انسان كه گنجينه اصالتهاى ذاتى و اندوخته هاى ذيقيمت معارف و دانش است ميسر مى شود . و آنان كه براى زمان و تاريخ پيامى تازه و طرحى بديع دارند بيش از همه مورد اين هجوم قرار مى گيرند و بيش از همه نيازمند حفاظت اين حصار پولادين حصار عزم و اراده خلل ناپذير مى باشند .
نماز اسلام كه با تلقين و تكرار ياد خدا , بشر محدود و آسيب پذير را با خداى نامحدود و مسيطر , مرتبط مى سازد و بدو متكى مى كند و با پيوند زدن انسان به مدبر جهان قدرتى نامحدود و بى زوال به او مى بخشد , بايد نيكوترين درمان ضعف انسان و موثرترين داروى عزم و اراده به حساب آيد .
رسول گرامى كه در آستانه رستاخيز عظيم اسلام و در برابر جاهليت همه گير , كوههاى گران تكليف و مسئوليت را بر دوش خود حس مى كرد , به ذكر و نماز نيمه شب فرمان داده شد .
يا ايها المزمل , قم الليل الا قليلا , نصفه اوانقض منه قليلا او زد عليه و رتل القرآن ترتيلا , انا سنلقى عليك قولا ثقيلا[4].
اى در پوشش خواب آرميده . شب را به نماز و ياد خدا برخيز مگر نيمه اى از آن را يا اندكى كمتر يا اندكى افزونتر , و قرآن را شمرده[ و از روى دقت] برخوان . چرا كه به زودى سخنى گرانبار بر تو فرود خواهيم آورد .
اكنون مى پردازيم به بررسى محتواى نماز و در اين بررسى بى آنكه از
[4]سوره مزمل , آيات 1 تا 5
محدوده ترجمه اى گسترده فراتر رويم , مى كوشيم تا به هدف نماز از نگاه[ ( تعليم ] ( گامى نزديك شويم .
شروع نماز با نام خداست و با يادآورى عظمت و سعه ذات او و برترى آن از اوجگاه انديشه انسان .
الله اكبر خدا بزرگتر است .
با اين جمله نمازگزار , نيايش خود را آغاز مى كند و براى عملى شكوهمند سرفصلى لبريز از شكوه مى سازد .
الله اكبر خدا بزرگتر است . بزرگتر از آنكه به وصف درآيد , بزرگتر از آنكه با[ ( خدايگونه] ( هاى تاريخ مقايسه شود , بزرگتر از همه قدرتها و همه نمودهايى كه ممكن است آدمى از آن بيم برد يا بدان طمع ورزد و بزرگتر از آنكه كسى بتواند سنت ها و قانونهاى تكوينى او را نقض كند .
بنده خدا اگر اين سنتها را شناخته باشد و با توجه بدانها راه و جهت تلاش خود را انتخاب كرده باشد , از يادآورى اينكه[ ( خدا بزرگتر است] ( نيرويى عظيم مى گيرد و اميدى سرشار مى يابد . او كاملا حس مى كند كه تلاشش موفق و فرجام كارش نيكوست و به آينده خود و راهش با خوش بينى و اميدوارى نظر مى افكند .
پس از گفتن اين جمله , نمازگزار عملا در حال نماز است . بايد سوره حمد و پس از آن يك سوره كامل از قرآن را در حال ايستاده بخواند .
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
سوره حمد
بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداى رحمان و رحيم .
به نام خداوندى كه دارنده رحمتى همگانى و بخشنده رحمتى هميشگى است .
اين جمله , سرآغاز همه سوره هاى قرآن , سرآغاز نماز , سرآغاز همه كارها و فعاليتهاى يك مسلمان است . يعنى شروع همه كارها فقط به نام خداست , همه چيز انسان , آغاز زندگى اش و تمامى جلوه هاى زنده بودنش به نام خداست . مسلمان به نام خدا روزش را شروع مى كند و به نام او بر تلاش روزانه خود نقطه پايان مى گذارد . با ياد او به بستر مى رود و با استعانت او سر از بستر برمى دارد و فعاليت روزانه خود را از سر مى گيرد و سرانجام با نام او و ياد او چشم از اين جهان برمى گيرد و رهسپار سراى جاويدان مى شود .
الحمد الله رب العالمينستايش و سپاس مخصوص خداست كه مدبر جهانيان و جهانهاست .
همه ستايشها و سپاسها مخصوص اوست , چون همه عظمتها از آن او و همه رحمتها از سوى اوست . او مجمع همه
خصلتهاى ستوده است و همه نيكيها و نيكوكاريها از سرچشمه وجود اوست . پس ستايش او ستايش نيكى و نيكوكارى است و جهت دهنده به همه كوششهايى كه به هواى نيكى و نيكوكارى انجام مى گيرد .
هر كس در خود چيزى از خصلتها و رفتارهاى قابل ستايش مى بيند بايد آن را از فيض رحمت و لطف خدا بداند , زيرا خداست كه در انسان , مايه هاى نيكى را به كار برده و ذات و سرشت او را آماده و جويا و پذيراى نيكى و فضيلت ساخته و به او قدرت تصميم كه ابزار ديگرى است در راه نيكو شدن و نيكويى كردن بخشيده است .
اين بينش راه خودبينى و خود شگفتى را بر انسان مى بندد همچنان كه از بى مصرف گذاردن يا بيهوده مصرف كردن خصلتهاى نيك و توانهاى نيكى آفرين در وجود آدمى جلوگيرى مى كند .
در عبارت رب العالمين ( پروردگار و مدبر جهانيان و جهانها ) هم وجود عوالم و جهانهاى ديگر و هم خويشاوندى و پيوستگى اين همه با هم احساس مى شود . نمازگزار در مى يابد كه بجز اين عالم و در ماوراى نظرگاه تنگ و محدود او و پشت اين حصارى كه او براى زندگى خود فرض كرده , گيتيها و گردونها و عالمها و جهانهاى ديگر هست و خداى او خداوندگار سراسر اين پهنه عظيم است . اين احساس , تنگ نظريها و كوته بينيها را در او از بين مى برد , به او جرئت و حس تكاپو مى بخشد , از عبوديت خدا احساس غرورى در او پديد مى آورد و در بندگى خدا عظمت و شكوهى عجيب بدو
مى نماياند .
از سوى ديگر مى بيند كه همه موجودات , انسانها و حيوانات و گياهان و جمادات و آسمانها و عوالم بيشمار هستى , بندگان خدايند و رب و مدبر و پروردگار اين همه , اوست . مى فهمد كه خداى او تنها خداى نژاد او يا ملت او يا خداى انسانها نيست , خداى آن مورچه خرد و آن گياه ضعيف نيز هست , خداى آسمانها و كهكشانها و اخترها نيز هست . با درك اين حقيقت احساس مى كند كه تنها نيست , مى فهمد كه با تمام ذرات عالم و با تمام موجودات ريز و درشت خويشاوند است , با همه انسانها پيوسته و مرتبط است . همگان برادران و همسفران اويند و اين كاروان عظيم يكسره راهى يك هدف و در حركت به سوى يك جهت است .
اين رابطه و پيوستگى او را نسبت به همه موجودات مكلف و متعهد مى سازد . نسبت به انسانها تعهد هدايت و كمك , و نسبت به ديگر موجودات تعهد شناختن و در راه درست و مناسب با هدف آفرينششان به كار افكندن .
الرحمن الرحيمخداى رحمان و رحيم .
رحمت عام او به صورت نيروهاى پديد آورنده و قوانين حياتبخش و انرژيهاى ادامه دهنده بر سر همه موجودات گسترده است و همه چيز و همه كس تا دم مرگ و نابودى از اين رحمت برخوردار است ( رحمان ) . و از سويى , رحمت اختصاصى اش , رحمت هدايت و اعانتش , و رحمت پاداش و عطوفتش بندگان
شايسته و انسانهاى صالح را شامل مى شود . اين رحمت از همين نشاه , مانند خط روشنى در مد وجود اين موجودات ارزنده و شريف تا مرگ و از پس مرگ تا رستاخيز و تا سرمنزل نهايى وجود انسان با آنها هست ( رحيم ) . پس خدا بخشنده رحمتى همگانى و موقت , و رحمتى هميشگى و اختصاصى است .
ياد كردن از صفت رحمت پروردگار در ديباچه قرآن و در آغاز نماز و در آغاز هر سوره نشانه آن است كه مهر و رافت پروردگار , نمايانترين صفت او در عرصه آفرينش و وجود است و برخلاف قهر و نقمت او كه مخصوص است به معاندان و لجوجان و مفسدان و تبهكاران , رحمت او شامل و همه گستر و همه گير مى باشد .[5]
مالك يوم الدينخدايى كه مالك و صاحب اختيار روز جزاست .
روز جزا , روز پايان و فرجام و عاقبت است . همه تلاش براى عاقبت مى كنند . مادى بى خدا و خدا پرست در اين شريكند كه هر دو در راه فرجام و عاقبت به تكاپويند . تفاوت در اين است كه هر يك عاقبت را به نوعى فهميده اند .
مادى , عاقبتش ساعتى ديگر , روزى و سالى و چند سالى ديگر , پيرى و فرسودگى و سالخوردگى است , اما خدا پرست ديدش
[5]و رحمتى وسعت كل شى .سوره اعراف , آيه156 .
يا من سبقت رحمته غضبه( دعاى ماثور ) .
وسيع و مد نگاهش بسى از اين دورتر است . از نظر او دنيا بسته و محدود و حصاردار نيست . جهان او وسيع و آينده اى نامحدود است و اين مستلزم اميدى بى پايان و تلاشى خستگى ناپذير است . كسى كه مرگ را موجب قطع اميد نداند و انتظار پاداش و نتيجه كار را با مردن از دست ندهد , مى تواند تا آخرين لحظه زندگى نيز با همان شور و تحرك آغاز كار به عمل و تلاش خداپسند خود ادامه دهد .
يادآورى اينكه در هنگامه رستاخيز و جزا مالك و صاحب اختيار خداست به نمازگزار توان جهت گيرى درست مى بخشد , به اعمال و تلاشهاى او جهت و سمت خدايى مى دهد . زندگى و همه جلوه هاى زنده بودنش براى خدا و در راه خدا مى شود , همه چيز و همه كار او در راه تكامل و تعالى بشريت كه تنها راه خداپسند است به كار مى افتد . از سوى ديگر تكيه بر پندارهاى بيهوده و اميدهاى بى اساس را از او باز مى گيرد و اميد راستين به عمل را در او تقويت مى كند . اگر در اين نشاه , رويه ها و نظامهاى غلط و منحرف كننده به سست عنصران و فرصت طلبان اجازه داده است كه با لاف و ريا و دروغ و فن و فريب , سامانى براى خود فراهم آورند و بى عمل و بى تلاش , پاداش عمل و تلاش را غاصبانه تصرف كنند , در آن نشاه و آن عالم كه همه كاره و سر رشته دار همه امور , خداى دانا و عادل است و دغلكارى و فريب ممكن نيست و كس را بى عمل مجال بهره و پاداش دست نخواهد داد .
در اينجا نيمه اول از سوره حمد كه متضمن ستايش پروردگار جهانها