محرّمات احرام
سؤال 378-گاه در شهر مكّه به قدرى ملخ فراوان است، كه هنگام راه رفتن، پا روى آن گذاشته مىشود. آيا در اين گونه مواقع مواظبت لازم است؟ و در صورت لزوم، اگر مراقبت نكند و ملخى كشته شود، كفّاره آن چيست؟
جواب:مراقبت لازم است، و اگر مراقبت نكند كفّاره آن يك كفِّ طعام است بنابر احتياط واجب.
سؤال 379-آيا خون گرفتن از بدن با سرنگ، از مصاديق ادماى محرّم است، و در حال احرام پرهيز از آن لازم مىباشد؟
جواب:جزء ادماء محسوب مىشود؛ ولى به فتواى ما، ادماء براى مُحرِم مكروه است، نه حرام.
سؤال 380-پرداختن كفّاره تظليل مُحرِم سيِّد، به سادات فقير چه حكمى دارد؟
جواب:اشكالى ندارد.
سؤال 381-آيا مىشود به يك مستحقّ، سه كفّاره داد؟ در صورت عدم جواز، اگر كسى اين كار را كرده باشد، آيا قضا لازم است؟
جواب:كفّارات حجّ را به هر تعداد به مستحقّ مىشود داد، تا آن اندازه كه غنى نشود.
طواف
سؤال 382-خانمى براى آن كه بتواند اعمال حج را انجام دهد، از قرص استفاده كرده است. ليكن در ايّام عادت يا خارج از آن ايّام خون ديده، و نمىداند كه جريان خون تا سه روز ادامه پيدا مىكند يا نه؟ يا احتمال مىدهد كه تا سه روز ادامه پيدا نكند، در فرض داشتن صفات يا نداشتن صفات حيض، تكليف او چيست؟
جواب:در فرض مسأله به محض مشاهده خون احكام حائض را رعايت مىكند، ولى چنانچه تا سه روز ادامه پيدا نكند، حيض نيست و بايد نماز آن چند روز را قضا كند.
سؤال 383-آيا ريا در ادعيّه طواف موجب بطلان طواف مىشود؟
جواب:موجب بطلان طواف نمىشود.
سؤال 384-يك ماه پيش به سفر مكّه رفتم، و اعمال عمره مفرده را بجا آوردم.
پس از بازگشت متوجّه شدم كه روى انگشت پاى چپم به مقدار بسيار ناچيزى لاك (لكّهاى به اندازه 3- 2 ميليمتر) وجود داشته كه متوجّه آن نشده و در نتيجه آن را پاك نكرده بودم. يقين دارم كه اين لاك پيش از سفر مكّه و غسل حيض، بر روى ناخن من بوده است. از اين بابت بسيار نگران هستم. اعمالى كه انجام دادهام چه حكمى دارد؟
جواب:اعمال شما ان شاء اللَّه صحيح بوده، ولى سعى كنيد در آينده چنين چيزى پيش نيايد.
سؤال 385-أخيراً مأمورين سعودى مانع طواف افراد معذور (كه با ويلچر طواف مىكنند) در طبقه همكف مىشوند. طواف چنين اشخاصى در طبقه بالا چه حكمى دارد؟ اگر نماز طواف و سعى را هم در همان طبقه بجا آورند چه صورت دارد؟
جواب:در فرض سؤال طواف آنها در طبقه بالا اشكالى ندارد. و در مورد نماز طواف و سعى، اگر اجازه ندهند از پايين انجام گيرد، يا اجازه مىدهند ولى مشقّت و عسر و حرج دارد، آن هم اشكالى ندارد.
نماز طواف
سؤال 386-آيا در نيابت از چند نفر در يك عمره، يك نماز كفايت مىكند، يا مىبايست به تعداد منوب عنهم نماز طواف بجا آورد؟
جواب:يك نماز كافى است.
سؤال 387-آيا نائب مىتواند نماز منوب عنه را، بعد از انجام سعى توسّط منوب عنه بجا آورد؟
جواب:بايد بعد از طواف بجا آورد.
رمى جمرات
سؤال 388-با توجّه به اين كه ستون جمرات بازسازى شده و از طول و عرض و ارتفاع به مقدار زيادى به آن افزوده شده، رمى ستونهاى جديد چه حكمى دارد؟
جواب:پرتاب كردن سنگريزهها در حوضچههاى فعلى كافى است، و نيز مىتوانند به ستونها بزنند تا در حوضچهها بيفتد.
قربانى
سؤال 389-با توجّه به اين كه سازمان حج تأكيد مىكند كه با تلاشهايى كه صورت گرفته، طبق تعهّد مسلّم مسئولين سعودى، امسال گوشتهاى قربانى مطلقاً تلف نمىشود، بلكه تمام آن بستهبندى شده و صرف فقرا مىگردد، و حتّى پوست و روده آن نيز مصرف مىشود، آيا در اين شرايط، مقلّدين حضرتعالى مىتوانند قربانى خود را در آنجا ذبح كنند؟
جواب:سازمان محترم حج نيز در نامهاى همين مطلب را از ما سؤال كردهاند و در پاسخ عرض كردهايم: در شرايط جديد، مادام كه گوشتهاى قربانى كاملًا مصرف مىگردد، بهتر است در آنجا ذبح شود؛ (هر چند قربانگاهها خارج از منى است.) خدا را شكر مىگوييم كه فتواى مزبور تأثير خود را گذاشت، و يكى از مشكلات مهمّ حج، يعنى اسراف عظيم و اتلاف گوشتهاى قربانى، فعلًا حل شده است. بديهى است شرايط تغيير كرده، و فتوا تغيير نكرده است. لذا هرگاه وضع برگردد و گوشتها تلف شود، قربانى در آنجا جايز نيست.
عمره مفرده
سؤال 390-فردى قبل از غروب آفتاب شب اوّل ماه، جهت عمره مفرده محرم شده، و طبعاً اعمال مكّه را در ساعات اوّليّه ماه جديد انجام داده است، اين عمره به حساب كدام ماه لحاظ مىشود؟ در همين فرض، اگر بعد از غروب آفتاب محرم شود، چگونه محاسبه مىشود؟
جواب:بعيد نيست كه معيار همان ماهى باشد كه احرام در آن بسته شده است؛ هر چند احتياط آن است كه عمره ماه بعد را به قصد رجا بجا آورد.
سؤال 391-ملاك براى انجام عمره مفرده در هر ماه، همان ماه است يا سى روز؟
جواب:ملاك همان ماه قمرى است، نه سى روز.
حجّ كودكان
سؤال 392-كودك مميّزى بدون امر ولىّ در ميقات محرم شده، و تنها سعى و تقصير را انجام داده است. تكليف او يا وليّش نسبت به بقيّه اعمال چيست؟
جواب:احتياط آن است كه برگردد و تمام اعمال، غير از احرام، را انجام دهد.
و اگر توانايى ندارد از كسانى كه به عمره مىروند، خواهش كند كه به نيابت از او انجام دهند.
سؤال 393-اگر كودك مميّزى بدون اذن ولىّ، مُحرم شود و در حال احرام، يكى از محرّمات را مرتكب شود، كفّاره آن بر عهده كيست؟
جواب:در غير صيد، كفّاره واجب نيست؛ نه بر ولىّ و نه بر طفل.
سؤال 394-اگر ولىّ طفل، مقلّد مرجعى باشد كه به هنگام احرام، پوشيدن لنگ و ازار را براى بانوان نيز لازم مىداند، آيا هنگام محرم كردن دختربچّه غير مميّز لازم است بر او لباس احرام بپوشاند؟
جواب:آرى، لازم است.
سؤال 395-پوشش دختر بچّه در حال طواف، چه اندازه است؟
جواب:احتياط آن است كه به مقدار معمول زنان باشد.
متفرّقه
سؤال 396-مرحوم مادرم، كه مستطيع بوده، سال گذشته براى حجّ تمتع ثبت نام كرد، امّا متأسّفانه بعد از ثبت نام وفات يافت. ورّاث او، حقير و دو پسر ديگر و يك دختر مىباشيم. دختر آن مرحومه نيز بعد از مادر فوت كرده است. اينك كه قرعه
براى حجّ سال جارى بنامش اصابت كرده، برادرانم طىّ موافقت نامهاى، رضايت دادهاند كه حقير (كه اولاد ارشد مىباشم) به نيابت از او حجّ مذكور را برگزار نمايم.
امّا شوهر خواهر متوفّايم به ادّعاى اين كه من يكى از ورّاث مادرتان (به واسطه فوت خواهرتان بعد از او) مىباشم، راضى به انجام حجّ مذكور نيستم، و تا سهم الارث همسرم را برابر قيمت فعلى حجّ تمتّع (كه در بازار آزاد مىخرند)، ندهيد، امضا نمىكنم. با توجّه به عرايض بالا، استدعا دارد بيان فرماييد:
الف)تتمّه مخارج حجّ فوق الذّكر (كه طبق فيش مزبور، بلدى مىباشد) از اصل تركه مادرمان پرداخت مىگردد، يا از ثلث آن؟
جواب:اين مسأله چند حالت دارد: نخست اين كه مادر شما مىتوانسته حجّ برود و كوتاهى كرده، در اين صورت، حجّ بر او واجب شده و بايد از تركه او برداشته شود، ولى بايد حجّ بلدى را به حجّ ميقاتى تبديل كرد، و تفاوت آن در ميان ورثه تقسيم شود. مگر اين كه ورثه رضايت دهند.
دوّم: اين كه مادر جز از طريق فيش حجّ نمىتوانسته به حجّ برود، ولى وصيّت كرده كه با آن فيش، براى او حج بجا آورند. هرگاه اين وصيّت زائد بر ثلث مال او نباشد، بايد عملى شود و ورثه حقّى ندارند.
سوّم: اين كه نه مستطيع بوده كه حجّ آزاد بجا آورد، و نه وصيّت كرده، بلكه فقط فيش حجّ داشته است. در اين صورت حجّ بر او واجب نيست، و آن فيش تعلّق به همه ورثه دارد، و بايد بقيّه ورثه يا رضايت دهند و يا سهم آنها به قيمت روز پرداخته شود. ضمناً توجّه داشته باشيد در صورت اوّل و دوّم فقط هزينه گوسفند و لباس احرام را مىتوان از مال ميّت برداشت، نه چيز ديگر.
ب)در ميان ورّاث آن مرحومه، چه كسى سزاوارتر است كه حجّ مزبور را به نيابت از آن مرحومه انجام دهد؟
جواب:اگر وصيّت كرده، شخصى كه درباره او وصيّت شده اوْلى است. در غير اين صورت، هر كدام كه ورثه توافق كنند اولى است.
سؤال 397-كسى كه مستطيع است و در منطقهاى زندگى مىكند كه مسجد وجود
ندارد، آيا مىتواند پول حجّ را براى ساختن مسجد مصرف نمايد؟
جواب:پول حجّ واجب را نمىتوان در مسجد صرف كرد؛ ولى پول حجّ مستحبّ مانعى ندارد؛ بلكه بهتر است در چنين جايى مصرف گردد.
سؤال 398-با توجّه به اين كه برخى از فقهاى بزرگوار، حجر اسماعيل را جزو كعبه مىدانند، خواندن نمازهاى واجب، داخل حجر چه حكمى دارد؟
جواب:احتياط اين است كه نماز واجب را در حجر اسماعيل و داخل كعبه نخوانند، ولى نماز مستحبّ مانعى ندارد؛ بلكه فضيلت دارد.
سؤال 399-شخصى واجب الحج است؛ ولى داراى فاميل نزديك، يا همسايه فقير و نيازمند به كمكهاى مالى مىباشد، و چون زندگيش خيلى سخت مىگذرد و آن قدر از نظر مالى پيشرفته نيست كه بتواند هم به شخص فقير برسد و هم حج بجا آورد، كدام يك به خير و صلاح نزديكتر است؟
جواب:كسى كه حج بر او واجب شده بايد به حج برود، و مىتواند از وجوه شرعيّهاى كه به اموالش تعلّق مىگيرد به بستگانش نيز كمك كند.
سؤال 400-در سالهاى اخير بانك به سپردههاى مربوط به حجّ و عمره سود مىدهد. لطفاً بفرماييد:
الف)گرفتن اين سودها چه حكمى دارد؟
ب)آيا به سودهاى مذكور كه سال خمسى بر آن مىگذرد خمس تعلّق مىگيرد؟
جواب:با توجّه به اين كه قراردادى بين مردم و سازمان حج در مورد سود منعقد نشده، و آنها با ميل خود آن را مىپردازند اشكالى ندارد. و هرگاه سود را جزء هزينه حج به حساب آورند، خمس نيز به آن تعلّق نمىگيرد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل پانزدهم: احكام قضا
صفات قاضى
سؤال 401-آيا عدالت در قاضى غير مجتهد مأذون نيز شرط است؟ اين امر براى شخص قاضى چگونه بايستى احراز گردد؟
جواب:آرى عدالت شرط است. و آن عبارت از يك حالت خدا ترسى باطنى است، كه او را از گناهان كبيره و اصرار بر صغيره حفظ مىكند. و نبايد در احراز آن زياد سختگيرى كرد.
سؤال 402-اگر قاضى در مورد كسبِ عدالت و يا حفظِ اين شرط در خودش اطمينان نداشته باشد، و نسبت به آن مشكوك باشد، با توجّه به احتياج مبرم جامعه و كمبود، تكليف شرعى اين فرد چيست؟
جواب:بايد منصب قضا را به ديگرى بسپارد.
سؤال 403-طبق اصل 167 قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران قاضى مكلّف است طبق قانون عمل كند؛ نه بر مبناى اجتهاد شخصى. و از طرفى قضات مأذون فعلى در واقع قاضى شرع مذكور در فقه نبوده، بلكه كار آنها تقريباً حالت كارشناسى داشته، و از باب تطبيق موضوع بر قوانين مقرّره مىباشد. با توجّه به اين مطلب، و با پيشرفت روزافزون حضور زنان در مسائل و علوم مختلف، از جمله حقوق به عنوان ابزار اساسى در مسائل قضايى كنونى، بفرماييد:
1-آيا در نظام قضايى موجود، ذكوريّت شرط لازم بر تصدّى قضاوت است؟
جواب:آرى ذكوريّت شرط لازم است، بنابر احتياط واجب؛ مگر اين كه زنان مقدّمات امر كارشناسى را انجام دهند، و قاضىِ مذكّرِ مافوق انشاى رأى كند.