فصل چهل و يكم: احكام وصيّت
سؤال 867-شخصى وصيّت كرده همسرش پس از مرگ وى ازدواج نكند، و اگر ازدواج كند حقّ مسكن در خانه معيّن ندارد. همسرش پس از مرگ او، ازدواج موقّت كرد. اوّلًا: آيا اين شرط صحيح است؟ و ثانياً: ازدواج موقّت هم مشمول وصيّت مذكور مىگردد؟
جواب:اگر ازدواج موقّت براى مدّت كوتاهى بوده، مشمول اين وصيّت نمىشود. ولى اگر براى مدّت طولانى، يا به طور مكرّر و در نتيجه طولانى باشد، مشمول خواهد شد. و وصيّت مذكور در مورد حق الارث زن هيچ تأثيرى ندارد، امّا اگر چيزى اضافه براى او قائل شده، در صورتى مىتواند از آن اضافه استفاده كند كه به آن شرط عمل كند.
سؤال 868-آيا وصيّت به تقسيم ارث قبل از فوت جايز است؟ مثل اين كه زيد وصيّت كند كه پس از فوتش، فلان باغش مال فلان پسرش، و فلان خانهاش مال فلان دخترش باشد. آيا چنين وصيّتى نافذ است؟
جواب:چنين وصيتى باطل است.
سؤال 869-شخصى وصيّت كرده كه از درآمد باغش، به إزاى هر سال بعد از رسيدن به سنّ تكليف، نماز و روزه خريدارى شود. اكنون به اندازه سالهاى مذكور عمل انجام شده است. آيا تكرار عبادت لازم است، يا به همين مقدار اكتفا شود؟
جواب:به همان مقدار قناعت مىشود، و بقيّه تعلّق به ورثه دارد؛ مگر اين كه وصيّت كرده باشد آن را در كارهاى خير صرف كنند.
سؤال 870-شخصى وصيّت به ثلث نموده، و در اثر تصادف ماشين فوت كرده
است. وصىّ ميّت ادّعاى ديه نموده، و بابت آن چكى از قاتل دريافت نموده است.
پس از اين جريان، بعضى از ورثه، رضايت داده، و بعضى سهمشان از ديه را گرفتهاند. حكم سهم ميّت و وظيفه وصىّ چيست؟
جواب:در فرض مسأله، ثلث به ديه نيز تعلّق مىگيرد.
سؤال 871-شخصى نصف باغ انگور خود را به عنوان ثلث قرار داده، و در وصيّت نامهاش سفارش كرده كه بعد از كم كردن مخارج باغ، وصى ما بقى محصول و سود آن را از طرف موصى احسان نمايد. اكنون بعد از گذشت مدّت زمانى، درآمد و منافع باغ مخارج خودش را كفايت نمىكند؛ يعنى مخارج كارگر بيشتر از درآمد باغ مىباشد. آيا كسى كه مسئوليّت اين باغ را دارد، مىتواند آن را به طور اقساطى، يا به صورت نقدى بفروشد و پول باغ را در حقّ او احسان كند؟
جواب:بايد آن را بفروشد و در جاى ديگرى ملكى، هر چند كوچك كه منافعى داشته باشد، تهيّه و وقف نمايد، و منافع آن را در موارد وصيّت مصرف كند.
سؤال 872-در متن وصيّتنامهاى آمده: «چنانچه ارحام موصى فقير و پريشان شدند، از درآمد ثلث املاك، اوّل به آنان داده شود، و بعد عزادارى نمايند، و چنانچه ارحام از سادات باشند آنها را مقدّم دارند.» لازم به ذكر است كه وصى فعلى كه نوه پسرى موصى مىباشد فاقد اولاد از صلب خود بوده، و نامبرده در زمانهاى گذشته دخترى را به فرزندى برداشته و از شير خواهرش استفاده نموده، كه محرم وصى گردد، و براى فرزند خوانده شناسنامهاى هم به عنوان فرزند گرفته است (عيال وصى غير سيد مىباشد.) آيا دختر خوانده و فرزندش از ارحام موصى محسوب مىشوند؟
جواب:فرزند خوانده جزء نسل موصى حساب نمىشود، و وصيّتنامه شامل حال او نمىگردد.
سؤال 873-14 سال پيش پدر اين جانبان، كه 4 برادر و دو خواهر مىباشيم، به رحمت ايزدى پيوسته، و سالها قبل از فوت در دفتر اسناد رسمى وصيّت كرده، و عيال دائمى (كه اكنون 88 سال دارند) و فرزند بزرگش سيد جواد (يعنى بنده) را در
خصوص اداره امور صغار موصى، بعد از فوت وصىّ قرار داده، و متذكّر شده پس از رشد و كبر، بقيّه برادران شركت در وصايت داشته باشند. در تاريخى كه اين وصيّتنامه نوشته شده هنوز خواهر كوچكمان به دنيا نيامده بود، و ايشان از بدو تولّد عقب افتادگى ذهنى داشته و دارد. اكنون كه ايشان 41 سال دارند، آيا برادران هنوز مىتوانند قيّم خواهر كوچك باشند؟ و آيا اين وصيّتنامه به قوّت خود باقى است؟
لازم به ذكر است كه از زمان فوت پدر تاكنون، در اين مدّت 14 سال، برادران از او به نحو احسن نگهدارى كردهاند.
جواب:در صورتى كه وصيّتنامه مطلق بوده، و قيد و شرطى در آن نباشد، شامل قيموميّت فرزندهايى كه عقل كافى پيدا نكردهاند مىشود.
سؤال 874-شخصى به شكل زير وصيّت مىكند: «با اتّكال به خداوند متعال، و با توسّل به ائمّه اطهار، عليهم السلام در حالت صحّت نفس و سلامت كامل، و با رضا و رغبت، با در خواست شوراى اسلامى و شهردارى شهر، و با رضايت قلبى خود و خانوادهام، وصيّت مىكنم كه در زمين اهدايى آقاى ... جهت قبرستان مؤمنين و مؤمنات، زيارتگاهى با هزينه خودم احداث، و هر زمان كه خداوند تبارك و تعالى مقرّر فرمودند در آن زمين به خاك سپرده شوم، و كليّه نذوراتى كه از طرف مردم پرداخت مىشود، 50% سهم فرزندانم و 50% به منظور هزينه امور فرهنگى، ساختمانى، مذهبى، اجتماعى و آموزشى، فضاى سبز قبرستان و زيارتگاه در اختيار شهردارى قرار گيرد.
ضمناً زمينى به مساحت 400 متر مربع جهت منزل يكى از فرزندانم به عنوان خادم زيارتگاه قرار داده شود، تا با هزينه شخصى خود اقدام به ساخت نمايد.» آيا وصيّت نامه مذكور شرعاً معتبر است؟
جواب:اين وصيّتنامه اعتبارى ندارد، و بايد از ساختن چنين زيارتگاهى پرهيز كرد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهل و دوّم: احكام ارث
طبقه دوّم ارث
سؤال 875-شخصى فوت نموده و ورثه حين الفوت وى عبارتند از: «سه خواهر ابوينى (پدر و مادرى) جدّه پدرى، و جدّ مادرى» ميزان دقيق سهم الارث ورّاث ياد شده چه ميزان بوده، و چگونه بين آنها تقسيم مىشود؟
جواب:هر كدام از جدّ و جدّه 16 مىبرند، و بقيّه ميان سه خواهر تقسيم مىشود.
سؤال 876-در صورتى كه ورثه متوفّى عبارت باشند از: 1- همسر دائم 2- برادر ابوينى 3 و 4- يك خواهر و يك برادر امّى، سهم هر يك چه ميزان است؟
جواب:شوهر در فرض مسأله نصف ميراث زن را مىبرد (و اگر شوهر مرحوم شده باشد، زن يك چهارم ميراث را در فرض سؤال مىبرد.) و باقيمانده سه قسمت مىشود، دو قسمت به برادر ابوينى مىرسد، و يك قسمت به برادر و خواهر امّى، كه به طور مساوى بين خود تقسيم مىكنند.
ارث زوجين
سؤال 877-با توجّه به اين كه در كتب تفسير، آيه 12 سوره نساء را به طور مطلق تفسير كردهاند، دليل فقهى ارث بردن زوجه از قيمت هوايى بناها و درختان چيست؟
جواب:دليل اين مسأله رواياتى است كه از معصومين عليهم السلام رسيده، كه آيات را تخصيص مىزند، و تخصيص آيات ارث منحصر به اين مورد نيست، بلكه اين مطلب در موارد متعدّد در فقه شيعه و اهل سنّت ديده مىشود. براى آگاهى بيشتر
به جواهر الكلام جلد 39 مراجعه كنيد.
سؤال 878-آيا همسر از چاه عميق، قنات، آب جارى ارث مىبرد؟
جواب:در صورتى كه آب در زمين مباح جريان دارد، مانند آب نهرهاى بزرگ، زن از عين آن ارث مىبرد، و اگر فرضاً شوهر وى در هفته دو ساعت آب را مالك بوده، بايد 14 يا 18 آن را به زن بدهند. و اگر در زمينِ ملكىِ آن مرد، قنات يا چاه آب وجود دارد، زن از عين آن ارث نمىبرد، ولى بايد چاه و وسائل آن قنات را قيمت كنند، و سهم زن را از قيمت آن بپردازند.
سؤال 879-ميان زوجه مطلّقهاى، كه همسرش فوت كرده، و ورثه شوهر وى در اصل طلاق اتّفاق نظر، و در زمان آن اختلاف وجود دارد. زوجه مطلّقه مدّعى وقوع طلاق در مرض منتهى به مرگ زوج مىباشد، و ورثه مدّعى وقوع طلاق در زمان صحّت وى مىباشند. قول كدام يك مقدّم است؟
جواب:زوجه بايد اثبات كند كه طلاق در مرض موت واقع شده، وگرنه حق ندارد، ولى بهتر اين است كه با ورثه بر مبلغى مصالحه كنند.
سؤال 880-چنان چه مهريّه خانمى سفر حجّ بوده، و آن خانم قبل از تشرّف به حجّ، فوت نمايد، آيا ورثه وى مىتوانند مهريّه را مطالبه كنند؟ نحوه تقسيم يك سفر حجّ، بين چند وارث چگونه خواهد بود؟
جواب:آرى مىتوانند مطالبه كنند، و هزينه يك حجّ به هنگام فوت آن مرحومه را از شوهر او مىگيرند، و مانند ساير اموال زن بين همه ورثه تقسيم مىكنند.
ارث كسانى كه همزمان فوت كردهاند
سؤال 881-متأسّفانه پسرم غلام عبّاس به اتّفاق همسرش محدّثه، و فرزندش محمّد رضا، تصادف كردند. زن و شوهر بلافاصله از دنيا رفتند، و فرزند آنها با آمبولانس به درمانگاه منتقل شد، ولى او هم پس از يك ساعت فوت كرد. پدر و مادر غلام عبّاس زنده هستند. مادر محدّثه هم زنده است. لازم به ذكر است پدر آن خانم (محدّثه) كه ده سال قبل از عروسى دخترش فوت نموده، اموالى دارد كه محدّثه از
آن سهم دارد، و جهيزيّه دختر، چون محلّ كارش نزديك مادرش بوده، در منزل مادرش مىباشد. كادوهايى هم كه روز سوّم عروسى و پس از زايمان به ايشان داده شده، در منزل پدر داماد است. لطفاً بفرماييد:
1-سهم هر يك از آنان چگونه پرداخت مىشود؟
2-طلاهايى كه موقع عروسى براى عروس خريدارى شده از آن كيست؟
3-مقدار طلايى كه اشخاص در روز عروسى آنها آوردهاند و موجود است، به چه كسى بايد داده شود؟
جواب:16 اموال مرحوم غلام عبّاس به پدر، و يك ششم به مادر، و يك هشتم به همسر، و بقيّه به فرزندش محمّد رضا مىرسد. 16 سهم همسرش (محدّثه) به مادرش و بقيّه به فرزندش محمّد رضا مىرسد. 16 از اموال محدّثه (همسر غلام عبّاس) به مادر، و يك چهارم به شوهر، و بقيّه به فرزندش محمّد رضا مىرسد. و يك چهارم سهم شوهر در ميان پدر و مادر و فرزندش محمّد رضا تقسيم مىشود (پدر و مادر هر كدام يك ششم، و بقيّه به فرزند مىرسد.) اموالى كه طبق تقسيم بالا به پسر رسيده، دو سوّم آن به جدّ و جدّه پدرى (جدّ دو سهم، و جدّه يك سهم) و يك سوّم آن به جدّه مادرى مىرسد. و امّا جهيزيه دختر جزء اموال اوست، و همچنين كادوهايى كه در موقع زايمان براى او آوردهاند. طلاهايى كه براى عروس خريدارى شده، يا كادو آوردهاند، نيز مال اوست.
سؤال 882-برادرم به همراه همسر و پسرش همزمان در حادثه تصادف فوت نمودند، و تنها يك پسر از او به جاى مانده است. با توجّه به اين كه علاوه بر پسر مذكور، از طرف پدر، مادر بزرگ، و از طرف مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ هر دو در قيد حياتند، ديه و ساير اموال آنها چگونه تقسيم مىشود؟
جواب:اوّل فرض مىكنيم پدر قبل از همه فوت كرده، ارث او از جمله ديهاش را در ميان مادر و همسر و دو پسرش تقسيم مىكنيم، آنها كه در حياتند ارث خود را مىگيرند، و سهم آن دو كه فوت كردهاند (يعنى زن و پسر اوّل) به ورثه آنها كه بعداً اشاره خواهيم كرد مىرسد. سپس فرض مىكنيم زن قبل از همه فوت كرده،
ارث او و ديهاش به پدر و مادر و شوهر و دو پسرش مىرسد. آنها كه زندهاند سهمشان را مىگيرند، و سهم آن دو كه فوت كردهاند (يعنى شوهر و پسر اوّل) به ورثه آنها مىرسد. سپس فرض مىكنيم كه پسر قبل از همه فوت شده، ارث و ديه او فقط به پدر و مادرش مىرسد، و از آنها به ورثهاى كه قبلًا به آنها اشاره شد منتقل مىشود. با توجّه به اين كه مسأله پيچيده است، اگر نتوانستيد عمل كنيد به وسيله يكى از علماى محل بخوانيد و پياده كنيد.
موانع ارث
سؤال 883-آيا معاونت در قتل عمد، از موانع ارث به شمار مىرود؟
جواب:در صورتى كه معاونت به شكلى باشد كه قتل به هر دو نسبت داده شود، هم قاتل و هم معاون، هر دو از ارث محرومند؛ امّا اگر به اين صورت نباشد، مثل اين كه سلاحى در اختيار قاتل قرار داده، يا جاى مقتول را به او نشان داده، اين گونه معاونت، مانع از ارث نيست.
سؤال 884-در صورتى كه خانمى از شوهرش، به اتّهام ضرب و جرح، شكايت نمايد، و پس از محكوميّت زوج، زوجه فوت نمايد، لطفاً بفرماييد:
الف)در فرض عدم انتساب فوت به شوهر، آيا زوج از ديه ضرب و جرح كه خود مسئول پرداخت آن است، ارث مىبرد؟
ب)در صورت انتساب قتل به شوهر، در سه صورت عمد، شبه عمد و خطاى محض، آيا حكم مسأله تفاوتى پيدا مىكند؟
جواب:شخصى كه جنايتى كرده خودش از ديه آن ارث نمىبرد، بنابر احتياط واجب، ولى اگر جنايت غير عمدى باشد ارث مىبرد.
محروم كردن از ارث
سؤال 885-مرحوم پدرم، به علّت اين كه از مسائل شرعى آگاهى نداشت، و در وقت نوشتن وصيّتنامه با اهل علم مشورت ننمود، اموال خود را طبق موازين شرع