وارده شاهد نداشته باشد، و فقط يك نفر اظهار نمايد كه من چاقو را در دست مدّعى عليه مشاهده نمودم. آيا مورد از موارد لوث محسوب مىشود، يا لازم است مدّعى عليه به عنوان منكر قسم ياد نمايد؟ آيا در صدمات جزئى نيز منكر و يا مدّعى مىتوانند قسم ياد نمايند؟
جواب:به مجرّد شهادت يك نفر، به صورتى كه در بالا ذكر كردهايد، لوث ثابت نمىشود. در صدمات جزئى، مانند وقوع جنايت بر يك بند انگشت، نيز حكم قسامه جارى مىشود.
سؤال 1049-برخى از فقها در لوث، شهادت جماعت زنان را قبول كردهاند؛ امّا امام راحل قدس سرّه فرمودهاند كه لوث به شهادت زنان حاصل نمىشود. لطفاً بفرماييد: منظور از جماعت چيست؟ آيا با شهادت يك زن، در خصوص قتل عمد يا غير عمد، لوث ثابت مىشود؟ ضمناً اگر يك زن انجام قتل توسّط يك فرد، و يك مرد به انجام قتل توسّط فردى ديگر شهادت دهد، آيا لوث ثابت مىشود؟
جواب:در صورتى كه جماعتى از زنان، كه مورد اعتماد باشند، شهادت دهند، لوث ثابت مىشود.
سؤال 1050-چنانچه شخصى ادّعا كند چند نفر او را زدهاند، و پزشكى قانونى نيز گواهى نمايد كه چند نقطه از بدن وى مضروب و مجروح شده است. حال اگر به نظر دادگاه از موارد لوث باشد، و مدّعى نتواند معيّن كند كدام جراحت يا ضربه را چه كسى به او وارد نموده، به چه شكل فصل خصومت مىشود؟ به عبارت ديگر، آيا ظنّ اجمالى نيز از مواردى است كه موجب لوث مىشود؟
جواب:هرگاه مقدّمات و امارات لوث حاصل شود، فرقى ميان يك نفر يا چند نفر به عنوان علم اجمالى نيست.
سؤال 1051-شخصى در اثر تصادف با وسيله نقليّه (موتور) مصدوم شده، و عليه شخصى مثلًا زيد به عنوان راننده شكايت نموده است. ولى زيد مدّعى است كه وى راننده نبوده، بلكه رفيقش عمرو (كه صاحب موتور تلقّى، و موتور در اختيار وى بوده) راننده بوده است. از سوى ديگر عمرو مىگويد: «درست است كه موتور در
اختيار من بود، ولى آقاى زيد به محض پياده شدن اين جانب، بر موتورسيكلت سوار و با سرعت رانندگى نمود، و در حين رانندگى با مصدوم تصادف كرد». عمرو جهت اثبات ادّعاى خويش چند شاهد معرّفى كرده، و شهود اظهار نمودند كه قبل از تصادف آقاى زيد را در حين رانندگى مشاهده نموده، ولى اصل تصادف را نديدهاند.
لطفاً بفرماييد:
1-آيا مورد نسبت به زيد از موارد لوث محسوب، و در نتيجه با قسمِ مصدوم نامبرده محكوم به پرداخت ديه مىشود، يا از موارد لوث محسوب نمىشود؟
2-در صورت صغير بودن مصدوم، آيا خود صغير حق در خواست قسم، يا قسم ياد نمودن را دارد؟
3-در صورت منفى بودن پاسخ، ولىّ قهرى و يا قيّم وى چنين حقّى را دارند؟
4-آيا لازم است در مقابل ادّعاى زيد قسم ياد نمايد؟
جواب:چنانچه شهود معتبر شهادت دهند كه در زمان وقوع تصادف زيد سوار بر موتور بوده، هر چند تصادف را نديده باشند، مورد از موارد لوث است. و صغير نمىتواند مطالبه قسم كند، بلكه ولىّ او اين كار را مىكند. و قسم تنها وظيفه كسى است كه دعوى بر ضدّ او اقامه شده است.
سؤال 1052-مطابق قوانين جمهورى اسلامى ايران، از جمله مادّه 266 قانون مجازات اسلامى، در مواردى كه مجنىّ عليه ولىّ دم نداشته، يا شناسايى نشود، ولىّ دم او ولىّ امر مسلمين است. كه ولىّ امر در اين خصوص مىتواند اختيارات خود را به رئيس قوّه قضائيّه، و به واسطه وى به رؤساى دادگسترىها تفويض نمايد. حال چنانچه در موارد قتل عمد، ولىّ دم وجود نداشته، يا شناسايى نشود، و رئيس دادگسترى يا رئيس قوّه قضائيّه به نيابت از ولىّ امر مسلمين، تقاضاى قصاص كند، و از طرفى دعوا داخل در باب لوث گردد، كيفيّت اجراى مراسم قسامه چگونه خواهد بود؟
جواب:اگر قاضى از روى مبادى حسيّه، يا قريب به حسّ، علم به وقوع قتل توسّط كسى داشته باشد مىتواند بر طبق علم خود عمل كند، و نيازى به قسامه
نيست. در غير اين صورت، قسامه جارى نمىشود، و بايد ديه از بيت المال پرداخته شود.
سؤال 1053-در يكى از پاسگاههاى نيروى انتظامى، درجه دارى با گلوله مصدوم، و پس از چند دقيقه فوت مىكند. افسر نگهبان- كه متّهم پرونده است- مىگويد: «به نزديك مقتول رفتم، خواستم توپى كلت را جابجا كنم، كه در اين لحظه مقتول به سوى من برگشت، و دستش به اسلحه خورد، و ناگهان اسلحه شليك شد، و اين واقعه بوجود آمد» مسلّمات پرونده به شرح زير است:
1-پزشك قانونى در بازسازى صحنه، كه با حضور متّهم انجام شده، با توجّه به نقطه ورود گلوله (زير بغل در زير لبه تحتانى دنده چهارمِ سمتِ چپِ قفسه سينه) و مسير گلوله (كه ريهها و قلب را پاره كرده) و نقطهاى كه گلوله در آن به دست آمده (زير لبه تحتانى دنده پنجمِ سمتِ راستِ قفسه سينه) اعلام كرده كه قول متّهم مطابق با واقع نبوده، و قابل پذيرش نيست.
2-مأمورين كشف جرايم، كه در صحنه بازسازى حضور داشته، قول متّهم را تأييد نكردهاند.
3-متخصّص اسلحهشناسى اعلام كرده كه شليك از فاصلهاى كمتر از نيم متر انجام شده است.
4-كسى غير از متّهم و مقتول در صحنه حضور نداشته، تا از مشاهدات او استفاده كنيم.
اولياى دم مدّعى قتل عمد هستند، ولى متّهم حتّى حاضر به قبول شلّيك به سمت مقتول نيست. سؤالى كه براى اين جانب پيش آمده اين است كه در اين مورد خاصّ، قاعده حق استحلاف اولياى دم و سوگند متّهم را جارى سازيم (براى احراز نوع قتل) يا با توجّه به مسلّمات پرونده، مورد را از موارد لوث تلقّى كرده، و از اولياى دم بخواهيم كه پنجاه نفر را براى اداى سوگند (جهت اثبات قتل عمد) به دادگاه معرّفى كنند؟
جواب:در صورتى كه قاضى از قرائن مذكور يقين حاصل كند كه قتل از سوى
متّهم صورت گرفته (خواه به صورت عمد باشد، يا به صورت خطا) مىتواند مطابق آن حكم كند؛ زيرا علم قاضى در اين مورد مستند به مبادى قريب به حسّ است و حجّت مىباشد. و اگر علم حاصل نشود، بايد از لوث استفاده كرد؛ مشروط بر اين كه قسامه واقعاً علم به وقوع قتل عمد يا خطا داشته باشند. و اگر قسامه حاضر به قسم نشد، و يا علم نداشت، ديه بر بيت المال است.
سؤال 1054-آيا همان گونه كه قسامه در جرائم بالمباشره (چنانچه از موارد لوث باشد) جارى است، در جرائم بالتسبيب نيز جارى و سارى است؟
جواب:فرقى بين سبب و مباشر در اينجا نيست؛ مشروط بر اين كه قتل به سبب نسبت داده شود، نه به مباشر.
سؤال 1055-آيا احراز عدالت در قسامه، همانند عدالت شهود، شرط است؟
جواب:احراز عدالت شرط نيست.
سؤال 1056-بدن نيمه جان انسانى در كنار جادّه منتهى به روستا، در فاصله حدود 300 متر مانده به روستا يافت شده، و در حال اعزام به بيمارستان فوت كرده است.
پزشكى قانونى آثارى از برخورد و تصادم اتومبيل، يا وسيله نقليّهاى در بدنش نيافته، و علّت مرگ را ناشى از «يك ضربه به سر» اعلام مىكند. اولياى دم، كه فقط يك پسر و يك دختر بالغ مىباشند، فقط عليه سه نفر از اهالى محلّ (كه در روستا حضور داشته، و اتّفاقاً يكى از آن سه اذعان مىدارد كه چند دقيقه قبل متوفّى را ديده، كه به همراه شخص ناشناس ديگرى در مسير جادّه پياده حركت مىكردند، و او كه با موتورسيكلت در جهت مخالف حركت مىكرده، فقط متوفّى را بر اثر تكان دادن دست شناخته، و چند دقيقه بعد كه بازگشته بدن خونآلودش را تنها ديده است) ادّعاى قتل عمد نموده، و مشخّصاً يكى از آن سه را مباشر و دو تن ديگر را معاون در قتل پدرشان مىدانند، لكن بيّنهاى ندارند، و با انكار متّهمين نيز مواجهاند، و براى اثبات ادّعاى خود هر يك با قاطعيّت و اصرار تمام، پنجاه سوگند مىخورد. ساير بستگان نسبى ذكور متوفّى، به لحاظ سكونت در شهرهاى مختلف در مراسم قسامه شركت مستقيم ندارند، امّا به صدق گفتار و وثوق مدّعيان قسم
مىخورند، و صرفاً بر مبناى ادّعاى مدّعيان، متّهمين را قاتل مىدانند. با توجّه به آنچه گذشت، به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1-آيا با اجراى قسامه، ادّعاى اولياى دم موصوف ثابت مىشود؟
جواب:هرگاه شرايط لوث وجود داشته باشد، اينجا جاى قسامه است.
2-آيا مدّعيان با فرض عدم شركت ساير بستگان ذكور نسبى، مىتوانند قسمهاى لازم را شخصاً به دفعات ادا نمايند؟
جواب:اگر ساير بستگان قسم نخورند، مدّعيان مىتوانند قسمها را تكرار كنند.
3-در صورت اجراى قسامه به كيفيّت مذكور، در اثبات عنوان اتّهامى هر يك از منكرين (از جهت مباشرت يا معاونت در قتل) تفاوتى وجود دارد؟
جواب:اجراى قسامه در مورد معاونت قتل محلّ اشكال است.
سؤال 1057-آيا در قسامه (چه در قتل، و چه در جرح) وارث فعلى معتبر است؟ يا از طبقات ديگر نيز مىتوانند قسم ياد كنند؟
جواب:وارث فعلى شرط نيست، حتّى اگر از افراد قوم و قبيله بوده باشند نيز مانعى ندارد.
سؤال 1058-اگر ورثه با فرض علم آنان به موضوع، حاضر به قسم نباشند، آيا تكرار قسم مدّعى كافى است؟
جواب:آرى كافى است.
سؤال 1059-اگر قاضى محكمه از قرائن علم پيدا كند كه ورثه ديگر علم ندارند، يا خود مدّعى اظهار كند كه منسوبين من يقين ندارند، و در موقع ايراد ضرب و جرح شاهد درگيرى نبودهاند، و فقط من يقين دارم، آيا بازهم احضار منسوبين لازم است؟
جواب:در صورتى كه بقيّه علم نداشته باشند، احضار آنها ضرورتى ندارد.
سؤال 1060-آيا كسانى كه در زمان وقوع قتل عاقل نبوده، يا غير بالغ بودهاند، امّا هنگام اجراى قسامه عاقل و بالغ شدهاند، مىتوانند جهت اداى سوگند در اين مراسم شركت كنند؟
جواب:اشكال دارد.
سؤال 1061-آيا در صورت لزوم تعدّد قسامه در جراحات، منسوبين نزديك مدّعى نيز لازم است قسم ياد نمايند، يا تكرار قسامه توسّط خود مدّعى كافى است؟
همچنين در صورتى كه مدّعى عليه قسم ياد نمايد بازهم تكرار وى يا تكميل توسّط منسوبين در صورت علم به موضوع لازم مىباشد؟
جواب:آرى لازم است منسوبين مدّعى در صورت علم قسم ياد كنند، همچنين در صورتى كه مدّعى عليه قسم ياد كند.
سؤال 1062-آيا قسامه در جراحاتى كه موجب ارش است، يا عواملى غير از جراحت كه سبب ارش است، كارآيى دارد؟
جواب:در اين گونه موارد نيز قسامه ثابت است، مشروط بر اين كه ارش قابل ملاحظهاى باشد.
سؤال 1063-اگر جراحت يا ساير عوامل موجب ديه يا ارش، از ناحيه طفل يا مجنون يا حيوان باشد چه حكمى دارد؟
جواب:در مورد طفل و مجنون قسامه جارى است. و در مورد حيوان اگر جنبه تسبيب داشته باشد در آنجا نيز قسامه جارى است.
سؤال 1064-با احترام فتواى شريف را در خصوص قسامه در صدمات بدنى بيان فرماييد:
الف)آيا براى احراز قسامه، قسم مجروح به همراه سايرين لازم است؟
جواب:آرى لازم است.
ب)در فرض «الف» در صورتى كه مصدوم صغير يا مجنون باشد، اجراى قسامه چگونه است؟
جواب:ولىّ او به جاى او اجراى قسم مىكند.
ج)در صورتى كه در قسامه اعضا، جنايت وارده موجب 16 ديه يا كمتر باشد، آيا قسم مصدوم به تنهايى كافى است؟
جواب:آرى به تنهايى كافى است.
د)در فرض «ج» اگر مصدوم مجنون يا صغير باشد، آيا قسم ولىّ قهرى او كفايت مىكند؟
جواب:آرى كفايت مىكند. در ضمن بايد توجّه داشت كه قسامه در اعضا تنها موجب ديه است، نه قصاص.
سؤال 1065-اگر جانى و مجنىّ عليه هر دو صغير باشند، آيا تقاضاى قسامه عاقله مجنىّ عليه براى اثبات جنايت خطايى صغير پذيرفته مىشود؟ آيا در فرض فوق مىتوان عاقله جانى را محكوم به پرداخت ديه نمود؟
جواب:تقاضاى قسامه از سوى ولىّ طفل خواهد بود؛ و احكام بر آن جارى مىشود.
سؤال 1066-اگر مورد از موارد لوث نباشد كه قسامه اجرا شود، و نوبت به قسم منكر برسد، و منكر قسم را به مدّعى رد كند تا او قسم ياد كند، آيا با اين قسم قصاص ثابت مىشود، يا صرفاً ديه اثبات مىگردد؟
جواب:در اين گونه موارد ادّعا با قسم ثابت نمىشود.
سؤال 1067-آيا استماع سوگند حالفين در حضور جميع حالفين و اولياى دم بلا مانع است؟ يا همانند استماع شهادت شهود بايد فارغ از تأثير و تأثّر روانى حضور اولياى دم و ديگر حالفين، و منفرداً نزد قاضى انجام پذيرد؟
جواب:انفراد در اين مسأله شرط نيست.
سؤال 1068-نظر به اين كه قسامه به منظور تكميل و تتميم ظنّ و گمان حاكم دادگاه، و رافع ترديد و شبهه وى براى رسيدن به يقين مىباشد، آيا استماع سوگند 50 نفر به وسيله دو قاضى جداگانه شرعاً اشكال دارد؟ آيا صدور حكم به اعتبار گزارش و صورت جلسه استماع سوگند به وسيله قاضى ديگر كه در غياب حكم دادگاه تنظيم شده جايز مىباشد؟
جواب:قسامه بايد به طور كامل در محضر يك قاضى اجرا شود.
سؤال 1069-در صورت مشكل بودن تجمّع 50 نفر در موعد اوّليه دادگاه، آيا يك بار اخطار به اولياى دم كفايت مىكند؟ در صورت عدم توفيق در معرّفى 50 نفر، آيا
نوبت به قسامه بستگان مدّعى عليه مىرسد، يا تجديد دعوت از اولياى دم متوفّى مجاز مىباشد؟
جواب:در صورتى كه جمع كردن همه آنها در مجلس واحد مشكل باشد، مانعى ندارد در چند مجلس نزديك به هم جمع شوند. و از نظر ما لازم نيست قسمخورندگان همه از اقرباى نسبى باشند، همين اندازه كه از قوم و قبيله يا كسانى كه در آن محلّه زندگى مىكنند باشند كافى است.
سؤال 1070-ثبت صورت جلسه استماع سوگند 50 نفر متضمّن زمان زيادى است، و معمولًا در يك جلسه ميسّر نمىباشد. آيا اولياى دم مىتوانند عدّهاى را براى جلسه اوّل، و بقيّه را براى جلسه يا جلسات بعد به دادگاه معرّفى نمايند؟ در چنين وضعيّتى، آيا فاصله جلسات بايد نزديك به هم (مثلًا فرداى جلسه اوّل) باشد، يا فاصله يك ماه يا بيشتر، كه اولياى دم فرصتى براى معرّفى افراد ديگر داشته باشند منعى ندارد؟
جواب:اجراى قسامه در يك جلسه كار مشكلى نيست، و ثبت آن هم كار سادهاى است. امّا اگر فرضاً ميسّر نشود، در دو يا چند جلسه نزديك به هم مانعى ندارد، به طورى كه مدّعى به حسب معمول توان جمعآورى آنها را داشته باشد.
سؤال 1071-لطفاً درباره بحث قسامه بفرماييد:
الف)آيا مرد بودن سوگندخورندگان شرط است؟ آيا در اين مورد ميان مدّعى و قوم او فرقى مىباشد؟
ب)در صورت عدم اشتراط مرد بودن، چنانچه در ميان مدّعيان و قوم او به تعداد كافى مرد باشد، آيا زنى كه يكى از مدّعىها است مىتواند از جمله سوگندخورندگان به حساب آيد؟ اگر به تعداد كافى مرد وجود نداشته باشد چطور؟
ج)در صوت جواز تكرار سوگند به وسيله قسمخورندگان، زنان مدّعى نيز مىتوانند قسم را تكرار نمايند؟
جواب:قسامه نمىتواند زن باشد، بنابراين بايد مردها (اگر به قدر كافى نباشند) سوگند را تكرار كنند.