عوامل اين امر را بررسى كنيد به دو دسته عامل مىرسيد: دسته اول مطبوعات و نشريات و كتاب هاى گمراه كننده، كه مسؤول آنها وزارت ارشاد است؛ و دسته ديگر، كارهايى است كه در اين كشور انجام مىشود تا وقاحت و زشتى گناه از بين برود. مردم به گناه كردن تشويق مىشوند، راه گناه برايشان باز مىشود و به بهانه اين كه مىخواهيم به جوانان بها بدهيم چراغ سبز به آن ها داده مىشود كه گناه بكنند. نه فقط گناه پنهانى و در خانه بلكه علنى و در جامعه! غير از اين عوامل عامل ديگرى هم سراغ داريد؟ بله، تلويزيون هاى خارجى در مواردى كه امكان ارتباط باشد، مثل مناطق مرزى، يا كسانى كه به صورت قاچاق از ماهواره استفاده مىكنند، فيلم هاى مبتذل ويدئويى به صورت قاچاق يا بعضى موارد كه مجوز وزارت ارشاد هم دارد! عامل ديگرى هم براى اين كه دين در جامعه تضعيف شده باشد سراغ داريد؟ مسؤول تمام اين موارد وزارت ارشاد نيست. ما مىدانيم كسان ديگرى هم در وزارتخانه هاى ديگر اين مسؤوليت را بر عهده دارند. كسانى هستند در وزارتخانه هاى ديگر كه به اين مسايل دامن مىزنند. اما سهمى از اين هم باز براى وزارت ارشاد است. تشكيل فرهنگ سراهايى كه در آن ها گناه تعليم داده و يا تشويق مىشود. تشكيل تئاترهايى كه به فرمايش مقام معظم رهبرى بعضى از آن ها صد در صد ضد اسلام است، و موارد ديگرى از اين قبيل، مسؤول اين كارها كيست؟
به ما مىگويند اگر شما دولت را دولت اسلامى مىدانيد پس چرا با وزير آن مخالفت مىكنيد؟ عجب مغالطه اى است! اسلامى بودن اين نظام به رهبرى است، و به همين دليل است كه مطبوعات چه مقام ولايت فقيه را و چه حكومت اسلامى مبتنى بر ولايت فقيه را و شخص مقام معظم رهبرى را مورد حمله قرار داده اند و روز به روز بيشرمانه تر در اين زمينه پيش مىروند. چرا؟ چون اسلام را نمىخواهند. گفتند، اگر اسلام را نخواسته باشيم چه كسى را بايد ببينيم و رفتند در كنفرانس برلين گفتند كه اسلام نمىتواند خودش را با دموكراسى روز وفق بدهد و اين مشكل اسلام است و مجلس ششم اين مسايل را حل خواهد كرد و كسى هم متعرض آن ها نشد.1چنين نظام اسلامى با چنين وزرايى، با چنين معاونين وزرايى و چنين مشاورانى، را واجب الاطاعة بدانيم؟ مگر در موردى اطاعت شيطان واجب بشود! و گر نه «لاطاعَةَ لَِمخْلُوق فى مَعْصِيَةِ الخالِق»،2مگر ممكن است خدا اطاعت كسى را كه به راه شيطان و
[1]ر.ك:
كيهان، 23، 24 و 25 فروردين 1379، گزارش هاى مربوط به كنفرانس برلين.[2]
نهج البلاغه، كلمات قصار، 165.
گناه دعوت مىكند تجويز كند؟ كسى كه گناه را تأييد و زمينه آن را فراهم مىكند، تسهيلات در اختيار افرادى كه مرتكب گناه مىشوند مىگذارد، سيمرغ بلورين به ايشان مىدهد، دلفين بلورين به ايشان مىدهد، كسانى را كه بيست سال عليه اسلام و نظام اسلامى تلاش كرده اند دعوت مىكنند، از ايشان پذيرايى مىكنند، به آن ها جايزه مىدهند، سيمرغ بلورين هم به ايشان مىدهند، نه يكى و نه دو تا بلكه هفت تا! امام حسين(عليه السلام)هم در مقابل كسانى واقع شد كه دم از اسلام مىزدند و خود را خليفه پيامبر(صلى الله عليه وآله)مىدانستند، و در ظاهر منكر اسلام نبودند.
اگر مقام معظم رهبرى در رأس اين نظام نباشد، اين حكومت براى ما حكومت اسلامى نخواهد بود، ما در اين نظام مسؤولانى را محترم مىشماريم كه مورد تأييد و رضايت مقام معظم رهبرى باشند. اين مطلب در كلمات امام هست، در وصيت نامه ايشان، مكرر در صحيفه نور، در چند مورد فرمود اگر نظامى براساس اذن ولى فقيه و نصب ولى فقيه سر كار نيايد، طاغوت است،1تصريح مىفرمايد، اگر رئيس جمهور هم از طرف ولى فقيه نصب نشود، طاغوت است. چرا اين ها در افكار جامعه تشكيك مىكنند؟ براى اين كه همين مطالب را از بين ببرند. چرا تا اين حد دم از مردم سالارى و دموكراسى مىزنند؟ براى اين كه فردا اگر مردم گفتند ما اسلام را نمىخواهيم، بگويند حرف مردم ملاك است نه حرف امام(قدس سره)! و بالاخره چرا در كنفرانس برلين گفتند خمينى هم به موزه تاريخ خواهد رفت؟ مسؤولان آمريكايى تصريح كردند، و دل بستند، تصريح كردند كه اگر مجلس ششم بتواند مسأله ولايت فقيه را حل كند كار ما آسان شده، و مشكل ما با ايران حل مىشود. اين ها چشم دوخته اند به اين كه روزى به نام رفراندوم مسأله ولايت فقيه را بردارند و در حال فراهم كردن مقدمات و زمينه فرهنگى آن هستند. اى لعنت بر كسانى كه چنين زمينه هايى را فراهم مىكنند! اين ها خون امام حسين(عليه السلام)و خون صدها هزار شهيد ما را پايمال مىكنند، با چه چيزى؟ با همين روزنامه هاى كذايى كه با كمك هاى خارجى اداره مىشود.
خوب، ممكن است شما سؤال كنيد كه اين حرف ها را براى چه مىزنم؟ مشكل اصلى هر جامعه اى ناآگاهى است، اگر اينان توانستند در ظرف اين چند سال اين گونه ناجوانمردانه، ترك تازى كنند، به خاطر اين است كه ما به درستى به وظايفمان آشنا نبوديم. عده اى را با مسأله تساهل و تسامح فريب دادند، با مذمت كردن خشونت و ضد ارزش معرفى كردن آن، مردم را
[1]صيفحه نور، ج 9، ص 253.
فريب دادند، مردم هم ترسيدند حرف بزنند و متهم به خشونت بشوند؛ گفتند گناه است! گناه كبيره است! عده اى مردم نجيب و متدين بودند كه مىترسيدند اگر حرف بزنند، بر خلاف مصلحت نظام اسلامى باشد، بر خلاف رضاى خاطر مقام معظم رهبرى باشد، كم نبودند و الآن هم كم نيستند. الآن هم بايد ما چشممان به دهان مبارك ايشان دوخته باشد؛ اما اين آمادگى را بايد داشته باشيم كه اگر روزى فرمان حركت، فرمان جهاد، فرمان مبارزه داده شد، تا آخرين قطره خونمان بايستيم. تهيه اين آمادگى ها «لحظه اى» نيست، اگر فرمانى صادر شد، همانلحظه نمىتوان كسب آمادگى كرد، آمادگى روحى بايد از ده ها سال پيش در انسان به وجود بيايد.
امام(قدس سره)پانزده سال خون دل خورد تا زمينه فرهنگى انقلاب را فراهم كرد، زندان رفت، تبعيد شد، فرزندش در اين راه به صورت مشكوكى شهيد شد، مشكلات را تحمل كرد، پانزده سال خون دل خورد تا زمينه اجتماعى حركت عظيم مردم فراهم شد؛ اگر چنين زمينه اى از روز اول فراهم بود، پانزده سال تأخير نمىافتاد. اين زمينه را امام(قدس سره)طى پانزده سال فراهم كرد، و بعد ده سال با خون هاى پاك شهدا آبيارى شد. امروز مىخواهند ثمره اين زحمات را به راحتى از ما بگيرند، با چه چيزى؟ با اين كه مبادا كارى كنيد كه خشونت باشد! خلاف تساهل و تسامح باشد! با چنين سحر و افسونى! آن همه فعاليت انبيا و اوليا، خون سيدالشهداء(عليه السلام)، بهره بردارى از هزار و سيصد سال عزادارى سيدالشهداء(عليه السلام)بود كه در پانزده خرداد اتفاق افتاد و بعد در بيست و دوم بهمن به نتيجه رسيد، هزار و سيصد سال تلاش شد تا اين درخت چنين ثمرى داد، و حالا با افسون تساهل و تسامح مىخواهند همه را بر باد دهند، اين مفهوم از كجا آمده است؟ اين واجب،اين تكليف از كجا نازل شده است كه همه احكام شريعت به واسطه آن از بين مىرود؟ تمام دستورات امر به معروف و نهى از منكر و جهاد به خاطر توسط آن نسخ مىشود؟ با همين دستورى كه از غرب آمده، كه بايد تساهل و تسامح داشته باشيد! متوجه باشيد چه وضعى است، خيال نكنيم فقط يك مسأله روزنامه اى است، ژورناليستى است، كسى چيزى مىگويد، ديگرى هم جواب او را مىدهد يا نمىدهد. آثار اين مسأله را در جامعه ببينيد! ببينيد با همين كارها چگونه بسيارى از جوانان ما را منحرف كردند. اين ها آثار همين تلاش ها است؛ اين سياست فرهنگى خبيث است كه امروز چنين ثمرات خبيثى را به بار آورده است. اگر از روز اول جلوى اين كارها گرفته مىشد، اين فسادها به بار نمىآمد و حالا هم دير نشده است.
مردم ما بدانند كه دشمن چه دسيسه اى كرده است و چه نقشه اى براى آن ها كشيده است و چگونه مىخواهد با چهار تا كلمه، با چهار تا حرف، با چهار تا شعار، زحمات هزار و سيصد ساله تشيع را از بين ببرد! صراحتاً مىگويند با رفتن پيامبر(صلى الله عليه وآله)ولايت هم رفت! در جاى ديگر گفتند كه پيامبرى پيامبر(صلى الله عليه وآله)هم معلوم نيست! در جاى ديگر هم گفتند اصل خدا هم قابل اثبات نيست! همين ها گفتند! من و شما هم خام شده ايم و نمىفهميم چه كار مىكنند. نوجوانى كه از دبيرستان وارد دانشگاه مىشود و آن گونه كه بايد، با معارف اسلامى آشنا نيست و بنيه ايمانى اش تقويت نشده است؛ با اين زرق و برق ها، با اين سحر و افسون ها، دين و ايمانش را مىبرند! مگر چندى پيش مقام معظم رهبرى نفرمودند كه ايمان مردم را هدف گرفته اند، آيا باور كرديد؟ چند سال است كه ايشان مىفرمايند تهاجم فرهنگى شده است، شبيخون فرهنگى شده است، مسؤولين فرهنگى كشور چه كار كرده اند؟ ديگر با چه زبانى بگويند؟
من به عنوان يك «شهروند» ـ مىخواهم اصطلاح روز را به كار ببرم، زيرا اگر بگويم «مسلمان» كه مىگويند بى خود! مسلمان كه ارزشى ندارد، زرتشتى هم مثل تو است ـ به عنوان يك شهروند به مسؤولان كشور نصيحت مىكنم، اين راهى كه انتخاب كرده ايد به نفع خود شما هم نيست، مردم ما بارها ثابت كرده اند كه اگر بفهمند دينشان در خطر است، جان برايشان ارزشى نخواهد داشت. مسؤولانى كه به اسلام اعتقاد دارند و قائل به خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله)هستند، سعى كنند اين شياطين را از اطراف خود دور كنند. اين ها را از دستگاه هاى دولتى كشور به خصوص دستگاه هاى سياست گذار بيرون كنند. نصيحت هاى امام(قدس سره)را به خاطر داشته باشند. اگر اين كارها نشود بعيد ندانند روزى بيايد كه تكليفى كه سيدالشهداء(عليه السلام)داشت به عهده جانشين آن حضرت بيايد و كسانى كه هزار و سيصد سال گفتند: «يا لَيْتَنى كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ مَعَكُم»1فرصت را براى شهادت غنيمت بشمارند. بترسند از آن روز؛ تا دير نشده از اشتباهاتشان برگردند و آن ها را جبران كنند. اگر گناهانى مرتكب شده اند، در پيشگاه خدا، ملت مسلمان و سيدالشهداء(عليه السلام)توبه كنند.
[1]زيارت عاشورا.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
امر به معروف و نهى از منكر(2)
ـ مصاديق امر به معروف و نهى از منكر به معنى عام
تعليم جاهل
تذكر و موعظه
برخورد اجتماعى با توطئه ها
مقابله با تهاجم فرهنگى
جهاد و شهادت طلبى براى بيدار كردن جامعه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بسم اللّه الرحمن الرحيم
الحمدللّه ربّ العالمين، والصّلوة والسّلام على سيّد الانبياء والمرسلين، أبى القاسم محمّد وعلى آله الطيبين الطاهرينالمعصومين. اللّهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه وعلى آبائه فى هذه الساعة وفى كل ساعة ولياً وحافظاً وقائداً وناصراً ودليلا وعيناً حتى تسكنه أرضك طوعاً وتمتعه فيهاً طويلا. السلام عليك يا ابا عبد اللّه وعلى الارواح التى حلّت بفنائك.
شهادت مظلومانه سيدالشهداء(عليه السلام)و اهل بيت آن حضرت را به پيشگاه مقدس ولى عصر ـ عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ مقام معظم رهبرى، مراجع تقليد و همه شيفتگان اهل بيت(عليهم السلام)تسليت عرض مىكنم، و اميدوارم خداى متعال در دنيا و آخرت دست ما را از دامان اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام)كوتاه نفرمايد.
شب هاى گذشته بحث ما درباره امر به معروف و نهى از منكر بود. گفتيم با توجه به اين كه يكى از اهداف قيام سيدالشهداء(عليه السلام)امر به معروف و نهى از منكر معرفى شده است، پس چرا رفتارى كه حضرت(عليه السلام)در اين قيام انجام دادند با موازينى كه ما درباره امر به معروف و نهى از منكر مىشناسيم مطابق نيست. به عبارت ساده تر اقدام امام(عليه السلام)چگونه امر به معروف و نهى از منكرى بود كه ما مشابه آن را در تاريخ سراغ نداريم و احكام آن را نمىدانيم؟ در جلسات قبل مقدمتاً در مورد اين كه بعضى از واژه ها گاهى به معناى عام و زمانى به معناى خاص به كار مىروند توضيح مختصرى عرض كردم. بر اين اساس و با توجه به موارد استعمالامر به معروف و نهى از منكردر قرآن كريم و روايات، به اين نتيجه رسيديم كه امر به معروف هم دو اصطلاح و معنا دارد، كه يكى از آن ها معناى خاص و ديگرى عام است. معناى خاص امر به معروف و نهى از منكر همان معناى مصطلح است كه در رساله هاى عمليه مطرح گرديده، و براى آن نيز شرايطى ذكر مىشود. از جمله شرايط عمل به وظيفهامر به معروف و نهى از منكر