خود علاوه بر فروش آزاد، به مشتريان اين امكان را مىدهد كه از شركت به صورت قسطى نيز خريد كنند. مطلبى كه در توضيحات افراد جا افتاده اين است: هنگامى كه وارد سايت شركت شويد از شما سؤال مىشود، شما قصد داريد تنها سكّه طلا بخريد، يا علاوه بر خريد، قصد شركت در كار بازاريابى را نيز داريد؟ و حتّى شخص مىتواند نام خود را بنويسد، و يك ماه بعد پول به حساب بريزد. نحوه به حساب ريختن پول از طريق كارتهاى اعتبارى است، كه كاملًا معتبر و بدون كلاهبردارى مىباشد، و اين كارتها زمانى جاى پول نقد را خواهد گرفت. بنابراين، كسى كه نمىخواهد بازاريابى كند، يك خريد كامل انجام مىدهد، و در حقيقت چون يكى از روشهاى زمان تورّم اين است كه پول نقد را به طلا تبديل كنيم، پس اين راه يك راه كاملًا عاقلانه به نظر مىرسد. و چنين شخصى كه خريد كامل انجام داده سكّه طلايش را دريافت مىكند، و اگر يك نفر را هم معرّفى نكند هيچ تأثيرى در خريد او ندارد. پس مسألهاى را كه خدمت جنابعالى گفته بودند كه تا اشخاصى را معرّفى نكنيد به شما پول نمىدهند، و طلا را دريافت نمىكنيد، مخصوص زمانى است كه شخص خودش علاقهمند است كه براى شركت بازاريابى كند. در اين صورت نيمبها خريد مىكند، و بقيّه پول طلا را با بازاريابى و سهيم شدن در سود شركت پرداخت مىكند. اگر قسمتى كه باعث حرام شدن اين تجارت مىشود قسمت معرّفى كردن اشخاص است، بنابراين كار بازاريابى نيز كه افراد زيادى در حال حاضر به آن اشتغال دارند يك امر حرام و خارج از حكم شرع محسوب مىشود، و اگر اين قسمت كه تا افرادى را معرّفى نكنيم به ما وجهى پرداخت نشود باعث حرام شدن كار شركت گلدكوئيستاست بايد عرض كنيم شركت پس از 6 ماه، اگر كسى نتوانست افراد را معرّفى كند، به اندازه همان مقدار پول كه پرداخت شده سكه يا طلايى را براى وى مىفرستد، كه قطعاً تا به اين لحظه اين مطلب براى شما گفته نشده بود. بنابراين اگر كسى نخواست ديگرى را معرّفى كند، بطور كامل خريد مىكند و تمام پول طلا را مىپردازد، و حتّى در يك قسمت از سيستم مىتواند نام و شماره خودش را مخفى كند، تا هيچ كس حتّى اسم او را هم نداند. اجناسى را كه اين شركت بفروش
مىرساند، چند خصوصيّت بارز دارد كه باعث مىشود قيمت آن زياد و حتّى از ارزش وزنىاش بيشتر گردد! از جمله اين كه اوّلًا روى آن يك شكل ضرب شده. و ثانياً توسّط يك دولت پشتوانه مالى شده. و ثالثاً عيار آن 24 است. رابعاً موارد ضرب آنها مُد روز است. كه خصوصيّت آخر باعث مىشود وقتى سكّه تمام شد كسانى كه علاقهمند به داشتن اين نوع سكّه هستند اين سكه را از ما بخرند، و قيمت آن چند برابر مىشود. و گمان نمىكنم كه در اين سود نيز مسأله حرامى وجود داشته باشد، چون يك تجارت است و قيمتها هم از طرف خود شركت تعيين مىشود، و چيزى است كه اتفاق افتاده، و اكثر دوستان سكّهها يا طلاهايى را خريدارى كردهاند كه گران شده، و سود دوّمى نصيب آنها شده است. برخى مىگويند: «چون انسان سريع به پول هنگفتى مىرسد، پس بدون تلاش است و حرام.» بايد عرض كنم: «اين كار آن قدر نياز به تلاش دارد، و به قدرى پرمشقّت است كه گاه حتّى وقت خواب و خوراك را هم مىگيرد!». با توجّه به توضيحات بالا، لطفاً نظرتان را بيان فرماييد.
جواب:مشكل اصلى در اينجا دو چيز است، كه ما كاملًا به آن توجّه داريم، و دليل حرمت اين كار همين دو چيز است: اوّل اين كه سكّهها به قيمت واقعى بازار فروخته نمىشود، بلكه دو يا سه برابر قيمت واقعى فروخته مىشود، كه قسمتى از اين مبلغ اضافه، نصيب آن شركت و قسمتى نصيب رديفهاى اوّل مىشود، و رديفهاى آخر به يقين گرفتار زيان مىشوند. در واقع قسمت اضافى شبيه نوعى لا تار است، و مشمول آيه شريفه«لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ»*مىباشد، و مسائلى از قبيل نقش سكّه، و وضع آينده آن، پوششهاى كاذبى است كه به اين كار خلاف داده مىشود. ديگر اين كه، كسانى كه در گردش اين معاملات قرار مىگيرند، نه صنعتى دارند، و نه كشاورزى، و نه تجارب مثبتى. پولهاى كلانى كه به جيب رديفهاى اوّل يا آن شركت مىريزد از كجاست؟ اگر واقعاً از اين طُرُق بتوان ثروتمند شد، خوب است همه كارها را رها كنند، و دنبال اين برنامههاى كاذب بيفتند! و در يك كلمه، اين كار شبيه لاتار و بختآزمايى و قمار است و درآمدش
مشروع نيست. و تاكنون دهها نوع آن را براى ما نوشتهاند و توضيح خواستهاند، و ما به همه جواب منفى دادهايم. شما مىتوانيد پول خود را از آن مؤسّسه بازپس بگيريد، و سزاوار افراد با ايمانى امثال شما نيست كه آلوده اين كار شويد.
سؤال 481-عدّهاى از جوانان يك هيأت تصميم گرفتهاند كه هر يك هزار تومان قربة الى اللَّه بدهند، و به قيد قرعه از ميان كسانى كه پول دادهاند يك نفر را به نيابت از كلّ هيأت به كربلا بفرستند. اين كار چه حكمى دارد؟
جواب:هرگاه به قصد قربت باشد، نه به قصد قرعهكشى، اشكالى ندارد.
سؤال 482-مؤسّسهاى بر اساس وظيفهاى كه بر عهده دارد، در جهت تدوين برنامههاى علمى، آموزشى و تربيتى قرآن كريم، و همچنين ايجاد و گسترش كانونهاى حفظ، قرائت، تجويد، مفاهيم، تفسير و معارف اهل بيت عصمت و طهارت عليهما السلام، برگزارى مسابقات قرآنى و فرهنگى، و شناساندن چهرههاى قرآنى و مفاخر ايران اسلامى، و برقرارى ارتباط با مراكز علمى قرآنى داخل و خارج، و طرّاحى و برگزارى دورههاى كوتاه مدّت قرآنى، و تأسيس و اداره كتابخانههاى تخصّصى و تحقيقاتى، و قبول هدايا و اعطاى جوايز به اشخاص، فعاليّت شاخصى در علوم معارف قرآنى در سطح كشور دارد. مؤسّسه مذكور در اين راستا قصد برگزارى طرحى با مشخّصات ذيل را دارد:
1-تهيّه اوراقى محتوى سؤال و جواب علوم قرآنى، و پيامهاى اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام.
2-درج شمارهاى بر روى اوراق جهت قرعهكشى.
3-اهداى جوايز نقدى و غير نقدى، و سفر زيارتى به سوريه و عتبات عاليات.
برگزارى اين گونه مسابقات به اين نحو است كه علاقهمندان مبلغى به عنوان حقّ شركت در مسابقه پرداخته، و پس از كسر هزينههاى اجرايى و برگزارى مسابقات، بر اساس اولويّت يا قرعه، جوايزى اهدا، و ما بقى صرف فعاليّتهاى فوق الذّكر مىگردد. نظر مبارك در مورد چنين مسابقهاى چيست؟
جواب:هرگاه وجهى كه گرفته مىشود در برابر خدماتى باشد كه آن مؤسّسه
جهت تعليم قرآن مجيد انجام مىدهد، دادن جوائز به شركت كنندگان در قرعهكشى مانعى ندارد، و در غير اين صورت جايز نيست.
سؤال 483-دامنه فعاليّتهاى انجمن حمايت از زندانيان در خصوص خانوادههاى زندانيان بسيار گسترده، و شامل تعليم، تربيت، اصلاح و ارشاد، نگهدارى و سرپرستى، كمك به مسكن و اجاره ماهيانه، لوازم معيشت، بهداشت و درمان، مراقبت بعد از خروج، ايجاد اشتغال و تهيّه فرصتهاى شغلى يا كمك مالى، ترغيب و تشويق به فعاليّتهاى فرهنگى و مانند آن مىباشد. لكن به لحاظ ضعف بنيه مالى قادر به انجام رسالت خويش نمىباشد.
به استناد مفاد اساسنامه و آييننامه، مبنى بر جذب كمكهاى مردمى، اعم از نقدى و غير نقدى، فعاليّتهاى عام المنفعه، خيريّه و اقتصادى، انجمن مجاز است به منظور سر و سامان بخشيدن به امور معيشتى و رفع معضلات اين خانوادهها، كه حجم وسيعى را در سطح كشور در برمىگيرد، تحت عنوان جذب كمكهاى مردمى مبادرت به فروش اوراق بهادارى به نام «اميدآوران ابتسام» به افراد خيّر و نيكوكار نمايد، و بخشى از وجوه حاصل از فروش اوراق را با اذن خريداران آن صرف اهداى جوايز به قيد قرعه بين خريداران جهت ترغيب و تشويق افراد به اين امر خير نمايد.
اين امر مستلزم كسب مجوّز شرعى است. نظر حضرتعالى در اين مورد چيست؟
جواب:هرگاه كمكها به طور كامل صرف امور خير شود مانعى ندارد؛ ولى چنانچه بخشى از آن به صورت جايزه و قرعهكشى درآيد، و انگيزه شركت افراد در اين امور گردد اشكال دارد.
6- مجسّمهسازى
سؤال 484-لطفاً به سؤالات زير پيرامون مجسّمهسازى پاسخ فرماييد:
الف)اگر براى بزرگداشت خاطره شهيدان در يكى از ميادين شهر، نمادى از شهيد ساخته شود، چه حكمى دارد؟
ب)آيا جايز است تنديس سربازى ساخته شود كه در حال تيراندازى به سوى دشمن است؟
ج)آيا مىتوان براى نشان دادن تجاوز و ديو سيرتى استكبار (مثلًا نسبت به مردم شهر حلبچه، كه مظلومانه توسّط بمب شيميايى از بين رفتند) به همان صورت با ساختن مجسّمههايى آن را بازسازى كرد؟
د)اگر انسانى كه سر به سجده برده، و خدا را پرستش مىكند ساخته شود، اشكال دارد؟
ه)آيا ترميم آثار باستانى مانند نقوش برجسته، يا مجسّمههايى كه از ادوار پيش باقى مانده، داراى اشكال است؟
جواب:ساختن مجسّمه از نظر شرع اسلام اشكال دارد؛ ولى امور زير را مىتوان استثنا كرد:
1-نقوش برجسته كه در گچكارى و كنده كارى و قلمكارى و مانند آنها ديده مىشود.
2-عروسكها و آنچه جنبه بازيچه دارد.
3-مجسّمههايى كه براى فريب دشمن ساخته، و در مناطقى گذاشته مىشود، و از نظر جنگى ضرورت دارد.
4-مجسّمههايى كه از قطعات متعدّدى تشكيل يافته، و در طبّ براى تعليم مسائل مختلف به كار مىرود، و در بسيارى از موارد جانشين تشريح بدن انسانها مىگردد، و براى تعليم اين مسائل لازم به نظر مىرسد.
5-رباطهاى كامپيوترى كه جنبه سرگرمى و تفريح ندارند؛ بلكه در نيازهاى زندگى بشرى از آنها بهرهگيرى مىشود.
سؤال 485-مشاهده شده كه در برنامههاى تصويرى، عروسكى شبيه انسان درست مىكنند، كه در برنامهها يا فيلمهايى كه انسان واقعى در آن نقش دارد و تكلّم مىكند، به عللى آن عروسك داراى تكلّم وارد مىشود، و همراه انسانهاى واقعى نقش ايفا مىكند، و شبيه آنها تصميم مىگيرد، و تكلّم مىنمايد. ساختن چنين برنامههايى چه حكمى دارد؟
جواب:مجسّمهسازى اشكال دارد؛ ولى اگر از قبيل عروسك و بازيچه باشد، خواه نقشى بازى كند يا نه، اشكالى ندارد.
7- غيبت
سؤال 486-آيا صحبتها و سر و صداهاى سياسى، كه نقل مجالس شده، و افراد دانسته يا ندانسته موضوعى را به اين و آن نسبت مىدهند، غيبت حساب مىشود؟
جواب:نسبت دادن شايعات به يكديگر نوعى تهمت است، فراتر از غيبت؛ آرى اگر عيب پنهانى را بدون جهت آشكارا بگويند، غيبت است.
سؤال 487-اگر گفته شود: «فلان اداره يا سازمان به مردم ظلم مىكند، يا خيلى ايراد مىگيرد» و امثال اين گونه جملات، آيا چنين سخنانى حرام است؟
جواب:اگر ظلم آن آشكار باشد اشكالى ندارد.
سؤال 488-اگر غيبتكننده شخص غائب را نشناسد، ولى شنونده غيبت او را بشناسد، آيا غيبت محسوب مىشود؟ مثلًا فردى جنسى را از مغازهدارى خريده است. شخصى كه مغازهدار را نمىشناسد عيوب جنس خريدارى شده را تذكّر مىدهد، و جملاتى از اين قبيل مىگويد: «آن مغازهدار كلاهبردار است»، «خائن است»، «سَرَت كلاه گذاشته» آيا اين كار مجاز است؟
جواب:جايز نيست؛ مگر اين كه عمل او ظاهر و آشكار، يا در مقام مشورت و رفع ظلم بوده باشد.
سؤال 489-آيا در مواردى كه هدف عقلايى در كار است، مثلًا در مقام مشورت ديگران، مىتوانيم سوء ظن خود را نسبت به شخصى بازگو كنيم؟ مثلًا در جايى دزدى يا قتلى صورت گرفته، و ما احتمال مىدهيم كه دزد يا قاتل فلان شخص باشد. در اين صورت چنانچه در مقام مشورت و بازجويى نيروهاى انتظامى از ما، و يا حتّى ابتداءً سوء ظن خود را نسبت به آن شخص بازگو كنيم، چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه براى كشف جرم غالباً راهى جز اين گونه تحقيقات وجود نداشته باشد، شرعاً جايز است. ولى بايد كارى كرد كه آبروى اشخاص در ظاهر كاملًا محفوظ باشد، و بدون اثبات جرم به كسى اهانت نشود.
8- دروغ
سؤال 490-امروزه از افراد زيادى دروغ مىشنويم، و هنگامى كه نهى از منكر
مىكنيم مىگويند: «شوخى كرديم!» يا مىگويند: «دروغ مصلحتى است!» لطفاً بفرماييد دروغى كه به شوخى باشد چه حكمى دارد؟ و دروغ مصلحتى چيست؟
جواب:در صورتى كه مخاطب بفهمد قصد جدّى ندارد و شوخى مىكند دروغ محسوب نمىشود. و دروغ مصلحتى آن است كه دروغ، مصلحت مهمترى از راست گفتن داشته باشد؛ مانند دروغ گفتن براى اصلاح ذات البين.
سؤال 491-هرگاه شخصى بدهى خود را پرداخته، يا طلبكار آن را بخشيده باشد، ولى پس از مدّتى شكايت كند. آيا مديون مىتواند براى رهايى از ادّعاى آن شخص توريه نموده، يا قسم بخورد كه اصلًا از او قرض نگرفته است؟
جواب:در فرض سؤال اگر راه منحصر به اين باشد عيب ندارد.
سؤال 492-توريه چيست؟ لطفاً با ذكر مثالى آن را توضيح بفرماييد.
آيا توريه اختصاص به موارد ضرورت دارد، يا در غير آن هم جايز است؟
جواب:توريه آن است كه انسان سخنى دو پهلو بگويد، و قصدش چيزى باشد، ولى مخاطب چيز ديگرى بفهمد. مثل اين كه كسى پشت در خانه بيايد، و بپرسد: آيا فلان كس در خانه است؟ و گوينده سخن در جواب بگويد: اينجا نيست، و منظورش از «اينجا» پشت در باشد، ولى شنونده خيال مىكند شخص مورد نظر در خانه نيست. و اين گونه توريه مشروط به حال ضرورت نمىباشد؛ هر چند بهتر رعايت ضرورت است.
9- موادّ مخدر
سؤال 493-با عنايت به نياز شديد جامعه اسلامى ايران نسبت به رفع ابهام حكم شرعى موادّ مخدّر، دانشگاه ما تصميم به بررسى موضوع فوق نموده است، لطفاً حكم شرع را در اين مورد بيان فرماييد.
جواب:بىشكّ استعمال موادّ مخدّر به هر مقدار و اندازه كه باشد، حرام است. خواه موادّ مخدّر قديمى باشد، يا آنچه در عصر ما به وجود آمده، يا بعداً به وجود مىآيد. و هر گونه كمك براى كشت، داشت، برداشتِ محصول، تهيّه،
توزيع، خريد، فروش، نگهدارى و مصرف آن نيز حرام است. و جوامع اسلامى بايد به شدّت با اين بلاى خانمانسوز مبارزه كنند، و در امر به معروف و نهى از منكر كوتاهى ننمايند.
سؤال 494-نظر مبارك را در مورد استعمال ترياك براى معتادين، يا كشيدن ترياك به عنوان تفريح، اعلام فرماييد. شركت در چنين مجالسى، و تهيّه و آماده نمودن وسائل براى چنان اعمالى چه حكمى دارد؟
جواب:كشيدن ترياك، خواه تفريحى باشد يا غير تفريحى، حرام است؛ مگر اين كه در حدّ ضرورت باشد. و افراد معتاد تا آنجا كه مىتوانند براى ترك آن كوشش كنند. هم چنين تهيّه ترياك، خريد، فروش، حمل و نقل آن جايز نيست.
سؤال 495-آيا حرام بودن استعمال موادّ مخدر در قرآن آمده است؟ و از آنجا كه اعتياد به آن، بلاى خانمانسوزى است كه دامن جوانهاى ما را گرفته، و حتّى در سنين بالا و برخى از مؤمنين آلوده به آن هستند. و سر و صداى مبارزه با موادّ مخدّر متأسّفانه نتيجه چندانى نداده، چرا به جز رساله شما، در رسالههاى علماى ديگر تحريم آن نيامده است؟
جواب:بسيارى ديگر از فقها نيز موادّ مخدّر را تحريم كردهاند، و دليل آن حكم عقل به قبح آن است. علاوه بر اين كه آيه شريفه«وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»نيز چنين اشخاصى را شامل مىشود. بعضى از روايات نيز اشاره به اين معنا دارد، كه استعمال اشياى مضر حرام است.
سؤال 496-با توجّه به عموميّت يافتن استفاده از موادّ مخدّر، و مفاسد مترتّب بر آن، نياز است كه احكام مربوط به اين موضوع به صورت واضح مشخّص شود، و در اختيار عموم قرار گيرد. مستدعى است در خصوص موارد زير نظر مبارك را مرقوم فرماييد.
1-حكم استفاده از انواع موادّ مخدّر، مانند: ترياك، هروئين، مرفين، حشيش، چرس، مارىجوانا، ال، اس، دى، و موادّى كه اثراتى به مانند اين مواد دارند، براى معتاد و غير معتاد چيست؟