت و افترا قرار مىگرفتند ! ممكن است گفته شود كه رواج اين روحيه و نگرش در آن روز حوزه‌ها ، غير مستقيم نشأت گرفته از دسيسه‌ها و توطئه‌هاى حساب شده استعمارگران و تأثير پذيرفته از اوضاع سياسى آن روز بود .
سخن در ريشه يابى اين ذهنيت غلط بسيار است ، كه اين نوشته را تاب آن نيست .
( شرح اين هجران و اين خون جگر ، اين زمان بگذار تا وقت دگر ) .
< فهرس الموضوعات > توطئه‌هاى استكبار < / فهرس الموضوعات > توطئه‌هاى استكبار كوتاه سخن اين كه توطئه خزنده كفر جهانى به توسط مزدوران و عناصر مشكوك الحال داخلى ، سعى در خارج كردن اسلام از صحنه تأثير گذارى بر جوامع اسلامى بود و آنان در اين راستا تلاش مىكردند تا مسائل اصلى فقه اجتهادى و بالنده و مترقى - چه در


صفحه 501


زمينه‌هاى عناصر مشترك اصولى و چه در زمينه عناصر خاصه استنباط - را از صحنه‌هاى عمل خارج سازند . اين دسيسه دو ذهنيت غلط را در پى داشت .
الف - جدايى ديانت از مسائل مربوط به حكومت ، انكار هر گونه مسئوليت ، پرداختن به وظايف فردى و كنار نهادن واجبات اجتماعى ( امر به معروف و نهى از منكر ، مبارزه با فساد و استكبار ، جبهه گيرى در برابر سلطه استعمارگران صليبى و صهيونى بر جوامع اسلامى ) .
نظر رهبر فقيد اسلام در اين زمينه چنين است كه : « همه اينها نتيجه نفوذ بيگانگان در جايگاه و در فرهنگ حوزه‌ها و برخورد واقعى هم با اين خطرات بسيار مشكل و پيچيده است » . ( سوم اسفند ماه 1367 ) .
ب : ناتوان جلوه دادن اسلام و فقه اسلامى از اداره جامعه و پاسخگويى به نيازهاى ضرورى امت اسلام ، در ابعاد مختلف .
و در نتيجه اعتقاد به سپرى شدن دوره اسلام ! يا اعتقاد به عدم كارايى اجتهاد و لزوم به كارگيرى قياس ، استحسان ، مصالح مرسله و . . ! امام نيز صريحا بدين نكته پرداخته و بيان داشته‌اند :
« از توطئه‌هاى مهمى كه در قرن اخير ، خصوصا در دهه‌هاى معاصر و بويژه پس از پيروزى انقلاب آشكارا به چشم مىخورد ، تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براى مأيوس نمودن ملتها و بخصوص ملت فداكار ايران از اسلام است ، گاهى ناشيانه و با صراحت به اين كه احكام اسلام كه هزار و چهار صد سال قبل وضع شده است نمىتواند در عصر حاضر كشورها را اداره كند . يا اين كه اسلام يك دين ارتجاعى است و با هر نوآورى و مظاهر تمدن مخالف است . . » ( وصيتنامه الهى - سياسى ) توطئه‌هاى استكبار عليه مصالح اسلام ، همواره تبليغاتى و زبانى نيست ، بلكه گاه عملى است ، يعنى آنان با نفوذ در طرز تفكر برخى از روحانى نماهاى بىسواد و منحرف فقه و اجتهاد و اسلام را از صحنه‌هاى عملى و ارتباط با جوامع ، خارج كرده و به خودى خود ، ذهنيت ارتجاعى بودن دين يا عدم توانايى اصول و ملاكهاى موجود اجتهاد در استنباط احكام الهى را ، به سطحى نگران غير متعمق تزريق مىكند .
و آن چه در چند سطر قبل يادآور شديم ( پرداختن به مباحث غير ضرورى ، و وارد كردن


صفحه 502


مباحث اعتبارى در مباحث طبيعى ) نمودى از آن است .
براى جلوگيرى از اين افراطها و تفريطها راهى جز بازگشت به فقاهت راستين نيست و فقاهت راستين از يك سو مبتنى است ، بر شناخت منابع معتبر شريعت و متد بهره گيرى از آن و به كارگيرى اصول متقن استنباط ، و از سوى ديگر متكى است بر توجه به عنصر زمان و مكان و شناخت دقيق موضوعات مستحدث و مسائل زمان و آشنايى به روش برخورد با حيله‌ها و تزويرهاى فرهنگ حاكم بر جهان .
سخن پايانى سخن پايانى را از آن فرزانه حكيم مىآوريم كه خود بارزترين مصداق اين كلام خويش بود :
« يك مجتهد بايد زيركى و هوش و فراست هدايت يك جامعه بزرگ اسلامى و حتى غير اسلامى را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدى كه در خور شأن مجتهد است واقعا مدير و مدبر باشد . .
فقه تئورى واقعى و كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است . و همه ترس استكبار از همين مسأله است كه فقه و اجتهاد جنبه عينى و عملى پيدا كند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد . » ( سوم اسفند ماه 1367 ) .
< / لغة النص = فارسي >