نابغه اى ظهور كردند و با ابتكار و ابداع خود دست به تأليف و تصنيف در زمينهء علم اصول و فقه زدند . .
ديگر از شخصيتهاى اين دوره ، نجم الدين محقق حلى ( 600 - 676 ه ) است كه به تحقيق پيرامون مبانى فقه پرداخت ، و از جمله در كتاب « معتبر » خود به تحكيم قواعد خللناپذير فقه همت گماشت ، و در اين ميدان از توفيق روز افزونى بهره مند بود . » < فهرس الموضوعات > 6 . مرحله گسترش استدلال و تنقيح < / فهرس الموضوعات > 6 . مرحله گسترش استدلال و تنقيح اين دوره از زمان آية الله علامهء حلى ( 648 - 726 ه ) شروع مىشود و تا زمان علامهء دهر و مجدد بزرگ وحيد بهبهانى ( م 1205 ه ) ادامه مىيابد . اين دوره آكنده از بحثهاى استدلالى گسترده ، و نقد و تحليلهاى تازه اى در نظريات فقهاست . گر چه در اين مرحله نقض و ابرام در آراى فقها رواج داشت ، ليكن تنها بدان بسنده نشد ، بلكه فقها هم چون گذشته اخبار و روايات را نيز مورد مطالعه قرار مىدادند كه آيا از نظر سند و دلالت بر مقصود درست است يا نه ؟ و يا اصحاب بدان عمل كردهاند يا خير ؟ بنا بر اين سبكهاى جديدى در چگونگى استخراج و استنباط احكام شرعى پديد آمد ، و اين چنين بود كه در اواخر اين دوره ، فقه اسلامى با پيشرفت و ترقى چشمگيرى رو به رو شد . اين تكامل و تطور مرهون تلاش بىوقفهء فقها در بررسى كتب گذشته و تنقيح اصول و مبانى آنان و بيان مدارك ايشان است ، كتابهايى كه هم اكنون نيز مورد مراجعه و مطالعهء فقها است .
< فهرس الموضوعات > شخصيتهاى علمى اين دوره < / فهرس الموضوعات > شخصيتهاى علمى اين دوره پيشواى اين روش مرحوم علامهء حلى ( قدس سره ) است ، چه او بود كه به تلاش و كوشش در بحث و گردآورى و اقوال و مقارنهء ميان آنها و تحقيق و توسعهء در استدلال پرداخت ، و در بحثهاى فقهى كتب بىنظيرى را با مزاياى فوق به رشتهء تحرير در آورد ، كه از جمله كتاب « قواعد » در فروع فقهى است ، كه در علم تفريع در ميان همهء تصانيف اسلامى بى نظير است . كتاب ديگرش « تذكرة الفقهاء » است ، كه در مسائل اختلافى نگاشته شده ، و از جهت گستردگى و مقارنه ميان آراء و تكامل بخشيدن به شيوههاى طرح بحث تا اين زمان نيز همتايى ندارد . كتابهاى فقهى ديگرش « تحرير الاحكام » ،
« نهاية » و « منتهى » است ، كه همگى مشتمل بر بحثهاى فقهى همراه با استدلالهاى فراوان است .
فرزند علامهء حلى ، فخر المحققين ( 682 - 771 ه ) مؤلف كتاب فقهى « ايضاح القواعد » . او نيز هم چون پدرش در توسعه بخشيدن و تفريع و تفصيل در مسائل فقهى و تطبيق قواعد كلى بر مصداقهاى عينى تلاش پيگيرى كرد .
شهيد اول جمال الدين محمد بن مكى ( 734 - 786 ه ) مؤلف كتابهاى « ذكرى الشيعه ) و » دروس « و . . او نيز در كتابهاى فقهى خود مسائل اصلى فقه را به گونهء استدلالى وسيعى مورد بحث قرار داده است .
محقق ثانى نور الدين على بن عبد العالى كركى ( م . 940 ه ) مؤلف كتاب « جامع المقاصد » در شرح قواعد علامهء حلى . او علاوه بر اين ، كتابهاى ديگرى نيز تأليف كرده كه در آنها مسائل فقهى را به طور وسيعى مطرح كرده ، و نظرات ابتكارى مهمى ارائه داده است .
آية الله شيخ على بن عبد العالى ميسى ( م 938 ه ) صاحب « شرح جعفريه » و « شرح رسالهء صيغ العقود و الايقاعات » .
شهيد ثانى زين الدين جبعى ( 911 - 6 / 965 ه ) مؤلف كتاب « مسالك الافهام فى شرح شرايع الاسلام » . شهيد در تأليفات خود همهء تلاشش را مبذول داشته تا مسائل فقهى را به طور وسيع و استدلالى مبسوطى مورد بحث قرار دهد ، و به همين شيوه اصول كلى را در مسائل فرعى پياده كرده است .
علامه شيخ حسين عبد الصمد ، پدر شيخ بهائى و مولف شرح قواعد علامه و حاشيه ارشاد ( 918 - 984 ه ) . او معتقد بود كه در زمان غيبت كبراى امام عصر ( عجل الله فرجه ) نماز جمعه وجوب عينى دارد .
آية الله سيد محمد ( م 1009 ه ) مؤلف كتاب « مدارك الاحكام » در شرح شرايع .
كتابهاى حديثى اين دوره در اين دوره جوامع حديثى مبسوطترى نسبت به كتب دوره سوم به رشته تحرير در آمده است ، كه از جمله مىتوان كتابهاى زير را نام برد :
« وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة » تاليف محمد بن حسن حر عاملى
( 1033 - 1104 ه ) كه اين كتاب اخيرا در بيست جلد به چاپ رسيده است .
« الوافى » در اصول و فروع و سنن و احكام ، نوشته مرحوم فيض كاشانى ( 1007 - 1091 ه ) اين كتاب مشتمل بر همه احاديث كتب اربعه است و در سه جلد رحلى بزرگ چاپ شده است .
« بحار الأنوار » تأليف شيخ محمد باقر مجلسى ( 1037 - 1110 ه ) كه اخيرا در 110 جلد طبع شده است . اين كتاب بزرگترين مجموعهء حديثى شيعه است و امروزه محور مسائل دينى از نظر شيعه اماميه به شمار مىرود ، و در ميان جوامع حديثى كتابى به اين وسعت وجود ندارد .
< فهرس الموضوعات > 7 . مرحله رشد و تكامل فقه < / فهرس الموضوعات > 7 . مرحله رشد و تكامل فقه اين دوره از عصر علامه و استاد بزرگ و مجدد قرن سيزدهم مرحوم آقا محمد باقر بن محمد وحيد بهبهانى ( 6 / 1117 - 8 / 1205 ه ) شروع شده و تا زمان شيخ اعظم و دانشمند گرانمايه شيخ مرتضى انصارى دزفولى ( م 1281 ه ) ادامه مىيابد .
جهان اسلام در طول اين چند سال شاهد جنبش فقهى تكامل يافته اى بود ، كه مسائل گوناگون فقهى در همهء ابعاد مطرح مىشد ، و از آنجا كه فقهاى اين دوره به والاترين مرتبهء بحث و نظر و استدلال و تحقيق كامل دست يافته بودند ، فقه شيعه را به اوج شكوفايى خود رساندند ، علت هم اين بود كه أولا فقها مسائل موجود و فروع آن را به نحو احسن مورد نقد و تحليل قرار داده بودند ، و ثانيا در هر مسأله ادلهء اجتهادى آن اعم از كتاب و سنت را مورد نظر داشتند ، و از اين رو اقوال فقهاى پيشين را ملاحظه مىكردند و مورد نقض و ايراد قرار مىدادند .
همهء محاسنى كه دورههاى پيشين فقه از آن بهره داشتند ، در اين دوره جمع آمده بود و اين مرحله تاثير عميقى در پيشرفت فقه اسلامى داشت به طورى كه دانشپژوهان هنوز هم بحثهاى فقهى اين دوره را مورد مطالعه قرار مىدهند و از تحقيقات آن بهره مىبرند و از آراء و انديشههاى مطرح شده در اين مرحله استفاده مىكنند و كتابهايش را در مراتب بالاى علمى ارج مىنهند .
< فهرس الموضوعات > رجال علمى اين دوره < / فهرس الموضوعات > رجال علمى اين دوره در صدر رجال اين دوره ، مرحوم وحيد بهبهانى است كه محور اصلى اين جهش
فكرى بود و آراء و افكار ژرفى ارائه داد . همو بود كه در اصول شناخت راويان اخبار نظريهء جديدى ابراز كرد و آن را از روش تقليدى ديرينه اش به اسلوب تحقيقى آزادانه اى سوق داد ، و بدين وسيله بسيارى از احاديثى را كه اساس مسائل فقهى در ابواب مختلف بودند تصحيح كرد .
فقيه بزرگ آية الله سيد على طباطبايى ( 1161 - 1231 ه ) خواهر زادهء مرحوم وحيد ، و مؤلف كتاب « رياض المسائل فى بيان احكام الشرع بالدلائل » . اين كتاب نخستين مجموعهء فقهى است كه يك دورهء كامل فقه استدلالى از ابتداى كتاب « طهارت » تا آخرين كتاب « ديات » را در بردارد ، و در آن مسائل فقهى را به طور كامل مورد بحث قرار داده و در ترتيب و تنظيم ابواب آن ابتكارى نوين به كار برده و آرا و نظرات بىسابقه اى ارائه نموده است .
ملا ابو القاسم معروف به ميرزاى قمى ( م / 1227 / 1231 ه ) مؤلف كتاب « قوانين » . كتابش درياى ژرف و بىكرانه از علم و دانش است ، و خودش شير پر خروش بيشهء تحقيق كه مبانى اصول فقه را به گونهء چشمگيرى پايدار ساخته است .
آية الله العظمى سيد مهدى بحر العلوم ( 1155 - 1212 ه ) صاحب حاشيه بر وافيه .
محقق عالى قدر و استاد ارجمند شيخ جعفر كاشف الغطاء ( 1156 - 1228 ه ) مؤلف كتاب « كشف الغطاء عن مبهمات الشريعة الفراء » . اين شيخ بزرگوار در كتاب خود اساس اجتهاد و استنباط را براى نسلهاى آينده به وديعت نهاده است . مرحوم شيخ انصارى در بارهء او چنين گفته : « اگر فردى قواعد اصوليى را كه شيخ در كشف الغطاء مطرح ساخته به اتقان بداند از نظر من مجتهد است » .
آية الله العظمى ملا محمد شريف العلماء ( م 1245 ه ) ، اين دانشمند بزرگ گو اين كه با همهء علم سرشار و احاطهء بسيار بر فقه از خود كتابى يادگار نگذاشته ولى بيش از يك هزار مجتهد در فقه و اصول از حوزهء درس او بيرون آمدهاند . او تنها يك كتاب مختصر در علم اصول دارد كه در مورد مسأله « دستور آمر با علم به انتفاء شرط » بحث كرده است .
آية الله سيد محسن اعرجى ( م 1227 ) صاحب دو شرح بر وافيه .
آية الله سيد جواد عاملى صاحب مفتاح الكرامة .
آية الله العظمى سيد محمد مجاهد ، فرزند صاحب رياض ( م 1242 ه ) مؤلف كتاب فقهى « مناهل » . مناهل كتابى است با ارزش و سودمند و همهء ادله و اقوال در آن آمده و حاوى فروع و مسائل گوناگون است ، در مورد آن گفته شده كه بهترين كتاب فقهى است .
آية الله ملا محمد نراقى كاشانى ( م 1209 ه ) مؤلف « معتمد الشيعة فى احكام الشريعة » و « لوامع » در فقه .
فقيه ارجمند آية الله ملا احمد نراقى ( 1185 - 1245 ه ) صاحب كتاب « مستند الشيعة فى احكام الشريعة » ، اين كتاب نشانگر تبحر بيش از حد و تسلط فوق العادهء او در بحثهاى فقهى است .
آيت الله العظمى شيخ محمد حسن نجفى ، ( 1192 / 1200 - 1266 ه ) مؤلف كتاب « جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام » . جواهر مجموعهء گرانسنگى است كه تاريخ تدوين فقه در گستردگى و شمول و تحقيق و قدرت استدلال نظير آن را ياد ندارد .
يكى از ويژگيهاى اين دوره اين بود كه تعداد بسيارى از فقها در اين سنين مىزيستند و همگى از شاگردان مرحوم وحيد بهبهانى بودهاند . اينان رأيت تحقيق و توسعهء در بحث و استدلال را با سبكى نوين و شيوه اى تكامل يافته افراشتند ، و در نوشتجات خود مطالبى را به عنوان اصول پايهء اجتهاد و استنباط براى نسلهاى آتى به وديعت سپردند . و بدون ترديد خدمتى كه ايشان در اين دوره ارائه كردند بسيار مهم و ارزنده بود ، زيرا آنها اساس تكامل فقه را براى دورههاى آينده بنيان نهادند و ديگران از آن بهرهء فراوانى بردند .
8 . مرحله تدقيق در ابحاث فقهى اين مرحله از زمان شيخ الفقهاء و امام المدققين شيخ انصارى دزفولى قدس سره ( 1214 - 1281 ه ) شروع مىشود و به زمان معلم بزرگوار آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ( 1255 - 1329 ه ) خاتمه مىيابد .
اين دوره از ادوار فقه شاهد حركت فقهى دقيق و مهمى بود و بحثهاى فقهى به اوج گستردگى خود رسيد . فقيه در اين دوره واجد بالاترين مرتبه دقت نظر در بحث بود .
بنا بر اين فقه از جهت دقت در استدلال به صورت نمايانى تطور يافت .
سر آمد اين دوره و آغازگر اين روش مرحوم شيخ انصارى است كه در بحثهاى فقهى روحى تازه دميد و آراى دقيق و كاملى را ارائه كرد و در اين سبك كاروان سالار ديگر
محققان شد . كتاب فقهى او « مكاسب » ، گواه زنده اى بر طرز فكر او است كه سرشار از نظرات ژرفبينانه و مطالب ارزنده است . او در « مكاسب » و ديگر كتابهاى خود شيوه نوينى را در استدلال احكام دينى و مسائل شرعى به كار بسته است كه ويژه اوست و با روش هيچ يك از اسلاف وى سازگار نيست .
ويژگيهاى كتاب « مكاسب » شيخ انصارى در كتاب « مكاسب » اين روش را پيش نگرفته كه از ابتدا خواننده را با توجه دادن به محتواى ادله قانع سازد ، بلكه در پيرامون مسأله به استدلالى عميق و دقيق پرداخته و با دقت بسيار همه زواياى ادله را مورد بررسى قرار داده و با راى صائب خود به جمع آنها همت گماشته است ، تا مانند فقهاى ديگر در هنگام نقد و تحليل ادله به نقض و اشكال گرفتار نشود . او مسأله را عنوان مىكند ، آنگاه آن را تجزيه و تحليل علمى مىكند و براى آن حكمى را به اثبات مىرساند ، سپس با ذكر مقدماتى به مناقشه پيرامون آن مىپردازد و با بيانى شيوا و قلمى رسا آن را به ذهن القاء مىكند ، به گونه اى كه معلم آن را خالى از هر شبههء و اشكالى مىپندارد . پس از آن مقدمات مذكور را مورد اشكال قرار مىدهد و با ذكر دليل همهء آنها را باطل مىكند ، آنگاه براى مسأله ، دليلهاى ديگرى مىآورد و حكم ديگرى را به اثبات مىرساند و نظريهء جديد خود را با ذكر اقوال فقهاى ديگر تاييد مىكند . بعد از همهء اينها ، مقدمات استدلال خود را در بوتهء مناقشه اى دقيق مىافكند ، و دلايل محكم و خدشه ناپذير ديگرى براى آنها مىآورد ، و در نهايت با استشهاد به دلايلى از كتاب و سنت و تأييد گرفتن از اقوال فقها و لغت شناسان به طور قاطعى حكم مسأله را بيان مىكند .
اين روش ابتكارى شيخ در مسائل فقهى باعث شگفتى معاصرين وى شد ، و پس از او تا مدتى از افزودن چيزى بر آن ناتوان ماندند ، و بسيارى از متأخرين وى به نبوغ و برترى علمى او در ميان گذشتگان و آيندگان اعتراف كردهاند .
از اينجا بود كه كتاب مكاسب از زمان تأليف تا كنون مورد نظر واقع شده و از ناحيهء فقهاى بزرگ مورد تعليم و تعلم قرار گرفته و آراى دقيق آن در همهء بيانات فقها مشهود است ، و يافتن زواياى دقيق مطالب شيخ معيار ارزنده اى براى سنجش قدرت اجتهاد طلاب علم است از اين رو دانشپژوهان در همهء حوزههاى علمى به مطالعه و تعليم و تعلم
آن روى آورده و بسيارى از فقها در مورد اهميت آن گفتهاند : « هر كس به نظرات دقيق شيخ در كتاب مكاسب آگاهى يابد مجتهد است » .
چون كتاب مكاسب را معانى دقيق و محتواى عميقى است عدهء زيادى از فقها به شرح و توضيح و تبيين مسائل آن پرداخته و در اين راه از هيچ كوششى دريغ نورزيدهاند .
< فهرس الموضوعات > رجال عصر شيخ انصارى < / فهرس الموضوعات > رجال عصر شيخ انصارى اين حركت و جنبش فقهى كه از انديشه ناب شيخ تراويده بود به رشد فزايندهء خود ادامه داد و در اين راستا نابغههاى انديشمندى به صحنه آمدند كه از جمله عبارتند از :
1 . امام مجدد ميرزا محمد حسن شيرازى ( متوفى 1312 ه ) .
2 . آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ( متوفى 1329 ه ) 3 . آية الله العظمى سيد محمد كاظم يزدى ( متوفى 1337 ه ) 4 . آية الله العظمى مولى فتح الله معروف به شيخ الشريعة اصفهانى ( م 1339 ه ) 5 . آية الله العظمى شيخ عبد الكريم حائرى ، مؤسس حوزه علميه قم ( متوفى 1355 ه ) 6 . آية الله العظمى ميرزا محمد تقى شيرازى ( متوفى 1338 ه ) و فقهاى ديگرى كه محور تحقيق و دقت نظر در مبانى فقهى و اصول استنباط به شمار مىروند .
< فهرس الموضوعات > 9 . دوره تلخيص مباحث فقهى < / فهرس الموضوعات > 9 . دوره تلخيص مباحث فقهى اين مرحله از زمان مرحوم آية الله العظمى آخوند ملا محمد كاظم خراسانى « قدس سره » ( 1255 - 1329 ه ) شروع شده و تا كنون ادامه دارد . اين مرحله از جهت تلخيص در بحثهاى فقهى شاهد سبكى نوين و شيوه اى بديع است و شكوفايى بسيارى دارد .
فقها در اين دوره كتب فقهى را تلخيص كرده و مطالب ناب آن را بيرون كشيده و به تحقيقات شگفت انگيز خود مىآرايند و به جامعه ارائه مىدهند .
از رجال بزرگ اين مرحله و پيشرو اين سبك ، آخوند خراسانى است كه در تحقيق مبانى فقهى بر پايه هايى متين و عباراتى كوتاه و شيوا كوشش كرده و در كتابهاى خود ميان ژرف نگرى در استدلال و توسعه در تحقيق و ايجاز در عبارت جمع كرده است . و
بدين ترتيب فقه را حياتى تازه بخشيده است . او كتاب « اللمعات النيرة فى شرح تكملة التبصرة » را تأليف نموده كه در سراسر آن احكام شريعت را با بهترين و زيباترين دسته بندى و تنظيم مطرح ساخته است ، ولى مع الاسف اجل او را مهلت نداده تا كتاب فقهى خود را به پايان برساند و تنها تا مسأله « مكان مصلى » تحرير كرده است .
ديگر از كتابهايش ، حاشيه اى بر دو بخش بيع و خيارات كتاب مكاسب شيخ انصارى كه در آن امهات مسائل فقهى را با بيانى كوتاه و دقت نظرى ژرف ارائه داده است .
زندگى اين شيخ بزرگوار نقطهء عطف مهمى در تحول بحثهاى فقهى و اصولى به اين شيوه شمرده مىشود ، و در كنار همه اينها آرا و نظرات تازه اى را نيز مطرح كرده است كه تا كنون در فقه و اصول مورد نظر فقهاست ، و در طول سالها هر گز از اهميت آن كاسته نشده است - اين شيخ ارجمند در مجلس درس از قدرت بخصوصى برخوردار بود و با مهارت فراوان اصول فقه را در فرعها و شاخههاى مختلفش پياده مىكرد و قواعد كلى را بر مصاديق تطبيق مىكرد . او در كرسى تدريس هم چون شير نستوهى جولان مىداد و با تلاش خستگىناپذير خود بيش از يك هزار مجتهد را در فقه و اصول تربيت كرد .
در ميان علماى دورهء تلخيص مىتوان از آية الله العظمى سيد محمد كاظم يزدى قدس سره ( م 1337 ه ) نام برد ، كه با بيانى رسا و گفتارى دل نشين به تنقيح و تحقيق در مبانى فقهى دست يازيده ، و كتابى در شرح مكاسب تأليف كرد ، و آراى دقيق و نظرات موشكافانه خود را در قالب عباراتى كوتاه بيان داشته است ، كه فقها هنوز به آراى او با ديدهء تحسين مىنگرند .
ديگر آية الله العظمى آقا ضياء الدين عراقى ( م 1361 ه ) است كه به سهم خود مبانى فقهى را با همين شيوه تحقيق و تلخيص كرده و در اين ميدان بسيار موفق بوده است . او كتاب « شرح تبصرة المتعلمين » را تأليف كرد ، و هم چون مرحوم آخوند و محقق يزدى تحقيقات و استدلالات عميق خود را در عباراتى فشرده بيان نمود .
از جمله علماى اين دوره آية الله العظمى شيخ محمد حسين اصفهانى ( 1296 - 1361 ه ) است كه مبانى فقه را بر اساسى محكم و استوار استحكام بخشيد و با جملاتى كوتاه تحقيقات ژرف و گسترده خود را بيان داشت . او از جمله كتابهاى « اجاره » و « حاشيه بر مكاسب » را كه مشتمل بر تحقيق و دقت نظر و قدرت استقلال و تلخيص است ، به رشته تحرير در آورد ، و از زياد گويى و اختصار بيش از اندازه دورى جست .