بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 5

مى‌فرمايند: «علم و دانش را به بند كشيد و از آن نگهبانى كنيد. عرض كردند: چگونه علم را به بند كشيده شود؟ فرمود: كتابت و نگارش آن».[1]

در اين روايت پيغمبر اسلام (ص) بصورت مطلق به كتابت مطلق علم امر مى‌نمايد.

و يا امام صادق (ع) مى‌فرمايند:«احْتَفِظُوا بِكُتبِكُم، فَإنَّكُم سَوف تَحتَاجونَ اليها»[2]: «كتابهايتان را نيك نگاهدارى كنيد زيرا كه بزودى به آنها نيازمند خواهيد شد».

«بنويس، و دانش خويش را در ميان برادرانت منتشر ساز و چون مرگت فرار رسد كتابهايت را (از دست مده، مفروش، تلف و پراكنده مساز، بلكه) براى فرزندانت به ارث باقى بگذار. زيرا زمانى پرفتنه و آشوب خواهد آمد كه مردمان تنها

[1]. قيّد والعلمَ، قيل: و ما تقييده؟ قال: كتابتهُ. منيه‌المريد: 2/ 151، باب 91، حديث 53.

[2]1. الكافى: 1/ 25، حديث 01.


صفحه 6

به كتابهاى خود انس گيرند و سرگرم گردند».[1]اين تعاليم و ده ها مانند آن، باعث شيوع كتابت و نوشتن علم و زياد شدن نسخه كتابها و رواج كتاب و تأسيس كتابخانه و ترويج علم و تأليف و خواندن كتاب و وقف كردن كتاب و كمك به تأسيسات علمى و كتابخانه شده است.

توصيه پيامبر اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع)

مردى از انصار به محضر مبارك پيغمبر اسلام (ص) مى‌رسيد و در مجلس او شركت مى‌كرد و سخنانى از آن حضرت (ص) مى‌شنيد كه سخت او را به وجد مى‌آورد و براى او شگفت‌انگيز مى‌نمود، بطوريكه شيفته سخنان آن حضرت (ص) مى‌شد؛ ولى نمى‌توانست آنها را به خاطر بسپارد. لذا نگرانى خود را از جهت ضعف و كمبود حافظه، با حضرت (ص) در ميان گذاشت.

[1]2. اكتْتُب و بُثَّ علمك فى اخوانك فان مت فاورث كتبك بنيك فانه ياتيعلى‌الناس زمان هرج لا يأنسون فيه الا بكتبهم. الكافى: 1/ 25، حديث 11.


صفحه 7

رسول خدا (ص) به او فرمودند: براى حفظ و نگاهدارى اين سخنان، از دست خويش مددگير و به دستش اشاره فرمود كه گفتار و بياناتش را بنويسد[1].

امام مجتبى (ع) فرزندان و خواهرزادگان خود را فرا مى‌خواند و به آنها مى‌فرمود: اگر چه شما هم اكنون به عنوان افراد كوچك و خردسال فاميل و قوم و خويش خود بشمار مى‌آييد ولى اين اميد هم وجود دارد كه بزرگان قوم و گروهى ديگر باشيد؛ لذا بر شما لازم است كه علم و دانش را فرا گيريد. و اگر در جمع شما كسانى ديده شوند كه نتوانند علم و دانش را فرا گيرند و يا در خاطر بسپارند بايد به نگارش علم قيام كرده و آن نوشته علمى را در خانه‌هاى خويش قرار داده و از آن نگهبانى كنند[2].

ابن بصير مى‌گويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه مى‌فرمودند: «براى نگارش [حقايق دينى‌] دست به‌

[1]. كنزالعمال: 01/ 542 و 942.

[2]. كنزالعمال: 01/ 752.


صفحه 8

كار گرديد؛ زيرا شما نمى‌توانيد اين حقايق را (ره) جز از طريق نگارش آن (ره) در خاطر خود حفظ نموده و از آن نگاهبانى كنيد».[1]

پيامبر اكرم (ص) مى‌فرمايد:

«هنگامى كه مؤمنى از دنيا مى‌رود حتى اگر يك برگ نوشته از علم خود باقى بگذارد، اين برگ بصورت پوشش و حفاظى ميان او و ميان آتش جهنم خواهد بود، و خداوند متعال در برابر هر حرفى كه در آن نگارش يافته است، شهرى گسترده‌تر از دنيا و آنچه در آن است به وى عطا مى‌كند».[2]

اين مطالب گوشه‌اى از ارزش علم، عالم و علم‌اندوزى و نگارش علوم از ديدگاه اهل‌بيت:

[1]. اكتبوا فانكم لا تَحْفَظون حتّى تَكتُبوا.

[2]إن المؤمن اذا مات و ترك ورقه واحده عليها علم، كانت الورقه ستراًفيما بينه و بين النار و أعطاه‌الله تعالى بكل حرف مدينه أوسع من الدنياو ما فيها. منيه‌المريد: 143.


صفحه 9

مى‌باشد. در اين باب مطالب آنچنان گسترده است كه اگر بخواهيم تمام آن را ذكر كنيم مثنوى هفتاد مَن خواهد شد؛ تنها براى تكميل اين بحث شكل تدوين يكى از مشهورترين كتب دينى و منابع علمى شيعه را كه بر اساس آيات و روايات تنظيم شده است يعنى كتاب اصول كافى را نقل مى‌نمائيم.

ارزش علم از ديدگاه يكى از مهمترين كتب شيعه‌

مرحوم ثقه‌الاسلام كلينى (ره) كه خود بيست سال از عمر شريف خويش را با تلاش طاقت‌فرسا در راه تأليف كتاب «الكافى» گذرانده است در مقدمه كتاب ارزشمند خود به بحث پيرامون اهميت تحصيل علم و آگاهى و لزوم ترويج آن از نظر دين مى‌پردازد. بايد توجه داشت كه تفاوت انسان و حيوان به همين علم و آگاهى بستگى دارد. اسلام، جهل و نادانى را به هيچ عنوان جايز نمى‌داند اگر جهالت و نادانى جايز بود هيچ تكليفى در عالم براى بشر ايجاد نمى‌شد كتابى بر پيغمبرى فرود نمى‌آمد و هيچ يك از انبياء به نبوت برانگيخته نمى‌شدند،


صفحه 10

پس بايد بگوييم كه فلسفه دين و نبوت بيرون آوردن بشر از جهل و نادانى است و اين مقام جز با كسب علم حاصل نمى‌شود اين منطق دين خداست. دين خدا در ابتدا انسان را به خردورزى و فرزانگى و داشتن شخصيت عقلى فرا مى‌خواند و مردمان را به كار عقلى و تفكر دعوت مى‌كند لذا اين همه ارزش به دانش در دين خدا داده شده است. براى آنكه گوشه‌اى از اهميت علم، عالم و صاحبان كتب و انديشه‌هاى دينى و ديگر انديشمندان بيان شود تنها به برخى از عناوين كتاب الكافى در باب فضل علم و دانش اشاره مى‌نمائيم كه در هر باب روايات مختلفى بيان شده است:

باب اهميت علم و وجوب طلب آن و ترغيب بر آن.

باب تعريف علم و برترى عالمان.

باب ثواب عالمان (آنان كه دانش اندوخته‌اند) و متعلمان (آنان كه در حال دانش اندوزيند).

باب چگونگى حال عالمان و دانايان.

باب مقام عالمان و دانشمندان.


صفحه 11

باب زيان فقدان عالمان و دانايان.

باب ارج نشست و برخواست و گفتگو با عالمان و دانشمندان.

باب اهميت پرسش از دانايان و گفتگو با آنان.

باب ترغيب به ياد دادن و آموختن دانش و علم به همگان.

باب نكوهش ندانسته‌گويى.

باب نكوهش كردار غير مبتنى بر علم و دانايى.

باب لزوم به كار بستن علم و دانايى.

باب مسئوليت دامنه‌دار عالمان و دانايان.

باب اهميت كتاب و نقل علم و فضيلت نوشتن علم و نگهدارى و استناد به كتاب.

آنگاه پس از پايان دادن به اين بابها و مسايل بسيارى كه در آنها آمده است، به باب «توحيد» مى‌رسد.

از اينجا مى‌توان تصورى مختصر به دست آورد از نظام تربيتى اسلام: شروع از خرد و شناخت عنصر تعقل و بكار گرفتن آن، آنگاه پرداختن به علم و دانايى و آگاهى، آنگاه خداشناسى از روى بصيرت،


صفحه 12

سپس شناخت رهبر (كتابُ الحُجَّه)، و پس از تحصيل شناخت صحيح وارد شدن به صحنه حيات.

و اين همه ارزش علم، جز با كتابت و نگارش محفوظ نمى‌ماند.

كتاب عنصرى است كه بوسيله قلم بوجود مى‌آيد، قلمى را كه اگر در دست انسان مثبت باشد خدا به آن سوگند مى‌خورد[1]خداوند تبارك و تعالى انبياء و ائمه: را نسبت به ساير بشر در مقامى بالاتر و والاتر قرار داده است و پس از ايشان اصناف مردم به حسب فعاليتها و خدماتشان هر كدام داراى ارزشى مى‌باشد.

البته تمامى مردم در پيشگاه عدل الهى ابتداً مساوى مى‌باشند ولكن اعمال و رفتار آنها ارزش مى‌بخشد در بين اصحاب صناعات و دسته‌هاى مختلف مردم، عالمان صاحبان كتاب داراى ارزشى ويژه مى‌باشند.

[1]. ن وَاْلقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ^ ن، سوگند به قلم وآنچه مى‌نويسند قلم: 1