جواب:هرگاه خودشان آگاهانه به افراد اهدا كنند، مانعى ندارد.
سؤال 819-تكليف كسانى كه مقدارى از پرده كعبه را به عنوان تبرّك كندهاند، چيست؟
جواب:كار خلافى كردهاند؛ ولى فعلًا تكليف خاصّى ندارند.
سؤال 820-وجوهى جهت خريد وسائل صوتى و مانند آن، براى مسجد جمعآورى شده است. بعد از خريد وسايل مذكور، عدّهاى مىگويند: «قصد ما اين بوده كه اين وسايل منحصر به مسجد نباشد، بلكه از آن وسايل در اعياد مذهبى و عزادارى در خارج مسجد نيز استفاده كنند.» و عدّهاى مىگويند: «ما پول را فقط جهت خريد وسائل صوتى به عنوان وقف براى مسجد دادهايم.» حال كدام جهت مقدّم است؟
جواب:با توجّه به اين كه گروهى نظرشان وقف خاصّ بوده، بايد طبق وقف خاصّ با آن رفتار كرد.
سؤال 821-شخصى باغى را وقف نموده، تا با درآمد آن هم جلسه روضهخوانى برگزار شود، و هم به نام أبا عبد اللَّه عليه السلام اطعام گردد. لكن درآمد باغ به اندازه هر دو مورد نيست. چگونه بايد عمل كرد؟
جواب:اگر ممكن است، مجلس كوچكتر و اطعام محدودترى انجام دهند تا هر دو حاصل شود. و اگر ممكن نيست، به آن چيزى عمل كنند كه اوّل ذكر شده است.
سؤال 822-شركت سهامى خاصّى طبق ضوابط كشور تشكيل، و پس از مدّتى سهام آن شركت- كه تعدادى از آن متعلّق به يك مؤسّسه عمومى بوده- بدون داشتن اموال متعلّق سهام، توسط كليّه سهامداران مربوطه، و طبق اساسنامه و موازين قانونى مربوطه «وقف عام» شده، و عين موقوفه (سهام مزبور) به تصرّف وقف (قبض متولّى) داده شده است. پس از فعّاليّتهاى مشروع اقتصادى، اينك شركت موقوفه داراى اموالى اعمّ از منقول و غير منقول مىباشد. با توجّه به اين كه عدّهاى معتقدند وقف سهام باطل بوده، و اصولًا وقف محقّق نشده، و كليّه اموال به دست آمده بايد به سهامداران سابق بازگردد، لطفاً نظر شرعى خويش را راجع به صحّت يا
بطلان وقف سهام اعلام فرماييد.
جواب:در صورتى كه شركتى داراى سهامى باشد، و اين سهام به صورت اموالى مانند كارخانه، ساختمان و امثال آن بوده باشد، وقف آن سهام مانعى ندارد.
و بعد از حصول وقف، بازگرداندن آن ميسّر نيست؛ حتّى وقف سهم مشاع در اموال هم مانعى ندارد.
سؤال 823-فقهاى بزرگوار در تعريف وقف فرمودهاند: «حِفْظُ الْعَيْنِ وَ تَسْبيلُ الْمَنْفَعَةِ» با توجّه به اين كه امروزه در اثر تحوّلات اساسى در اقتصاد كشور، پول رايج مملكت داراى جايگاه خاصّ خود مىباشد، و چه بسا بسيارى از اشخاص مايلند بخشى از دارايى خود را براى منظور خيرى وقف كنند، خواهشمند است راجع به سؤالات ذيل اعلام نظر فرماييد:
آيا وقف وجه نقد، كه در حساب سپرده بانك قرار گيرد، و منافع آن در چارچوب بانكدارى اسلامى صرف اجراى نظر واقف شود جايز است؟
جواب:با توجّه به اشكالى كه فقها در وقف وجه نقد دارند، احتياط آن است كه در اين گونه موارد از وصيّت استفاده شود. يعنى شخص در حال حياتش مبلغى را به بانك يا صندوق قرض الحسنه بسپارد، و وصيّت كند بعد از وفات آن را به همين صورت به جريان اندازند. (منوط به اين كه بيش از ثلث اموال نباشد، يا اگر بيش از ثلث اموال اوست، اجازه ورثه را در حال حيات بگيرد.)
سؤال 824-شخصى باغى را وقف كرده، و اكنون درختان آن به عللى خشكيده است. آيا زمين آن باغ جزء وقف حساب مىشود؟ آيا واجب است به جاى درختان خشكيده، درخت جديد كاشته شود؟
جواب:در صورتى كه باغ را وقف كرده زمين آن هم وقف است، و بايد از آن زمين به صورت باغ، يا مسكن استفاده شود، و در آمد سالانه آن در مورد وقف مصرف گردد.
سؤال 825-آيا وقف لقطه جايز است؟
جواب:در صورتى كه يابنده آن طبق شرايط شرعى آن را تملّك كند، هرگونه
تصرّفى از جمله وقف عام يا خاص جايز است.
سؤال 826-آيا مىتوان زمينهايى را كه ديگران آباد كردهاند، وقف كرد؟
جواب:بدون اذن و رضايت كسانى كه آن را آباد كردهاند، هيچ گونه تصرّفى در آن جايز نيست.
سؤال 827-آيا متولّيان موقوفات مىتوانند اموال موقوفه را براى روضهخوانى صرف نمايند؟ در صورتى كه روضهخوان نسبت به صحّت و سقم حديث يا روضه بىتوجه باشد چه حكمى دارد؟
جواب:بايد خطبايى دعوت كنند كه منبر آنها مشروع باشد.
سؤال 828-شخصى قطعه زمينى را بدون اين كه مقيّد به «نَسْلًا بَعْدَ نَسْلٍ» كند، بر اولاد ذكور خود وقف نموده است. اوّلًا: چنين وقفى چه صورت دارد؟
جواب:اين در واقع عمرى است، نه وقف. و تنها شامل نسل اوّل مىشود، و سپس به ورثه او بازمىگردد.
ثانياً: اگر اوّلين فرزند واقف سه فرزند، و دوّمى دو فرزند، و سوّمى يك فرزند داشته باشد، آيا سهم اولاد همان سهم پدرانشان مىباشد، يا اينكه بين فرزندان بالسّويه تقسيم مىشود؟ مثلًا در فرض فوق اولادِ اولاد، كه جمعاً 6 نفر هستند، هر كدام سهم مساوى مىبرند، يا سهم پدرانشان بين آنها تقسيم مىشود؟
جواب:طبق آنچه در بالا سؤال كردهايد، وقف فقط بر اولاد ذكور بوده است. و امّا در طبقه بعد طبق قانون ارث ميان همه ورثه تقسيم مىشود.
سؤال 829-زمينى به كسى هبه شده، آيا هبهكننده مىتواند آن زمين را بدون اذن هبهگيرنده وقف خاص كند؟ اگر وقف عام نمايد چه حكمى خواهد داشت؟
جواب:در صورتى كه هبه كرده و تحويل داده، ملك موهوب له مىشود. ولى اگر موهوب له از خويشاوندان او نباشد، و هبه معوّضه نيز نباشد، مىتواند آن را بازپس گيرد، و وقف كند.
سؤال 830-ماشينى وقف امور خيريّه شده است. چنان چه سفرى طولانى براى رانندهاى كه روى آن كار مىكند، و نيازهاى آن مركز را برآورده مىسازد پيش آيد،
آيا مىتواند از آن وسيله استفاده نمايد؟
جواب:استفاده شخصى از آن وسيله جايز نيست.
سؤال 831-راههاى جلوگيرى از موقوفه خوارى را بيان نماييد.
جواب:بهترين راه بالا بردن سطح فرهنگ عمومى از نظر مذهبى، و گماردن افراد امين بر موقوفات است.
سؤال 832-در شهر ما، مجالس جشن عروسى، ختنه سورى و بعضى از مجالس شخصى ديگر، كه مع الأسف در بسيارى از آن مجالس كارهاى خلاف زير صورت مىگيرد، در حسينيّه برگزار مىشود:
1-افرادى حضور پيدا مىكنند كه لحظاتى قبل از ورود شرب خمر نمودهاند!
2-براى گرفتن فيلم، دامادها با كفش روى فرشهاى هيأت راه رفته، و به اين وسيله حرمت اهل بيت عصمت و طهارت را هتك مىنمايند.
3-تا اواخر شب، و بعضاً روزها، صداى صدها زن و مرد به ويژه جوانها و وسايط نقليّه آنها آسايش را از همسايهها سلب مىكند.
امور مذكور باعث شده كه همسايهها يكى بعد از ديگرى منازل شخصى خود را فروخته، و بعضاً به لحاظ آلودگى صوتى، به دستگاه ائمّه اطهار عليهم السلام بد بين شوند. لذا نظر حضرتعالى را در مورد استفادههاى مذكور از بيوت ائمّه اطهار عليهم السلام خواستاريم.
جواب:برگزارى مجالس گناه و آلوده به معصيت در هيچ مكانى جايز نيست؛ و در مكانهاى منسوب به اهل بيت گناه مضاعفى دارد، و بايد از آن نهى كنيد، و اگر هيئت أمنا با اين كارها موافقت كنند بايد معزول شوند. و امّا استفادههاى مشروع شخصى از وسائل هيأت تنها در صورتى جايز است كه واقفين به هنگام وقف آن را وقف عام كرده باشند. مزاحمت براى همسايگان در هيچ صورت جايز نمىباشد.
سؤال 833-عدّهاى از معتمدين محل، زمينى را از سازمان زمينشهرى براى حسينيّه گرفتهاند. امّا نه سند آن به نام خورده، و نه از آن سازمان پيگيرى شده است. حال اگر كسى، يا كسانى، پيگيرى نمايند و اين زمين را به عنوان حسينيّه به
نام خود نمايند، ولى مورد استفاده ديگرى مانند كتابخانه، يا باشگاه ورزشى، يا كلوپ، يا سينما، و مانند آن قرار دهند چه حكمى دارد؟
جواب:بايد آن را در همان راه به كار گيرند كه توافق بر آن شده است.
سؤال 834-شخصى در سال 1362 زمينى را به شكل زير وقف كرده است: «اگر اين زمين را ساختند، به عنوان مسجد باشد، و اگر آن را نساختند، همچنان متعلّق به خودم باشد.» آيا وقف به اين شكل صحيح است؟ در هر صورت، آيا مىتوان زمين مذكور را فروخت، و در جاى ديگر زمينى براى مسجد خريد؟
جواب:اين گونه وقف اشكال دارد، و مىتواند از آن صرف نظر كند، ولى چنانچه موافقت كند از آن به نحوى براى مسجد در آنجا يا جاى ديگر استفاده شود بهتر است.
سؤال 835-استفاده از امكانات مسجد، اعمّ از ظروف آشپزخانه و مانند آن، در مراسم ختم افراد (چه در داخل مسجد و چه در بيرون مسجد) چه حكمى دارد؟
جواب:جايز نيست؛ مگر اين كه نظر واقفين عامّ بوده باشد، يا عرف محلّ چنين اقتضا كند.
سؤال 836-آموزش و پرورش مقدارى از زمين مسجد را كه در كنار زمين متعلّق به خودش بوده، سهواً يا عمداً، تصرّف كرده و ساخته است. حال اگر قرار بر تخريب باشد، كلّ ساختمان آموزش و پرورش ويران مىگردد، يا ضرر فراوانى به مدرسه وارد مىشود. اداره اوقاف و متولّى، حاضرند آن مقدار زمين را به اجاره آموزش و پرورش درآورده، و سند اجاره تنظيم نمايند. آيا اين امر مشروع است؟
جواب:چنانچه اين كار عمدى نبوده بايد سند اجاره تنظيم كنند، و وجه آن را صرف تعميرات مسجد نمايند.
سؤال 837-اموات مؤمنين طىّ ساليان متمادى در قطعه زمينى، بدون اعتراض از طرف كسى دفن شدهاند. آيا اين كار حكم وقف بر قبرستان را دارد؟
جواب:در صورتى كه مالك آن زمين صريحاً اجازه دفن به عنوان وقف نداده، حكم وقف را ندارد.
سؤال 838-آيا مىتوان زمينى را كه وقف خاصّ يك آبادى يا شهرك است، و در آن قبرستان بوده، تخريب كرد، و دوباره براى ساخت و سازهاى شخصى استفاده نمود؟
جواب:در صورتى كه وقف براى دفن اموات باشد نمىتوان آن را تغيير داد؛ مگر اين كه دفن اموات در آن ممكن نباشد. در اين صورت مىتوان براى كارهاى خير از آن استفاده كرد؛ مانند مسجد و مدرسه و درمانگاه.
سؤال 839-آستان مقدّس محمد هلال بن على عليه السلام در آران كاشان، مانند امامزادگان سطح كشور، به صورت هيات امنايى اداره مىشود. هيأت أمناى اين امامزاده از ابتدا جهت ساخت و ساز و تأمين مخارج آستانه اقدام به فروش زمينهاى اطراف نموده، و اهالى با حاصل دسترنج قالىبافى- كشاورزى و كارگرى خود اقدام به خريد قسمتى از زمينهاى مذكور جهت قبر بر اساس نياز خود كردهاند، و در آن زمان به جاى رسيد قبور، فقط قبض نذورات تحويل خريداران مىشد. در حال حاضر كه طرح گسترش و نوسازى و بازسازى آستانه در حال اجرا مىباشد، هيأت امنا بدون در نظر گرفتن رضايت صاحبان قبور، اقدام به فروش مجدّد تعدادى قبور از پيش فروخته شده، به متقاضيان جديد نموده است. و وقتى با اعتراض صاحبان اصلى روبرو شده، در جواب اظهار مىدارند كه آستانه هزينههايى دارد، و جهت تأمين مخارج مذكور بايستى اين قبور فروخته شود، علاوه بر اين كه معاملات قبلى اعتبارى ندارد. با توجّه به مطالب فوق لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1-حكم فروش قبور به متقاضيان جديد بدون رضايت صاحبان اصلى چيست؟
2-حكم استفاده از مبالغ بدست آمده (از فروش اين گونه قبرها) جهت ساخت و ساز و مصارف ديگر در آستانه چيست؟
3-در صورتى كه صاحبان اصلى قبور رضايت نداشته باشند، نماز در صحن اين آستانه چه حكمى دارد؟
4-حكم مردگانى كه در اين قبور تازه خريدارى شده از طرف صاحبان جديد خاكسپارى مىشوند چيست؟
5-آيا صرف ادّعاى هيأت امنا مبنى بر اين كه مىتوان از قبور در چند طبقه استفاده كرد، (در حالى كه در زمان فروش اوّليه محدوديّت طبقات وجود نداشته است،) مىتواند دليل شرعى براى اخذ تعدادى از قبور خريداران قبلى باشد؟
جواب 1 تا آخر:خريدوفروش وقف جايز نيست، ولى اگر قبلًا پولى در برابر اباحه دفن گرفتهاند، نمىتوانند چيزى بر آن بيفزايند.
سؤال 840-شايع است كه فلان قطعه زمين وقف زردشتى است، و طبق اظهار نظر يكى از آگاهان زردشتىها خيرخواهى زمين را وقف نموده تا هر سال در روز خاصّى مردم را دعوت كنند، و موبد مراسم مذهبى را انجام دهد، و به كليّه زردشتيان آن محل ناهار دهند. آيا چنين وقفى معتبر است؟
جواب:وقف مزبور به شرحى كه نوشتهايد اشكالى ندارد؛ مشروط بر اين كه تبليغات ضدّ اسلامى نكنند.
فصل سى و هفتم: احكام هبه
سؤال 841-اگر مالكى تعهّد نمايد كه ساختمانى را در ملك خود و با هزينه شخصى احداث، و آن را مجّاناً به شخصى واگذار نمايد، و آن شخص تعهّد نمايد كه مصالح ساختمان را با استفاده از مجارى قانونى در اختيار صاحب ملك قرار دهد، امّا بهاى مصالح را صاحب ملك بپردازد. آيا به نظر حضرت عالى چنين تعهّدى لازم الوفا است؟ اصولًا چنين تعهّدى از نظر شرعى در قالب كدام يك از عقود اسلامى قرار مىگيرد؟
جواب:اين تعهّد، نوعى هبه معوّضه، و لازم الإجراست.
سؤال 842-طلايى براى زينت زن خريدارى و در اختيار وى قرار داده شده، ولى به او هبه نشده است. آيا در صورت فسخ نكاح طلا به ملك مالك اوّل يعنى زوج باقى است، و مىتواند آن را مطالبه نمايد؟
جواب:اگر به قصد عاريه به او داده، مىتواند بازپس گيرد. و اگر به نيّت هبه باشد، و آن طلا را تعويض نكرده باشد، نيز حقّ بازپس گرفتن دارد. ولى با توجّه به اين كه معمولًا به قصد هبه مىدهند، اگر طلا را تعويض كرده باشد، حق بازپس گرفتن ندارد. همچنين اگر زن و شوهر از اقوام همديگر باشند.
سؤال 843-اگر در هبه مشروط، موهوب له به شرط عمل نكند، و مال موهوبه را به ديگرى منتقل نمايد، آيا واهب حقّ رجوع دارد؟
جواب:آرى واهب حقّ رجوع دارد، ولى بعد از رجوع بايد مثل آن (در صورتى كه مثلى باشد) و قيمت آن را (در صورتى كه قيمى باشد) برگرداند.