بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 106

صورت ثانيه تحرّزاً عن الوقوع في مخالفة الحرام الاحتمالي معلوم نيست و تحصيل قطع بامتثال واجب بارتكاب حرام احتمالي مقدم بر اكتفا بامتثال احتمالي است باين ملاحظه وظيفه اين است كه عمره را با دخول در مسجد الحرام و طواف و نماز بقصد احتياط تمام كند و بقصد حج تمتع احتياط محرم شود و اعمال حج را بقصد ما في الذمة اعم از حج تمتع يا افراد تمام كند و قربانى نمايد و سپس احتياطاً عمرۀ مفرده بقصد ما في الذمة بجا آورد.[1]

الشيخ الفاضل: ملخص دو مسأله توضيح المسائل:

زن‌هاى سيده در شصت سالگى و زن‌هاى غير سيد در پنجاه سالگى يائسه مى‌شوند يعنى خونى كه بعد از اين سن مى‌بيند خون حيض نيست.

و در مسأله 440: زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه بنا گذارد كه يائسه نشده.[2]

الشيخ الوحيد: زن بعد از تمام شدن شصت سال يائسه مى‌شود و چنانچه خونى ببيند حيض نيست و احتياط واجب آن است بعد از تمام شدن پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال جمع كند بين احكام يائسه و غير يائسه چه قرشيه باشد و چه غير قرشيه.[3]

حيض در اثناء طواف

الإمام الخميني (قدس سره): اگر پيش از شوط چهارم باشد بايد بعد از غسل طواف را اعاده كند با وسعت وقت و با ضيق وقت قبل از چهار جاى عدول به حج افراد است و بعد از چهار عمره صحيح است، باقى را بعد از اعمال منى قبل از طواف حج يا بعد از آن بجا آورد.[4]

[1]كتبى

[2]ص 72 436 م

[3]توضيح ص 250

[4]ص 137 طبع پنجم


صفحه 107

السيد الخوئي (قدس سره): مشهور آن است كه پيش از نصف باطل و بعد از نصف مأتى به صحيح است و باقى را بعد از غسل تدارك نمايد ولى احوط اين است كه بعد از پاكى در هر دو صورت يك طواف بقصد اعم از تمام و اتمام بجا آورد، اين در صورت وسعت وقت است و اگر وقت ضيق باشد سعى و تقصير نموده و پس از اعمال منى قبل از طواف حج يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام براى عمره بجا آورد.[1]

السيد الگلپايگانى (قدس سره): اگر حيض بعد از شوط چهارم باشد عمره او صحيح است پس سعى و تقصير مى‌نمايد و پس از اعمال منى و رجوع به مكه و انجام طواف حج، باقيماندۀ طواف عمره را بجا آورد.

السيد السيستاني: إن كان قبل إتمام الشوط الرابع بطل، و حكمها العدول إلى الأفراد أو الإتيان بالسعى و التقصير و قضاء الطواف بعد الحج مع ضيق الوقت- و إذا كان بعد الشوط الرابع صح ما اتتْ به وجب عليها إتمامه مع سعة الوقت و مع الضيق سَعت و قصرت و أحرمت للحج و لزمها الإتيان بقضاء ما بقي من طوافها بعد الرجوع من منى و قبل طواف الحج[2].

السيد الشبيري: تلخيص از مسأله 104 اگر احرام عمره تمتع بسته و در اثناء حيض عارض شد سعى را بر طواف مقدم مى‌دارد و تقصير مى‌كند و لازم نيست مأيوس باشد از طهارت تا آخر وقت پس اگر قبل از فوت وقت عمره پاك شد طواف و نماز عمره تمتع را بجا آورد و اگر پاك نشد پس از مراجعت از منى قبل از طواف حج طواف عمره و نماز آن را بجا مى‌آورد.[3]

(على الظاهر) اين عمل به عنوان عمرۀ تمتع صحيح و مجزى است، نه از باب تبدل به حج افراد.[4]

[1]مسأله 294

[2]ص 148

[3]ص 35

[4]مراجعه شود.


صفحه 108

الشيخ البهجت: پيش از نصف باطل و بعد از نصف (مأتى به) صحيح است باقى را بعد از غسل بجا آورد با وسعت وقت و احوط يك طواف به قصد اعم از تمام و اتمام، و اگر وقت ضيق است سعى و تقصير نموده و براى حج محرم شود و كسرى طواف را بعد از رجوع از منى قبل از طواف حج بجا آورد.[1]

الشيخ الوحيد: إن كان قبل إتمام الشوط الرابع، بطل طوافها و حكمها على الأحوط الوجوبي انقلاب حجها إلى الإفراد و بعد الشوط الرابع وسعة الوقت فالأقوى عدم صحة ما أتت به و عليها الاستيناف و إن لم يسع الوقت فالأحوط أن تسعى و تقصر و تحرم للحج بقصد ما في ذمتها من الإفراد و التمتع فتأتي بما يجب على المتمتع و بعد الرجوع من منى تقضي ما بقي من طوافها قبل طواف الحج و بعد إتمام حجها تأتي بعمرة مفردة.[2]

أقول: در فرضى كه بايد طواف را بعد از اعمال منى بجا آورد نظرها مختلف است مرحوم امام مى‌فرمايد: قبل از طواف حج با بعد از طواف حج بجا آورد و ظاهراً تخيير است مرحوم السيد الخوئي مى‌فرمايد: قبل از طواف حج، الشيخ البهجت مى‌فرمايد: قبل از طواف حج، ظاهراً آية اللّٰه گلپايگانى: بعد از طواف حج، آية اللّٰه تبريزى (قدس سره): قبل از طواف حج، آية اللّٰه سيستانى: قبل از طواف حج، آية اللّٰه وحيد: قبل از طواف حج.[3]

حكم الدم بعد اليأس

في العروة: و يشترط أن يكون بعد البلوغ و قبل اليأس فما كان قبل البلوغ أو بعد اليأس ليس بحيض و إن كان بصفاته و البلوغ يحصل بإكمال تسع سنين و اليأس ستين سنة في القرشية و خمسين في غيرها.[4]

[1]ص 104

[2]ص 120

[3]مراجعه نماييد.

[4]فصل الحيض، محشى.


صفحه 109

السيّد الخوئي: (فيه إشكال) و الأحوط لها الجمع بين تروك الحائض و أفعال المستحاضة فيما بين الحدين.

السيد السيستاني: خونى كه پس از تمام شدن شصت سال مى‌بينند حكم حيض ندارد و احتياط مستحب براى زن‌هاى غير قرشيه بعد از پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال احتياط به جمع بين تروك حائض و افعال مستحاضه است.[1]

السيد الشبيري: زن‌هاى قرشيه بعد از تمام شدن شصت سال و غير قرشيه بعد از پنجاه سال يائسه مى‌شوند.[2]و در ص 103 زنى كه شك دارد يائسه شده يا نه بايد بنا بگذارد كه يائسه نشده و زنى كه بين پنجاه و شصت است و نمى‌داند قرشى است يا غير قرشى حكم زنى را دارد كه از پنجاه نگذشته است.[3]

*** الشيخ البهجت: زن‌هاى سيده بعد از تمام شدن شصت سال قمرى شرعى و زن‌هاى غير سيده بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مى‌شوند يعنى خون حيض نمى‌بينند. خونى كه زن بعد از يائسه شدن مى‌بيند حيض نيست.[4]

الشيخ التبريزي (قدس سره): خونى كه دختر قبل از تمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن مى‌بيند حيض نيست و ... زنانى كه سيده نيستند بعد از تمام شدن پنجاه سال تا تمام شدن شصت سال و نيز زن‌هاى سيده تا شصت سال اگر با نشانه‌هاى حيض يا روزهاى عادت خود خون ببينند احتياط كنند.[5]

الشيخ الصافي: زنان سيده بعد از تمام شدن شصت سال يائسه مى‌شوند يعنى خون حيض نمى‌بينند و زنانى كه سيده نيستند بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مى‌شوند.[6]

[1]ص 91.

[2]توضيح ص 102.

[3]مسأله 445.

[4]ص 64 (هرچند صفات حيض مى‌باشد) شفاهى.

[5]توضيح ص 78.

[6]ص 85.


صفحه 110

الشيخ الفاضل: نظر ايشان مانند آقاى بهجت و آقاى سيستانى بدون احتياط در بين 50 و 60.[1]

الشيخ المكارم: زنان سيده و غير سيده هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مى‌شوند يعنى اگر خونى ببينند خون حيض نيست مگر زنانى كه از قبيله قريش باشند كه آنها بعد از تمام شدن شصت سال يائسه مى‌شوند.[2]

الشيخ الوحيد: محتاج به مراجعه است.

حج بدون طهارت مع النسيان

الإمام الخميني (قدس سره): در فرض نسيان حج او صحيح و طواف بر عهده او است و اگر خود قادر نيست نائب بگيرد و تا طواف و لو بواسطه نائب انجام نشده در احرام باقى است مگر اينكه عمرۀ مفرده‌اى انجام دهد كه مشتمل بر طواف نساء است.[3]

السيد الگلپايگاني (قدس سره): در فرض مسأله كه صورت نسيان غسل است حج او صحيح است ولى بايد طواف عمره و نماز آن و طواف حج و نماز آن را قضا كند هرچند در ماه ذيحجّه نباشد و اگر متمكّن نيست نائب بگيرد و احتياطاً سعى را هم بعد از هر طواف بجا آورد و بايد از زن خوددارى كند تا اتمام طواف‌ها و چون طواف نساء وقت موسع دارد اگر ممكن است خودش برود به مكه و اگر ممكن نيست نائب بگيرد.[4]

السيد السيستاني: في الفرض طوافه و صلاته للنسكين باطلة و حكمه حكم ناسي الطواف فإن تيسّر له القضاء بنفسه قضاها و إلّا استناب.[5]

السيد الخامنه‌اي: يجب عليه إعادة الأعمال المشروطة بالطهارة أي‌

[1]ص 72

[2]83

[3]كتبى

[4]الرسالة ص 56

[5]ص 96، ملحق


صفحه 111

الطوافان و صلاتهما.[1]

السيد الشبيري: اگر اصل طواف را فراموش كرد يا به نحو غير صحيح انجام داد جهلًا و به وطن آمده اگر ممكن است خودش طواف و نماز را تدارك كند و الا نائب بگيرد براى طواف نماز.[2]

*** الشيخ البهجت: شفاهى فرمودند: تدارك طواف و نماز كافى است.

الشيخ الصافي: فرع 378 و 395 ملاحظه شود.

الشيخ الوحيد: تدارك طواف و نماز در صورت نسيان كافى است.[3]

طواف مستحبى با اصطكاك با نامحرم

السيد الخوئي (قدس سره): لا يجوز للمرأة و الرجل الطواف المستحب و تقبيل الحجر مع استلزامه اللمس الحرام[4]

الشيخ التبريزي (قدس سره): وافق المتن.

فرع [ترديد در احرام]

شخصى به قصد عمرۀ مفرده مستحبى به نيت معصومين:احرام بست و محرم گرديد بعد مردد شد كه شايد احرام براى چند نفر صحيح نباشد مجدداً محرم شد به نيابت حضرت امام عسكرى7و اعمال را به قصد حضرت عسكرى بجا آورد آيا اين عمل صحيح است يا نه؟

السيد الشبيري: صحيح است.

[1]ص 50

[2]ص 99 و 95 و ص 47

[3]شفاهى

[4]الصراط ج 3 ص 168


صفحه 112

الشيخ التبريزي (قدس سره): صحيح است احرام دوم باطل است و احرام اول او صحيح بوده و افعال را به قصد وظيفه انجام داده از قبيل خطا در تطبيق بوده و اشكالى ندارد.

آقاى نيّرى: الشيخ الصافي اشكال كرده است و فرموده است براى خروج از احرام اعمال را انجام دهد.

الشيخ المكارم: صحيح است.

فرع [صداق زنى در عقد نكاح يك حج قرار داده شده]

س: صداق زنى در عقد نكاح يك حج قرار داده شده و زن قبل از اينكه موفق به حج بشود فوت نموده است آيا حج براى زوجه متوفى لازم است يا نه؟ و در صورتى كه حج واجب نباشد هزينه حج ملك ورثه زوجه است يا تفصيل است بين صورتى كه مى‌توانسته حج بجا آورد و اهمال ورزيده و صورتى كه براى او اين فرصت بدست نيامده؟

الشيخ البهجت: هزينه حج در ذمّه زوج ثابت شده اگر حج مستقر شده بايد براى او حج بجا آورند و الا منتقل مى‌شود به ورثه زن.[1]

الشيخ التبريزي (قدس سره): تمام تعهدات مالى مبدل مى‌شود بذمه و على فرض تمكن و تسويف حج مستقر شده و بايد حج براى او بجا آورند حج ميقاتى و على فرض عدم تمكن ملك ورثه است و حج لازم نيست.[2]

اگر رعايت ستر نشد طواف چه حكمى دارد

الإمام الخميني (قدس سره): اگر عمدى باشد طواف صحيح نيست على الأحوط و در غير مورد عمد صحيح است مگر در جاهل مقصّر على الأحوط[3].

[1]شفاهى

[2]شفاهى

[3]ص 143


صفحه 113

السيد الخوئي (قدس سره): حالت مزبور باعث عدم صحت طواف نيست.[1]و في الصراط: الاحتياط اللازم الستر.

السيد الگلپايگاني (قدس سره): س: اگر موى سر يا بعضى مواضع گردن نمايان باشد طواف او چه حكمى دارد؟

ج: اگر تعمد نباشد اشكال ندارد و در صورت تعمد فعل حرام بجا آورده ولى موجب بطلان طواف نمى‌شود.[2]

السيد السيستاني: الإخلال بشي‌ء من الشعر أو الفصد أو الساق لا يخلّ بصحة طوافها على الأظهر و إن كان الأحوط لها أن تراعي حدود الستر الصلاتي جميعاً.[3]

السيد الخامنه‌اي: لا إشكال في طوافها و إن فعلت حراماً.[4]

السيد الشبيري: براى بانوان پوشاندن مو از نامحرم واجب است ولى شرط صحت طواف نيست پس اگر بدون عذر نپوشانند مرتكب گناه بزرگى شده‌اند ولى طوافشان صحيح است.[5]و در فرع بعدى داشتن حجاب شرط صحت طواف نيست.

*** الشيخ البهجت: يعتبر ستر العورة حال الطواف على الأحوط بل الأقوى.[6]

الشيخ التبريزي (قدس سره): اگر اختياراً طواف را در حال آشكار بودن مو انجام دهد باحتياط واجب اعاده كند.[7]

الشيخ الفاضل: حكم عورة المرأة في الطواف حكمها في الصلاة.[8]

الشيخ الوحيد: على الظاهر موافق است با نظر آية اللّٰه خوئي (قدس سره).[9]

[1]كتبى و في الصراط ج 3 ص 167.

[2]شفاهى.

[3]ص 103 ملحق.

[4]ص 30.

[5]فرع ص 464.

[6]ص 121.

[7]ص 49.

[8]حول الحج ص 79.

[9]شفاهى.