-
بر مبناى تقدم مرجح مضمونى بر مرجح جهتى؛ نتيجه همان فتواى مرحوم ابن جنيد اسكافى و قاضى نعمان مصرى (قدس) خواهد شد؛ چه اينكه در ميان روايات، مضمون موثقه ابن ابى يعفور موافق با كتاب است.
و:
بر مبناى تقدم مرجح جهتى بر مرجح مضمونى؛ نتيجه همان فتواى مشهور خواهد شد چه اينكه روايات متواتره هفدهگانه مخالف با عامه است.
و:
بر مبناى عدم تقدم مرجحات بر يكديگر؛ نتيجه تعارض و تساقط هر دو مرجح است؛ زيرا «اذا تعارضا تساقطا»[1]و بعد از تساقط، ما با دو طائفه روايتروبرو هستيم:
\* طائفهياول: در اين طائفه «هفده» روايت وجود دارد كه مىگويند: «زوجه از عقار (مطلق ارض) محروم است».
\* طائفهى دوم: در اين طائفه «دو» روايت است كه مىگويند: «زوجه از جميع ما ترك، ارث مىبرد». در اين صورت، نتيجهى حاصل شده اين است كه: اين «دو» روايت، تاب مقاومت در برابر آن «هفده» روايت را ندارند؛ بنابراين قائل مىشويم كه:
«زوجه از مطلق زمين (عقار) محروم است».
[1]. ر. ك. به: بحارالأنوار، علامه مجلسى (رحمه الله)، ج 37، ص 232.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
5 بررسى طائفه سوم روايات
آنچه در اين فصل مى خوانيد:
بررسى طائفهى سوم روايات، دال بر ارث بردن زوجه ذات ولد از عين رباع؛
بررسى دو راه براى تفصيل بين ذات ولد و غير ذات ولد؛
بررسى مقطوعهى ابن اذينه و سه قرينه پيرامون حجيت آن؛
بررسى اقوال قائلين به فتوا بودن و قائلين به روايت بودن مقطوعهى ابن اذينه.
فصل پنجم
بررسى روايات دال بر ارث بردن زوجهى ذات ولد از جميع ما ترك
در مباحث پيشين بيان شد كه، در مقابل «طائفهى اول» روايات كه دلالت بر محروميّت زوجه از عَقار دارد، دو طائفه روايت وجود دارد؛ كهبررسى «طائفهى دوم» در فصل قبل، از نظر گذشت و تنها «طائفهى سوم» باقى مىماند كه آن هم صرفاً در يك روايت خلاصه مىشود![1]اين روايت در السنهى فقهاء به «مقطوعه ابن اذينة» مشهور است، پس: طائفهى سوم: روايتِ دومِ بابِ هفتم از «ابواب ميراث الازواج» كتاب «وسائل الشيعة» است كه مىگويد: «زوجه اگر فرزند داشته باشد از عين رباع، ارث مىبرد».
[1]. البته تعبير «طائفه» در مورد اين مقطوعه، نوعى «مسامحه در تعبير» است ..
دو راه براى تفصيل بين ذات ولد و غير ذات ولد
نكتهى مهمى كه در اين فصل به آن خواهيم پرداخت، بررسى نظر مفصلين بين ذات ولد و غير ذات ولد است كه عمدتاً از دو راه استفاده كردهاند:
\* راه اول، تمسّك به مقطوعهى ابن اذينة؛
اين راه كه در فصل حاضر به آن خواهيم پراخت همان تمسك به طائفه سوم روايات يعنى روايت دوم باب هفتم از ابواب «ميراث الازواج» كتاب «وسائل الشيعة» است كه صرفاً در يك روايت مقطوعه، بنام «مقطوعه ابن اذينة» خلاصه مىگردد؛ مستدلين به اين مقطوعه، روايات دالّ بر حرمان را برموردى كه زوجه غير ذات ولد است تقييد مىزنند.
\* راه دوم، تمسك به مسئلهى انقلاب نسبت.[1]
اين راه كه در پيوست چهارم همين فصل به تفصيل، پيرامون آن بحث خواهيم كرد؛ راه دومى است كه مستدلين به وجود فرق بين ذات ولد و غير ذات ولد به آن استناد كردهاند؛ حال بحث پيرامون صحت اين نظريه و يا عدم آن را به محل خود موكول مىنماييم.
اما اكنون، شايسته است به بررسى راه اول بپردازيم.
بررسى راه اول، تفصيل بين زوجه ذات ولد و غير ذات ولد
همانطور كه در بررسى اولين روايت باب هفتم بيان شد عنوان اين باب كه در «ابواب ميراث الازواج» كتاب «وسائل الشيعة» آمده، چنين است:
«بَابُ أَنَّ الزَّوْجَ يَرِثُ مِنْ كُلِّ مَا تَرَكَتْ زَوْجَتُهُ وَ كَذَا جَمِيعُ الْوُرَّاثِ وَ كَذَا الزَّوْجَةُ الَّتِى لَهَا مِنْهُ وَلَدٌ»[2]
باب ارث زوجه از تمام ما ترك زوجه و همينطور همهى وراث و همچنين
[1]. اساس اين راه توسط مرحوم آيت الله سيّد محمد بحرالعلوم (رحمه الله) پىريزى شده است. ر. ك. به: بلغة الفقيه، بحرالعلوم (رحمه الله)، ج 3، ص 99
[2]. ر. ك. به: وسائلالشيعة، شيخ حر عاملى (رحمه الله)، ج 26، ص 212.
است ارث بردن زوجهاى كه از زوج فرزند دارد (يعنى ارث بردن زوجهى داراى فرزند از زوج از تمام ما ترك زوج)
لازم به ذكر است اين روايت دومين و آخرين روايت در باب ياد شده است؛ براى اينكه در فضاى روايت قرار بگيريم لازم است به بررسى آن بپردازيم.
روايت دومِ باب هفتم
«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ فِى النِّسَاءِ إِذَا كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ أُعْطِينَ مِنَ الرِّبَاعِ»[1]وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى عُمَيْرٍ أَقُولُ وَ يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ عُمُومُ الْآيَاتِ وَ الرِّوَايَاتِ وَ إِطْلَاقُهَا
بررسى سند و دلالت
1. رجال سند
أ. سند اول
- وَ بِإِسْنَادِهِ:
- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى:
- عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ:
- عَنِ ابْنِ أَبِى عُمَيْرٍ:
- عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ:
ب. سند دوم (سند شيخ صدوق (رحمه الله))
- وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ:
- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِى عُمَيْرٍ:
2. دلالت روايت
أ. متن روايت
«عَنْ ابْنِ أُذَيْنَةَ:
[1]. ر. ك. به: وسائلالشيعة، شيخ حر عاملى (رحمه الله)، ج 26، ص 213.
فِى النِّسَاءِ إِذَا كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ أُعْطِينَ مِنَ الرِّبَاعِ»
ب. ترجمهى روايت
از ابن اذينه نقل شده است كه:
زنان اگر فرزند داشته باشند از [عين] رباع ارث مىبرند.
ج. نكات مهم اين روايت
- در اين روايت، به جهت اينكه راوى نه تلويحاً و نه تصريحاً نامى از امام (ع) نبرده است، لذا به آن «مقطوعه» اطلاق مىشود.
- تعريف مقطوعه:
در لغت: «شىءٌ قَطيع، مَقْطوع»[1]شىء بريده شده، مقطوع است.
در اصطلاح: «المقطوع: وهوالموقوف على التابعى ومن فى حكمه وهوتابع مصاحب النبى (ص) أو الامام (ع)، قولًالهأ وفعلًا»[2]به روايتى گفته مىشود كه: بر يكى از تابعين پيامبر (ص) يا امامان معصوم (ع) يا كسى كه در حكم تابعى است ختم گردد و او از جهت قول يا فعل تابع صحابى پيامبر (ص) و يا امام معصوم (ع) است.
- قبلا بيان شد كه:
مشهور متقدّمين: بين ذات ولد و غير ذات ولد فرق نگذاشتهاند. به عبارت ديگر مشهور متقدّمين كه قائل به «عدم فرق» هستند، مىگويند: احتمالًا اين خبر، «فتواى جناب ابن اذينة» است؛ به جهت
اينكه، مقطوعه است و از امام (ع) نقل نشده است؛ لذا دليلى بر حجيّت
[1]. ر. ك. به: المخصص، أبوالحسن على بن إسماعيل نحوى لغوى اندلسى معروف به ابن سيده، ج 3 ص 132
[2]. ر. ك. به: دراسات فى علم الدرايه تلخيص مقباس الهداية مرحوم مامقانى (رحمه الله) تلخيص وتحقيق على اكبرغفارى (رحمه الله)، چاپاول 1369، جلد اول، ص: 66