بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 25

السيد الشبيري: براى حج واجب لازم است، اگر راه انحصار به آن داشته باشد.[1]

*** الشيخ الصافي: محل تأمل است و استقرار حج بر او معلوم نيست، اگرچه احتياط آن است كه با بقاء استطاعت تا مدّت مضروبه اگر فوت كرد براى او استيجار حج نمايند.[2]

الشيخ الفاضل: معظم له در فرع مذكور حاشيه ندارد.[3]

الشيخ المكارم: اسم نويسى براى اين اشخاص واجب است و اگر يقين به اصابت قرعه داشته باشند، حج بر آنها مستقر مى‌شود، ولى احتمال، كافى نيست.[4]

الشيخ النوري: معظم له در فرع مذكور حاشيه ندارد.

استطاعت با فيش شخص ديگر

السيد الگلپايگاني (قدس سره): س: شخصى براى حج پول به حساب ريخته و سالى كه نوبت او رسيده فوت كرده و او و صيت كرده شخص خاصّى به جاى او حج بجاآورد و آن شخص از نظر مالى و جسمى استطاعت دارد، فقط از جهت طريق استطاعت نيست كه ممكن است با استفاده از نوبت موصى به حج برود، اگرچه او و وصى و همچنين ورثه راضى نباشند.

ج: حج نيابى براى مستطيع صحيح نيست و اگر با استفاده از فيش مذكور خود را به ميقات برساند بايد حج را براى خود بجاآورد و ضامن قيمت سوقيّه فيش است و بايد ورثه شخص ديگرى را براى حج موصى اجير كنند.[5]

[1]كتبى.

[2]م 157، مناسك السيد الگلپايگاني.

[3]ص 42 محشى.

[4]م 31

[5]احكام، ص 59


صفحه 26

السيد السيستاني: إذا آجر نفسه للنيابة عن غيره في السنة الحاضرة ثمّ حصلت الاستطاعة فإن كان واثقاً من أداء حجّه في عام لاحق يعمل بمقتضى الإجارة و إلّا فهي باطلة فيحجّ لنفسه.[1]

السيد الشبيري: استفاده از فيش حج ديگرى موجب استطاعت نمى‌شود و بايد حج نيابى را انجام دهد و همچنين اگر و صيت كسى را قبول كرده كه حج نيابى را انجام دهد. ولى اگر قرارداد الزامى براى انجام حج نيابى نباشد و با فيش ديگرى راه براى او باز شود مستطيع است و بايد حج خود را بجاآورد. و اگر تعهد مقيد به سال حاضر نباشد و بتواند بعداً به تعهد خود عمل كند، بايد امسال براى خود حج كند.

*** الشيخ البهجت: اگر قبل از استطاعت اجير شده كه در سال حاضر حج منوب عنه را بجاآورد بايد به مقتضاى عقد اجاره حج منوب عنه را بجاآورد و وفاى به عقد اجاره لازم است و تا عقد اجاره را فسخ نكنند استطاعت حاصل نمى‌شود و اگر اجاره اعم از مباشرت و تسبيب باشد حج خود را بجاآورد و شخص ديگرى را از ميت نيابت كند. (اطلاق اجاره قيد مباشرت را برمى دارد).[2]

منه أيضاً: خلاصه جواب: اگر مستطيع نبوده و اجير شده كه براى صاحب فيش حج بجاآورد ظاهراً اجاره لازم است و نمى‌تواند فسخ كند و بدون فسخ هم مستطيع نمى‌شود و اگر مستطيع بوده و نمى‌دانسته اجير شدنش بى‌مورد بوده و اجاره باطل است. اگر بتواند و لو با استقراض براى خود حج بجاآورد و با احراز رضايت صاحب فيش براى او حج ميقاتى بگيرد و خسارت صاحب فيش راهم بدهد.

[1]الملحق، ص 12

[2]شفاهى.


صفحه 27

الشيخ الصافي: خلاصه مسأله 144: اگر يكى از ورثه توانست كه با فيش تا ميقات برود و ساير شرائط بود، حج بر او واجب مى‌شود.

الشيخ الوحيد: با توجه به اينكه استطاعت طريقى براى شخص بدون فيش ديگران فراهم نمى‌شود، اگر موصى شخص خاصى را براى حج تعيين كرده و يا ورثه شخصى را به استنابه گرفته‌اند، زمينه براى استطاعت آن شخص فراهم نمى‌شود، مگر به نحو دور مصرّح و بايد حج منوب عنه را بجاآورد، ولى اگر گفته با اين فيش براى من حج بجاآورند منافات ندارد كه شخص واجد فيش حج خود را بجاآورد و براى منوب عنه هم حج ميقاتى استيجار نمايد.[1]

مؤلف: اگر بدون مشكل فيش ديگران تحت اختيار او قرار گرفت و چنانچه عوض خواست، از عهده عوض هم برآيد و ساير شرائط موجود بود بايد براى خود حج بجاآورد.

ثمن هدى را ندارد

الإمام الخميني (قدس سره): بلى مستطيع است و پول هدى جزء استطاعت نيست.[2]

السيد الخوئي (قدس سره): مستطيع نيست و عنوان استطاعت صادق نيست مگر با تمكن از تمام مصارف حج و از جمله ثمن هدى.[3]

السيد السيستاني: س: هل فقد الثمن- ثمن الهدي- يمنع من تحقّق الاستطاعة أم لا؟ ج: لا يمنع منه فيصوم بدل الهدي.[4]

السيد الگلپايگاني (قدس سره): ثمن الهدي على الباذل إن كان المبذول له ممّن يجب عليه الهدي بأن يكون واجداً له و إلّا فينتقل إلى الصوم.[5]

[1]شفاهى.

[2]متفرقات استطاعت، م 44

[3]معتمد، ص 183

[4]الملحق، ص 11

[5]ص 26


صفحه 28

أيضاً منه: در مجمع، ج 1، ص 437 فرع 38 بعض محشين استفاده عدم استطاعت كرده‌اند، ولى اين استنباط با جواب‌هاى متعدد آن مرحوم شفاهاً مخالف است و مى‌فرمود مستطيع است.

السيد الشبيري: پول قربانى و كفارات بر عهدۀ باذل نيست. اگر حاجى توانايى قربانى دارد قربانى كند و الّا وظيفه او روزه است.

*** الشيخ البهجت: الظاهر انّ ثمن الهدي على الباذل فلو لم يبذله لم يجب الحجّ إلّا إذا كان متمكّناً من شرائه من ماله.[1]

الشيخ الصافي: س: پول قربانى ندارد و روزه مى‌تواند بگيرد، ولى سوغات خريده؛ ج: مستطيع است بايد قربانى كند و روزه به جاى قربانى صحيح نيست و سوغات لازم نيست.[2]

الشيخ الفاضل: با مرحوم امام موافق است.[3]

الشيخ المكارم: مستطيع است.[4]

الشيخ النوري: مستطيع است (موافق با امام).[5]

مؤلف: مقتضي الاحتياط أن يقصد بالحج، وظيفته الفعليّة أعمّ من الواجب و الندب.

حج خود يا مادر

س: پسرى با فيش حج مادر به مدينه آمده و خودش مستطيع است، ولى مادر مى‌گويد بايد خودت امسال حج مرا بجاآورى و الّا تو را عاق مى‌كنم،

[1]ص 27- مثل ذلك كلام الشيخ الوحيد (دام ظلّه)، ص 26

[2]ص 8، الألف مع التلخيص.

[3]محشى، ص 49

[4]محشى، ص 50

[5]م 43 استطاعت.


صفحه 29

تكليف فرزند چيست؟

السيد الشبيري: اگر موجب قطع رابطه بين مادر و پسر شود جايز نيست براى خود از فيش مادر استفاده كند.[1]

السيد السيستاني: س: أوصى إلى بعض ولده بالحج عنه و الولد مستطيع مالياً و لكن لا يسمح له بالذهاب إلى الحجّ لأنّه لم يأت دوره، هل يعمل بوصية الأب أو يستفيد من حقّ أبيه فيحجّ لنفسه؟

ج: ينفذ وصية أبيه في الحجّ عنه فانّه لا استطاعة سربية له ليحج عن نفسه.[2]

*** الشيخ البهجت: اگر فرزند از همه جهات مستطيع است، بايد براى خودش حج بجاآورد و حج نيابى صحيح نيست و گفتن مادر كه عاقت مى‌كنم اثر ندارد، ولى اگر از جهت راه استطاعت نداشته، مگر با فيش مادر و راه با اين فيش براى او باز شده براى مادر حج بجاآورد. در صورتى كه قبلًا اجير شده بوده براى انجام حج مادر كه در اين صورت اجاره لازم است و بايد به مفاد اجاره عمل كند.

الشيخ التبريزي (قدس سره): بايد براى خود حج بجاآورد و با اجازۀ مادر براى او نائب بگيرد.

الشيخ الصافي: در مورد سؤال چنانچه اجير شده كه براى مادر حج بجاآورد و استطاعت طريقى براى او با فيش حج مادر بوده، بايد حج را جهت مادر انجام دهد.[3]

الشيخ الفاضل: اگر قبل از فوت و صيت كند كه فرد خاصى براى او حج بجاآورد، ولى او را اجير نكند اين فرد مى‌تواند طبق و صيت عمل كند، ولى اگر‌

[1]كتبى.

[2]الملحق الأول، ص 8

[3]كتبى.


صفحه 30

خودش استطاعت داشته باشد و با فيش حج موصى راه بر او باز شود، احتياط اقتضا مى‌كند كه حج را براى خودش انجام دهد و براى ميت استنابه كند.[1]

مدعوّين براى حج مستطيع باشند يا نه

السيد السيستانى: س: الطبيب الّذي يرسل البعثة إلى الحج كيف يحج و هل يكفي عن حجّة الاسلام أم لا؟

ج: إذا كان واجداً لسائر شروط الاستطاعة فحجّه حجّة الاسلام.[2]

السيد الخامنه‌اي: لا يصدق على حجّه عنوان البذلي فيما إذا اشترط عليه القيام بعمل ما مقابل دعوته إلى الحج.[3]

السيد الشبيري: أهل العلم و الأطباء و خدمة القوافل و نحوهم من الّذين يدعون لبعثة الحج أو لتقديم الخدمات الدينيّة و غيرها في قوافل الحج لا يجب عليهم القبول لكن لو قبلوا وجب عليهم الحج بشرط أن لا يكون الإتيان بمناسك الحج منافياً للخدمات المفروضة عليهم و لا يؤدّى إلى اختلال أمورهم و أجزأ حجّهم عن حجّة الإسلام.[4]

*** الشيخ البهجت: س: من جاء إلى الميقات بمهمّة عمل كخدمة حملات الحجيج و أطبائها و موظّفي الاسعافات الاوليّة فهل هو مستطيع تجب عليه حجة الإسلام أم لا؟ ج: نعم، يجب على من ذكر أداء حجة الإسلام إلا إذا كانت مهمّته على نحو لا يستطيع معها القيام بالمناسك.[5]

[1]مناسك حج، م 156، ص 67

[2]ص 8، طبع بيروت و في الملحق الثاني ص 6

[3]ص 24

[4]ص 20، مع التلخيص.

[5]ص 184


صفحه 31

الشيخ التبريزي (قدس سره): في الجواب عن السؤال: مستطيع و يجب الحج.[1]

الشيخ الصافي: اشخاصى كه به عنوان روحانى و يا مدير و كارمند يا سازمان‌هاى مربوطه به حج بروند، اگر بعد از رسيدن به ميقات دارايى آنها وافى به لباس احرام و قربانى و مخارج عائله باشد با رجوع به كفايت مستطيع مى‌باشند و واجب است براى خود حج بجاآورند.[2]

الشيخ الفاضل: خدمه كاروان‌ها و پزشكان و امدادگران و افراد ديگرى كه با مأموريت به ميقات آمده‌اند چنانچه واجد رجوع به كفايت باشند كه نوعاً چنين است مستطيع هستند و بايد حجة الاسلام بجاآورند.[3]

الشيخ المكارم: كسانى كه براى خدمت در سفر حج استخدام مى‌شوند خواه به عنوان روحانى كاروان يا معاون كاروان يا اعضاء ستاد و بعثه حج و يا طبيب و پرستار يا مأمورين انتظامى و مسئولين بانك و غير اينها، حج آنها حج واجب محسوب مى‌شود به شرط اينكه هزينۀ خانواده‌اش در اين مدت تأمين شده باشد.[4]

[1]الصراط، مع التلخيص ج 4، ص 22

[2]ص 15، مناسك الألف.

[3]ص 27 حج و عمره.

[4]ص 18


صفحه 32

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة