جواب:دو فرزند شما به خاطر اين كه نمىدانستهايد حلالزادهاند. و دخترى كه از همسر اوّل داريد، با اين مرد محرم، و پسران او نيز با شما محرمند.
سؤال 644-سادات در كشور پاكستان از احترام فوق العاده برخوردارند؛ حتّى سادات ناصالح؛ چون بزرگان سادات بودهاند كه غير سادات را با اسلام آشنا نمودند.
لهذا غير سادات جايز نمىدانند كه دختران سادات را به عقد خود در آورند، و سادات هم بر اين باورند كه اين عمل اهانت به خانواده پيامبر صلوات اللَّه عليهم مىباشد، و اين مطلب در نزد آنها به قدرى مهم است كه اگر كسى از آن تخلّف كند، بعضى جوانان، حتّى بزرگان، احساساتى شده و در چنين مواردى شوهر آن دختر را به قتل مىرسانند! همانطور كه چند ماه قبل، اين اقدام در لاهور انجام شد! و اين حادثه در روزنامههاى پاكستان با تيتر بزرگ چاپ شد، و عموم مردم اين عمل را ستايش كردند. و شكّى نيست كه اگر سيّده با غير سيّد ازدواج كند، مفاسدى بر آن مترتّب است، و سبب بدنام نمودن مذهب شيعه و علماى مذهب هم مىشود. چون برادران اهل سنّت پاكستان در اين مسأله متّفق القول هستند، كه عقد سيّده با غير سيّد جايز نيست. لطفاً بفرماييد:
1-اگر در ازدواج سيّده با غير سيّد، مفسدهاى باشد، و موجب اختلافات خانوادگى و بدنامى مذهب و مكتب اهل بيت عليهم السلام شود، آيا در چنين موردى اين اقدام جايز است؟
2-در صورتى كه براى دختر سيّد، در فاميل خودش، يا ديگر خانوادههاى سادات كفوى موجود باشد، آيا آن دختر مىتواند با غير سيّد ازدواج كند، با اين كه جدّش راضى نيست، و پدرش فوت كرده است؟
جواب:ازدواج دختران سادات محترم با غير سادات ذاتاً اشكالى ندارد. و در زمان پيغمبر و ائمّه معصومين عليهم السلام زياد اتّفاق افتاده كه دختران سادات با غير سادات ازدواج كرده، و معصومين هم از آن نهى نكردهاند. ولى اگر واقعاً مفسده اجتماعى بر آن مترتّب شود، بايد از آن پرهيز نمود، و تدريجاً مردم را با اين حكم اسلامى آشنا كرد. و قتل نفس مسلمان از گناهان بسيار بزرگ است، و قصاص دارد.
سؤال 645-در بين عشاير عرب مرسوم است كه چنانچه مردى با دختر، يا زن شوهردارى، دوست شود و بعد از محل فرار كنند، و رابطه نامشروع با هم برقرار نمايند، زمانى كه به آنها دسترسى پيدا كنند، بعضاً آن زن يا دختر را به زانى مىدهند. اين مسأله چه حكمى دارد؟
جواب:در مورد دختر هرگاه طرفين راضى باشند اشكالى ندارد. و در مورد زن شوهردار اگر با مرد بيگانه آميزش جنسى كرده باشد، و بعد شوهرش او را طلاق دهد، ازدواج او با زانى پس از عده جايز است، هر چند احتياط در ترك آن است.
سؤال 646-حضرتعالى در استفتائات جديد جلد اوّل، سؤال 706 فرمودهايد كه عقد هاشميّه با غير هاشمى در صدر اسلام و در زمان ائمّه طاهرين عليهم السلام فراوان بوده است. لطفاً چند مورد آن را با ذكر مدرك مورد قبول مرقوم فرماييد.
جواب:يك نمونه روشن آن ازدواج زينب دختر عمّه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با زيد بن حارثه مىباشد، كه در قرآن مجيد صريحاً آمده است. نمونه ديگر، ازدواج ضباعه نوه عبد المطلب با مقداد است كه در روايات آمده است. مخصوصاً در ذيل روايت تصريح شده كه پيامبر فرمود: «من اين كار را كردم تا مسأله ازدواج در ميان مردم توسعه يابد، و قيد و بندها بر چيده شود.»[1]بسيارى از مراجع عصر ما مانند آية اللَّه خوئى و آية اللَّه گلپايگانى كه از سادات بنى الزهراء هستند، نيز دختران خود را به غير سادات دادهاند.
سؤال 647-در بين عشاير عرب خوزستان رسمى به نام «نهوه» وجود دارد (اجبار دختر عمو به ازدواج با پسر عمو يا ديگر نزديكان، و منع از ازدواج با ديگران،) چنين رسمى از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
جواب:چنين رسمى بر خلاف شرع است، و بايد از آن پرهيز كرد، مگر اين كه زوج و زوجه هر دو بدون اجبار رضايت دهند.
سؤال 648-در بين عربهاى خوزستان مرسوم است كه خانواده قاتل در عوض
[1]وسائل الشيعة، جلد 14، صفحه 45، باب 26، حديث 1 و 2 و 5.
خون بها، به خانواده مقتول دختر مىدهند. چنين رسمى از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه ارباب دم بجاى گرفتن ديه به اين كار رضايت بدهند، و دختر و ولىّ دختر راضى به اين امر باشند اشكالى ندارد.
احكام عقد دائم
1- مهريّه
سؤال 649-در بعضى ازدواجها مهريّههاى سنگينى در نظر گرفته مىشود، كه عندالمطالبه نيز است. در حالى كه مرد 500 هزار تومان هم ندارد. ولى براى اين كه ازدواج سر بگيرد، مثلًا 20 ميليون تومان مهر تعيين شده را مىپذيرد، و شايد در طول عمر خود به اين مبلغ دست نيابد، و از اوّل نيز محرز است كه در صورت مطالبه، قادر بر پرداخت مهريّه نخواهد بود. اين نوع ازدواجها شرعاً چه حكمى دارد؟
جواب:اين گونه مهريّهها با چنان قرائنى كه ذكر شد جدّى نيست. و جمله عند المطالبه را بايد حمل بر عند القدرة و الاستطاعة كرد. بنابراين، به اجرا گذاشتن اين گونه مهريّهها در صورت عدم قدرت جايز نمىباشد.
سؤال 650-بكارت دخترى در اثر تصادف زايل شده است. آيا ارش البكاره گرفته مىشود، يا مهر المثل؟
جواب:بايد مهر المثل بپردازد.
سؤال 651-شخصى ازدواج مىكند، و در حين اجراى عقد عالماً و عامداً مهريّهاى معيّن مىكنند، كه زوج فعلًا توانايى پرداخت آن را به هيچ وجه ندارد، و ممكن است مدّت طولانى هم نتواند آن را بپردازد. عرفاً هم اين گونه مهريّهها را در ذمّه زوج نسيه حساب مىكنند، و زوجه هم در موقع اجراى عقد قصد مطالبه ندارد. آيا اين گونه مهريّهها در شرع مقدّس حالّ است، يا مؤجّل؟
جواب:در فرض سؤال اين گونه مهريّهها مؤجّل است.
سؤال 652-در مواردى كه مهر المثل واجب مىشود، آيا حدّ اقل يا حدّ اكثرى وجود دارد؟
جواب:ظاهر اين است كه در مهر المثل حدّ معينى نيست، و الّا مهر المثل صدق نمىكند، و رواياتى كه خلاف آن را بگويد ظاهراً معمول بهاى اصحاب نيست.
سؤال 653-مرسوم است كه در موقع ازدواج و در زمان عقد مهريّه را دو قسمت مىكنند؛ يك قسمت را به عنوان كمك به تهيّه جهيزيّه اخذ مىكنند، و ما بقى در ذمّه زوج مىماند. لكن در تمام دادگاهها با استناد به مادّه 1085 قانون مدنى كه مىگويد: «زن مىتواند تا مهر به او تسليم نشده از ايفاى وظايفى كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند، مشروط بر اين كه مهر او حالّ باشد. و اين امتناع مسقط حقّ نفقه نخواهد شد.» تمسّك كرده، تمام مهريّهها را حالّ حساب مىكنند. نظر حضرتعالى در اين مورد چيست؟
جواب:مهريّه در صورتى كه قيد و شرطى نداشته باشد حالّ است؛ ولى گاهى قرائنى وجود دارد كه مهريّه نسيه است. مثلًا مهريّه سنگين است، و مىدانيم شوهر يك جوان كارگر، يا يك جوان دانشجوست، و چيزى ندارد كه فوراً بدهد. در اين گونه موارد مهريّه حال نيست، و زوجه نمىتواند آن را مطالبه كند. همچنين اگر مهريّه را دو بخش كنند؛ نقد و نسيه. در اينجا تنها نقد را مىتواند مطالبه كند.
سؤال 654-دخترى، با جانبازى كه قادر بر نزديكى نيست، ازدواج مىكند. يك هفته پس از تلقيح، كارشان به طلاق مىكشد؛ در اين مورد لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1-مهريّه دختر نصف است، يا تمام؟
جواب:در صورتى كه تلقيح بوسيله شوهر انجام نشده باشد، مهريّه كامل نمىشود.
2-آيا براى ازدواج مجدّد، بازهم اجازه پدر لازم است؟
جواب:پس از وضع حمل، اجازه پدر لازم نيست.
3-آيا اين دختر نياز به عدّه دارد؟ مدّت عدّه وى چقدر است؟
جواب:عدّه او وضع حمل است.
4-آيا مىتواند با پدر آن جانباز ازدواج كند؟
جواب:جايز نيست.
5-اگر زنى با چنان جانبازى ازدواج كند و پس از تلقيح جدا شود، دخترش مىتواند با جانباز ازدواج كند؟
جواب:در صورتى كه دخول از سوى جانباز حاصل نشده باشد، اشكالى ندارد.
سؤال 655-اگر زنى قبل از عقد مهريّه خويش را چه در نكاح دائم يا موقّت ببخشد، آيا مىتوان صيغه عقد را بدون مهريّه خواند؟
جواب:در عقد موقّت لازم است مدّت و مهريّه هر دو معلوم باشد، امّا در عقد دائم قرار ندادن مهريّه ضررى نمىزند و عقد صحيح است. و بخشيدن مهريّه قبل از عقد معنا ندارد.
سؤال 656-در صورتى كه زوجه دائمى شخصى، با مرد اجنبى فرار نموده و از كشور خارج شود. آيا زن مىتواند شخصاً، يا با اعطاى وكالت به غير، نسبت به دريافت مهر خود اقدام قانونى نمايد؟ آيا چنين زنى مستحقّ دريافت مهريّه مىباشد؟
جواب:با توجّه به اين كه مهريّه مربوط به سابق است حقّ گرفتن آن را دارد؛ ولى هر دو نفر از نظر قضايى قابل تعقيب هستند، و از نظر اسلام مجازاتشان شديد است.
سؤال 657-اگر مردى در شب زفاف، به علّت عنن، يا عامدا، به وسيله انگشت، يا شىء مناسب ديگرى غير از آلت رجوليّت، بكارت همسرش را زايل نمايد، بفرماييد:
اوّلًا: آيا اين عمل تعزير دارد؟ ثانياً: آيا اين عمل در حكم دخول، و زوجه مستحقّ كلّ مهر است؟
جواب:در صورت عدم رضايت زوجه، تعزير دارد. و زوجه مستحقّ كلّ مهر است.
سؤال 658-در صورت مطالبه مهريّه از سوى زوجه قبل از عروسى، و عدم پرداخت آن از طرف زوج، بفرماييد:
الف)آيا زوجه مىتواند، تا زمان پرداخت مهريّه از رفتن به خانه زوج خوددارى كند؟
ب)در صورت خوددارى از رفتن به خانه شوهر، آيا استحقاق نفقه دارد؟
ج)آيا اعسار و عدم اعسار زوجه تأثيرى در حكم مسأله دارد؟
د)آيا آگاهى يا عدم آگاهى زوجه در هنگام عقد نسبت به عدم توانايى زوج در پرداخت مهريه، تأثيرى در حكم مسأله دارد؟
جواب الف تا د:زن نمىتواند رفتن به خانه شوهر را مشروط به دريافت مهريّه كند؛ ولى مىتواند قبل از دريافت مهريّه تمكين نكند. مشروط بر اين كه قبلًا از اعسار زوج خبر نداشته باشد. و در فرض اعسار، اگر از سوى حاكم شرع قسطبندى شود، و شروع به پرداختن اقساط كند، زن بايد تمكين كند.
2- تمكين
سؤال 659-آيا وظيفه زن مسلمان صرفاً تمكين است؟ اگر چنين است، نگهدارى از فرزندان، نظافت منزل، شستشوى ظروف و البسه، پختوپز، وظيفه كيست؟
تقسيم كارى كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بين دختر گرامى و داماد عزيزش انجام داد، كه كار بيرون منزل را به على، و كار درون منزل را به زهرا واگذار كرد، به چه معنايى است؟
اگر فلسفه ازدواج فقط رفع شهوت است، آيا بهتر نيست مرد با هزينهاى كمتر از آوردن زن به خانه به عنوان موجودى پرخرج، شهوتش را بيرون خانه به طريق شرعى (صيغه) رفع كند؟ اگر وظيفه زن صرفاً تمكين است، چرا مرد مخارج عروسى، خورد و خوراك، لباس، وسائل رفاهى، پزشكى، درمانى، مهريّه، شيربها و مانند آن را بر گردن مىگيرد؟ بهتر نيست مجرّد و بىمسئوليّت به كار و عبادت و زندگى خود بپردازد، نه دغدغه خاطرى، نه دلبستگى، نه ترس از دست دادنى، نه جنگ اعصابى، و نه نگرانيهاى ديگر. لطفاً نظرتان را به طور صريح در اين زمينه بيان فرماييد:
جواب:هدف از ازدواج، همان گونه كه قرآن مىگويد، آن است كه زن و مرد در كنار يكديگر زندگى آرامى داشته باشند (لتسكنوا اليها) و اين هدف بدون زندگى مشترك حاصل نمىشود. و زندگى توأم با تجرّد موجب بدبختى و انواع مشكلات و بيمارىهاست، ولى زن نبايد به صورت برده مرد درآيد. و اگر كارهاى خانه را انجام مىدهد، بايد با ميل و رضايتش باشد. البتّه تقسيم كار بر اساس رضايت طرفين كار بسيار خوبى است.
سؤال 660-عدم تمكين زن، در صورت امتناع مرد از پرداخت نفقه، چه حكمى دارد؟
جواب:احتياط واجب آن است كه زن از تمكين خوددارى نكند؛ ولى مىتواند با اجازه حاكم شرع از اموال او به مقدار نفقه خود بردارد.
3- اطاعت از شوهر
سؤال 661-اگر مرد راضى نباشد كه همسرش با مانتو در جامعه ظاهر شود، و از او بخواهد كه با چادر بيرون رود، و زن امتناع نمايد، چه حكمى دارد؟
جواب:مرد نمىتواند زن را به پوشش خاصّى مجبور كند، مگر اين كه حجاب اسلامى با آن پوشش مراعات نگردد. و مانتو در صورتى كه تنگ و چسبان نباشد، و تمام بدن زن به جز گردى صورت و دستها تا مچ را بپوشاند، حجاب اسلامى محسوب مىشود؛ هر چند چادر حجاب برتر است.
4- مسكن
سؤال 662-در صورتى كه حقّ اختيار سكنى در قباله ثبتى كاملًا به زوجه تفويض شده باشد، آيا اين حق علاوه بر شهر، شامل محل و منطقه محلّ سكونت نيز مىشود؟ با توجّه به اين كه زوج و زوجه هر دو اهل و ساكن يك شهر بوده، و در زمان عقد نيز قصد زندگى در همان شهر را داشتهاند، پاسخ سؤال را مرقوم فرماييد.
جواب:معمولًا هنگامى كه مىگويند اختيار سكنى با زن است، اشاره به شهر
مىباشد، مگر اين كه عبارت قباله دلالت بر بيشتر از اين داشته باشد. و در صورت شك، تنها اختيار شهر با زوجه خواهد بود.
سؤال 663-زوجه باكرهاى كه تمكين را به وصول مهريّه عندالمطالبهاش موكول نموده، (و مطابق عرف هنوز در عقد است، و در منزل پدرش به سر مىبرد) آيا مىتواند از سكنى در منزلى كه زوج معيّن كرده خوددارى كند؟ و اگر چنين كند، آيا ناشزه محسوب مىشود، و حقّ نفقه ندارد؟
جواب:تا زمانى كه طبق عرف عروسى نكرده، حقّ امتناع دارد.
سؤال 664-اگر زوجه رفتن به خانه شوهر را منوط به دريافت اجناس مورد توافق (غير از مهريه) نمايد، و زوج از تحويل آن امتناع ورزد، بفرماييد:
الف)آيا زوجه چنين حقّى دارد؟
ب)در صورت خوددارى از رفتن به خانه شوهر، آيا استحقاق نفقه دارد؟
جواب:هرگاه شرايط مذكور در ضمن عقد، نه به عنوان مهريّه، مطرح شده باشد، زوجه حق ندارد رفتن خود را به خانه شوهر منوط به آن كند، هر چند حقّ مطالبه و الزام به آن را دارد.
5- اجرة المثل
سؤال 665-زنى حقّ الزّحمه و اجرة المثل كارهايى كه در ايّام زناشويى در منزل شوهرش انجام داده را مطالبه كرده، ولى شوهر ادّعا دارد كه همسرش كارها را به قصد تبرّع انجام داده است. در فرض مذكور قول كدام يك مقدّم، و بيّنه بر عهده چه كسى است؟
جواب:در محيطهايى كه عرف و عادت بر آن است كه زن به قصد تبرّع اين كارها را انجام مىدهد، ادّعاى زن بر خلاف آن مسموع نيست. مگر اين كه ثابت كند به شوهرش اعلام كرده قصد تبرّع ندارد، و شوهرش نيز پذيرفته باشد.
سؤال 666-همسر سابقم بعد از چندين سال زندگى و على رغم دريافت نفقه، به عناوين مختلف، موجبات اذيّت و آزار بنده را فراهم مىنمود، و خودش نيز تقاضاى