بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 30

مطالعه كتاب و تبديل ندانسته‌ها به دانسته‌ها

چقدر خوب است كه انسان ندانسته‌ها را با اهل‌

حقيقت تبديل به دانسته‌ها كند. چون ندانسته‌هاى ما عدد ندارد ولى دانستنيهاى ما محدود است. ما چقدر مى‌دانيم؟ ما نبايد هيچ وقت به دانسته‌هاى خود قناعت كنيم. انسان در مقابل خود و خداى خود مسئول است، ظرف زمانى عمر را نبايد به بيهودگى گذراند، انسان بايد عمر خود را صرف دانش‌اندوزى و علم‌اندوزى بنمايد و فرصتى را كه خدا به او داده خرج مطالعه و پژوهش كند و در حدّ علم خود كتاب بخواند و تحقيق كند و كتب ارزشمند دينى را مطالعه نمايد و عمر را در راه كسب معرفت صرف نمايد.

مطالعه كتاب و جلوگيرى از تضييع عمر

بايد به كتابهاى مختلف دينى و اسلامى روى آورد. كتاب‌هاى بسيارى نوشته شده و اين تأليفات گرانمايه نياز هر مقطع سنى را مرتفع مى‌كند. تاريخ پيغمبر اكرم (ص)، تاريخ انبياء، تاريخ ائمه:، تاريخ اولياء، تاريخ بزرگان دين، تاريخ شخصيتهاى انسانى و مطالعه كتب ارزشمندى كه پيرامون حيات مادى‌


صفحه 31

و معنوى و جسمى و روحى انسان نگاشته شده است. عمر را نبايد ضايع كرد كه اگر اين مسئله اتفاق بيافتد انسان روز قيامت مسئول است. مطالعه كردن در حال و در تصحيح انديشه و فكر اخلاق انسان اثر دارد.

مرحوم آيت‌اللّه العظمى بروجردى (ره) ظاهراً 88 سالشان بود كه از دنيا رفتند. يكى از فرمايشان زيباى، پرقيمت ايشان اين بوده است كه در اواخر عمرشان به يكى از علماى بزرگ فرموده بودند كه خدا را شكر مى‌كنم كه يك ساعت عمر 88 ساله‌ام را ضايع نكرده‌ام. چه سرمايه‌اى بالاتر از عمر است؟ چه مايه‌اى بالاتر از عمر است؟

«وَالْعَصْرِ^ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِى خُسْرٍ».[1]:«سوگند به عصر[ظهور پيامبر اسلام (ص)]بى‌ترديد انسان در زيان‌كارى بزرگى است.»

[1]. عصر: 1 و 2


صفحه 32

همه درون چاه خسارت هستند. چه عمل صالحى بالاتر از اين است كه انسان به دانايى خود بيافزايد.

به هر جهت استفاده از عمر از واجبات الهى است و در ساحل انديشه‌هاى بزرگان و اهل‌بيت: و در پاى سخن كتاب نشستن، بالاترين بهره‌ورى از عمر مى‌باشد.

سخن گفتن پيرامون كتاب دليل آوردن براى آفتاب است و براى ما ايرانيان كه دو تمدن بزرگ جهانى يعنى تمدن ايرانى، ايرانيت و مليت كشور گرانبهاى خود و تمدن دين يعنى اسلام عزيز را داريم بايد كتاب و كتابخانه ارزش ويژه‌اى داشته باشند چرا كه ميدانيم تمدن و فرهنگ هر قوم مبتنى بر كتاب است و زيبا آنجاست كه مذهب ما نيز بر كتاب استوار است اين مذهب معجزه‌اش كتاب است و نخستين پيغامش اين است:


صفحه 33

«اقْرَأْ»[1]:«بخوان»

سپس اولين ستايش كه از خداى متعال مى‌شود.

«رَبُّكَ الْأَكْرَمُ»«پروردگارت كريم‌ترين [كريمان‌] است»

است، چرا او را گرامى‌ترين مى‌نامند كه:

«الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»«همان كه به وسيله قلم آموخت»

پروردگار تو كسى كه تو را بوسيله قلم تعليم مى‌دهد و آنچه را كه انسان نمى‌داند و بايد بداند را به او مى‌آموزاند.

[1].^^^^^ بخوان به نام پروردگارت كه [همه آفريده‌ها را] آفريده؛ [همانكه‌] انسان را از علق به وجود آورد. بخوان در حالى كه پروردگار تكريم ترين [كريمان‌] است. همان كه به وسيله قلمآموخت، [و] به انسان آنچه را نمى‌دانست تعليم داد عَلَق 1- 5


صفحه 34

سخن پايانى‌

براى ما كتاب، يك مربى بزرگ مى‌باشد و در پرتو اين مربى است كه انسان حقيقت فراموش شده خود را باز مى‌يابد و توجه و بكارگيرى صحيح آن موجب شناخت خويشتن و شناخت حقايق عالم مى‌شود.

آنچه در عالم، غير از معرفت و كسب معرفت است همه بلهوسى و تاريكى و جهل است چرا كه فرزانگان تنها ماندگاران عالم هستند و فرزانه كسى است كه از عالم فانى و دنياى مادى گذشته و روى دل به چهره آخرت كرده است و در كسب معرفت از مرداب گمراهى به بستان هدايت قدم گذاشته است.


صفحه 35

حال دنيا را بپرسيدم من از فرزانه‌اى گ (ره) (ره) فت: ى (ره) اخوابيست، يا وهمياست‌يا افسانه‌ايگفتمش: احوال عمر اى دل بگو با ما كه چيست؟ گفت: يا برقى است يا شمعى است يا پروانه‌ايگفتمش: اينان كه مى‌بينند چون دل بسته‌اندگفت: يا كورند يا مستند يا ديوانه‌اى‌