طواف زن مضطربه
سؤال از آية اللّٰه خوئى (قدس سره): زنى كه پنجاه سال يا شصت سال قمرى را به پايان رسانده و باز خون مىبيند به اوصاف حيض در غير ايام عادت تكليف او در نماز و طواف چيست؟
جواب: از پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال در فرض مزبور لازم است احتياط يعنى جمع كند بين اعمال مستحاضه و تروك حائض يعنى نمازهاى يوميه و روزه ماه مبارك رمضان را با اعمال مستحاضه بجا آورد و فقط بعداً روزه را قضا كند به قدر ايام اوصاف حيض كه ديده و اما طواف پس اگر ممكن است تا پاك شدن صبر كند صبر كند و اگر ممكن نشد آن را هم در طواف واجب با اعمال مستحاضه بجا آورد و نائب هم براى طواف بگيرد.[1]
*** الشيخ البهجت: مضطربه زنى كه چند ماه خون ديده ولى عادت معيّنى پيدا نكرده اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و همه يك جور باشد به عادت خويشان كه عادت مشخص دارند مراجعه كند و اگر فقط چند روز نشانه حيض و چند روز نشانه استحاضه دارد در يك صورت تمام آن حكم حيض و در صورت ديگر بايد بنا بر احتياط تا هفت روز را حيض قرار دهد و في الجامع: اگر اقارب اختلاف داشتند احوط در غير مستقرّة و ناسيه و متحيّره اختيار هفت روز است.[2]
الشيخ التبريزي (قدس سره): اگر بيش از ده روز خون ببيند و تمام داراى نشانههاى حيض باشد شش روز يا هفت روز را حيض قرار دهد و بقيه را استحاضه و در فرض مزبور اگر چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه دارد
[1]كتبى 1403
[2]توضيح ص 86 مسأله الفرع
اگر آنچه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد تمام آن حيض است.[1]
الشيخ الصافي: در فرض كه بيشتر از ده روز خون ببيند و عادتش بهم خورده به عادت خويشان مراجعه كند چه عادت آنها هفت روز باشد يا كمتر يا بيشتر و اگر خويشان عادتى ندارند يا مختلف باشند سه روز يا 6 روز يا هفت روز را عادت و بقيه را استحاضه قرار دهند.[2]
الشيخ الفاضل: المضطربة تعيّن أيام حيضها بما ذكرناه في الرسالة العملية في أحكام الحائض فتحيض في تلك الأيام و تطوف في غير تلك الأيام مع مراعاة أحكام الاستحاضة.[3]
الشيخ الوحيد: زنى كه عادتش بهم خورده اگر بيش از ده روز خون ببيند و همه داراى نشانه حيض باشد به عادت خويشان خود از شش روز يا هفت رجوع نمايد و باقى را استحاضه و اگر عادت خويشان كمتر از اين باشد مثلًا پنج روز باشد همان پنج روز را عادت حيض قرار دهد و تفاوت ما بين پنج روز تا 6 و 7 را احتياط كند به جمع بين تروك حائض و افعال مستحاضه.[4]
احتياط يائسه بعد از پنجاه سال
س: آيا قرشيه و غير قرشيه بعد از پنجاه سال تا شصت سال احتياط كند به جمع بين تروك حائض و اعمال مستحاضه؟ در طواف چكار كند؟
السيد السيستاني: في تعليقه على العروة قال السيد (رحمه الله): و اليائس ببلوغ ستّين سنة في القرشية. قال دام ظله: بل مطلقاً على الأقوى و إن كان الأحوط في غير القرشية الجمع بين تروك الحائض و أفعال المستحاضة بعد بلوغها خمسين.[5]
[1]الفرع، توضيح 90
[2]توضيح ص 100
[3]جامع المسائل 758 م
[4]توضيح ص 264
[5]الجزء الاول ص 235
السيد الشبيري: به نظر اينجانب قرشيه در شصت سال و غير قرشيه در پنجاه سال يائسه مىشود و احتياط مزبور مشروع نيست.[1]
*** الشيخ البهجت: فرقى نيست.[2]
الشيخ التبريزي (قدس سره): به مقدار لازم براى طواف و نماز داخل مسجد شود و براى آن نائب هم بگيرد و در فرض امكان تأخير بايد اعمال را تأخير بياندازد و اگر در طواف عمرۀ تمتع باشد چنانچه در هنگام احرام بستن اينگونه باشد و تا آخر وقت ادامه پيدا كند طواف و نماز و سعى و تقصير را رجاء بجا آورد و به نيت حج تمتع رجاء محرم شود و اعمال حج را به نيت ما في الذمة بجا آورد و قبل از طواف حج احتياطاً طواف و نماز عمره را اعاده كند و پس از اعمال حج احتياطاً عمره مفرده بجا آورد و اگر پس از احرام خون ديده طواف و نماز عمره را رجاءً بجا آورد و قبل از طواف حج تمتع طواف و نماز آن را احتياطاً اعاده كند.[3]
الشيخ الصافي: در مورد قرشيه به نظر حقير جاى احتياط نيست و به طور كلى در هر موردى كه قائل باحتياط شديم وظيفه مردد است بين اتمام عمرۀ تمتع به ورود در مسجد الحرام و انجام طواف و نماز طواف و سعى و تقصير و سپس احرام براى حج تمتع و يا بقا بر همان احرام كه به عنوان عمره انجام داده و قصد حج افراد و رفتن به عرفات و انجام ساير مناسك تا طواف نساء و نماز آن و سپس انجام عمرۀ مفرده با طواف نساء و نماز آن و چون اكتفا به يكى از اين دو صورت اكتفا بامتثال احتمالي است و هرچند در صورت اولى مخالفت احتمالي نيز هست مع ذلك به نظر مىرسد چون عمل باحتياط و يقين بامتثال واجب با ارتكاب مخالفت احتمالي بلحاظ ورود در مسجد الحرام ممكن است و تعين
[1]كتبى
[2]كتبى
[3]كتبى
صورت ثانيه تحرّزاً عن الوقوع في مخالفة الحرام الاحتمالي معلوم نيست و تحصيل قطع بامتثال واجب بارتكاب حرام احتمالي مقدم بر اكتفا بامتثال احتمالي است باين ملاحظه وظيفه اين است كه عمره را با دخول در مسجد الحرام و طواف و نماز بقصد احتياط تمام كند و بقصد حج تمتع احتياط محرم شود و اعمال حج را بقصد ما في الذمة اعم از حج تمتع يا افراد تمام كند و قربانى نمايد و سپس احتياطاً عمرۀ مفرده بقصد ما في الذمة بجا آورد.[1]
الشيخ الفاضل: ملخص دو مسأله توضيح المسائل:
زنهاى سيده در شصت سالگى و زنهاى غير سيد در پنجاه سالگى يائسه مىشوند يعنى خونى كه بعد از اين سن مىبيند خون حيض نيست.
و در مسأله 440: زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه بنا گذارد كه يائسه نشده.[2]
الشيخ الوحيد: زن بعد از تمام شدن شصت سال يائسه مىشود و چنانچه خونى ببيند حيض نيست و احتياط واجب آن است بعد از تمام شدن پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال جمع كند بين احكام يائسه و غير يائسه چه قرشيه باشد و چه غير قرشيه.[3]
حيض در اثناء طواف
الإمام الخميني (قدس سره): اگر پيش از شوط چهارم باشد بايد بعد از غسل طواف را اعاده كند با وسعت وقت و با ضيق وقت قبل از چهار جاى عدول به حج افراد است و بعد از چهار عمره صحيح است، باقى را بعد از اعمال منى قبل از طواف حج يا بعد از آن بجا آورد.[4]
[1]كتبى
[2]ص 72 436 م
[3]توضيح ص 250
[4]ص 137 طبع پنجم
السيد الخوئي (قدس سره): مشهور آن است كه پيش از نصف باطل و بعد از نصف مأتى به صحيح است و باقى را بعد از غسل تدارك نمايد ولى احوط اين است كه بعد از پاكى در هر دو صورت يك طواف بقصد اعم از تمام و اتمام بجا آورد، اين در صورت وسعت وقت است و اگر وقت ضيق باشد سعى و تقصير نموده و پس از اعمال منى قبل از طواف حج يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام براى عمره بجا آورد.[1]
السيد الگلپايگانى (قدس سره): اگر حيض بعد از شوط چهارم باشد عمره او صحيح است پس سعى و تقصير مىنمايد و پس از اعمال منى و رجوع به مكه و انجام طواف حج، باقيماندۀ طواف عمره را بجا آورد.
السيد السيستاني: إن كان قبل إتمام الشوط الرابع بطل، و حكمها العدول إلى الأفراد أو الإتيان بالسعى و التقصير و قضاء الطواف بعد الحج مع ضيق الوقت- و إذا كان بعد الشوط الرابع صح ما اتتْ به وجب عليها إتمامه مع سعة الوقت و مع الضيق سَعت و قصرت و أحرمت للحج و لزمها الإتيان بقضاء ما بقي من طوافها بعد الرجوع من منى و قبل طواف الحج[2].
السيد الشبيري: تلخيص از مسأله 104 اگر احرام عمره تمتع بسته و در اثناء حيض عارض شد سعى را بر طواف مقدم مىدارد و تقصير مىكند و لازم نيست مأيوس باشد از طهارت تا آخر وقت پس اگر قبل از فوت وقت عمره پاك شد طواف و نماز عمره تمتع را بجا آورد و اگر پاك نشد پس از مراجعت از منى قبل از طواف حج طواف عمره و نماز آن را بجا مىآورد.[3]
(على الظاهر) اين عمل به عنوان عمرۀ تمتع صحيح و مجزى است، نه از باب تبدل به حج افراد.[4]
[1]مسأله 294
[2]ص 148
[3]ص 35
[4]مراجعه شود.
الشيخ البهجت: پيش از نصف باطل و بعد از نصف (مأتى به) صحيح است باقى را بعد از غسل بجا آورد با وسعت وقت و احوط يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام، و اگر وقت ضيق است سعى و تقصير نموده و براى حج محرم شود و كسرى طواف را بعد از رجوع از منى قبل از طواف حج بجا آورد.[1]
الشيخ الوحيد: إن كان قبل إتمام الشوط الرابع، بطل طوافها و حكمها على الأحوط الوجوبي انقلاب حجها إلى الإفراد و بعد الشوط الرابع وسعة الوقت فالأقوى عدم صحة ما أتت به و عليها الاستيناف و إن لم يسع الوقت فالأحوط أن تسعى و تقصر و تحرم للحج بقصد ما في ذمتها من الإفراد و التمتع فتأتي بما يجب على المتمتع و بعد الرجوع من منى تقضي ما بقي من طوافها قبل طواف الحج و بعد إتمام حجها تأتي بعمرة مفردة.[2]
أقول: در فرضى كه بايد طواف را بعد از اعمال منى بجا آورد نظرها مختلف است مرحوم امام مىفرمايد: قبل از طواف حج با بعد از طواف حج بجا آورد و ظاهراً تخيير است مرحوم السيد الخوئي مىفرمايد: قبل از طواف حج، الشيخ البهجت مىفرمايد: قبل از طواف حج، ظاهراً آية اللّٰه گلپايگانى: بعد از طواف حج، آية اللّٰه تبريزى (قدس سره): قبل از طواف حج، آية اللّٰه سيستانى: قبل از طواف حج، آية اللّٰه وحيد: قبل از طواف حج.[3]
حكم الدم بعد اليأس
في العروة: و يشترط أن يكون بعد البلوغ و قبل اليأس فما كان قبل البلوغ أو بعد اليأس ليس بحيض و إن كان بصفاته و البلوغ يحصل بإكمال تسع سنين و اليأس ستين سنة في القرشية و خمسين في غيرها.[4]
[1]ص 104
[2]ص 120
[3]مراجعه نماييد.
[4]فصل الحيض، محشى.
السيّد الخوئي: (فيه إشكال) و الأحوط لها الجمع بين تروك الحائض و أفعال المستحاضة فيما بين الحدين.
السيد السيستاني: خونى كه پس از تمام شدن شصت سال مىبينند حكم حيض ندارد و احتياط مستحب براى زنهاى غير قرشيه بعد از پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال احتياط به جمع بين تروك حائض و افعال مستحاضه است.[1]
السيد الشبيري: زنهاى قرشيه بعد از تمام شدن شصت سال و غير قرشيه بعد از پنجاه سال يائسه مىشوند.[2]و در ص 103 زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه بايد بنا بگذارد كه يائسه نشده و زنى كه بين پنجاه و شصت است و نمىداند قرشى است يا غير قرشى حكم زنى را دارد كه از پنجاه نگذشته است.[3]
*** الشيخ البهجت: زنهاى سيده بعد از تمام شدن شصت سال قمرى شرعى و زنهاى غير سيده بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مىشوند يعنى خون حيض نمىبينند. خونى كه زن بعد از يائسه شدن مىبيند حيض نيست.[4]
الشيخ التبريزي (قدس سره): خونى كه دختر قبل از تمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن مىبيند حيض نيست و ... زنانى كه سيده نيستند بعد از تمام شدن پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال و نيز زنهاى سيده تا شصت سال اگر با نشانههاى حيض يا روزهاى عادت خود خون ببينند احتياط كنند.[5]
الشيخ الصافي: زنان سيده بعد از تمام شدن شصت سال يائسه مىشوند يعنى خون حيض نمىبينند و زنانى كه سيده نيستند بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مىشوند.[6]
[1]ص 91.
[2]توضيح ص 102.
[3]مسأله 445.
[4]ص 64 (هرچند صفات حيض مىباشد) شفاهى.
[5]توضيح ص 78.
[6]ص 85.
الشيخ الفاضل: نظر ايشان مانند آقاى بهجت و آقاى سيستانى بدون احتياط در بين 50 و 60.[1]
الشيخ المكارم: زنان سيده و غير سيده هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مىشوند يعنى اگر خونى ببينند خون حيض نيست مگر زنانى كه از قبيله قريش باشند كه آنها بعد از تمام شدن شصت سال يائسه مىشوند.[2]
الشيخ الوحيد: محتاج به مراجعه است.
حج بدون طهارت مع النسيان
الإمام الخميني (قدس سره): در فرض نسيان حج او صحيح و طواف بر عهده او است و اگر خود قادر نيست نائب بگيرد و تا طواف و لو بواسطه نائب انجام نشده در احرام باقى است مگر اينكه عمرۀ مفردهاى انجام دهد كه مشتمل بر طواف نساء است.[3]
السيد الگلپايگاني (قدس سره): در فرض مسأله كه صورت نسيان غسل است حج او صحيح است ولى بايد طواف عمره و نماز آن و طواف حج و نماز آن را قضا كند هرچند در ماه ذيحجّه نباشد و اگر متمكّن نيست نائب بگيرد و احتياطاً سعى را هم بعد از هر طواف بجا آورد و بايد از زن خوددارى كند تا اتمام طوافها و چون طواف نساء وقت موسع دارد اگر ممكن است خودش برود به مكه و اگر ممكن نيست نائب بگيرد.[4]
السيد السيستاني: في الفرض طوافه و صلاته للنسكين باطلة و حكمه حكم ناسي الطواف فإن تيسّر له القضاء بنفسه قضاها و إلّا استناب.[5]
السيد الخامنهاي: يجب عليه إعادة الأعمال المشروطة بالطهارة أي
[1]ص 72
[2]83
[3]كتبى
[4]الرسالة ص 56
[5]ص 96، ملحق