مىشود از نظر مالى هم تمكن خواهد داشت حفظ اين مال لازم نيست.[1]
*** الشيخ التبريزي (قدس سره): در سالى كه تمكن مالى دارد به حج برود و لو از طريق غير رعايت نوبت، بايد تحفّظ بر مال كند، ولى اگر تمكّن ندارد حفظ استطاعت براى سالهاى ديگر واجب نيست و اگر در غير اشهر حج تمكّن مالى پيدا كرد در صورت اطمينان و على الاحوط در صورت احتمال به اجتماع ساير شرائط تحفظ واجب است.[2]
الشيخ الصافي: احتياط اين است كه اگر مطمئن است ...[3]
تمكّن مالى دارد، ولى تمكن جسمى ندارد
س: كسى كه از نظر مالى مستطيع بوده و براى حج ثبت نام كرده، لكن در سال جارى كه زمان اعزام وى رسيده، پزشك قانونى به دليل بيمارى يا كهولت سنّ اذن حج نداده، آيا مستطيع است و حج واجب است يا نه؟ و آيا تا زنده است استنابه بكند يا نه؟
الإمام الخميني (قدس سره): بر مريضى كه قدرت رفتن ندارد يا براى او حرج و مشقت زياد دارد واجب نيست.[4]
السيد الخوئي (قدس سره): بر مريض مباشرت واجب نيست، ولى بايد نائب بگيرد.[5]
السيد الگلپايگاني (قدس سره): بلكه دربارۀ كسى كه حج بر او مستقر نشده است اگر از نظر مالى در مشكل نمىافتد نائب گرفتن مطابق با احتياط است.[6]
و في المناسك العربي: بل الأحوط ذلك لمن لم يستقرّ عليه الحجّ أيضاً إن كان
[1]ص 16
[2]الضميمة، ص 10
[3]في الحاشية.
[4]م 27
[5]مناسك، م 63
[6]آداب، ص 42
موسراً من حيث المال متعذراً من المباشرة كما أن الأحوط ذلك و لو كان مرجو الزوال.[1]
السيد السيستاني: و كذلك من كان موسراً و لم يتمكّن من المباشرة و وجوب الاستنابة فوري كفوريّة الحجّ المباشري.[2]
السيد الشبيري: م 51 ملخصاً- كسى كه از جهت مالى مستطيع است و از جهت بدنى استطاعت ندارد و مأيوس از استطاعت بدنى است واجب است در اولين سال ممكن كسى را به نيابت خود به حج بفرستد و احتياط مستحب آنكه اگر منوب عنه مرد است مرد صروره را به حج بفرستد.
*** الشيخ البهجت: و همچنين كسى كه ثروتمند است و توانايى مباشرت حج را ندارد بايد نائب بگيرد و ليكن اظهر عدم وجوب فوريت است.[3]
اگر در سال اول كه مستطيع بوده بدون تأخير ثبت نام كرده و حال كه زمان اعزام رسيده توانايى جسمى ندارد كشف مىشود كه مستطيع نبوده و اگر تأخير كرده بوده مستطيع است.
در صورتى كه مستطيع بوده و از توانايى خود مأيوس باشد بايد نائب بگيرد و اگر بعد از استنابه رفع عذر باشد وجوب اعاده با بقاء استطاعت بلكه مطلقاً احوط است.[4]
الشيخ التبريزي (قدس سره): حج مباشرتى غير از فرستادن نائب به حج است، سلامتى در اوّلى معتبر است و در صورت دوّم مقتضاى بعضى روايات معتبره ارسال نائب است.[5]
[1]ص 32
[2]ص 32
[3]ص 22
[4]مهر دفتر.
[5]ضميمه، ص 6
اگر تمكّن از رفتن به حج و لو از طريق آزاد را دارد، بايد به حج برود و اگر به علت بيمارى يا كهولت سن نمىتواند به حج برود بنا بر احتياط واجب بايد كسى را به نيابت خود بفرستد.[1]
الشيخ الصافي: احتياط واجب در صورت بقاء استطاعت مالى اين است كه شخصى را به نيابت خود بفرستد كه حج بجاآورد و اگر استطاعت مالى او باقى نيست، اگر در سنوات گذشته به غير از طريق ثبت نام امكان تشرف به حج براى او نبوده و فعلًا كه امكان حاصل شده استطاعت مالى ندارد حج بر او واجب نيست.[2]
الشيخ المكارم: همان عبارت امام (قدس سره) (حاشيه ندارد).[3]
الشيخ الفاضل: چنانچه حج قبلًا بر او مستقر نشده در فرض مزبور مستطيع نيست و حج بر او واجب نيست و نيابت گرفتن در حج مستحبّى مانع ندارد و در صورتى كه مستقر شده و توانايى تا آخر عمر ندارد بايد نائب بگيرد.
رجوع به كفايت
السيد الگلپايگاني (قدس سره): در استطاعت بنا بر اقوى رجوع به كفايت معتبر است.[4]
السيد السيستاني: الخامس: الرجوع إلى الكفاية و هو التمكّن بالفعل أو بالقوّة من إعاشة نفسه و عائلته بعد الرجوع ...[5]
السيد الشبيري: داشتن پول و شغل مناسب (پس از بازگشت از حج) از شرائط نيست، بلى اگر رفتن به حج مستلزم اختلال در زندگى باشد (پس از مراجعت) حج واجب نمىباشد.[6]
[1]مهر خاص.
[2]مهر خاص.
[3]ص 27
[4]ص 35
[5]ص 17
[6]ص 8، م 24
*** الشيخ البهجت: چهارم: رجوع به كفايت است به نحوى باشد كه پس از رجوع بتواند خود و عائله را اداره كند.[1]
الشيخ التبريزي (قدس سره): الرابع: الرجوع إلى الكفاية و بعبارة واضحة يلزم أن لا يكون صرف ما عنده من المال في سبيل الحجّ موجباً لوقوعه في الحرج.
الشيخ الصافي: با متن السيد الگلپايگاني موافق هستند.
الشيخ الفاضل: نفس عبارت فوق كه متن عبارت مناسك امام است.[2]
الشيخ المكارم: رجوع به كفايت شرط است.[3]
الشيخ النورى: رجوع به كفايت در استطاعت شرط است.[4]
الشيخ الوحيد: الرابع: الرجوع إلى الكفاية و هو التمكّن بالفعل أو بالقوة من إعاشة نفسه و عائلته بعد الرجوع بحسب حاله و شأنه.[5]
لزوم ثبت نام
الإمام الخميني (قدس سره): س: براى پنج سال يا بيشتر ثبت نام مىكنند آيا ثبت نام لازم است؟ ج: اگر احتمال دهند كه قرعه در همان سال اول به نامشان بيرون آيد لازم است شركت كنند و حج بر آنها مستقر مىشود.[6]
السيد الگلپايگاني (قدس سره): (خلاصه سؤال و جواب) كسانى كه در وقت نام نويسى براى حج تمكّن مالى دارند واجب است ثبت نام كنند هرچند نوبت حج ممكن است به سالهاى بعد برسد و چنانچه مسامحه كردند و ثبت نام نكردند حج بر آنها مستقر مىشود.[7]
[1]ص 10
[2]ص 29
[3]ص 29، م 26
[4]ص 20
[5]ص 16
[6]متفرقه استطاعت، م 31
[7]احكام، ص 66
السيد الشبيري: براى حج واجب لازم است، اگر راه انحصار به آن داشته باشد.[1]
*** الشيخ الصافي: محل تأمل است و استقرار حج بر او معلوم نيست، اگرچه احتياط آن است كه با بقاء استطاعت تا مدّت مضروبه اگر فوت كرد براى او استيجار حج نمايند.[2]
الشيخ الفاضل: معظم له در فرع مذكور حاشيه ندارد.[3]
الشيخ المكارم: اسم نويسى براى اين اشخاص واجب است و اگر يقين به اصابت قرعه داشته باشند، حج بر آنها مستقر مىشود، ولى احتمال، كافى نيست.[4]
الشيخ النوري: معظم له در فرع مذكور حاشيه ندارد.
استطاعت با فيش شخص ديگر
السيد الگلپايگاني (قدس سره): س: شخصى براى حج پول به حساب ريخته و سالى كه نوبت او رسيده فوت كرده و او و صيت كرده شخص خاصّى به جاى او حج بجاآورد و آن شخص از نظر مالى و جسمى استطاعت دارد، فقط از جهت طريق استطاعت نيست كه ممكن است با استفاده از نوبت موصى به حج برود، اگرچه او و وصى و همچنين ورثه راضى نباشند.
ج: حج نيابى براى مستطيع صحيح نيست و اگر با استفاده از فيش مذكور خود را به ميقات برساند بايد حج را براى خود بجاآورد و ضامن قيمت سوقيّه فيش است و بايد ورثه شخص ديگرى را براى حج موصى اجير كنند.[5]
[1]كتبى.
[2]م 157، مناسك السيد الگلپايگاني.
[3]ص 42 محشى.
[4]م 31
[5]احكام، ص 59
السيد السيستاني: إذا آجر نفسه للنيابة عن غيره في السنة الحاضرة ثمّ حصلت الاستطاعة فإن كان واثقاً من أداء حجّه في عام لاحق يعمل بمقتضى الإجارة و إلّا فهي باطلة فيحجّ لنفسه.[1]
السيد الشبيري: استفاده از فيش حج ديگرى موجب استطاعت نمىشود و بايد حج نيابى را انجام دهد و همچنين اگر و صيت كسى را قبول كرده كه حج نيابى را انجام دهد. ولى اگر قرارداد الزامى براى انجام حج نيابى نباشد و با فيش ديگرى راه براى او باز شود مستطيع است و بايد حج خود را بجاآورد. و اگر تعهد مقيد به سال حاضر نباشد و بتواند بعداً به تعهد خود عمل كند، بايد امسال براى خود حج كند.
*** الشيخ البهجت: اگر قبل از استطاعت اجير شده كه در سال حاضر حج منوب عنه را بجاآورد بايد به مقتضاى عقد اجاره حج منوب عنه را بجاآورد و وفاى به عقد اجاره لازم است و تا عقد اجاره را فسخ نكنند استطاعت حاصل نمىشود و اگر اجاره اعم از مباشرت و تسبيب باشد حج خود را بجاآورد و شخص ديگرى را از ميت نيابت كند. (اطلاق اجاره قيد مباشرت را برمى دارد).[2]
منه أيضاً: خلاصه جواب: اگر مستطيع نبوده و اجير شده كه براى صاحب فيش حج بجاآورد ظاهراً اجاره لازم است و نمىتواند فسخ كند و بدون فسخ هم مستطيع نمىشود و اگر مستطيع بوده و نمىدانسته اجير شدنش بىمورد بوده و اجاره باطل است. اگر بتواند و لو با استقراض براى خود حج بجاآورد و با احراز رضايت صاحب فيش براى او حج ميقاتى بگيرد و خسارت صاحب فيش راهم بدهد.
[1]الملحق، ص 12
[2]شفاهى.
الشيخ الصافي: خلاصه مسأله 144: اگر يكى از ورثه توانست كه با فيش تا ميقات برود و ساير شرائط بود، حج بر او واجب مىشود.
الشيخ الوحيد: با توجه به اينكه استطاعت طريقى براى شخص بدون فيش ديگران فراهم نمىشود، اگر موصى شخص خاصى را براى حج تعيين كرده و يا ورثه شخصى را به استنابه گرفتهاند، زمينه براى استطاعت آن شخص فراهم نمىشود، مگر به نحو دور مصرّح و بايد حج منوب عنه را بجاآورد، ولى اگر گفته با اين فيش براى من حج بجاآورند منافات ندارد كه شخص واجد فيش حج خود را بجاآورد و براى منوب عنه هم حج ميقاتى استيجار نمايد.[1]
مؤلف: اگر بدون مشكل فيش ديگران تحت اختيار او قرار گرفت و چنانچه عوض خواست، از عهده عوض هم برآيد و ساير شرائط موجود بود بايد براى خود حج بجاآورد.
ثمن هدى را ندارد
الإمام الخميني (قدس سره): بلى مستطيع است و پول هدى جزء استطاعت نيست.[2]
السيد الخوئي (قدس سره): مستطيع نيست و عنوان استطاعت صادق نيست مگر با تمكن از تمام مصارف حج و از جمله ثمن هدى.[3]
السيد السيستاني: س: هل فقد الثمن- ثمن الهدي- يمنع من تحقّق الاستطاعة أم لا؟ ج: لا يمنع منه فيصوم بدل الهدي.[4]
السيد الگلپايگاني (قدس سره): ثمن الهدي على الباذل إن كان المبذول له ممّن يجب عليه الهدي بأن يكون واجداً له و إلّا فينتقل إلى الصوم.[5]
[1]شفاهى.
[2]متفرقات استطاعت، م 44
[3]معتمد، ص 183
[4]الملحق، ص 11
[5]ص 26
أيضاً منه: در مجمع، ج 1، ص 437 فرع 38 بعض محشين استفاده عدم استطاعت كردهاند، ولى اين استنباط با جوابهاى متعدد آن مرحوم شفاهاً مخالف است و مىفرمود مستطيع است.
السيد الشبيري: پول قربانى و كفارات بر عهدۀ باذل نيست. اگر حاجى توانايى قربانى دارد قربانى كند و الّا وظيفه او روزه است.
*** الشيخ البهجت: الظاهر انّ ثمن الهدي على الباذل فلو لم يبذله لم يجب الحجّ إلّا إذا كان متمكّناً من شرائه من ماله.[1]
الشيخ الصافي: س: پول قربانى ندارد و روزه مىتواند بگيرد، ولى سوغات خريده؛ ج: مستطيع است بايد قربانى كند و روزه به جاى قربانى صحيح نيست و سوغات لازم نيست.[2]
الشيخ الفاضل: با مرحوم امام موافق است.[3]
الشيخ المكارم: مستطيع است.[4]
الشيخ النوري: مستطيع است (موافق با امام).[5]
مؤلف: مقتضي الاحتياط أن يقصد بالحج، وظيفته الفعليّة أعمّ من الواجب و الندب.
حج خود يا مادر
س: پسرى با فيش حج مادر به مدينه آمده و خودش مستطيع است، ولى مادر مىگويد بايد خودت امسال حج مرا بجاآورى و الّا تو را عاق مىكنم،
[1]ص 27- مثل ذلك كلام الشيخ الوحيد (دام ظلّه)، ص 26
[2]ص 8، الألف مع التلخيص.
[3]محشى، ص 49
[4]محشى، ص 50
[5]م 43 استطاعت.