بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 233

ضمن عقد نكاح، شرط زير را نيز متعهّد گرديد:

«در ضمن عقد خارج لازم شرط شد كه هر زمان زوج خانه ملكى تهيّه نمود، دو دانگ آن را به طور رسمى به زوجه انتقال دهد.» على رغم مرسوم بودن چنين شرطى در محاضر، وكيل زوج ادّعاى باطل بودن آن را مى‌نمايد. لطفاً در اين رابطه بفرماييد: با توجّه به اين كه مشروط در عقد فوق ملك به عنوان عام نبوده، بلكه به صورت خانه بوده، و آن هم به صورت دو دانگ از شش دانگ تعيين شده است. آيا بازهم شرط مورد نظر مجهول و باطل است؟

جواب:با توجّه به اين كه مشخّصات خانه از نظر متراژ و قيمت و مانند آن تعيين نشده، شرط مجهول بوده و خالى از اشكال نيست. بهتر آن است طرفين در مورد خانه با هم مصالحه كنند.

سؤال 615-اگر مردى قبل از جارى شدن صيغه عقد، و به هنگام گفتگوهاى مقدّماتى ازدواج، توافقنامه‌هاى شروط ضمن عقد كتبى با دختر امضا كند، كه متضمّن شروط رفتارى و فعلى باشد. يعنى در زندگى اين كار را بكند يا نكند، و مخالف مقتضاى عقد هم نباشد. از جمله «با دار و ندار شوهر بسازد» و «تا قبل از بچّه‌دار شدن و سر و سامان گرفتن زندگى، ما بقى مهريّه را از او مطالبه نكند» و دختر پس از گفتگو و مطالعه آنها، كتباً بنويسد: «من با تمام آنها موافقم» و امضا كند.

ولى اين شرط در ذيل قباله رسمى نوشته نشود. آيا اين شروط اعتبار و سنديّت دارد؟ اگر زن جهت فريب و جلب رضايت مرد آنها را قبول كرده، ولى پس از ازدواج تخلّف و عهدشكنى كند، و آنها را به تمسخر بگيرد، و سه ماه بعد از عروسى مهريّه خود را به اجرا بگذارد، با توجّه به اين كه با عدم قبول شروط، عقد واقع نمى‌شد، وضعيّت اين عقد چگونه است؟ آيا زوجه تدليس كرده است؟ آيا وى مى‌تواند على رغم اين كه سه دانگ از منزل مسكونى به نام وى شده، و مبالغ هنگفتى طلاجات و جواهرات و بقيّه اقلام مهريّه خود را گرفته، بقيّه آن را طلب كند؟ آيا منزل مسكونى و محلّ كسب شوهر از مستثنيات دين و مهر زوجه محسوب مى‌شود؟

جواب:هرگاه قبلًا توافق بر شروطى شده و طرفين آن را امضا كرده‌اند، سپس‌


صفحه 234

عقد خوانده شده، اين شروط لازم الاجرا است. و به اصطلاح فقهى از قبيل شروط مبنىّ عليها العقد است.

سؤال 616-شخصى به شرط آن كه همسرش بچّه‌دار شود با وى ازدواج نموده، و تصريح مى‌كند كه در صورت تخلّف او را طلاق خواهد داد. آيا چنين شرطى صحيح است؟

جواب:با توجّه به اين كه جلوگيرى از بچّه‌دار شدن امر حرامى نيست، اين شرط هم شرط حرامى نمى‌باشد. ولى سزاوار است در غير موارد ضرورت چنين شرطهايى نكنند.

اولياى عقد

سؤال 617-در يك حادثه رانندگى بكارت دخترى زايل شده، و با مراجعه به پزشكِ جرّاح ترميم گرديده است. آيا چنين فردى حكم باكره را دارد، و براى ازدواج اذن پدر شرط مى‌باشد؟ اگر بر اثر تجاوز ازاله بكارت شود چطور؟

جواب:در هر دو صورت اجازه پدر شرط است.

سؤال 618-برادر بزرگتر از خودم عاشق دخترى است، ولى پدر و مادرم مانع از عشق او هستند. و دليل آنها اين است كه پدر آن دختر جزء اقوام يكى از قاتلين پسر عمّه‌ام مى‌باشد. آيا مطلب مذكور مانع ازدواج برادرم و آن دختر مى‌شود؟

جواب:اگر در فاميلى يك نفر مرتكب خطايى شود، تمام آن فاميل بد نمى‌شوند. اگر واقعاً خانواده آن دختر خانواده خوبى است، ازدواج با او مانعى ندارد.

سؤال 619-در رساله جنابعالى آمده: «اگر دختر عاقله بالغه رشيده نياز به شوهر داشته باشد، و پدر او را از ازدواج با مردى كه شرعاً و عرفاً كفو او است منع كند، اجازه پدر در اينجا شرط نيست.» آيا منظور، ازدواج دائم است يا شامل موقّت هم مى‌شود؟ اگر شامل ازدواج موقّت مى‌شود، هم كفو بودن در آن به چه معنايى است؟

جواب:تفاوتى نمى‌كند؛ ولى معمولًا ازدواج موقّت به مصلحت دختران باكره‌


صفحه 235

نيست، و مخالفت پدر بجاست.

سؤال 620-آيا در صورت لزوم، حكومت اسلامى مى‌تواند مانع از تزويج افراد غير بالغ (كودكان مميّز يا غير مميّز) توسّط اوليا، يا قيّم آنها گردد؟

جواب:ما معتقديم در عصر و زمان ما تزويج صغير و صغيره به وسيله اوليا مطلقاً اشكال دارد؛ زيرا مطابق غبطه و مصلحت آنها نيست.

عيوب موجب فسخ‌

1- عنن‌

سؤال 621-اگر فردى در بعضى مواقع، به علّت وضعيّت خاصّ جسمانى‌اش، قادر بر نزديكى نباشد، ولى در بعضى مواقع، كه كليّه شرايط فردى و محيطى مهيّا باشد، و طرف مقابل نيز همكارى لازم را بنمايد، موفّق به اين عمل شود، آيا اين مشكل عنن محسوب شده، و موجب فسخ نكاح مى‌شود؟

جواب:در صورتى كه فراهم شدن اين شرايط ميسّر باشد، عنن محسوب نمى‌شود.

سؤال 622-اگر فردى از لحاظ جنسى در حالت عادى موفّق به عمل نزديكى نباشد، ولى با استفاده از داروهاى موجود، كه توسّط پزشكان مورد تأييد و تجويز است، قادر به اين كار باشد. آيا بيمارى مذكور عنن محسوب، و موجب فسخ نكاح مى‌شود؟

جواب:بيمارى مزبور عنن محسوب نمى‌شود.

2- جنون‌

سؤال 623-دختر خانمى ازدواج نموده، و پس از آن طبق نظر متخصّصان و اقرار خانواده و خود دختر، معلوم شده كه قبل از ازدواج داراى مرتبه‌اى از جنون بوده، و اكنون ادامه زندگى با ايشان غير ممكن است. آيا شوهر حقّ فسخ دارد؟ و در صورت فسخ، آيا زوجه مستحقّ مهر المثل است، يا مهر المسمّى؟


صفحه 236

جواب:شوهر حقّ فسخ دارد؛ ولى اگر دخول واقع شده بايد مهر المسمّى را بپردازد.

سؤال 624-زنى به صورت مزمن مبتلا به جنون دائم يا ادوارى بوده، و سوابق جنون و بسترى شدن در بيمارستان روانى را از شوهر مخفى نگاه داشته، و حتّى پس از طرح دعوا از طرف مرد، نيز موضوع را انكار نموده است. مرد پس از ازدواج و دخول و گذشت چند سال، از نوع بيمارى و سوابق بسترى شدن قبلى زوجه در بيمارستان آگاهى نسبى يافته، و بلافاصله پس از اطّلاع، ضمن مشورت با حقوقدانها، اقدام به فسخ نكاح مى‌نمايد. حال اگر بيمارى فوق توسّط كميسيون پزشكى قانونى به صورت زير تأييد گردد: «زوجه داراى سابقه اختلال روانى و واجد علائم جنون حدّ اقلّ از سال 1367 (شش سال قبل از ازدواج) بوده، و در حال حاضر نيز دچار عوارض مزمن بيمارى است.» در فرض مسأله آيا مرد حقّ فسخ دارد، و به زن مهريّه‌اى تعلّق مى‌گيرد؟

جواب:سابقه بيمارى روانى به تنهايى براى فسخ كافى نيست. و با توجّه به اين كه چند سال با او زندگى كرده، و آثار محسوسى در اين مدّت نبوده، نشان مى‌دهد كه بهبودى نسبى يافته است. و وجود عوارض غير محسوس، يا ضعيف گذشته، به تنهايى براى فسخ نكاح كافى نيست.

سؤال 625-اگر در ضمن عقد لازمى (همچون نكاح) به زوجه وكالت دهيم كه هرگاه عارضه‌اى پيش آمد، خود را مطلّقه سازد. سپس زوج مجنون شود، آيا زن مى‌تواند با استفاده از اين وكالت، خود را مطلّقه سازد، در حالى كه علما مى‌فرمايند:

«وكالت، عقدى جايز است، و با جنون باطل مى‌شود.»؟

جواب:درست است كه وكالت با جنون باطل مى‌شود؛ ولى يكى از مجوّزات فسخ نكاح جنون است، هر چند بعد از ازدواج عارض شده باشد.

3- تدليس‌

سؤال 626-پسرم از دخترى با تأكيد بر باكره بودن وى خواستگارى كرده، و صيغه‌


صفحه 237

عقد شرعى و دائمى زوجيّت با شرط باكره بودن زوجه جارى گرديده است. پس از گذشت ده ماه از اجراى صيغه دائمى عقد، و قبل از برگزارى مراسم ازدواج، زوجه اعلام مى‌دارد كه پرده بكارت وى ازاله گرديده، (و اين امر قطعى و اثبات شده است.) ولى خود زوج اقدام به ازاله بكارت كرده، امّا زوج با اتيان سوگند شرعى منكر ادّعاى زوجه مى‌باشد. لطفاً در اين مورد به سؤالات زير پاسخ فرماييد:

1-آيا پسرم، حقّ فسخ نكاح را دارد؟

جواب:در صورتى كه زوج و زوجه قبل از عروسى با هم رفت و آمد داشته و خلوت مى‌كرده‌اند، ادّعاى پسر پذيرفته نيست.

2-آيا زوج بايد اثبات كند كه اقدامى نكرده است؟

جواب:آرى تا ثابت نكند، در فرضى كه در بالا گفتيم، ادّعاى او پذيرفته نيست.

3-در صورت فسخ نكاح، آيا زوجه حقّ دريافت مهر المسمّى، يا مهر المثل دارد؟

جواب:در فرض بالا زوج حقّ فسخ ندارد.

سؤال 627-يك سال پيش با دخترى آشنا شدم، كه توسّط فرد ديگرى به طور نامشروع بكارت خود را از دست داده بود. با پرسش از دفتر بعضى مراجع، و رؤيت استفتائات ايشان، مبنى بر اين كه اين جانب مى‌توانم بدون اذن پدر، دختر را به صيغه موقّت خود در آورم، با ايشان ازدواج موقّت كردم. حال پس از گذشت يك سال، خواستگارى براى او آمده است. آيا اين خانم، كه به عنوان دختر باكره مى‌خواهد با آن مرد ازدواج كند، لازم است بگويد باكره نيست؟

جواب:بر دختر لازم نيست وضع خود را به شوهر بگويد؛ امّا اگر بعداً بر شوهر ثابت شد كه دختر باكره نيست، حقّ فسخ نكاح را دارد.

سؤال 628-خواهشمند است نظر خود را راجع به تدليس ازدواج به طور مشروح بيان فرماييد. آيا پنهان نمودن نقص، مانند كچلى كلّى، يا موضعى، كم پشت، يا خالى بودن قسمتى از موهاى سر، در زن موجب حقّ فسخ براى مرد مى‌شود؟

جواب:هرگاه در موقع خواستگارى معايب خود را عمداً بپوشاند، و خود را


صفحه 238

غير از آنچه هست نشان دهد، مصداق تدليس است، و شوهر پس از اطّلاع حقّ فسخ دارد.

سؤال 629-با توجّه به اين كه يكى از راههاى سرايت بيمارى ايدز تماس جنسى است، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

1-همبستر شدن با همسر مبتلا به ايدز چه حكمى دارد؟

2-آيا ازدواج با كسى كه ايدز دارد جايز است؟

3-آيا بيمارى ايدز مبطل عقد است، يا مجوّزى براى طلاق مى‌باشد؟

جواب 1 تا 3:ازدواج با مبتلايان به ايدز باطل نيست؛ ولى چنانچه اطّلاع نداشته قابل فسخ است. امّا احتياط آن است كه زن با اجازه حاكم شرع خود را مطلّقه كند. و در هر صورت، اگر نزديكى كردن خطر ابتلا به ايدز داشته باشد جايز نيست.

سؤال 630-جوانى دختر باكره‌اى را، مشروط بر صحّت كامل طرفين، به عقد ازدواج دائمى خود در آورده است. در اوّلين فرصت بعد از ازدواج، كه زوجين با هم تنها شده‌اند، زوجه متوجّه مى‌شود كه ناحيه ى فوقانى بدن شوهر دچار ناراحتى مادرزادى، قيفى‌شكل، ناموزون و غير طبيعى است. بدين جهت مواقعه‌اى صورت نگرفت. در اين صورت:

1-آيا زوجه اختيار فسخ نكاح را دارد؟

2-در فرض جواز فسخ نكاح، و با توجّه به اين كه زوجه مدخول بها نيست، آيا مى‌تواند نصف مهريّه و ديگر خسارات، از قبيل هزينه ميهمانى و مانند آن، را از زوج مطالبه كند؟

جواب:اين عيب از عيوب فسخ نكاح نيست؛ مگر اين كه قبلًا شرط صحّت كامل كرده باشند. در اين صورت زن حقّ فسخ از باب خيار تدليس دارد، ولى در فرض مسأله كه مواقعه صورت نگرفته مهر به او تعلّق نمى‌گيرد. امّا اگر خساراتى متحمّل شده، مى‌تواند آن را از زوج بگيرد.

سؤال 631-چنانچه پزشكى قانونى بر اساس وضعيّت كروموزمى شخص، خنثى را


صفحه 239

خنثاى مذكّر يا مؤنّث معرّفى كند، آيا براى طرفى كه با او ازدواج نموده، جزء عيوب محسوب، و حقّ فسخ دارد؟

جواب:اگر در ظاهر علامت خلافى نمايان نيست، موجب فسخ نمى‌شود.

سؤال 632-چنانچه پس از عقد و نزديكى مشخّص گردد كه يكى از طرفين خنثاى مشكل است، عقد چه حكمى دارد؟ آيا بهتر است طلاق داده شود، يا اين كه از اوّل باطل بوده، يا طرف حقّ فسخ دارد؟

جواب:اگر يكى از آن دو، يا هر دو خنثاى مشكل باشند، نكاح باطل است.

سؤال 633-اگر يكى از مجوّزات فسخ نكاح قبل از عقد وجود داشته، لكن با عمليّات پزشكى درمان شده، و عيب مزبور رفع گرديده باشد، آيا حقّ فسخ نكاح براى طرف ديگر پابرجا مى‌باشد؟

جواب:حقّ فسخ ندارد.

سؤال 634-آيا عيوبى كه موجب فسخ عقد ازدواج دائم است، شامل عقد موقّت نيز مى‌شود؟

جواب:ظاهراً شامل عقد موقّت هم مى‌شود.

سؤال 635-با توجّه به اين كه كشور ما، در حال حاضر، در مرحله حذف بيمارى جذام است، آيا مى‌توان جايگزينهاى ديگرى، مثل بيمارى ايدز، يا ساير بيماريهاى پوستى كه مخلّ روابط زناشويى است، براى آن در نظر گرفت؟

جواب:در صورتى كه واقعاً مخلّ رابطه زناشويى باشد، حقّ فسخ ثابت است.

محارم‌

سؤال 636-آيا زن يا مرد مسلمان، با مرتد شدن به محارم خود نامحرم مى‌شود؟

جواب:نامحرم نمى‌شود؛ جز زن و شوهر كه بايد از هم جدا شوند.

سؤال 637-اگر مردى دو زن به نام‌هاى فاطمه و زهرا داشته باشد، و از هر كدام دخترى داشته باشد، و دختران آن مرد شوهر كنند، لطفاً بفرماييد:

1-آيا داماد آن مرد با هر دو زن او محرم هستند؟ مثلًا حسن داماد فاطمه، با زهرا هم محرم است؟


صفحه 240

جواب:تنها به مادر زن خود محرم مى‌شود.

2-اگر شير يكديگر را خورده باشند، چطور؟ مثلًا ليلا، كه دختر فاطمه است، شير زهرا را هم خورده باشد. آيا حسن كه با فاطمه، مادر خانمش، محرم است، با زهرا كه همسرش را شير داده نيز محرم مى‌شود؟

جواب:مادر زن رضاعى، محرم است.

3-اگر داماد دوّمى پيدا شود؛ مثلًا حسين با سكينه ازدواج كند و سكينه فقط شير مادرش را (كه زهرا است) خورده باشد و شير فاطمه را نخورده باشد، آيا حسين با فاطمه محرم مى‌شود؟

جواب:محرم نمى‌شود.

سؤال 638-مردى نعوذ باللَّه با زنى زنا مى‌كند، و زن حامله مى‌شود. قبل از اين كه بچّه به دنيا بيايد، زن با مرد ديگرى ازدواج مى‌نمايد، پس از ازدواج پسر بچّه‌اى به دنيا مى‌آيد، سپس همان زن از مردى كه با او ازدواج كرده، صاحب دخترى مى‌شود.

آيا آن پسر و اين دختر بر يكديگر محرمند؟ اگر پسر ديگرى كه بالغ است، با آن پسر لواط كند، آيا دختر مذكور بر او حرام مى‌شود؟

جواب:آن دختر و پسر، كه از يك مادر متولّد شده‌اند، با هم محرمند؛ هر چند يكى از آن دو فرزند، نامشروع است، و آن خواهر بر واطى حرام مى‌شود، مشروط بر اين كه يقين به دخول داشته باشد.

سؤال 639-مى‌گويند زنازاده نه ارث مى‌برد، و نه محرميّت برايش حاصل مى‌گردد.

آيا اين مطلب صحّت دارد؟

جواب:زنازاده ارث نمى‌برد، ولى محرميّت و ساير آثار را دارد.

سؤال 640-آيا در بهشت محرم و نامحرم وجود دارد؟ اگر دارد به چه صورت است؟ و اگر ندارد، آيا محارم مى‌توانند با هم ازدواج كنند؟

جواب:در بهشت كسى هوس ازدواج با محارم و ساير كارهاى ناپسند را نمى‌كند.