گفته است : « صحيحترين كتاب بعد از قرآن صحيح بخارى و بعد از آن صحيح مسلم است .
و همو نيز گفته است : « صحيح مسلم از نظر صحت و درستى دومين كتاب است » .
احمد بن يوسف شافعى در هدى السارى ( ج 2 ) نظير همين تعبير را دارد .
احمد بن ابراهيم ، معروف به ابن خلكان در كتاب وفيات الاعيان ( ج 2 ) و محمد بن احمد بن عثمان شافعى ( 673 - 748 ) در كتاب تذكرة الحفاظ ( ج 2 ) آوردهاند : « حافظ على نيشابورى در بارهء صحيح مسلم گفته است : ما تحت اديم السماء اصح من كتاب مسلم بن حجاج نيشابورى فى علم الحديث » يعنى : در زير آسمان كبود كتاب در علم حديث صحيحتر از كتاب مسلم بن حجاج نيست .
علامه نووى در مقدمهء شرح صحيح مسلم بن حجاج نيشابورى ( ج 1 ، ص 15 ) مىگويد : علما بر اين مطلب اتفاق دارند كه پس از قرآن كتابى صحيحتر از صحيح بخارى و صحيح مسلم نيست . و اين نظرى است كه امت اسلامى آن را پذيرفته است . » نظير همين تعبير را علامه نووى در التقريب و ابن حجر مكى در صواعق المحرقه ( ص 5 ) و امام الحرمين در مقدمهء شرح نووى ( ص 19 ) آوردهاند .
استاد طبينى در شرح الفيه عراقى ( ج 1 ، ص 16 ) مىگويد : « در بين اساتيد من كسانى بودند كه كتاب مسلم را بر كتاب بخارى برترى مىدادند . » فاضل نووى در التقريب مىگويد : « صحيح بخارى و صحيح مسلم صحيحترين كتابها بعد از قرآن مجيد است . و صحيح بخارى نسبت به صحيح مسلم صحيحتر و پرفايده تر است ، گر چه بعضىها صحيح مسلم را مقدم شمردهاند . » علامه احمد بن محمد قسطلانى در ارشاد السارى ( ج 1 ، ص 19 ) مىگويد : « تمام امت اسلامى بر صحت اين دو كتاب اتفاق دارند . و اما اين كه كدام يك از اين دو بر ديگرى ترجيح دارد ؟ مطلبى است كه مورد اختلاف است ، برخى صحيح بخارى را و بعضى صحيح مسلم را مقدم مىدانند . » دلايل رجحان صحيح مسلم بر صحيح بخارى كسانى كه صحيح مسلم را بر صحيح بخارى ترجيح دادهاند به دلايلى تمسك كردهاند :
الف : تأليف صحيح مسلم در زمانى بوده است كه اصول آن در اختيار نويسنده قرار
داشته و نيز اساتيد او همه زنده بودهاند .
ب : ابو العباس احمد بن محمد بن ابى بكر شافعى فارسى ( 608 - 681 ) در وفيات الاعيان مىگويد : « مؤلف صحيح مسلم براى اخذ حديث به بلاد مختلف حجاز ، شام ، عراق ، و مصر سفر كرده و از علما و محدثان بزرگى چون يحيى نيشابورى ، احمد بن حنبل شيبانى ، اسحاق بن راهويه - كه استاد بخارى هم بوده - و عبد الله مسلم حديث اخذ كرده و سفرهاى زيادى به بغداد داشته و آخرين سفر به بغداد به سال 259 بوده است ، و از اين رو مردم آن سامان از او حديث و روايت نقل مىكنند . » ج : در صحيح مسلم كمتر مورد را مىتوان يافت كه سند حديث قطع شده باشد . در حالى كه صحيح بخارى جزيى از حديث را به سندى در موضعى و جزء ديگر آن را به سند ديگر و در موضعى ديگر نقل كرده است و اين امر سبب شده تا شناخت كامل حديث براى اهل حديث مشكل شود .
د : خطيب بغدادى در تاريخ خود ( ج 13 ، ص 102 ) مىنويسد : « محمد بن اسماعيل بخارى در اهل شام به اشتباه افتاده است . زيرا چه بسا يكى از آنان را در جايى به كنيه اش ذكر كرده ولى همان شخص را در جاى ديگر به اسم ياد نموده است تا بدانجا كه گمان مىرود اين دو نام مربوط به دو شخص بوده است . ولى چنين مشكلى در صحيح مسلم به ندرت پيش مىآيد . » بينش دوم پيرامون صحيح مسلم گروه ديگرى از دانشمندان ، صحيح مسلم را مورد انتقاد قرار دادهاند ، كه نام بعضى از آنان آورده مىشود :
در تذكرة الحفاظ ( ج 2 ، ص 589 ) آمده است : « ذهلى - مرجع عام و رئيس فقهاى نيشابور - مسلم بن حجاج را همانند بخارى داراى عقايد فاسد مىدانسته است و بدين جهت او را از خانه و مجلس خويش رانده و مجالست با او را منع كرده بود . » ابن خلكان در وفيات الاعيان ( ج 2 ، ص 281 ) مىگويد : « مسلم بخاطر داشتن همان عقيده در حجاز و عراق نيز مورد نفرت مردم قرار داشت . » ابو ذرعه خراسانى رازى كه از بزرگان علم حديث شناخته شده و علامه نووى در حق او گفته است : « انتهى الحفظ إلى اربعة من اهل خراسان ابو ذرعه . . » . با داشتن چنين
موقعيتى مسلم بن حجاج نيشابورى و امثال او را به باد انتقاد گرفته و آنان را افرادى متظاهر و ريا كار معرفى كرده و بخشى از احاديث او را ناصحيح دانسته است .
خطيب بغدادى در تاريخ خود ( ص 273 و 274 ) از سعيد بن عمر برزعى نقل مىكند : « در خدمت ابو ذرعه رازى بودم كه از صحيح مسلم و كتابهايى نظير آن سخن به ميان آمد ، ابو ذرعه گفت : صاحبان اين گونه كتابها كسانىاند كه قبل از يافتن صلاحيت خواهش رياست داشتند و با نوشتن چنين كتابهايى راه دستيابى به رياست را براى خويش هموار كردند . » همو از سعيد بن عمر نقل مىكند : من در نزد ابو ذرعه بودم كه كتاب مسلم بن حجاج را نزد او آوردند و او بلا فاصله مشغول مطالعه آن شد ، تا رسيد به حديثى كه مسلم از اسباط بن عمر نقل كرده است . ابو ذرعه گفت : اين حديث خيلى دور از صحت است . سپس به حديث ديگرى رسيد و گفت اين حديث از حديث قبل بدتر است .
فاضل نووى در مقدمهء شرح خويش بر صحيح مسلم ( ص 16 ) مىگويد : « مسلم مدعى است كه احاديث صحيح او نه تنها از نظر خود او صحيح بوده بلكه صحت آن احاديث مورد اتفاق همگان قرار داشته است . » سپس علامه نووى به عنوان انتقاد مىگويد : « اثبات اين مدعا كارى است دشوار ، زيرا در صحيح مسلم رواياتى به چشم مىآيد كه در صحت آنها ترديد است . و راويان آن احاديث كسانىاند كه صداقت و وثاقت آنان مورد شك است و ما بعضى از آنها را نام بردهايم . » قاضى باقلانى در فتح البارى ( ج 9 ) داستان نماز خواندن پيامبر بر عبد الله بن ابى و اعتراض عمر را كه صحيح مسلم همانند صحيح بخارى نقل كرده انكار نموده است و نيز امام الحرمين و ابو حامد محمد غزالى و گروهى از دانشمندان اهل سنت آن را مردود دانستهاند .
ابن همام در شرح هدايه گفته است : « كسى كه بگويد اصح احاديث آن است كه در صحيحين ( صحيح بخارى ، صحيح مسلم ) وارد شده . ادعايى باطل و نادرست كرده است و نمىتوان از آن پيروى كرد . »
< فهرس الموضوعات > صحيح مسلم از نظر شيعه < / فهرس الموضوعات > صحيح مسلم از نظر شيعه نظر ما در بارهء اين كتاب با نظر گروه اخير از دانشمندان جامعه اهل سنت هماهنگ است . به عقيده ما احاديث زيادى در ابواب مختلف اين كتاب نقل شده كه از نظر علم حديث و درايه ناصحيح است و تعداد آنها بيش از مقدارى است كه محدثان اهل سنت برشمردهاند .
< فهرس الموضوعات > انتقادهايى به صحيح مسلم < / فهرس الموضوعات > انتقادهايى به صحيح مسلم حافظان حديث بر صحيح مسلم انتقادهايى چند داشتهاند كه از آن جمله است :
1 - گروهى از راويان آن ضعيف است و از نظر علم حديث و درايه ، روايات آنها مردود مىباشد .
2 - نقل حديث از ابو هريره كه در زمان خودش معروف به دروغ گويى و اكثار حديث بوده است و نيز نقل حديث از ابو موسى اشعرى ، عمرو بن عاص ، عبد الله بن زبير و عمران بن حيطان ، كه اينان از منحرفان و دشمنان مغرض امام على ( ع ) بوده و به دليل غرض ورزى و اعمال دشمنى ، از جعل حديث و تحريف آن باكى نداشتهاند .
3 - ظاهر نام كتاب صحيح مسلم مىرساند كه تمامى احاديث صحيح را جمع آورى كرده است ، در حالى كه چنين نيست و احاديث صحيح ديگرى نيز وجود دارد كه جاى آن در صحيح مسلم خالى است .
4 - صحيح مسلم همانند صحيح بخارى در بردارندهء احاديثى است كه مخالف ادلهء قطعى عقلى و شرعى است ، هم در زمينهء اصول دين - توحيد ، نبوت ، معاد و . . - و هم در زمينه احكام شرعى . و شگفت اين كه چنين احاديثى از جانب مؤلفين آن صحيح تلقى شده است .
< فهرس الموضوعات > صحيح مسلم و فضايل امام على ( ع ) < / فهرس الموضوعات > صحيح مسلم و فضايل امام على ( ع ) مسلم بن حجاج نيشابورى ، همانند بخارى از تبعات تعصب به دور نمانده و فضايل امام على ( ع ) و احاديثى كه قدر و شأن آن حضرت و برترى ايشان را بر ديگران مىرسانده ، نقل نكرده است و از باز گفتن آن چه گروهى از اصحاب در حق اهل بيت رسول خدا ( ص )
نقل كردهاند امتناع ورزيده است .
شگفت اين است كه مسلم بن حجاج در عصر امام هادى و امام حسن عسكرى عليهما السلام مىزيسته و با اين حال هيچ حديثى از آنان نقل ننموده است . و نشانه اى در دست نيست كه او در سفرهاى زيادى كه به عراق و حجاز كرده با آنان تماسى داشته باشد .
مسلم بن حجاج و ديگرانى كه راه و شيوهء تحقيقى او را برگزيدهاند ، هدفشان مخفى نگهداشتن حقايق و فضايل على ( ع ) و خاندان او بوده تا آيندگان بدانها دست نيابند .
تاريخ نشانگر اين واقعيت است كه مسلم نسبت به پيروان امام على مخالفت داشته و تا مىتوانسته در انديشه تعارض با آنان بوده است . مطلبى كه او در مقدمه كتاب خود ( صحيح مسلم ) به شيعه نسبت داده و افترا بسته است ، دليل اين مدعى است . او مىگويد : « از جمله احاديث جعلى كه شيعه نقل مىكنند اين است كه على ( ع ) در ميان ابر است . ان الرافضة تقول ان عليا فى السحاب . » در حالى كه شيعه معتقد است على بن ابى طالب ( ع ) در محراب عبادت به دست شقىترين فرد روى زمين - ابن ملجم مرادى - به شهادت رسيده و در نجف اشرف مدفون گشته است .
گويا آن چه مسلم را به ارتكاب چنين اشتباهى واداشته اين است كه رسول خدا ( ص ) عمامه معروف خود را كه سحاب نام داشت به عنوان تاج افتخار بر سر امام على ( ع ) گذاشت . و گاهى كه على ( ع ) آن عمامه را بر سر مىنهاد و خدمت حضرت رسول مىرسيد ، پيامبر ( ص ) با خوشحالى مىفرمود ( اقبل على فى السحاب ) . شيعيان به تبعيت از رسول الله ( ص ) به عنوان افتخار براى امام على ( ع ) مىگفتند : « جاء على فى السحاب » اين مطلب در سيرهء حلبى ( ج 3 ، ص 369 ) و الغدير ( ج 1 ) آمده است .
سنن ابن ماجه سنن ابن ماجه ، از محدث بزرگ ، ابو عبد الله محمد بن يزيد بن ماجه قزوينى ( 9 / 207 - 5 / 273 ) است . او براى تأليف سنن خود به شام ، مصر ، مكه ، بغداد و بصره و كوفه مسافرت كرد و از بزرگان علم حديث استماع نمود ، كتاب او يكى از صحاح ششگانه است و آن را بر موطأ مالك برترى دادهاند . و علامه عبد الرحمن بن كمال اسيوطى آن را
شرح نموده است .
< فهرس الموضوعات > برخى نظريات پيرامون سنن ابن ماجه < / فهرس الموضوعات > برخى نظريات پيرامون سنن ابن ماجه به اعتراف جامعه اهل سنت ، سنن ابن ماجه در بر دارندهء احاديث موضوعه است ، از آن جمله حديثى در رابطه با مهدى موعود و اين كه او كسى جز عيسى ( ع ) نيست . و نيز حديثى كه مىگويد : « اولين كسى كه خداوند با او مصافحه مىكند عمر بن خطاب است . » و حديث « من مات مريضا مات شهيدا » و احاديثى در بارهء شهر قزوين .
< فهرس الموضوعات > سنن ابى داود < / فهرس الموضوعات > سنن ابى داود سنن ابى داود تأليف فقيه بزرگوار ابو داود سليمان بن اشعث بن اسحاق بن بشير ازدى سجستانى[1]( 202 - 275 ) است كه به نام سنن ابى داود ، شناخته مىشود علامه ابراهيم ابن اسحاق حربى در پيش گفتار كتاب سنن ابى داود در بارهء مؤلف آن گفته است :
« ألين لأبي داود الحديث ، كما ألين لداود الحديد . » علم حديث براى ابى داود نرم بود همان گونه كه آهن براى داود پيامبر .
علامه حافظ خطابى در مقدمه كتاب معالم السنن ، در بارهء سنن ابى داود گفته است :
« هو كتاب شريف لم يصنف فى علم الدين مثله و قد رزق القبول من كافة الناس فصار حكما بين فرق الناس و الطبقات الفقهاء على اختلاف مذاهبهم فلكل منه ورد و منه شرب و عليه معول اهل العراق و اهل مصر و بلاد المغرب و كثير من اقطار الارض فاما اهل خراسان فقد أولع اكثرهم بكتاب محمد بن اسماعيل البخارى و مسلم بن الحجاج و من نحا نحوهما فى جمع الصحيح على شرطهما فى السبك و الانتقاد الا ان كتاب ابى داود احسن رصفا و اكثر فقها » يعنى سنن ابى داود در علم دين و احكام الهى كتاب شريفى است كه همانند آن تصنيف نشده ، اين كتاب مورد اعتماد و پذيرش همگان قرار گرفته و بين گروههاى گوناگون حكم و داور گشته است و اهل عراق و مصر و بلاد مغرب و بيشتر مناطق روى زمين به آن اعتماد و تكيه نمودهاند و اما اغلب مردم خراسان گر چه توجه بيشترى به كتاب محمد بن اسماعيل بخارى و مسلم بن حجاج و كتابهايى مانند آن دارند
[1]- سجستان يا معرب سيستان است و يا نام قريه اى از توابع بصره است .
ولى كتاب ابى داود از حيث تنظيم و فقه نيكوتر است .
در پيشگفتار همين كتاب علامه ابن الاعرابى در بارهء آن گفته است : « لو ان رجلا لم يكن عنده شيء من كتاب العلم الا المصحف الذي فيه كلام الله تعالى ثم كتاب ابى داود لم يحتج معهما إلى شيء من العلم البتة . » هر گاه نزد انسان از كتابهاى علمى نباشد مگر كتاب خدا و سپس كتاب ابو داود ، قطعا نيازى به كتابهاى علمى ديگر نخواهد بود .
علامه حافظ منذرى در مقدمه كتاب خود تهذيب السنن مىگويد : « سنن ابى داود هو احدى الكتب المشهورة فى الاقطار و حفظ مصنفه اتقانه و تقدمه محفوظ عن حفاظ الامصار و ثناء الائمه على هذا الكتاب و على مصنفه مأثور عن رواة الآثار » سنن ابى داود يكى از كتابهاى مشهور جهان است و در نزد اهل حديث ، حافظه و اتقان و تقدم وى بر ديگران مسلم است و نيز مدح و ستايش پيشوايان ( حديث ) از او و كتابش فراوان نقل شده است .
در پيش گفتار سنن ابى داود ، از علامه محمد بن حبان نقل شده است كه گفت :
« ابو داود احد ائمة الدنيا فقها و علما و حفظا و نسكا و ورعا و اتقانا . » ابو داود يكى از پيشوايان دنيا از نظر فقه و دانش و حفظ حديث و عبادت و ورع و اتقان بوده است .
ابن قيم جوزيه حنبلى نويسندهء كتاب اعلام الموقعين عن رب العالمين مىگويد :
« كتاب السنن لأبي داود سليمان بن الاشعث السجستاني رحمه الله ، من الاسلام بالموضع الذي خصه الله به ، بحيث صار حكما بين اهل الاسلام و فصلا فى موارد النزاع و الخصام فاليه يتحاكم المنصفون و بحكمه يرضى المحقون فانه جمع شمل احاديث الاحكام ، و رتبها احسن ترتيب و نظمها احسن نظام ، مع انتقائها احسن انتقاء ، و اطراحه منها احاديث المجروحين و الضعفاء . » براى كتاب سنن ابى داود در اسلام خداوند جايگاه خاصى قرار داده است تا بدانجا كه بين اهل اسلام حكم و داور قرار گرفته و وسيله حل نزاع و مخاصمهها گرديده است ، اهل انصاف به هنگام حكم و داورى بدان مراجعه كنند و اهل حق به حكم آن راضى شوند ، گفته مىشود : ابو داود احاديث گوناگونى را در زمينه احكام در آن گرد آورى نموده و به بهترين ترتيب آن را مرتب و به شايسته ترين وجه آنها را تنظيم كرده است ، در آن بهترين احاديث را برگزيده و از آوردن احاديث ضعيف اجتناب ورزيده است .
در تذكرة الحفاظ ( ج 2 ، صفحه 593 ) آمده است : « كتاب الله اصل الايمان و سنن ابى
داود عهد الاسلام . » كتاب خدا ريشه و پايه ايمان است و سنن ابى داود برنامه اسلام .
بيشتر جامعهء اهل سنت سنن ابى داود را ام الاحكام مىدانند . علامه شيرازى در طبقات ، ابو داود را از شاگردان احمد بن حنبل شمرده است .
< فهرس الموضوعات > نگاهى به سنن ابى داود < / فهرس الموضوعات > نگاهى به سنن ابى داود 1 - سنن ابى داود ، در بردارندهء سى و پنج كتاب مختلف و هزار و هشتصد و هفتاد و يك باب و پنج هزار و دويست و هفتاد و چهار حديث است . كشف الظنون مجموع احاديث آن را به غير از مكرراتش چهار هزار و هشت حديث دانسته است .
2 - علامه عبد الرحمن بن كمال اسيوطى كتابى به عنوان مرقاة الصعود إلى سنن ابى داود نگاشته و علامه محمد الزف نيز آن را شرح كرده است .
< فهرس الموضوعات > نقل چند انتقاد بر سنن ابى داود < / فهرس الموضوعات > نقل چند انتقاد بر سنن ابى داود بعضى از بزرگان جامعه اهل سنت ، مانند علامه ذهبى در ميزان الاعتدال و احمد بن عبد الحكيم بن عبد السلام ( م 728 ) معروف به ابن تيميه در منهاج الاصول ، در بارهء سنن ابى داود گفتهاند كه در بر دارندهء احاديث ناصحيح و كاذب است ، از آن جمله حديثى است كه مىگويد : ام سلمه جمره را قبل از طلوع فجر رمى مىكرد . و حديث نهى رسول خدا از حجامت در روز سه شنبه . و نيز حديث منع از خوردن گوشتى كه با كارد جدا شده باشد . و امثال اين احاديث كه در سنن ابى داود زياد است .
< فهرس الموضوعات > سنن ترمذى < / فهرس الموضوعات > سنن ترمذى سنن ترمذى از محدث ابو عيسى محمد بن عيسى بن سوره ترمذى ( 9 / 200 - 1 / 5 / 279 ) مىگويد : « من وقتى از تأليف اين كتاب فارغ شدم آن را به نظر علماى خراسان ، حجاز و عراق رسانيدم ، همه مرا تشويق و تحسين كردند » تذكرة الحفاظ ( ج 2 ، ص 634 ) در بارهء اين كتاب گفته است : « من كان فى بيته هذا الكتاب كان فى بيته نبى يتكلم . » اين كتاب در هر خانه اى باشد مثل اين است كه پيامبر خدا در آن خانه حضور دارد و سخن مىگويد .
ترمذى در ميان علماى جامعه اهل سنت اولين كسى است كه حديث را به صحيح ،