بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 329

فصل چهلم: احكام شهادت‌

سؤال 856-اگر زنى در دادگاه به نفع شوهر خود، و عليه شخصى شهادت دهد، و پس از مدّتى با شوهرش اختلاف شديد پيدا كند، و از شهادتى كه به نفع او داده برگردد، آيا از نظر شرعى اثرى دارد؟

جواب:در صورتى كه آن اختلاف سبب عداوتى در ميان آن دو شده باشد، عدول از شهادت اثرى ندارد.

سؤال 857-هرگاه اقرار متّهم به ارتكاب قتل، با شهادت شهود متعارض باشد حكم چيست؟

جواب:ولىّ دم اختيار دارد كه نسبت به مورد شهادت قصاص كند، يا به مورد اقرار. و اگر نسبت به مورد شهادت قصاص كند، اقراركننده بايد نيمى از ديه را به اولياى شخص مورد شهادت بپردازد، و اين مسأله منصوص و مفتى به است.

سؤال 858-راه اثبات و احراز عدالت شهود و مانند آن براى دادگاه، با توجّه به تراكم پرونده‌ها، عدم آشنايى با اصحاب دعوى‌ و شهود، غير بومى بودن قاضى، يا كثرت جمعيّت شهرها چيست؟ آيا صِرف ظاهر افراد و اين كه طرف مقابل شهود را جرح ننمايد، كفايت مى‌كند؟

جواب:لازم است در اين گونه موارد از اهل محلّ، يا دوستان آنها، تحقيقى شود، تا حُسن ظاهر او و معاشرانش ثابت گردد، و همين مقدار كافى است.

سؤال 859-آيا در حقوق اسلامى اصل بر عدالت هر شاهدى است كه به محكمه قضا مى‌آيد؟ به تعبير ديگر، آيا اثبات عدالت شاهد لازم است؟

جواب:اثبات عدالت شاهد لازم است؛ ولى به همين اندازه كه كسى با او


صفحه 330

معاشرت داشته باشد، و كار خلافى از او نبيند، عدالتش ثابت مى‌شود.

سؤال 860-طريقه حقوقى اثبات عادل بودن يك شاهد چيست؟ و مزكِّى كيست؟

جواب:طريقه حقوقى آن اين است كه شخص مورد اعتمادى با او معاشر باشد، و كار خلافى از او نبيند، يا در محيط خود معروف به پاكى و تقوى باشد.

مزكّى فرد مورد اعتمادى است كه از اين امور درباره كسى خبر دهد، و او را توثيق و تعديل كند.

سؤال 861-گفته شده: «در مواردى كه اطّلاع مردان بر يك موضوع مشكل است، شهادت زنان به تنهايى مقبول است.» لطفاً بفرماييد محدوده اين حكم چيست؟

مثلًا شهادت زنان در خصوص قتل عمد در يك حمّام زنانه، چه چيزى را ثابت مى‌كند؟ يا اگر زنان شهادت دهند كه فردى جنين زنى را عمداً ساقط كرده، و ضمناً موجب مرگ خود زن هم شده، چه چيزى ثابت مى‌شود؟

جواب:حكم مزبور شامل اين گونه موارد نمى‌شود؛ بلكه منظور امورى است كه به طور طبيعى فقط به وسيله زنان ثابت مى‌شود.

سؤال 862-در عرف عشاير رسم بر اين است كه اگر فاميلى قصد درگيرى و نزاع با فاميل ديگرى داشته باشد، و بخواهد از طرف مقابل كسى را بكشد، يا حتّى مجروح نمايد، با كليّه افراد فاميل خود مشورت نموده، و آنها را در جريان موضوع قرار داده، و سپس هم قسم مى‌شوند، و چنين جرمى را انجام مى‌دهند. با عنايت به مقدّمه فوق به سؤال زير پاسخ دهيد: مقتول با كسانى بر اثر كينه و دشمنيهاى قبلى اختلاف داشته، حتّى چندين مورد ضرب و جرح بين فاميل مقتول و آنها به وجود آمده، و بارها مقتول توسّط اين فاميل مورد آزار و اذيّت و تهديد و ارعاب قرار گرفته بود، تا اين كه شبانه دو نفر از آنها به منزل وى حمله كرده، و او را جلوى چشم زن و فرزندان خردسالش به قتل رسانده، و متوارى مى‌شوند! زمانى كه مقتول هنوز جان داشت، عمويش بر بالين او حاضر مى‌شود. مقتول به عمويش مى‌گويد: «فلانى مرا با اسلحه مجروح نموده است.» و از طرفى دو سه نفر از فاميل قاتل (برادر و پسر عموى قاتل) شهادت داده‌اند كه قاتل اين كار را انجام نداده است. آيا شهادت فاميل قاتل،


صفحه 331

كه در برنامه‌ريزى قتل مشورت و مشاركت داشته، و از روى غرض شهادت مى‌دهند، مورد قبول است؟

جواب:شهادت به قاتل نبودن فايده‌اى ندارد؛ هر چند شهود متّهم نباشند، و در اينجا طبق آنچه در فرض مسأله آمده شهود متّهم نيز مى‌باشند، ولى شهادت مقتول نيز اثرى ندارد؛ مگر اين كه قاضى از شهادت او و بستگانش (كه حضور داشته‌اند) و قرائن ديگرى از اين قبيل، علم پيدا كند كه شخص مذكور قاتل است.

سؤال 863-آيا امر عدمى با شهادت شهود قابل اثبات است؟

جواب:در صورتى كه شرايط شهادت در آن جمع باشد مانعى ندارد.

سؤال 864-آيا شاهد موظّف است تمام حقيقت را بگويد، يا همين كه ملزم شود آن چه مى‌گويد حقيقت است كفايت مى‌كند؟

جواب:شاهد بايد آنچه را از او مى‌پرسند، اگر مى‌داند بگويد.

سؤال 865-آيا شهادت كسى كه محاسنش را با تيغ، يا ماشين شبيه تيغ مى‌تراشد، از نظر شرع پذيرفته مى‌شود؟

جواب:هرگاه از كسى تقليد كند كه اين كار را جايز بداند، و از جهات ديگر نيز عادل باشد، مى‌تواند شاهد قرار گيرد.

سؤال 866-كدام يك از موارد زير صحيح است؟

الف)شهادت اهل سنّت عليه اهل تشيّع در دعاوى مالى يا كيفرى (چنان چه خواهان سنّى مذهب، و خوانده شيعه باشد).

ب)شهادت اهل سنّت عليه اهل سنّت در دعاوى مالى يا كيفرى (چنانچه خواهان و خوانده هر دو سنى باشند.)

ج)شهادت اهل سنّت در دعاوى مالى يا كيفرى (چنانچه خواهان و خوانده هر دو شيعه باشند؛ ليكن شهودشان سنّى باشد.)

د)شهادت اهل سنّت به نفع اهل تشيّع (چنانچه خواهان شيعه، و خوانده سنّى مذهب باشد.)

ه)شهادت اهل كتاب له يا عليه مسلمانان.


صفحه 332

جواب الف تا ه:شهادت اهل سنّت در صورتى كه از نظر اعتقادى مستضعف، و از نظر جنبه‌هاى عملى عادل بوده باشند، و فسقى از آنها ديده نشود، در تمام صورتهاى بالا پذيرفته مى‌شود؛[1]ولى شهادت اهل كتاب له و عليه مسلمانان مقبول نيست. مگر در بعضى از موارد خاص، كه در بعضى از آيات قرآن (آيه 106 سوره مائده) به آن اشاره شده است.

[1]آية اللَّه العظمى خويى رحمه اللَّه در جلد اوّل مبانى تكملة المنهاج، صفحه 80 به اين مطلب اشاره كرده است.


صفحه 333

فصل چهل و يكم: احكام وصيّت‌

سؤال 867-شخصى وصيّت كرده همسرش پس از مرگ وى ازدواج نكند، و اگر ازدواج كند حقّ مسكن در خانه معيّن ندارد. همسرش پس از مرگ او، ازدواج موقّت كرد. اوّلًا: آيا اين شرط صحيح است؟ و ثانياً: ازدواج موقّت هم مشمول وصيّت مذكور مى‌گردد؟

جواب:اگر ازدواج موقّت براى مدّت كوتاهى بوده، مشمول اين وصيّت نمى‌شود. ولى اگر براى مدّت طولانى، يا به طور مكرّر و در نتيجه طولانى باشد، مشمول خواهد شد. و وصيّت مذكور در مورد حق الارث زن هيچ تأثيرى ندارد، امّا اگر چيزى اضافه براى او قائل شده، در صورتى مى‌تواند از آن اضافه استفاده كند كه به آن شرط عمل كند.

سؤال 868-آيا وصيّت به تقسيم ارث قبل از فوت جايز است؟ مثل اين كه زيد وصيّت كند كه پس از فوتش، فلان باغش مال فلان پسرش، و فلان خانه‌اش مال فلان دخترش باشد. آيا چنين وصيّتى نافذ است؟

جواب:چنين وصيتى باطل است.

سؤال 869-شخصى وصيّت كرده كه از درآمد باغش، به إزاى هر سال بعد از رسيدن به سنّ تكليف، نماز و روزه خريدارى شود. اكنون به اندازه سالهاى مذكور عمل انجام شده است. آيا تكرار عبادت لازم است، يا به همين مقدار اكتفا شود؟

جواب:به همان مقدار قناعت مى‌شود، و بقيّه تعلّق به ورثه دارد؛ مگر اين كه وصيّت كرده باشد آن را در كارهاى خير صرف كنند.

سؤال 870-شخصى وصيّت به ثلث نموده، و در اثر تصادف ماشين فوت كرده‌


صفحه 334

است. وصىّ ميّت ادّعاى ديه نموده، و بابت آن چكى از قاتل دريافت نموده است.

پس از اين جريان، بعضى از ورثه، رضايت داده، و بعضى سهمشان از ديه را گرفته‌اند. حكم سهم ميّت و وظيفه وصىّ چيست؟

جواب:در فرض مسأله، ثلث به ديه نيز تعلّق مى‌گيرد.

سؤال 871-شخصى نصف باغ انگور خود را به عنوان ثلث قرار داده، و در وصيّت نامه‌اش سفارش كرده كه بعد از كم كردن مخارج باغ، وصى ما بقى محصول و سود آن را از طرف موصى احسان نمايد. اكنون بعد از گذشت مدّت زمانى، درآمد و منافع باغ مخارج خودش را كفايت نمى‌كند؛ يعنى مخارج كارگر بيشتر از درآمد باغ مى‌باشد. آيا كسى كه مسئوليّت اين باغ را دارد، مى‌تواند آن را به طور اقساطى، يا به صورت نقدى بفروشد و پول باغ را در حقّ او احسان كند؟

جواب:بايد آن را بفروشد و در جاى ديگرى ملكى، هر چند كوچك كه منافعى داشته باشد، تهيّه و وقف نمايد، و منافع آن را در موارد وصيّت مصرف كند.

سؤال 872-در متن وصيّتنامه‌اى آمده: «چنانچه ارحام موصى فقير و پريشان شدند، از درآمد ثلث املاك، اوّل به آنان داده شود، و بعد عزادارى نمايند، و چنانچه ارحام از سادات باشند آنها را مقدّم دارند.» لازم به ذكر است كه وصى فعلى كه نوه پسرى موصى مى‌باشد فاقد اولاد از صلب خود بوده، و نامبرده در زمانهاى گذشته دخترى را به فرزندى برداشته و از شير خواهرش استفاده نموده، كه محرم وصى گردد، و براى فرزند خوانده شناسنامه‌اى هم به عنوان فرزند گرفته است (عيال وصى غير سيد مى‌باشد.) آيا دختر خوانده و فرزندش از ارحام موصى محسوب مى‌شوند؟

جواب:فرزند خوانده جزء نسل موصى حساب نمى‌شود، و وصيّت‌نامه شامل حال او نمى‌گردد.

سؤال 873-14 سال پيش پدر اين جانبان، كه 4 برادر و دو خواهر مى‌باشيم، به رحمت ايزدى پيوسته، و سالها قبل از فوت در دفتر اسناد رسمى وصيّت كرده، و عيال دائمى (كه اكنون 88 سال دارند) و فرزند بزرگش سيد جواد (يعنى بنده) را در


صفحه 335

خصوص اداره امور صغار موصى، بعد از فوت وصىّ قرار داده، و متذكّر شده پس از رشد و كبر، بقيّه برادران شركت در وصايت داشته باشند. در تاريخى كه اين وصيّت‌نامه نوشته شده هنوز خواهر كوچكمان به دنيا نيامده بود، و ايشان از بدو تولّد عقب افتادگى ذهنى داشته و دارد. اكنون كه ايشان 41 سال دارند، آيا برادران هنوز مى‌توانند قيّم خواهر كوچك باشند؟ و آيا اين وصيّت‌نامه به قوّت خود باقى است؟

لازم به ذكر است كه از زمان فوت پدر تاكنون، در اين مدّت 14 سال، برادران از او به نحو احسن نگهدارى كرده‌اند.

جواب:در صورتى كه وصيّت‌نامه مطلق بوده، و قيد و شرطى در آن نباشد، شامل قيموميّت فرزندهايى كه عقل كافى پيدا نكرده‌اند مى‌شود.

سؤال 874-شخصى به شكل زير وصيّت مى‌كند: «با اتّكال به خداوند متعال، و با توسّل به ائمّه اطهار، عليهم السلام در حالت صحّت نفس و سلامت كامل، و با رضا و رغبت، با در خواست شوراى اسلامى و شهردارى شهر، و با رضايت قلبى خود و خانواده‌ام، وصيّت مى‌كنم كه در زمين اهدايى آقاى ... جهت قبرستان مؤمنين و مؤمنات، زيارتگاهى با هزينه خودم احداث، و هر زمان كه خداوند تبارك و تعالى مقرّر فرمودند در آن زمين به خاك سپرده شوم، و كليّه نذوراتى كه از طرف مردم پرداخت مى‌شود، 50% سهم فرزندانم و 50% به منظور هزينه امور فرهنگى، ساختمانى، مذهبى، اجتماعى و آموزشى، فضاى سبز قبرستان و زيارتگاه در اختيار شهردارى قرار گيرد.

ضمناً زمينى به مساحت 400 متر مربع جهت منزل يكى از فرزندانم به عنوان خادم زيارتگاه قرار داده شود، تا با هزينه شخصى خود اقدام به ساخت نمايد.» آيا وصيّت نامه مذكور شرعاً معتبر است؟

جواب:اين وصيّت‌نامه اعتبارى ندارد، و بايد از ساختن چنين زيارتگاهى پرهيز كرد.


صفحه 336

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة