بر آن طلوع يا غروب مىكند».
هدايت الهى كه توسط تأليفات گرانقدر مؤلفين شامل حال بشر مىشود باب خير عظيمى است كه از اين خير دائماً صاحبان تأليف بهرهمند مىشوند و بر انسان نيز واجب است كه غير از آموختن لازمههاى زندگى مادى، به تحقيق در امور معنوى و استفاده از مبانى دينى نيز بنمايد.
حضرت اميرالمؤمنين (ع) خطبهاى دارند كه در اين خطبه مىفرمايند: خداوند متعال با كتابهايى كه از جانب خود نازل كرده است و در اين كتابها دلايل آشكار خود را بيان فرموده و آيات خود را در اين كتابها قرار داده هيچ عذرى براى كسى در قيامت نسبت به برشكستگى معنوى براى اين چند روز دنيا باقى نگذارده است وجود اين همه حجت، انسان نمىتواند خود را از دايره هدايت الهى محروم بدارد.
ارزشمندترين كتب هستى
كتبى كه حضرت حق براى هدايت انسان قرار داده و خود نويسنده اين كتب مىباشد سه كتاب است:
(ره) (ره) كتاب تشريع:
يكى از كتبى كه حضرت حق خود مؤلف آن است مجموعه كتب آسمانى است كه از جانب خداى متعال به وسيله انبياى اولوالعزم براى هدايت بشر و الگوگيرى انسانها و دانستن طريقه صحيح زندگى در دنيا و مهيا شدن و بار بستن براى سفرى عظيم و بهرهبردارى از آثار استفاده مثبت از اين كتب مقدس در آخرت نازل فرموده است.
مهمترين كتب آسمانى قرآن كريم است كه توسط آخرين پيامبر حضرت رسول اكرم (ص) فرو فرستاده است. كتابى كه مايه هدايت انسانها و نزول رحمت مادى و معنوى است:
«هدىً و رَحمَهً للمؤمنين».
انسانهايى كه مىخواهند در طريق سعادت ابرى واقع شوند بايد قرآن بياموزند و آن را تلاوت كنند و براى درك معانى آن از محضر ائمه اطهار: كسب فيض كنند به همين دليل در روايات اسلام ثواب بسيار زيادى براى خواندن قرآن بيان شده است كه ثواب خواندن هيچ كتابى به آن نمىرسد.
امام صادق (ع) ارزش خانهاى كه در آن تلاوت قرآن مىشود را چنين بيان كردهاند: «خانه انسان مسلمانى در آن تلاوت قرآن نمايد مانند ستاره درخشانى كه زمينيان مىبينند براى آسمانيان جلوه مىكند».[1]
و پيامبراكرم (ص) مىفرمايد: «خانهاى كه در آن قرآن زياد تلاوت شود خير و بركت آن زياد خواهد شد و همانگونه كه ستارگان آسمان براى زمينيان نورافشانى مىكنند آن خانه براى آسمانيان نورافشانى خواهد كرد».[2]
وقتى آثار تلاوت قرآن در خانهاى به اين حد باشد آيا مىتوان تصور نمود كه ارزش تلاوت آن براى افراد به چه مقدار خواهد بود؟ آيا شايسته است كه اينكتاب باعظمت كه مهمترين و با ارزشترين كتابها محسوب مىشود به گوشه خانهها و كتابخانهها و مساجد و ... كشانده شود و فقط به عنوان يك نماد و يا سمبل مسلمانى از آن استفاده
[1]. الكافى: 2/ 016، حديث 2.
[2]. الكافى: 2/ 016، حديث 1.
شود؟.
2 (ره) كتاب آفاق:
كتاب آفاق، نظام عظيم آفرينش و هستى است كه در مقام اراده حضرت حق لباس خَلق بر تن كرده و جلوگرى مىنمايد.
آسمانها و كهكشانهاى آن، ستارگان و سيارات و عجائب شگفتآور آفرينش آن (ره) كه خود كتابى عظيمى است (ره) بخشى از اين تأليف زيباى خداوندى است و در هر يك از اين مخلوقات، عجائبى است كه خود دنياى عظيمى مىباشد و در اين مقال تنها به اين مسأله اكتفا مىشود كه:
شنيدستم كه هر كوكب جهانى است
ج (ره) (ره) داگانه زم (ره) ين و آسمانى است
زم (ره) (ره) ين در جن (ره) (ره) ب اى (ره) ن اف (ره) لاك مى (ره) (ره) نا
چ (ره) (ره) و خش (ره) خاشى بود در قعر دريا
3 (ره) كتاب انفس:
كتاب انفس كارگاه وجود انسانى است كه خداوند در اين كتاب آيات و نشانههاى خود را تأليف نموده است كتابى كه خداوند درباره آن مىفرمايد:
«سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِى آلْآفَاقِ وَفِى أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ».[1]
«به زودى نشانههاى خود را در كرانهها واطراف جهان ودر نفوس خودشان به آنان نشان خواهيم داد تا براى آنان روشن شود كه بىترديد او حق است».
خداوند تبارك و تعالى با قلم صنع خود كتاب وجود انسان را تأليف نمود و در اين تأليف گرانمايه گوهر اختيار را براى كسب كمالات قرار داد تا انسان به آن مقامى نايل شود كه حتى ملائكه توانايى نيل به آن مقام را ندارد.
آرى! اگر انسان كتاب وجود را آنچنانكه او نوشته است مورد دقت قرار دهد اسرار الهى براى او منكشف خواهد شد و حضرت اميرالمؤمنين (ع) در اين زمينه فرمودند:
[1]. فصِّلَت: 53
أت (ره) (ره) زعم أنك ج (ره) رم ص (ره) غير
وفيك انطوى العالم الاكب (ره) ر
وانت الكتاب ال (ره) مب (ره) ين الذى
ب (ره) (ره) (ره) اح (ره) رفه ى (ره) (ره) ظهر المضمر
«آيا گمان مىكنى كه تو جسم كوچكى هستى در حالى كه خداوند در وجود تو عالمى بزرگ را قرار داده است تو آن كتاب آشكارى هستى كه با حروفش پنهانى آشكار مىگردد».
اين سه كتاب مانند ساير كتابها با حركت زمان و رشد دانش در آياتش تغييرى پيدا نمىشود و از راه اين سه كتاب است كه انسان به توحيد و جهانبينى مثبت و انسانشناسى و عناصر سازنده انسانيت و آينده جهان به ويژه عالم پس از مرگ و بسيارى از حقايق نايل مىشود و عالم به اين سه كتاب چون ائمه اطهار: و عالمان ربانى در رأس همه عالمان و دانشمندان است و چراغ راه انسانها مىباشد.
مشكلات تحصيل علم در گذشته
انسانى كه ارزش خود را بداند و توجه نمايد كه او
موجودى نيست كه عمر خود را به بطالت بگذراند و به وادى هلاكت و نابودى به واسطه ارتكاب گناهان كوچك و بزرگ بيافتد، تمام مشكلات را به جان مىخرد تا به هر وسيله ممكن به داروهاى شفابخش جان خويش دست يابد و كلامى ناب را از طبيبان حاذق دريافت نمايد و بر زخم جان و قلب و روح خويش نمايد.
اما امروزه با وجود كتابخانههاى متعدد و يا آنچه امروزه جايگزين كتاب شده و در عصر ارتباطات بسيارى هستند كه زحمت ارتباط بسيار ساده با كتاب و يا اهل علم را به خود نداده و با بىتوجهى به مسائل دينى و الهى شقاوت را بر سعادت ترجيح مىدهند. با نگاهى به گذشته و مطالعه احوال گذشتگان و كيفيت ارتباطات و چگونگى دسترسى به علوم و معارف الهى شايد توجه و دقت بيشترى به اين حقيقت شود. آنان كه انواع اقسام خطرات را به جان مىخريدند تا بتوانند سعادت دنيا و آخرت خود را تأمين نمايند. به گوشهاى از اين حقايق دقت فرمائيد.
حكايت يكى از شيعيان امام هادى (ع)
يكى از ارادتمندان وجود مبارك حضرت هادى (ع) به نام صَقربن ابىدُلَف نقل مىكند:
زمانى كه متوكل عباسى حضرت امام هادى (ع) را ظالمانه به شهر سامرا آورد و حضرت را حبس كرد خيلى علاقهمند شدم كه در ايام زندانى بودن حضرت، خبرى از وجود مبارك آن امام بزرگوار بگيرم. به دفتر رئيس زندان رفتم او من را مىشناخت از من سوال كرد: براى چه اينجا آمدى؟ گفتم: آمدم شما را ببينم، ساعتى با شما بشينم و گفتگو كنم. فكرم اين بود كه در دفتر رئيس زندان بالاخره بشود خبرى از وجود حضرت هادى (ع) گرفت اتاق و دفتر رئيس زندان جمعيت نشسته بود، جمعيت كه رفت، خلوت شد من ماندم و رئيس زندان دوباره پرسيد: براى چه اينجا آمدهاى؟ چه كار دارى؟ گفتم: كه آمدم شما را ببينم و با شما صحبت كنم.
گفت: نه، تو آمدهاى تا مولاى خود را ببينى و به قصد ديدن من نيامدهاى. چون تا وقتى كه مولاى تو