را براى افراد كمتر از 18 سال إعمال نمايند، كه در آن سيستم عمدتاً از نظام جايگزين استفاده مىشود. به نظر حضرتعالى با توجّه به وسعت اختيارات قضات، خصوصاً در تعزيرات، آيا مىتوان نظام دادرسى ويژهاى براى آنان ترتيب داد كه در موارد تعزيراتى از يك نظام جايگزينى كه در ترميم شخصيّت آسيب ديده آنها مؤثّر است، استفاده نمود؟ مثلًا به توبيخ شفاهى اكتفا نمود، يا متّهم را به يك مؤسّسه تخصّصى، يا مربّيان اجتماعى كه براى اين منظور در نظر گرفته شده، فرستاد. يا به يك مؤسّسه پزشكى تربيتى بر اساس توصيه يك پزشك واجد شرايط براى انجام تربيت صحيح فرستاد، يا صرفاً به جريمه نقدى اكتفا كرد، يا كار اجبارى بدون حقوق به نفع مؤسّسات و انجمنهاى حقوقى عمومى زير نظر و مراقبت قاضى محكوم كرد.
يا به هر شيوه جديدى كه در ساختار شخصيّتى آنان نقش مؤثّرى داشته باشد و حالت بازدارندگى خود را نيز حفظ كند، محكوم كرد؟
جواب:كودكان هنگامى كه به سنّ بلوغ شرعى مىرسند، مشمول احكام اسلام هستند. مگر اين كه عدم رشد آنها ثابت شود؛ در اين صورت در مسائلى كه رشد در آن معتبر است، مشمول احكام نمىباشند. ولى با توجّه به اين كه غالباً در نوجوانان زير هجده سال عوامل مخفّفه وجود دارد، در تعزيرات مىتوان تخفيفات قابل ملاحظهاى به آنها داد، و اگر انتقال آنها به زندانهاى عمومى داراى خطرات اخلاقى باشد، حكومت اسلامى موظّف است جايگاه خاصّى براى آنها در نظر بگيرد، يا شكل تعزيرات را درباره آنها عوض كند.
سؤال 1011-در مواردى كه مُجرم به سنّ بلوغ شرعى رسيده، ولى ثابت شود كه:
اوّلًا: تشخيص وى خام و ناكافى بوده است.
ثانياً: ارتكاب جرم او يك اقدام كيفرى جدّى عامدانه و آگاهانه نبوده است.
ثالثاً: با توجّه به اوضاع و احوال شخصى و خانوادگى، قصد مجرمانهاى از او در ارتكاب عمل به اثبات نرسيده است. آيا در اين صورت فرد متّهم داراى مسئوليّت كيفرى است، و بايد به مجازات مقرّر برسد؟
جواب:در صورتى كه وضع او طورى باشد كه عنوان عمد بر آن صادق نباشد،
مشمول احكام جرم عمدى نيست. و در مواردى كه محكوم به تعزير مىشود، حاكم شرع مىتواند شرايط فوق را به عنوان عوامل مخفّفه تلقّى كند.
سؤال 1012-نظر حضرتعالى درباره نگهدارى، حمل و استفاده شخصى، يا عمومى، از نوارها و ديگر اشياى مبتذل و مستهجنى كه موجب فساد اخلاق و جريحهدار شدن عفّت عمومى مىگردد، چيست؟ آيا متخلّف مستوجب تعزير شرعى است؟
جواب:استفاده شخصى، يا عمومى، از نوارها و ديگر اشياى مبتذل، كه موجب فساد اخلاق است، بلا اشكال حرام مىباشد. و حتّى نگهدارى و حمل آن هم جايز نيست، و تخلّف از آن موجب تعزير است. منتهى براى جلوگيرى از اين مسائل، بايد كارهاى فرهنگى زيادى انجام گيرد، تا قانون الهى به صورت صحيحى پياده شود.
سؤال 1013-چنانچه متّهم از بيان حقيقت امتناع نمايد، آيا قاضى مىتواند جهت روشن شدن موضوع، نامبرده را چند روزى بازداشت نمايد؟
جواب:جايز نيست؛ مگر در مواردى كه مسائل مهمّى از جامعه در خطر باشد، يا مرتكب خلاف ديگرى شده باشد، كه در اين صورت مىتواند به عنوان تعزير او را بازداشت كند.
سؤال 1014-چنانچه قاضى محكمه تشخيص دهد جهت رعايت مسائل بهداشتى بازداشتگاه، و پيشگيرى از بيمارىهاى پوستى، و جلوگيرى از وقوع جرم، بهترين شيوه اصلاح مجرم كوتاه كردن موهاى وى مىباشد، آيا اين كار جايز است؟
جواب:اگر واقعاً راه منحصر در آن باشد، جايز است.
سؤال 1015-اگر شخصى به ديگرى تهمت دزدى، يا رابطه نامشروع، يا جعل اسناد، يا امثال آن بزند، و نتواند ادّعاى خود را به اثبات برساند، يا در دادگاه بدوى محكوم شود، ولى در دادگاه تجديد نظر تبرئه و حكم دادگاه بدوى نقض شود، و در نتيجه مشتكى عنه عليه شاكى به عنوان افترا و تهمت، شكايت و تقاضاى مجازات نمايد، آيا چنين شخصى فقط در صورت احراز سوء نيّت قابل تعزير و مجازات مىباشد، يا مطلقاً قابل تعزير است؟
جواب:در صورتى كه شخصى عالماً و عامداً نسبت خلافى به ديگرى داده باشد، قابل تعزير است؛ به هر نيّتى كه باشد.
سؤال 1016-چنانچه در تعزيرات بنا به دلايل قانونى متّهم چند روزى در بازداشت بماند، آيا مىتوان در مجازات شلّاق وى تخفيف قائل شد؟ مثلًا شخصى كه اقدام به ارتباط نامشروع در حدّ و اندازه زنا كرده مىبايست 99 ضربه شلّاق بخورد، ولى چون ده روز تا زمان صدور حكم در بازداشت بوده، به تحمّل پنجاه ضربه يا كمتر محكوم گردد؟!
جواب:كيفيّت تعزير و مقدار آن در اختيار قاضى است، و حتّى مىتواند در صورت مصلحت ايّام بازداشت را به جاى تمام تعزير محسوب كند.
سؤال 1017-چنانچه فردى مورد ايراد ضرب سيلى و مانند آن، (از قبيل انداختن به زمين، هُل دادن، دست به يقه شدن) با لحاظ سوء نيّت و عنصر معنوى جرم قرار گيرد، ولى آثارى از قبيل جراحت، سرخى، كبودى، سياهى، يا زوال منافعى كه موجب ديه يا ارش باشد مشهود نباشد، لطفاً بفرماييد:
الف)آيا مورد از مصاديق توهين و اهانت است؟
ب)آيا در توهين و اهانت علنى بودن، شرط تحقّق آن است، يا در خلوت نيز ممكن است؟
ج)آيا مصاديق توهين عملى نسبت به اشخاص يا محل خاص و عرف سنجيده مىشود؟ و در صورت مثبت بودن، تعزير دارد؟
جواب:به يقين اين امور هم ايذاء است و هم توهين، و به فرض كه توهين نباشد، ايذاء مؤمن صدق مىكند؛ و به هر حال تعزير دارد.
سؤال 1018-اگر فردى به ديگرى دشنامى (غير از قذف) دهد كه باعث اذيّت شنونده شود، و شنونده مستحق تحقير باشد، مثلًا بگويد: «تو خسيس هستى» لطفاً بفرماييد:
الف)آيا چنين فردى مستحقّ مجازات است؟
ب)اگر مجازات دشنام دهنده مقيّد به عدم استحقاق باشد، ملاك تشخيص
مستحق تحقير بودن يا نبودن چه كسى مىباشد؟
جواب الف و ب:كسى حق ندارد به ديگرى توهين كند، و اگر توهينكننده آگاهانه اين كار را انجام دهد حاكم شرع مىتواند او را تعزير نمايد، و اگر توهين شونده مستحق مجازاتى باشد بايد به دست حاكم انجام پذيرد، و افراد عادى چنين حقّى ندارند.
سؤال 1019-چنانچه فردى عليه ديگرى شكايت نمايد، كه متّهم اموالش را به سرقت برده، و شاكى شاهدى نداشته باشد، و براى اثبات ادّعاى خود از متّهم تقاضاى سوگند نمايد، و متّهم قسم را به شاكى رد كند، آيا با سوگند شاكى مىتوان متّهم را تعزير كرد؟
جواب:اشكال دارد.
سؤال 1020-چندى پيش رئيس قوّه قضائيّه فرمودند: «از ديدگاه فقه اسلام چك و ديون زندان ندارد.» و نيز فرمودند: «بسيارى از بازداشتهاى موقّت، فاقد مبناى حقوقى و فقهى است.» چرا مراجع، علما و بزرگان دين در مقابل اين گونه مسائل سكوت كردهاند؟ اگر مسألهاى فاقد دليل فقهى و دينى است چرا اجرا مىشود؟
جواب:مسأله بازداشت در مورد چكهاى بىمحل، دو مأخذ مىتواند داشته باشد: اوّل اين كه احراز شود طرف اموالى دارد كه مىتواند از آن اداى دين كند (به استثناى مستثنيات دين) دوّم اين كه حكومت اسلامى احراز كند كه عدم برخورد با چكهاى بىمحل نظام اقتصادى جامعه را متزلزل مىكند.
سؤال 1021-شخصى عالماً و عامداً ادّعا مىكند كه: «من امام زمان هستم» البتّه كسى به او نگرويده است. حكم شرعى چنين شخصى چيست؟
جواب:چنين كسى منحرف است، و مستحق تعزير، و بر حاكم شرع لازم است جلو او را بگيرد، ولى حكم اعدام ندارد، مگر اين كه بعداً عنوان مفسد فى الارض بر او منطبق شود.
سؤال 1022-اگر مردى اقدام به تقبيل، يا اعمال مشابه، نسبت به زوجه خود در انظار عمومى نمايد، آيا اين عمل گناه و موجب تعزير است؟
جواب:چنين عملى گناه محسوب نمىشود، و تعزير ندارد. مگر اين كه قاضى تشخيص دهد اين گونه اعمال سبب پرده درى و شيوع فساد در جامعه مىشود؛ در اين صورت تعزير مناسب بجاست.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهل و ششم: احكام قصاص
مصاديق قتل عمد و شبه عمد
سؤال 1023-ترك فعل فردى، منجر به مرگ ديگرى شده است. آيا مىتوان وى را به خاطر مجرّد ترك فعل، محكوم و مجازات كرد؟ به مثالهاى زير توجّه كنيد:
الف)مادرى با علم به اين كه فرزندش به شير نياز دارد، عمداً از شير دادن امتناع مىورزد، و طفل فوت مىكند. آيا قتل عمد است، يا نوع ديگرى از قتل محسوب مىشود؟
ب)اگر سوزنبان قطار، كه وظيفه دارد خطوط راه آهن را طبق برنامه معيّن شده جا به جا كند، با علم به وجود خطر از انجام اين عمل خوددارى نمايد، و موجب برخورد دو قطار و مرگ مسافرين شود، آيا قتل عمد محسوب مىشود؟
ج)هرگاه پرستارى، كه وظيفه رساندن دارو به بيمار در ساعت معيّنى را دارد، عمداً از انجام اين كار خوددارى كند، و بيمار فوت نمايد، در صورتى كه بداند خوراندن دارو براى بيمار حياتى است؛ چه نوع قتلى محسوب مىشود؟
د)نجات غريقى با مشاهده غرق شدن شناگرى در استخر، از نجات دادن او خوددارى مىكند، و غريق فوت مىنمايد. آيا قتل عمد است؟
جواب الف تا آخر:در مواردى كه إسناد قتل به چنين شخصى بدهند، و به تعبير ديگر سبب اقوى از مباشر باشد، مانند مثال اوّل و دوم، قتل عمد صادق است، و احكام آن جارى مىشود. و در مثال سوم و چهارم موارد مختلف است.
سؤال 1024-اصل وقوع قتل براى دادگاه ثابت شده، ولى نوع آن مشخّص نيست.
بيّنهاى هم براى اثبات نوع قتل وجود ندارد. تكليف دادگاه در اين مورد چيست؟
جواب:حكم به شبه عمد مىشود.
سؤال 1025-اگر فردى در كنار ديگرى بخوابد، و در هنگام خواب او را به قتل برساند، در صور زير حكم مسأله چيست؟
الف)در صورتى كه احتمال مىداده به هنگام خواب او را به قتل مىرساند.
ب)در صورتى كه هيچ گونه احتمالى نمىداده است.
ج)در صورتى كه يقين داشته او را به قتل مىرساند، و به قصد قتل در كنارش خوابيده باشد.
جواب:در صورتى كه يقين داشته، يا احتمال غالب مىداده كه او را به قتل مىرساند، قتل عمد محسوب مىشود. در غير اين صورت قتل شبه عمد است.
سؤال 1026-اگر فردى داروى خوابآور خورده، و در كنار فرد خاصّى بخوابد، در حالى كه علم دارد به هنگام خواب او را به قتل مىرساند، در دو فرض زير حكم چه مىباشد:
الف)همان فرد مورد نظر را به قتل برساند.
ب)بر حسب اتّفاق فرد مورد نظر برخاسته، و ديگرى به جاى او بخوابد، و كشته شود.
جواب:اگر يقين داشته، يا احتمال غالب مىداده، كه هركس در كنار او بخوابد به قتل مىرسد، قتل عمد محسوب مىشود؛ مشروط بر اين كه خوابيدن شخص را در كنار خود مىدانسته است.
سؤال 1027-خانم الف، كه از حُسن شهرت اخلاقى مناسبى برخوردار نبوده، توسّط برادرانش مورد ضرب و جرح قرار گرفته، كه آثار آن بر جسد وى ملاحظه گرديده است. سپس با تهيّه مقدّمات، و آويختن طناب از دار، و اجبار وى به خودكشى، وى خود را حلق آويز مىنمايد. آيا ضرب و جرح و فراهم نمودن شرايط به دار آويختن آن مرحومه، از مصاديق اكراه يا اجبار در قتل محسوب مىگردد؟ حكم شرعى اكراه يا اجباركنندگان چيست؟
جواب:هرگاه ثابت بشود كه اكراه در حدّى بوده كه اقدام آن زن بر خودكشى