بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 340

ارث او و ديه‌اش به پدر و مادر و شوهر و دو پسرش مى‌رسد. آنها كه زنده‌اند سهمشان را مى‌گيرند، و سهم آن دو كه فوت كرده‌اند (يعنى شوهر و پسر اوّل) به ورثه آنها مى‌رسد. سپس فرض مى‌كنيم كه پسر قبل از همه فوت شده، ارث و ديه او فقط به پدر و مادرش مى‌رسد، و از آنها به ورثه‌اى كه قبلًا به آنها اشاره شد منتقل مى‌شود. با توجّه به اين كه مسأله پيچيده است، اگر نتوانستيد عمل كنيد به وسيله يكى از علماى محل بخوانيد و پياده كنيد.

موانع ارث‌

سؤال 883-آيا معاونت در قتل عمد، از موانع ارث به شمار مى‌رود؟

جواب:در صورتى كه معاونت به شكلى باشد كه قتل به هر دو نسبت داده شود، هم قاتل و هم معاون، هر دو از ارث محرومند؛ امّا اگر به اين صورت نباشد، مثل اين كه سلاحى در اختيار قاتل قرار داده، يا جاى مقتول را به او نشان داده، اين گونه معاونت، مانع از ارث نيست.

سؤال 884-در صورتى كه خانمى از شوهرش، به اتّهام ضرب و جرح، شكايت نمايد، و پس از محكوميّت زوج، زوجه فوت نمايد، لطفاً بفرماييد:

الف)در فرض عدم انتساب فوت به شوهر، آيا زوج از ديه ضرب و جرح كه خود مسئول پرداخت آن است، ارث مى‌برد؟

ب)در صورت انتساب قتل به شوهر، در سه صورت عمد، شبه عمد و خطاى محض، آيا حكم مسأله تفاوتى پيدا مى‌كند؟

جواب:شخصى كه جنايتى كرده خودش از ديه آن ارث نمى‌برد، بنابر احتياط واجب، ولى اگر جنايت غير عمدى باشد ارث مى‌برد.

محروم كردن از ارث‌

سؤال 885-مرحوم پدرم، به علّت اين كه از مسائل شرعى آگاهى نداشت، و در وقت نوشتن وصيّت‌نامه با اهل علم مشورت ننمود، اموال خود را طبق موازين شرع‌


صفحه 341

تقسيم نكرد. بلكه در بسيارى از موارد دخترانش را از ارث محروم كرده، و سهم آنها را به پسرانش داده است. حال مى‌خواهيم بدانيم كه آيا:

1-پدرمان مقصّر است، و عند اللَّه مؤاخذه مى‌شود؟

2-وظيفه ورثه در مقابل اين وصيّت، كه حقّ بعضى داده نشده، چيست؟

جواب:پدر نمى‌تواند هيچ يك از فرزندانش را از ارث محروم كند؛ و اموال او طبق قانون خدا در ميان دختر و پسر تقسيم مى‌شود. فقط مى‌تواند وصيّت كند كه به مقدار ثلث اموالش يا كمتر، به هركس مايل است بپردازند.

سؤالات متفرّقه‌

سؤال 886-در مادّه 1018 قانون مدنى، كه برگرفته از فقه نورانى شيعه است، آمده: «حكم موت فرضى غايب در موردى صادر مى‌شود كه از تاريخ آخرين خبرى كه از حيات او رسيده، مدّتى گذشته باشد كه عادتاً چنين شخصى زنده نمى‌ماند.» حال اگر شخص سى ساله‌اى غايب شود، و پس از دو سال ورثه تقاضاى صدور حكم موت فرضى وى را نمايند، آيا محكمه مى‌تواند با درخواست ورثه موافقت و مفقوديّت وى را در جرائد اعلام، و پس از انجام تحقيقات محلّى، هرگاه خبرى از حيات و ممات وى بدست نيامد، حكم فوت فرضى وى را صادر نمايد؟

جواب:حكم به موت تنها در صورتى امكان دارد كه يا يقين به مرگ غايب حاصل شود، يا مدّت زمانى بگذرد كه عادتاً تا آن زمان زنده نمى‌ماند.

سؤال 887-مردى در اثر قتل عمد، يا شبه عمد، يا خطاى محض، فوت شده، و در هر حال توافق بر اخذ ديه مى‌شود. آيا اين ديه جزء تركه محسوب مى‌شود، كه ديون به آن تعلّق گيرد و بدواً پرداخت شود، سپس باقيمانده تقسيم گردد، يا ديون متوفّى از آن استخراج نمى‌شود؟

جواب:در حكم اموال ميّت است، و ديون متوفّى از آن تأديه مى‌شود.

سؤال 888-خانم بيوه‌اى با داشتن چند فرزند شوهر مى‌كند. پس از مدّتى شوهر جديد نيز فوت مى‌نمايد. نحوه ارث فرزندان زن از آن شخص به چه صورت است؟ در


صفحه 342

عكس مسأله آيا ورثه از نامادرى ارث مى‌برند؟

جواب:نه فرزند عيال از شوهر مادر ارث مى‌برد، و نه شوهر از فرزندان او. و همچنين در عكس مسأله، يعنى بچّه‌هاى مرد از نامادرى ارث نمى‌برند.

سؤال 889-هفتاد و پنج سال پيش دو برادر به نام سيّد سليمان و سيّد خداداد فرزندان سيّد على زندگى مى‌كردند. بعد از فوت پدر، املاك و تركه او را به طور مساوى بين خود تقسيم نمودند. سيّد خداداد به ميل خود از منطقه كوچ كرده و به مكان ديگرى مى‌رود، بدون اين كه سهم خود را فروخته يا اجاره داده باشد. برادرش سيّد سليمان با هماهنگى و همكارى شخصى به نام سيّد عبد اللَّه (كه در آن زمان در منطقه از نفوذ و شهرت مردمى برخوردار بوده،) و همدستى چند نفر ديگر، حصّه سيّد خداداد را به شرط بيع قطعى مى‌فروشند. سيّد خداداد وقتى مطّلع مى‌شود به منطقه آمده، سهم خود را مطالبه مى‌نمايد. برادرش و ديگران او را تهديد مى‌كنند، و او به حقّ خود نمى‌رسد. از آن زمان تاكنون هيچ كس از ورثه سيّد خداداد نتوانسته به حقّ خود برسد. لطفاً بفرماييد آيا وارثين سيّد خداداد مى‌توانند حقّ خود را مطالبه كنند؟

جواب:چنانچه برادران، حقّ آن مرحوم را ضايع كرده‌اند، ورثه او مى‌توانند حقّ او را شرعاً بازپس بگيرند.

سؤال 890-اخيراً خانمى به اين جانب معرفى شده، تا وكالت او را براى وصول سهم الارث پدرى‌اش بپذيرم. معرّف كه شخص محترم خارجى (و مسيحى) است، ضمن معرّفى خانم، مى‌گويد: «ظاهراً مشار اليها كه مسلمان بوده مسيحى شده، و اكنون مى‌خواهد سهم الارث پدرى خود را كه در تهران است (زمين و خانه و پول نقد) وصول كند. بدين جهت مى‌خواهد به شما (به من) وكالت دهد.» اين جانب ضمن ملاقات با خانم مذكور، بطور غير مستقيم و ضمن صحبتى كه پيش آمده بود، گفتم:

«بالاخره شما و ما مسلمان هستيم و تكاليفى داريم و ....» تا عكس العمل او را ببينيم، كه آيا واقعاً مسيحى شده يا نه؟ خانم در برابر اين سخن، نگفت من مسلمان نيستم و مسيحى شده‌ام، بلكه سكوت كرد. در چنين شرايطى براى من سؤالاتى‌


صفحه 343

پيش آمده كه نظر مبارك مورد تقاضا است:

1-آيا شرعاً تكليف دارم بيش از اين تحقيق كنم؟ آيا بايد مطلب را صريحاً مطرح كنم و از دين او بپرسم؟

2-آيا اين مقدار كه از معرّف نقل كردم در اسلام او ترديد ايجاد مى‌كند؟ اگر آرى، آيا بايد اسلام او را استصحاب كنم، يا تكليف ديگرى دارم؟

جواب 1 و 2:چنانچه حالت سابقه او اسلام است، و دليلى بر خلاف آن قائم نشده مشكلى نداريد.

3-خانه‌اى كه سهم الارث اين خانم در آن بوده، (نصف آن) را به شخصى فروخته‌ايم و از محلّ ثمن، طبق توافقى كه شده، حق الوكاله خود را برداشته‌ام. اگر بعدها معلوم شود اين خانم واقعاً از اسلام خارج شده، و از پدرش كه مسلمان بوده، اساساً ارث نمى‌برده، تكليف خريدار چيست؟ حق الوكاله‌اى كه از محلّ فروش خانه گرفته‌ام چه حكمى دارد؟

جواب:چنانچه ثابت شود كه در حيات پدر مسيحى شده، ارث نمى‌برده، و هر چه شما يا ديگرى از سهم او گرفته‌ايد بايد به ساير ورثه بازگردانيد.

4-آيا مى‌شود در اين خانه نماز خواند؟ آيا خريدار ضامن است كه نصف خانه را به حاكم شرع (مقلَّد) بازگرداند، يا معامله وى محكوم به صحّت است؟ اگر موكول به اجازه حضرتعالى است، اجازه مى‌فرماييد؟ يا در ازاى ردّ مظالم بايد اجازه شود؟

جواب:همان گونه كه در بالا گفته شد، اگر خلاف ثابت شود بايد به ساير ورثه برگردد و مسأله ارتباطى به مظالم ندارد تا نياز به اجازه حاكم شرع داشته باشد.

5-اگر بعداً معلوم شود كه مسيحى شده بوده، وكالت براى كارها و اموال شخصى او (غير از سهم الارث) چه صورتى دارد؟

جواب:در مورد اموالى كه بعد از مسيحى شدن به دست آورده اشكالى ندارد.

سؤال 891-آيا حقوق، مستمرّى، بيمه بازنشستگى و ساير مزاياى كارمندان متوفّى، جنبه ارث دارد؟ آيا آنچه دولت به بازماندگان متوفّى مى‌دهد طبق قانون ارث تقسيم مى‌شود؟


صفحه 344

جواب:مصرف آن تابع مقرّرات دولت است؛ اگر فقط به همسر و فرزند او مى‌دهد بايد فقط در آن راه مصرف شود، و اگر مقرّرات طور ديگرى است بايد به همان ترتيب عمل شود.

سؤال 892-آيا سرمايه بيمه عمر، و خسارت فوق ناشى از حوادث رانندگى، و ديگر بيمه‌ها، طبق قانون ارث تقسيم مى‌شود؟ در صورتى كه در قرارداد بيمه، شرط خاصّى در اين زمينه گنجانده شده باشد، آيا نافذ است؟

جواب:در مورد بيمه عمر بايد طبق شرايط و مقرّرات بيمه مصرف شود، و امّا در مورد خسارات رانندگى، خواه مالى باشد يا جانى، حكم ساير اموال ميّت را دارد.

سؤال 893-آيا خنثاى مشكل، طبيعت ثالثه غير از زن و مرد است، يا حكم يكى از آن دو را دارد؟

جواب:خنثاى مشكل در واقع يا مذكّر است يا مؤنث.

سؤال 894-در صورت تعدّد طلبكاران، و عدم كفايت دارايى متوفّى جهت اداى كلّ ديون، آيا شرعاً مى‌توان بين انواع طلبكاران و ديون (به شرح ذيل) حقّ تقدم و اولويّت قائل شد؟ در صورت امكان، ترتيبِ اولويّت‌ها را مرقوم فرماييد:

1-نفقه و مهريّه زوجه.

2-نفقه فرزندان صغير.

3-ديونى كه از بابت آن مالى از بدهكار نزد طلبكاران رهن، وثيقه يا توقيف است.

4-دستمزد و حقوق خدمه و كارگران منزل و محلّ كار متوفّى.

5-دستمزد و هزينه بيمارستان و طبيب و داروخانه، جهت مداواى بيمار قبل از فوت.

6-بدهكارى به حكومت اسلامى (از قبيل: ماليات، قبوض آب و برق و گاز و مانند آن).

7-ديون شرعى (خمس و زكات) و گرفتن اجير براى اداى نماز و روزه و حجّ واجب.


صفحه 345

8-هزينه كفن و دفن و مراسم ختم متعارف.

جواب:هزينه كفن و دفن متعارف مقدّم بر همه چيز است، ولى مراسم ختم و ياد بود جزء واجبات نيست. همچنين نفقه اولاد صغير اگر قبلًا پرداخت نشده، جزء ديون محسوب نمى‌شود. هزينه نماز و روزه را نيز نمى‌توان از اموال ميّت برداشت. بقيّه ديون در يك رديف قرار دارند، و بايد به نسبت برداشته شود.


صفحه 346

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 347

فصل چهل و سوم: امر به معروف و نهى از منكر

سؤال 895-امر به معروف و نهى از منكر مرد نسبت به زن نامحرم، يا بالعكس چگونه بايد صورت پذيرد؟

جواب:بايد به صورتى باشد كه خلاف شرعى در آن پيش نيايد، و به زبان خوش و منطقى انجام گيرد.

سؤال 896-اگر كسى با راه رفتن يا صحبت كردن در مكان عمومى، موجب اذيّت و آزار ديگران شود، چه حكمى دارد؟ بر فرض حرام بودن، آيا بايد نهى از منكر كرد؟

جواب:كار خلافى انجام داده، و لازم است با زبان خوش او را نهى از منكر كرد.