بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 406

فرقى بين زوجه و ساير ورثه نيست و حال آنكه به طور قطع و مسلم، وارث بودن ساير ورثه- غير از زوجه- از روايات و ادله ديگر استفاده مى‌شود.

مناقشه دوم بر اشكال چهارم‌

اين نظر مرحوم شعرانى (رحمه الله) كه فرمودند: «كلام مشهور در اراضى «مفتوحة عنوة» مسلم است و در غير اراضى «مفتوحة عنوة»، كلام سيّد مرتضى (رحمه الله) ارجحيت دارد» قابل توجيه نيست؛ زيرا مشهور و سيّد مرتضى (رحمه الله) بين زمين مفتوحه و غير آن فرقى قائل نشدند؛ پس فرق گذارى در اين مقام و از اين جهت، صحيح نيست.

مناقشه سوم بر اشكال چهارم‌

\* اولًا: دلالت روايات بر محروميّت از «عين» و «قيمت» به خاطر «سكوت امام (ع)» نيست؛ بلكه به خاطر وجود، كلمه «شى‌ء» در روايات است كه مانند تصريح است.

به عبارت ديگر: استفاده از تعبير «شيئاً» همانند «صراحت حرمان زوجه از عين زمين و قيمت آن»، است؛ به هر روى بواسطه اين اشكال، ناتمام بودن نظريه مرحوم شعرانى (رحمه الله) نيز روشن مى‌گردد.

\* ثانياً: تعابير كلى و عامى كه در روايات وجود دارند مانند تعابير: «تُرْبَةِ دَار أَوْ أَرْض‌»[1]يا تعبير جامع‌ «الْأَرْضُ وَ الْعَقَارَاتُ‌»[2]و همچنين تعبير «قُرَى»[3]و

«ضياع»[4]همه، دلالت بر اين مطلب دارند كه مقصود ائمه (ع) زمين‌ «مفتوحة عنوة» نبوده است؛ بلكه كلام آن ذوات مقدسه (ع)، بر محور «قضيه‌ى‌

[1]. اين تعبير در روايات پنجم و پانزدهم آمده است.

[2]. اين تعبير در روايات سوم و چهارم آمده است.

[3]. اين تعبير در روايات اول و دوازدهم آمده است.

[4]. اين تعبير در روايت سيزدهم آمده است ..


صفحه 407

حقيقيه»[1]نسبت به تمام اراضى و عقارات بوده است. «و الله العالم»

[1]. قضيه در اصطلاح منطق عبارت است از جمله‌ى تامّ خبرى كه ذاتاً متصّف به صدق و كذب بشود. البته قضيه، تقسيمات مختلفى دارد كه هر كدام به اعتبار و جهات مختلفى صورت مى‌گيرد، مانند تقسيم قضيه به: «حمليه و شرطيه»، «موجبة و سالبة»، «شخصية، طبيعية، مهملة و محصورة»، «متصلة و منفصلة» و «محصلة و معدولة»؛ به هر حال «قضيه حملى موجبه»، به اعتبار ظرف تحقّق موضوع آن، به سه قسم «ذهنيه، خارجية و حقيقية» تقسيم مى‌شود. امّا قضيه حقيقية، قضيه‌اى است كه موضوع آن، شامل همه افراد محقّق الوجود و مقدَّر الوجود (يعنى همه افراد فعلى، فرضى و تقديرى) مى‌شود. بديهى است منظور حضرت استاد- دام عزه- از تعبير ياد شده اين است كه مقصود ائمه: از طائفه اول روايات، محروميّت ارث بردن زوجه از طبيعت اراضى و عقارات بوده است، يعنى بر محور قضيه حقيقية، هر فردى كه براى «ارض» فرض شود- چه بالفعل موجود باشد و چه نباشد- در حكم حرمان، داخل مى‌شود؛ نه اينكه مقصود ائمه: بر محور قضيه خارجيه بوده است تا فقط فردى از «افراد فعلى ارض» همچون مفتوحه عنوة و ... منظور باشد. و الله العالم.


صفحه 408

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 409

7 خاتمه‌ى بحث‌


صفحه 410

آنچه در اين فصل مى خوانيد:

نتيجه‌ى نزاع اول و دوم؛

نظر مختار در هر دو نزاع و نتيجه گيرى نهايى؛

تنبيهات بحث؛

فهرست منابع، اعلام، كتب، آيات، روايات و كتاب.


صفحه 411

فصل هفتم‌

نتيجه‌ى نهايى بحث‌

از مجموع مطالب طرح شده در فصول كتاب، به اين نتيجه مى‌رسيم كه نظريه‌ى مشهور پيرامون محروميّت مطلق زوجات- چه ذات ولد و چه غير ذات ولد- مطابق با تحقيق و موافق با ادله‌ى معتبر و روايات موجود است. به هر روى در انتهاياين بحث، مناسب است براى تأييد نظريه‌يمشهور، يك قضيه‌ىِ مُسلّمِ تاريخيرا نقل نماييم.

«بحارالانوار» اولين روايت، جريانياست كه ابن عباس آن را نقل كرده و مى‌گويد: در زمانى كه امام حسن (ع) در بستر بيمارى قرار گرفتند، آن حضرت به برادرشان امام حسين (ع) در بستر بيمارى قرار گرفتند، آن حضرت به برادرشان امام‌


صفحه 412

حسين (ع) وصيّت فرمودند تا پس از شهادت، ايشان را در كنار جدّبزرگوارشان پيامبراسلام (ص) به خاك بسپارند؛ امام مجتبى (ع) در اين وصيّتمى‌فرمايند: من به پيامبر و به خانه [و ميراث‌] اش، از ساير كسانى كه بدون اجازه او داخل خانه‌اش شده‌اندسزوارترم، چه اينكه خداوند متعال (جل جلاله) فرموده:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِىِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُم»[1]

اى كسانى كه ايمان آورديد به خانه‌هاى پيغمبر داخل نشويد مگر آنكه به شما اجازه دهند»؛ به خدا قسم، خداوندبه آن‌ها براى داخل شدن به منزل پيامبر (ص) اجازه نداد و بعد از وفات پيامبر (ص) هم براى آن‌ها اجازه‌اى صادر نشد، در حالى‌كه ما به عنوان ورثه از طرف خداى متعال (جل جلاله) مأذون در تصرف- نسبت به هر آنچه آن حضرت براى ما به ارث گذاشتهو باقى مانده،- هستيم.

اما مَروانيان و سُفيانيان مانع تحقق اين وصيّت شدند و در آن هنگام كه آن حضرت شهيد شده بود، امام حسين (ع) جمعيتمانعين را خطاب قرار داده و دوباره به اين حق الهى تأكيد كرده و مى‌فرمايند: به خدا قسم، فرزندان على و فاطمه (ع) بيشتر از سائرين نسبت به رسول خدا (ص) و نسبت به كسانى كه بدون اجازه به خانه پيامبر (ص) وارد شده‌اند حق دارند؛ آريبه خدا قسم ما بيشتر حق داريمو سزاوارتريم تا ديگران.

اصل قسمتى از اين وصيّت پندآموزكه مرحوم علامه مجلسى (رحمه الله) آن را از كتاب «امالى شيخ طوسى (رحمه الله)» نقل مى‌كنند، چنين است:

«.. عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ دَخَلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِىٍّ (ع) عَلى أَخِيهِ الْحَسَنِ بنِ عَلِىٍّ (ع) فِى مَرَضِهِ الَّذِى تُوُفِّىَ فِيهِ ... يَا أَخِى هَذَامَا أَوْصَى بِهِ الْحَسَنُ بنُ عَلِىٍّ إِلَى أَخِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ (ع) ... وَإِنْ تَدْفِنِّى مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَإِنِّى أَحَقُّ بِهِ وَبِبَيْتِهِ مِمَّنْ أُدْخِلَ بَيْتَهُ بِغَيْرِ إِذْنِهِ وَلَا كِتَابَ جَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ اللَّهُ فِيمَا أَنْزَلَهُ عَلَى نَبِيِّهِ ص فِى كِتَابِهِ ياأَيُّهَاالَّذِينَ آمَنُوا لاتَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِىِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ فَوَ اللَّهِ مَاأَذِنَ لَهُمْ فِى الدُّخُولِ عَلَيْهِ فِى حَيَاتِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ وَلَا جَاءَهُمُ الْإِذْنُ فِى ذَلكَ مِنْ بَعْدِ وَفَاتِهِ وَنَحْنُ مَأْذُونٌ لَنَا فِى التَّصَرُّفِ‌

[1]. سوره مباركه احزاب، آيه شريفه 53.


صفحه 413

فِيمَا وَرِثْنَاهُ مِنْ بَعْدِهِ .... فَقَالَ الْحُسَيْنُ (ع) أَمَا وَاللَّهِ الَّذِى حَرَّمَ مَكَّةَ لَلْحَسَنُ بْنُ عَلِىٍّ وَابْنُ فَاطِمَةَ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) وَبِبَيْتِهِ مِمَّنْ أُدْخِلَ بَيْتَهُ بِغَيْرِ إِذْنِهِ وَهُوَ وَاللَّهِ أَحَقُّبِهِ ...»[1]از ابن عباس نقل است كه گفت: امام حسين (ع) در حال بيمارى امام حسن (ع) كه به شهادت ايشان انجاميد خدمتشان رسيدند؛ [امام حسن (ع) فرمودند:] برادرم اين وصيت حسن بن على (ع) است به برادرش حسين بن على (ع) ... و اينكه مرا كنار رسول خدا (ص) دفن نمايى؛ كه من به او و خانه‌اش سزاوارترم از كسانى كه بدون اذن او وارد خانه‌اش شدند و نوشته‌اى بعد از آن براى ايشان نبود [كه به آنها اجازه دهد] خدا در آنچه كه در كتاب خود بر نبى‌اش نازل فرمود آورده است: «اى كسانى كه ايمان آورديدخانه هاى نبى را داخل نشويد مگر آنكه به شما اذن داده شود» بخدا قسم كه پيامبر در زمان حياتش به آن‌ها اذن نداد كه بدون اجازه‌ى او بر او وارد شوند و اذنى هم بعد از وفات ايشان به آنها نرسيد؛ در حالى‌كه ما اذن داريم در آنچه بعد از پيامبر ارث برديم، تصرف كنيم ... بعد امام حسين (ع) فرمودند: به خدايى كهمكه را حرام فرمود قسم كه حسن بن على (ع) و فاطمه (ع) شايسته‌تر به رسول خدا (ص) و خانه ى اويند از كسانى كه بدون اذن رسول خدا (ص) وارد خانه‌اش شدند و او بخدا شايسته‌تر است به رسول خدا (ص).

دومين روايت را سليمان بن خالد از امام صادق (ع) نقل نموده و مى‌گويد: آن حضرت فرمود: زمانى كه امام حسين (ع) مى‌خواست امام حسن (ع) را طبق وصيّتش در كنار رسول خدا (ص)- دفن نمايد، اگرسفارش امام حسن (ع)- مبنى بر اينكه در صورت منع مانعين از دفن مندر كنار رسول خدا (ص) مبادا خونى از كسى به زمين ريخته شود- وجود نداشت، بى‌ترديد امام حسين (ع) از اين حق الهيو شخصى استفاده مى‌كرد و امام مجتبى (ع) را در كنار پيامبر (ص) به خاك مى‌سپرد.

«علل‌

[1]. ر. ك. به: بحار الانوار، علامه مجلسى (رحمه الله)، ج 44 ص 151.