سؤالات متفرّقه طلاق
سؤال 762-زوج شيعه جعفرى، و زوجه سُنّى شافعى است. زوج مدّعى است كه مطابق مذهب شافعى زوجه را سه طلاقه كرده، ولى زوجه منكر آن است. لطفاً بفرماييد:
1-در فرض اثبات، آيا طلاق مورد ادّعا صحيح است؟ به عبارت ديگر، آيا زوج شيعه مذهب مىتواند زوجه خود را بر طبق مذهب شافعى سه طلاقه كند، يا رعايت شرايط طلاق از نظر فقه شيعه براى زوج شيعه مذهب در هر حال الزامى است؟
جواب:زوج شيعه موظّف است طبق مذهب خود همسرش را طلاق دهد.
2-آيا آثار طلاق ياد شده را مىتوان بر اساس قاعده الزام نسبت به زوجه مترتّب ساخت؟
جواب:آرى زوجه مىتواند آثار طلاق مزبور را نسبت به خودش جارى سازد.
3-آيا مجراى قاعده الزام تنها در فرضى است كه زوج سنّى مذهب باشد، يا در فرض شيعه بودن زوج و سنّى بودن زوجه نيز قاعده الزام جارى مىشود؟
جواب:قاعده الزام در هر دو صورت جارى مىشود؛ هر چند رعايت احتياط خوب است.
4-به طور كلّى در موارد ادّعاى وقوع طلاق، قول زوج مقدّم است، يا زوجه؟
اثبات آن بر عهده كيست؟
جواب:هر كدام ادّعاى طلاق كنند، بايد طبق موازين شرع ثابت نمايند.
سؤال 763-مرد و زنى در اثر اختلاف، كارشان به طلاق منتهى شده است. زن در ازاى طلاق، مهريّهاش را بخشيده، و جهيزيّه خود را برده، و صيغه شرعى طلاق جارى شده است. حال دو سؤال پيش آمده، مستدعى است پاسخ فرماييد:
1-در طول مدّت 9 سال زندگى مشترك، كادوهايى از خانوادههاى طرفين به اين زن و شوهر داده شده است. حال كه اين دو نفر از هم جدا شدهاند، اين كادوها، كه بعضى توسّط بستگان مرد، و بعضى توسّط اقوام زن داده شده، شرعاً به كدام يك تعلّق دارد؟
جواب:كادوهايى كه زنانه است به زن تعلّق دارد، و آنها كه مردانه است به مرد. و اگر به درد هر دو مىخورد چنانچه از خانواده و ياران مرد آوردهاند به مرد تعلّق دارد، و اگر از خانواده و ياران زن آوردهاند به زن تعلّق دارد.
2-در طول اين مدّت اين زن و شوهر نيز كادوهايى به اقوام همديگر دادهاند (البتّه پول اين كادوها را مرد پرداخت نموده است.) تكليف اين كادوها چيست؟ آيا زن بايد اين كادوها را از فاميل خود گرفته، و تحويل مرد دهد؟ يا چون اين كادوها در آن زمان داده شده، متعلّق به گيرنده آن مىباشد؟
جواب:در صورتى كه كادوها موجود باشد مرد مىتواند بازپس بگيرد، (به شرط اين كه با مرد خويشاوند نباشد؛) ولى اين كار مكروه و ناپسند است.
سؤال 764-هرگاه زن و شوهرى توافق نمايند كه زوجه با بذل مهريّه و حقوق شرعيّه، و زوج با قبول آن، نسبت به اجراى صيغه اقدام نمايند، و بذل و قبولِ آن نيز محقّق شود، ولى قبل از اجراى صيغه طلاق، زوج منصرف گردد. آيا چنين عدولى جايز است؟ در صورت عدم جواز، مىتوان زوج را مجبور به طلاق كرد؟
جواب:زوجه مىتواند بذل خود را بازپس گيرد، و اجبار زوج به طلاق اشكال دارد.
سؤال 765-اگر زوج، زوجه را تهديد به استفاده از حقّ طلاق كند، مثلًا به زوجهاش بگويد: «يا منزل شخصىات را ملك من كن، يا تو را طلاق مىدهم.» و زن براى جلوگيرى از طلاق ملك را به نام شوهر بزند، آيا اكراه صدق مىكند؟ حكم اين انتقال چيست؟
جواب:آرى عرفاً مصداق اكراه است.
سؤال 766-با توجّه به اطلاق مادّه 1133 قانون مدنى كه مىگويد: «مرد هر وقت بخواهد، مىتواند همسر خود را طلاق دهد.» بعضى از محاكم همانطور كه طلاق بىدليل زوجه را رد مىكنند، در مورد در خواست زوج نيز همين حكم را صادر مىنمايند. آيا اين مطلب با اختيارات مطلق زوج طبق روايت مشهور نبوى
«الطَّلاقُ بِيَدِ مَنْ اخَذَ بِالسَّاقِ»
منافات ندارد؟
جواب:مطابق عنوان اوّلى اختيار طلاق به دست زوج است؛ هر زمان كه بخواهد. ولى با توجّه به عناوين ثانويّه، كه برگرفته از شرايط خاصّ اجتماعى امروز است، حاكم شرع مىتواند اجازه طلاق مرد را به مواردى موكول كند كه عذر موجّهى داشته باشد.
فصل سىام: احكام لعان
سؤال 767-لطفاً نظر مبارك را درباره مسائل مطرحشده ذيل مرقوم فرماييد:
1-آيا اجراى لعان نزد قضات مأذون، در صورت نبودن مجتهد جامع الشرائط، صحيح مىباشد؟
جواب:اجراى آن اشكالى ندارد.
2-اگر زنِ شاكى حاضر نباشد كه قذف را ثابت كند، آيا مرد بايد تقاضاى لعان كند؟
جواب:لعان بايد در حضور طرفين اجرا شود.
3-در فرض بالا، آيا مرد مىتواند براى اجراى حدّ زنا بر زن، ادّعاى اجراى لعان كند؟ يعنى لعان مرد مىتواند حدّ زنا را براى زن ثابت كند؟
جواب:از جواب بالا روشن شد.
4-زوجه شاكى نيست، و زوج نيز تقاضاى لعان ندارد، و مسأله لعان را نمىداند.
آيا دادگاه وظيفه دارد از آنها بخواهد تا لعان انجام شود؟
جواب:در صورتى كه زوج شكايت كند و شهود لازم را نداشته باشد، حاكم بايد طريقه لعان را به او بياموزد.
سؤال 768-نظر به اين كه امام راحل، رحمة اللَّه عليه، در جلد دوّم تحرير الوسيله صفحه 361 فرمودهاند: «مراسم لعان بايد در حضور حاكم شرع انجام شود، و احتياط آن است كه به اجراى اين مراسم نزد نماينده خاصّ حاكم شرع، كه فقط براى اين مسأله وكالت دارد، نيز اكتفا نشود.»
آيا قاضى منصوب از ناحيه رئيس محترم قوّه قضائيّه، كه اجازه ويژه دادرسى در
محاكم خانواده را نيز دارد، مىتواند در خصوص لعان وارد دادرسى، و عند الاقتضاء مبادرت به اجراى صيغه لعان نمايد؟
جواب:آرى مىتواند ناظر بر اجراى صيغه لعان باشد.
سؤال 769-آيا نفى ولد متعه هم، مانند فرزند نكاح دائم، تنها از راه لعان صورت مىگيرد، يا در اينجا نفى ولد بدون لعان نيز ممكن است؟
جواب:در مورد متعه لعان جارى نيست، و بدون لعان نفى ولد ممكن است.
سؤال 770-خواهشمند است پاسخ سؤالات زير را مرقوم فرماييد:
الف)آيا نفى ولد شبهه بدون لعان ممكن است، يا تنها از راه لعان امكانپذير است؟
جواب:نفى ولد شبهه، كه شرعاً ملحق به فراش است، تنها از راه لعان ممكن است.
ب)در مورد اطفالى كه پيش از شش ماه يا پس از ده ماه از تاريخ وقوع نزديكى متولّد مىشوند اماره فراش جارى نيست؛ امّا آيا نسب اين اطفال خود به خود منتفى است، و نيازى هم به لعان ندارد؟ زيرا موضوع لعان جايى است كه امكان لحوق وجود داشته باشد، و در اينجا الحاق طفل به زوج ممكن نيست. يا در مورد اطفال متولّد پيش از شش ماه لعان لازم نيست، ولى در مورد طفل متولّد پس از ده ماه، نفى ولد بايد به وسيله لعان صورت گيرد؟ يا در مواردى كه اماره فراش جارى نمىشود، زوج مخيّر بين نفى ولد و اعتراف به ولد مىباشد؟
جواب:در اين گونه موارد ولد ملحق نيست، و نياز به لعان ندارد.
ج)آيا اقرار به ابوّت طفلى كه پيش از شش ماه يا پس از ده ماه از تاريخ وقوع نزديكى متولّد شده، صحيح و نافذ است، و دعواى نفى ولد پس از آن مسموع نخواهد بود، يا اصولًا اين اقرار از اصل باطل است؟
جواب:اين اقرار باطل است.
فصل سى و يكم: احكام غصب
سؤال 771-فردى با غصب چند هسته، يا دانه، يا بذر از ديگرى آن را در ملكش كاشته، و آب داده، و پس از پرورش تبديل به درخت كرده است. لطفاً بفرماييد كه درختها و محصول آن متعلّق به كيست؟ آيا غاصب فقط قيمت دانهها را بدهكار است؟
جواب:او بايد قيمت بذر را به صاحبش بپردازد؛ ولى زراعت و درخت مال اوست.
سؤال 772-سيل، يا باد، بذر متعلّق به فردى را به زمين شخص ديگرى برده، و در آنجا روئيده است. گياه روييده شده و ثمره آن متعلّق به چه كسى است؟
جواب:گياه مذكور متعلّق به صاحب بذر است؛ ولى بايد مال الاجاره زمين را به صاحب زمين بپردازد.
سؤال 773-فردى قلمه، يا شاخه، يا ريشهاى از درخت غير را غصب نموده، و در ملك خود مىكارد. در صورتى كه رشد كند و تبديل به درخت شود، چه كسى مالك آن درخت و ميوهاش مىباشد؟
جواب:مالك آن صاحب درخت و قلمه است؛ مگر اين كه صاحب قلمه رضايت داشته باشد.
سؤال 774-اگر فردى، شاخهاى غصبى را به درخت خود پيوند زند، مالك ميوه آن درخت، كه از اين شاخه پيوندى غصبى به دست مىآيد چه كسى است؟
جواب:بايد قيمت آن شاخه را به صاحبش برگرداند؛ و ثمره تعلّق به صاحب درخت دارد.
سؤال 775-هر يك از اطاقهاى مدارس علميّه به يك طلبه اختصاص داده شده است. بعضى از طلّاب علوم دينى هر وقت دلشان خواست وارد اتاق ديگرى شده، و به استراحت يا مطالعه مىپردازند. آيا كسى كه اتاقى به او مىدهند، حق دارد ديگرى را راه ندهد؟ آنها مىگويند: «اتاق و مدرسه مال امام زمان عليه السلام است، و هر طلبهاى مىتواند از آن استفاده كند،» آيا اين سخن صحيح است؟
جواب:اتاقى كه طبق مقرّرات به طلبهاى داده مىشود، ديگران حق ندارند بدون اجازه او داخل شوند، و از اين نظر حكم خانه او را دارد.
سؤال 776-با توجّه به اين كه هر يك از مالكان ملك مشاع، در جاى جاى آن ملك سهم مالكانه دارند، در مواردى كه تمام ملك مشاع مورد غصب قرار گرفته باشد، آيا هر يك از مالكان آن ملك مىتوانند به طور جداگانه نسبت به خلع يد غاصب از تمام ملك مشاع اقدام نمايند؟
جواب:آرى مىتوانند.
فصل سى و دوّم: احكام اموال مجهول المالك
سؤال 777-اگر وسيلهاى (مثلًا كيف) بخريم، و داخل آن چيز ديگرى (مثلًا انگشتر) باشد، آيا مىتوان آن را تصاحب كرد، و با آن نماز خواند؟ نمازهاى خوانده شده چه حكمى دارد؟
جواب:بايد آن را به صاحبش برگردانيد. و اگر به هيچ وجه صاحبش پيدا نمىشود، آن را بفروشيد و قيمت آن را به مستحقّ بدهيد.
سؤال 778-اگر شخصى مال با ارزشى را در خيابان پيدا كند، و آن مال را بخاطر فرار از مسئوليّت رها كند؛ آيا ضامن است؟ اصولًا نظر كلّى حضرتعالى در اين مورد چيست؟
جواب:در صورتى كه آن را برندارد، ضامن نيست.
سؤال 779-هرگاه شخصى حيوانى بخرد، و در شكم آن مالى پيدا شود، متعلّق به چه كسى است؟
جواب:بايد از فروشنده حيوان سؤال كند كه آيا چيزى گم كرده، يا نه؟ اگر نشانههايى داد كه منطبق بر آن بود، بايد آن مال را به او بازگرداند. و اگر فروشنده اظهار بىاطّلاعى كرد، احتياط آن است كه به مدّت يك سال صبر كند، و در جستجوى صاحبش باشد، و اگر پيدا نشد مىتواند تملّك كند.
سؤال 780-در صورتى كه صاحب حيوان گمشده پيدا شود، يا بعد از يك سال پيدا نشود، و حيوان به فقيرى داده شود، آيا مىتوان هزينههاى نگهدارى آن را با صاحب حيوان، يا فقير حساب كرد؟
جواب:آرى مىتواند مخارج ضرورى را از او بگيرد؛ مشروط بر اين كه در