شدن، يا بيهوش شدن زن، و امثال آن نيست. تعبير به زناى عنف در روايات وارد نشده، بلكه تعبير به غصب وارد شده كه بر تمام اين موارد صادق است.
سؤال 940-آيا محصن بودن زانى در زناى به عنف، تأثيرى در نوع مجازات دارد؟
جواب:در هر صورت حكم او اعدام است.
سؤال 941-لطفاً در مورد زناى به عنف با دختر باكره به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1-آيا زناى به عنف با دختر غير بالغه باكره، موجب ضمان مهر المثل مىشود؟
جواب:آرى موجب ضمان مهر المثل مىشود.
2-در صورت بلوغ دختر در دو فرض فوق، حكم چيست؟
جواب:از اين جهت فرقى بين اين دو نيست.
3-چنانچه شخصى با وعده دروغين ازدواج، با دختر باكرهاى زنا كند، با توجّه به مُكرَه نبودن دختر، آيا زانى ضامن مهر المثل است؟
جواب:ضامن مهر المثل نيست؛ ولى علاوه بر حدّ، براى فريب زن تعزير هم دارد. و حاكم شرع مىتواند به او پيشنهاد كند كه اگر با آن دختر ازدواج كند تعزير او را مىبخشد، و الّا تعزير شديدى درباره او جارى خواهد شد.
سؤال 942-در صورتى كه پزشك يا فرد ديگرى هنگام بىهوشى بيمار براى عمل جرّاحى، با وى زنا كند. آيا زناى به عنف محسوب مىشود؟
جواب:آرى زناى به عنف است.
سؤال 943-اگر در بيمارستانى، پزشك يا روانشناس، يا فرد ديگرى با دختران جوانى كه مشاعرشان كامل نيست، يا دچار اختلال روانى هستند مرتكب زنا شود، آيا زناى به عنف است؟
جواب:زناى به عنف محسوب نمىشود.
حكم زناى غير مسلمان
سؤال 944-اگر زن و مردى، هر دو غير مسلمان، در مملكت اسلامى مرتكب عمل زنا شوند، و از حرمت آن در شريعت اسلام نيز آگاه باشند. در صورت اثبات جرم از
طُرق شرعى و قانونى، حكم آن چيست؟
جواب:قاضى مىتواند آنها را طبق قانون اسلام، يا قانون خودشان مجازات كند.
سؤال 945-اگر مرد غير مسلمانى با زن مسلمانى زنا كرده، و شرايط اجراى حد نيز فراهم باشد، لكن زانى مدّعى باشد كه مسلمان شده است. حكم قضيّه و مجازات نامبرده در دو فرض زير چه مىشود؟
الف)بعد از اثبات جرم مسلمان شده باشد؟
ب)قبل از اثبات جرم مسلمان شده باشد؟
جواب:هرگاه قبل از دستگير شدن مسلمان شود حد ساقط مىشود؛ و اگر بعد از دستگيرى و قيام بيّنه اسلام آورد حد ساقط نمىشود و حدّ او قتل است؛ مگر اين كه عناوين ثانويه در اين گونه موارد مانع شود.
تبعيد
سؤال 946-مرد متأهّلى قبل از دخول به زوجهاش مرتكب زنا شده، و به حدّ جلد و تراشيدن سر و تبعيد به مدّت يك سال محكوم گرديده است. واژه تبعيد سؤالات متعدّدى را به ذهن انسان متبادر مىسازد. لطفاً به بخشى از اين سؤالات پاسخ دهيد:
1-چنانچه تبعيد موجب فساد و انحراف بيشتر مجرم شود، بازهم مىتوان وى را تبعيد كرد؟
جواب:در چنين فرضى تبعيد جايز نيست.
2-محكوم عليه از چه مكانى تبعيد خواهد شد؟ محلّ اقامت، محلّ ارتكاب جرم، يا محلّ اجراى حكم؟
جواب:احتياط آن است كه او را به جايى تبعيد كنند كه نه وطنش باشد، و نه محلّ تازيانه خوردنش.
3-فاصله تبعيدگاه تا محلّ تبعيد چقدر بايد باشد؟
جواب:لازم است به مقدارى باشد كه عرفاً تبعيد صدق كند، و به آسانى نتواند به محلّ وطن برگردد.
4-اگر بدون اذن تبعيدگاه را ترك كند، چه واكنشى عليه او بايد اجرا گردد؟
جواب:بايد او را به محلّ تبعيدگاه برگردانند، و حاكم شرع مىتواند او را تعزير كند.
5-اگر مجدّداً در تبعيدگاه مرتكب چنان عملى گردد، آيا از آنجا نيز تبعيد خواهد شد؟
جواب:چنانچه در آنجا حدّ بر او جارى شود، از آنجا نيز تبعيد مىشود.
2- حدّ مساحقه
سؤال 947-كيفيّت اجراى حدّ مساحقه از حيث نحوه اجراى شلّاق، مثل داشتن لباس متعارف و نداشتن آن، و شدّت و ضعف زدن شلّاق و مانند آن، چگونه است؟
جواب:مانند حدّ زنا، زن نشسته و با لباس بايد باشد.
3- حدّ لواط
سؤال 948-شخصى به جرم لواط ايقابى با طفلى خردسال، به حدّ قتل محكوم، و حكم صادره نيز در ديوان محترم عالى كشور تنفيذ گرديده است. نظر به اين كه اجراى حكم صادره به طريق قتل با شمشير، آتش زدن، پرت كردن از جاى بلند، يا خراب كردن ديوار بر روى محكوم عليه، ممكن است مورد بهرهبردارى سوء دشمنان اسلام، و تبليغات عليه نظام مقدّس اسلامى گردد، آيا اجراى حكم مذكور به طريق دار زدن، يا قتل با گلوله، امكانپذير است؟
جواب:در فرض مسأله، كه محذورات مهمّى بر اجراى حدّ به نحوى كه ذكر كردهايد، مترتّب مىشود، مىتوان اعدام را به شكل ديگرى مانند دار زدن و قتل با گلوله انجام داد.
4- حدّ قوّادى
سؤال 949-آيا وحدت قصد بين قوّاد و طرفين براى زنا يا لواط لازم است؟
جواب:اگر منظور از سؤال اين است كه قوّاد مثلًا قصد واسطگى در زنا دارد، ولى طرفين قصد ازدواج موقّت دارند، در چنين مواردى عنوان قوّاد صادق نيست.
سؤال 950-اگر پس از اين كه واسطه، طرفين را به يكديگر مرتبط نمود، يكى از آنها پشيمان شد، امّا- العياذ باللَّه- عمل زنا يا لواط به عنف صورت گرفت، آيا قوّادى محقّق شده است؟
جواب:مورد از موارد شبهه است كه درء حد مىشود.
سؤال 951-اگر فردى دو يا چند نفر را براى روابط نامشروع، در حدّ تقبيل و مضاجعه و مانند آن، جمع نمايد، ولى وضع به طورى باشد كه نوعاً و معمولًا نتيجه كار او زنا يا لواط مىشود، آيا قوّادى محقّق مىشود؟
جواب:آرى قوّادى صدق مىكند.
5- حدّ قذف
سؤال 952-اگر پدرى فرزند نامشروع خويش را قذف كند، آيا حدّ قذف بر او جارى مىشود؟
جواب:حدّ قذف ندارد.
6- حدّ شرب خمر
سؤال 953-با توجّه به اين كه حدّ شرب خمر بر مردان بايد بر بدن بدون ساتر (غير از ساتر عورت) انجام گيرد، لطفاً بفرماييد:
الف)در صورتى كه مجرى حكم، حد جلد را از روى لباس زده باشد، آيا چنين حدّى مسقط حدّ شرب خمر مىباشد، يا بايد دوباره مجازات به شكل صحيح اجرا شود؟
ب)در صورت مثبت بودن پاسخ، حكم اجراى اوّليه چه مىشود؟ آيا مأمور اجراى حكم نسبت به آن قصاص مىشود، يا حكم ديگرى دارد؟
ج)در صورتى كه قاضى تصريح كرده باشد كه بايد تازيانه بدون ساتر (غير از ساتر عورت) زده شود، اگر احراز شود كه مأمورين اجرا، عمداً يا به جهت اهمال و سهل انگارى، اين گونه حكم را اجرا كردهاند، آيا مىتوان آنان را تعزير نمود؟
د)چنان چه امور فوق احراز نشود، يا مشخّص شود كه اين عمل از روى غفلت و قصور انجام گرفته، چه حكمى متوجّه آنان خواهد شد؟
جواب الف تا د:احتياط واجب آن است كه افراد را مطلقاً برهنه نكنند؛ البتّه نبايد پوشش آنها به قدرى كلفت باشد كه تأثير شلّاق را از بين ببرد.
سؤال 954-با توجّه به اين كه در برخى از روايات آمده كه: «شدّت تازيانه در حدّ شرب خمر، شديدتر از حدّ قذف است.» و در برخى ديگر از روايات آمده كه «تازيانههاى حدّ قذف معمولى زده مىشود.» لطفاً بفرماييد كه شدّت تازيانهها در حدّ شرب خمر چگونه بايد باشد؟ آيا همانند حدّ زنا بايد اشدّ ضرب باشد، يا از نظر شدّت بين حدّ زنا و حدّ قذف مىباشد؟
جواب:در حدّ شرب خمر بايد شدّت ضرب در حدّ متوسط باشد.
سؤال 955-در هنگام اجراى حدّ شرب خمر بر مرد، در بسيارى از موارد محدود پس از چند ضربه خود را روى زمين مىاندازد، يا قادر بر ايستادن نيست، و بر زمين مىافتد، آيا مىتوان باقيمانده تازيانهها را در حال خوابيده بودنِ وى جارى كرد، يا بايد به وسيلهاى وى را سر پا نگهداشت (مانند بستن وى بر ستون و مانند آن) و حد را در حال ايستاده بر او جارى كرد؟
جواب:اجراى حد در حالى كه خوابيده باشد جايز نيست.
سؤال 956-در فرض سؤال فوق، چنانچه سر پا نگهداشتن وى به شكل متعارف ممكن نباشد، رعايت امرى نزديك به آن مانند نيمه ايستاده نگهداشتن، يا انداختن وى بر روى نرده، يا مبل و مانند آن، از حيث لزوم يا جواز، چگونه است؟
جواب:در صورتى كه به قسمتى از پاها و رانها و مانند آن، كه حالت ايستاده دارد، بزنند اشكالى ندارد.
7- حدّ سرقت
احكام حرز
سؤال 957-مراد از هتك حرز در سرقت مستوجب حد، چيست؟ آيا هتك حرز بايد همراه با إعمال فشار فيزيكى و شكستن حرز باشد، يا خارج كردن مال از حرز بدون اذن و اطّلاع مالك (و لو با كليد) هتك حرز تلقّى مىگردد؟
جواب:اين مورد و مانند آن نيز مصداق هتك حرز است.
سؤال 958-هرگاه خزانهدار مؤسّسهاى مالى، دَرِ خزانه را باز نمايد تا شخصى موجودى صندوق را بازبينى نمايد، و آن شخص مبادرت به سرقت وجوه داخل صندوق كند. در صورت عدم علم خزانهدار به قصد سرقت، آيا هتك حرز محقّق شده است؟
جواب:هتك حرز محسوب نمىشود.
سؤال 959-اگر مالى دو حرز داشته باشد، و سارق آن را از يكى خارج و در حرز دوّم دستگير شود، آيا در چنين موردى حدّ سرقت جارى مىگردد؟ مثلًا اموالى را كه در گاوصندوق منزل است، از گاوصندوق خارج كند، ولى در حياط منزل دستگير شود، آيا ربودن از حرز صدق مىكند؟
جواب:در صورتى كه در خانه باشد حرز محسوب مىشود، و سارق هنوز از حرز خارج نشده و حد ندارد.
سؤال 960-اگر سارق پيش از بيرون آوردن مال از حرز دستگير شود، آيا قابل تعزير است؟
جواب:تعزير دارد.
سؤال 961-در فرض فوق، آيا مرتكب از جهت ورود غير مجاز به ملك ديگرى، يا ورود به عنف، يا شروع به سرقت، مجرم محسوب مىگردد؟
جواب:آرى مجرم محسوب مىگردد.
سؤال 962-يكى از شرايط اجراى حدّ سرقت اين است كه مال در حرز باشد. لطفاً بفرماييد:
الف)اگر فرزند، دوست، همسايه، اجير، يا شخص ديگرى، با اطّلاع، يا بدون اطّلاعِ صاحب مال، مال را در حرز قرار دهد؛ آيا ربودن اين مال با وجود ديگر شرايط، سرقتِ حدّى محسوب مىگردد؟
جواب:چنانچه به امر و اطّلاع صاحب مال باشد، سرقت حدّى محسوب مىشود. و در صورت عدم اطّلاع او، احتياط آن است كه حد جارى نشود.
ب)اگر مال بدون اطّلاع و دخالت مالك در حرز قرار گيرد و ربوده شود، آيا با وجود شرايط ديگر، حكم سرقت حدّى دارد؟ مثلًا اگر حيوانى بدون اطّلاع مالك به طويله رود و درب طويله بسته شود، سپس كسى حيوان را بربايد، آيا سرقت حدّى محسوب مىشود؟ يا مثلًا فردى مالى را پيدا كند و در حرز بگذارد، و اين مال ربوده شود، چه حكمى دارد؟
جواب:احتياط عدم اجراى حد در اين گونه موارد است.
ج)اگر صاحب مال آن را در حرز نگذاشته باشد، و راضى به حرز نباشد، و مال ربوده شود، آيا حدّ قطع با وجود ساير شرايط جارى مىگردد؟
جواب:جارى نمىشود.
سؤال 963-اگر كسى با هتك حرز، و به قصد دزدى وارد منزل ديگرى شود، و در اتاق منزل لباس گران قيمتى بيابد كه ارزش آن از حدّ نصاب بيشتر باشد، و آن را بپوشد و از اتاق بيرون آيد. سپس صاحبخانه از خواب بيدار شده، او را ببيند و سر و صدا كند، و دزد فرار كند، و صاحبخانه او را تعقيب كند، و سرانجام در بيرون از منزل او را دستگير نمايد، حكم آن چيست؟
جواب:احتياط آن است كه به تعزير اكتفا شود.
شركت در سرقت
سؤال 964-درباره شركت در سرقت بفرماييد:
الف)آيا شركت در سرقت، منوط به مداخله اجرايى در سرقت است؟
جواب:آرى منوط به مداخله اجرايى در سرقت است.
ب)در صورت مثبت بودن پاسخ الف، آيا عمليّات اجرايى سرقت تنها شامل بيرون آوردن مال و اخراج آن از حرز است؟ يا هر نوع همكارى كه در تحقّق سرقت مؤثّر باشد (مانند شكستن حرز، يا باز كردن رمز گاوصندوق، و مانند آن) را نيز شامل مىشود؟
جواب:در صورتى كه همه با قصد معاونتِ بر سرقت اين كار را كرده باشند (خواه به صورت مباشرت بوده، يا تسبيب) و شرايط ديگر در آن جمع باشد، همه آنها سارق محسوب مىشوند.
ج)آيا شركت در سرقت در صورتى محقّق مىشود كه شىء واحد ربوده شود، يا اگر هر نفر شىء جداگانهاى را بربايد نيز شركت در سرقت محسوب مىشود؟ مثلًا اگر دو نفر با هم وارد منزلى شوند، يكى جواهرات و ديگرى تابلوهاى گران قيمت را بربايد، آيا شركت در سرقت تحقّق يافته است؟
جواب:در صورتى كه عرفاً همه آنها يك سرقت محسوب شود، حكم واحدى دارد.
د)آيا شرعاً سارق تنها به فرد يا افرادى اطلاق مىشود كه مال را از مكان خود بيرون آورند، يا همكاران و همراهان آنها (هر چند در اخراج مال مباشرتاً دخالت نداشته باشند) نيز سارق محسوب مىشوند؟ مثلًا اگر عدّهاى وارد منزلى شوند و يك نفر با اسلحه افراد داخل منزل را با قهر و غلبه تهديد كند، و زمينه ورود ديگران را فراهم نمايد، و ديگرى گاوصندوق را باز كند، و شخص سوّم پولها را جمع و در كيسهاى قرار دهد، و فرد چهارم پولها را از منزل خارج كند. آيا تنها فرد اخير سارق است، يا همگى سارقند؟
جواب:حدّ سرقت فقط بر كسانى اجرا مىشود كه هتك حرز كنند، و مال را از حرز خارج نمايند.
مستثنيات حدّ سرقت
الف) سرقت در سال قحطى
سؤال 965-اگر سارق در سال قحطى، غنىّ و بىنياز باشد، و در عين حال سرقت