آيا مىتواند از آن وسيله استفاده نمايد؟
جواب:استفاده شخصى از آن وسيله جايز نيست.
سؤال 831-راههاى جلوگيرى از موقوفه خوارى را بيان نماييد.
جواب:بهترين راه بالا بردن سطح فرهنگ عمومى از نظر مذهبى، و گماردن افراد امين بر موقوفات است.
سؤال 832-در شهر ما، مجالس جشن عروسى، ختنه سورى و بعضى از مجالس شخصى ديگر، كه مع الأسف در بسيارى از آن مجالس كارهاى خلاف زير صورت مىگيرد، در حسينيّه برگزار مىشود:
1-افرادى حضور پيدا مىكنند كه لحظاتى قبل از ورود شرب خمر نمودهاند!
2-براى گرفتن فيلم، دامادها با كفش روى فرشهاى هيأت راه رفته، و به اين وسيله حرمت اهل بيت عصمت و طهارت را هتك مىنمايند.
3-تا اواخر شب، و بعضاً روزها، صداى صدها زن و مرد به ويژه جوانها و وسايط نقليّه آنها آسايش را از همسايهها سلب مىكند.
امور مذكور باعث شده كه همسايهها يكى بعد از ديگرى منازل شخصى خود را فروخته، و بعضاً به لحاظ آلودگى صوتى، به دستگاه ائمّه اطهار عليهم السلام بد بين شوند. لذا نظر حضرتعالى را در مورد استفادههاى مذكور از بيوت ائمّه اطهار عليهم السلام خواستاريم.
جواب:برگزارى مجالس گناه و آلوده به معصيت در هيچ مكانى جايز نيست؛ و در مكانهاى منسوب به اهل بيت گناه مضاعفى دارد، و بايد از آن نهى كنيد، و اگر هيئت أمنا با اين كارها موافقت كنند بايد معزول شوند. و امّا استفادههاى مشروع شخصى از وسائل هيأت تنها در صورتى جايز است كه واقفين به هنگام وقف آن را وقف عام كرده باشند. مزاحمت براى همسايگان در هيچ صورت جايز نمىباشد.
سؤال 833-عدّهاى از معتمدين محل، زمينى را از سازمان زمينشهرى براى حسينيّه گرفتهاند. امّا نه سند آن به نام خورده، و نه از آن سازمان پيگيرى شده است. حال اگر كسى، يا كسانى، پيگيرى نمايند و اين زمين را به عنوان حسينيّه به
نام خود نمايند، ولى مورد استفاده ديگرى مانند كتابخانه، يا باشگاه ورزشى، يا كلوپ، يا سينما، و مانند آن قرار دهند چه حكمى دارد؟
جواب:بايد آن را در همان راه به كار گيرند كه توافق بر آن شده است.
سؤال 834-شخصى در سال 1362 زمينى را به شكل زير وقف كرده است: «اگر اين زمين را ساختند، به عنوان مسجد باشد، و اگر آن را نساختند، همچنان متعلّق به خودم باشد.» آيا وقف به اين شكل صحيح است؟ در هر صورت، آيا مىتوان زمين مذكور را فروخت، و در جاى ديگر زمينى براى مسجد خريد؟
جواب:اين گونه وقف اشكال دارد، و مىتواند از آن صرف نظر كند، ولى چنانچه موافقت كند از آن به نحوى براى مسجد در آنجا يا جاى ديگر استفاده شود بهتر است.
سؤال 835-استفاده از امكانات مسجد، اعمّ از ظروف آشپزخانه و مانند آن، در مراسم ختم افراد (چه در داخل مسجد و چه در بيرون مسجد) چه حكمى دارد؟
جواب:جايز نيست؛ مگر اين كه نظر واقفين عامّ بوده باشد، يا عرف محلّ چنين اقتضا كند.
سؤال 836-آموزش و پرورش مقدارى از زمين مسجد را كه در كنار زمين متعلّق به خودش بوده، سهواً يا عمداً، تصرّف كرده و ساخته است. حال اگر قرار بر تخريب باشد، كلّ ساختمان آموزش و پرورش ويران مىگردد، يا ضرر فراوانى به مدرسه وارد مىشود. اداره اوقاف و متولّى، حاضرند آن مقدار زمين را به اجاره آموزش و پرورش درآورده، و سند اجاره تنظيم نمايند. آيا اين امر مشروع است؟
جواب:چنانچه اين كار عمدى نبوده بايد سند اجاره تنظيم كنند، و وجه آن را صرف تعميرات مسجد نمايند.
سؤال 837-اموات مؤمنين طىّ ساليان متمادى در قطعه زمينى، بدون اعتراض از طرف كسى دفن شدهاند. آيا اين كار حكم وقف بر قبرستان را دارد؟
جواب:در صورتى كه مالك آن زمين صريحاً اجازه دفن به عنوان وقف نداده، حكم وقف را ندارد.
سؤال 838-آيا مىتوان زمينى را كه وقف خاصّ يك آبادى يا شهرك است، و در آن قبرستان بوده، تخريب كرد، و دوباره براى ساخت و سازهاى شخصى استفاده نمود؟
جواب:در صورتى كه وقف براى دفن اموات باشد نمىتوان آن را تغيير داد؛ مگر اين كه دفن اموات در آن ممكن نباشد. در اين صورت مىتوان براى كارهاى خير از آن استفاده كرد؛ مانند مسجد و مدرسه و درمانگاه.
سؤال 839-آستان مقدّس محمد هلال بن على عليه السلام در آران كاشان، مانند امامزادگان سطح كشور، به صورت هيات امنايى اداره مىشود. هيأت أمناى اين امامزاده از ابتدا جهت ساخت و ساز و تأمين مخارج آستانه اقدام به فروش زمينهاى اطراف نموده، و اهالى با حاصل دسترنج قالىبافى- كشاورزى و كارگرى خود اقدام به خريد قسمتى از زمينهاى مذكور جهت قبر بر اساس نياز خود كردهاند، و در آن زمان به جاى رسيد قبور، فقط قبض نذورات تحويل خريداران مىشد. در حال حاضر كه طرح گسترش و نوسازى و بازسازى آستانه در حال اجرا مىباشد، هيأت امنا بدون در نظر گرفتن رضايت صاحبان قبور، اقدام به فروش مجدّد تعدادى قبور از پيش فروخته شده، به متقاضيان جديد نموده است. و وقتى با اعتراض صاحبان اصلى روبرو شده، در جواب اظهار مىدارند كه آستانه هزينههايى دارد، و جهت تأمين مخارج مذكور بايستى اين قبور فروخته شود، علاوه بر اين كه معاملات قبلى اعتبارى ندارد. با توجّه به مطالب فوق لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1-حكم فروش قبور به متقاضيان جديد بدون رضايت صاحبان اصلى چيست؟
2-حكم استفاده از مبالغ بدست آمده (از فروش اين گونه قبرها) جهت ساخت و ساز و مصارف ديگر در آستانه چيست؟
3-در صورتى كه صاحبان اصلى قبور رضايت نداشته باشند، نماز در صحن اين آستانه چه حكمى دارد؟
4-حكم مردگانى كه در اين قبور تازه خريدارى شده از طرف صاحبان جديد خاكسپارى مىشوند چيست؟
5-آيا صرف ادّعاى هيأت امنا مبنى بر اين كه مىتوان از قبور در چند طبقه استفاده كرد، (در حالى كه در زمان فروش اوّليه محدوديّت طبقات وجود نداشته است،) مىتواند دليل شرعى براى اخذ تعدادى از قبور خريداران قبلى باشد؟
جواب 1 تا آخر:خريدوفروش وقف جايز نيست، ولى اگر قبلًا پولى در برابر اباحه دفن گرفتهاند، نمىتوانند چيزى بر آن بيفزايند.
سؤال 840-شايع است كه فلان قطعه زمين وقف زردشتى است، و طبق اظهار نظر يكى از آگاهان زردشتىها خيرخواهى زمين را وقف نموده تا هر سال در روز خاصّى مردم را دعوت كنند، و موبد مراسم مذهبى را انجام دهد، و به كليّه زردشتيان آن محل ناهار دهند. آيا چنين وقفى معتبر است؟
جواب:وقف مزبور به شرحى كه نوشتهايد اشكالى ندارد؛ مشروط بر اين كه تبليغات ضدّ اسلامى نكنند.
فصل سى و هفتم: احكام هبه
سؤال 841-اگر مالكى تعهّد نمايد كه ساختمانى را در ملك خود و با هزينه شخصى احداث، و آن را مجّاناً به شخصى واگذار نمايد، و آن شخص تعهّد نمايد كه مصالح ساختمان را با استفاده از مجارى قانونى در اختيار صاحب ملك قرار دهد، امّا بهاى مصالح را صاحب ملك بپردازد. آيا به نظر حضرت عالى چنين تعهّدى لازم الوفا است؟ اصولًا چنين تعهّدى از نظر شرعى در قالب كدام يك از عقود اسلامى قرار مىگيرد؟
جواب:اين تعهّد، نوعى هبه معوّضه، و لازم الإجراست.
سؤال 842-طلايى براى زينت زن خريدارى و در اختيار وى قرار داده شده، ولى به او هبه نشده است. آيا در صورت فسخ نكاح طلا به ملك مالك اوّل يعنى زوج باقى است، و مىتواند آن را مطالبه نمايد؟
جواب:اگر به قصد عاريه به او داده، مىتواند بازپس گيرد. و اگر به نيّت هبه باشد، و آن طلا را تعويض نكرده باشد، نيز حقّ بازپس گرفتن دارد. ولى با توجّه به اين كه معمولًا به قصد هبه مىدهند، اگر طلا را تعويض كرده باشد، حق بازپس گرفتن ندارد. همچنين اگر زن و شوهر از اقوام همديگر باشند.
سؤال 843-اگر در هبه مشروط، موهوب له به شرط عمل نكند، و مال موهوبه را به ديگرى منتقل نمايد، آيا واهب حقّ رجوع دارد؟
جواب:آرى واهب حقّ رجوع دارد، ولى بعد از رجوع بايد مثل آن (در صورتى كه مثلى باشد) و قيمت آن را (در صورتى كه قيمى باشد) برگرداند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل سى و هشتم: احكام احياى موات
سؤال 844-در حومه شهر ما معادن عديدهاى وجود دارد. معادن ياد شده جزء معادن اكتشافى و زيرزمينى نيست، و نحوه بهرهبردارى از آنها بسيار سهل بوده، و مستلزم صرف هزينه سنگين نمىباشد. براى مثال جهت بهرهبردارى از خاك دولوميت، كه به صورت كوهى طبيعى واقع شده، تنها با استفاده از ابزار آلات فنّى عادى، نظير لودر، يا بيل مكانيكى از آن بهرهبردارى مىكنند. وضعيّت اين گونه معادن، كه جزء منابع طبيعى شهرستان و روستاهاى هم جوار است، از نظر مالكيّت و جلب درآمد براى روستاها يا شهرستان مربوطه چگونه است؟ آيا ساكنين روستاها مىتوانند نسبت به عقد قرارداد با شركتهاى خصوصى يا دولتى دخالت نمايند و سهمى از درآمد آن را به عمران و سازندگى روستاهاى خود اختصاص دهند؟
جواب:در صورتى كه معدن در حريم روستا بوده باشد (منظور از حريم، زمينهايى است كه براى احتياجات مختلف روستا از قبيل بارانداز، محلّ جمعآورى خرمن و هيزم و مانند آن است.) اهل روستا بر آن حق دارند، و در مقابل حقّشان مىتوانند چيزى دريافت دارند. ولى اگر خارج از حريم روستاست چنين حقّى ندارند؛ امّا چنان چه معدن نزديك روستاست سزاوار است ارفاقى به مردم آن روستا شود. و اگر معدن ضرر و زيانهايى براى اهالى روستا ايجاد كند، جبران آن نيز لازم است.
سؤال 845-اين جانب يك حلقه چاه عميق در زمين اهدايى توسّط يك نفر از اهالى، صرفاً به قصد تأمين آب لولهكشى روستا، با بودجه و سرمايهگذارى على السويه خانوارهاى موجود آن روستا، و با پروانه جهاد سازندگى، حفر نمودم. ولى
مصالح و مخارج آن را (از قبيل منبع هوايى، لولههاى آب، و برق، و دينامى كه آب به وسيله آن خارج مىشود) همه و همه را جهاد سازندگى داده است. لطفاً بفرماييد:
1-در فرض سؤال مالك آب كيست؟ و كمكهاى دولتى تمليك است، يا اباحه؟
جواب:در صورتى كه طبق مقرّرات دولتى پروانه بايد به نام جهاد سازندگى باشد، و آنچه را مردم مىدهند تمليك به جهاد مىشود، تمام اموال مربوطه متعلّق به جهاد و حكومت اسلامى است.
2-آيا كمكهاى دولتى مخصوص خانوارهاى زمان حفر است، يا شامل افراد و نسلهاى آينده هم مىشود؟
جواب:بنابر فرض بالا اختيار آن چاه به دست دولت خواهد بود.
3-كسانى كه از اولاد و بستگان حافران بئر در زمان حفر چاه نبوده، و قهراً در پرداخت هزينههاى چاه هم شركت نكرده، و بعدها صاحب منزل شدهاند، (به فرض كه كمكهاى دولتى شامل اينها هم باشد،) آيا مىتوانند به منزلشان لولهكشى نمايند؟ چنانچه پرداخت وجهى لازم باشد، آيا سهم هر نفر در زمان حفر معيار است، يا قيمت روز؟
جواب:در صورتى كه چاه، مطابق آنچه در بالا ذكر شد، به دولت واگذار شده، اجازه آنها براى لولهكشى ديگران كافى است، و شرايط آن را در فرض بالا دولت تعيين مىكند.
4-اگر آب چاه تغيير يابد، و ديگر قابل شرب نباشد، و اهالى با توافق همديگر بخواهند آب را در امور كشاورزى مصرف نمايند، آيا احكامى كه در سؤالات سهگانه بالا آمد شامل اين صورت هم مىشود؟
جواب:با موافقت دولت مانعى ندارد.
سؤال 846-لطفاً نظر مباركتان را پيرامون حريم قنوات، چشمهها و چاهها، بيان فرماييد:
1-آيا اين حدود را مختصّ زمينهاى مواتى مىدانيد كه تازه احداث شده، كه سابق از لا حق ممانعت مىكند، يا حتّى در املاك مجاور هم لازم مىدانيد؟