سؤال 1139-راننده تريلى قبل از حركت ماشين از نقص موجود در ترمز با خبر مىشود، و علىرغم تذكّر شاگرد مسامحه كرده، و براى تعمير آن اقدام ننموده، و سفر را شروع مىنمايد. ترمز ماشين در يك سراشيبى از كار مىافتد. راننده براى جلوگيرى از سقوط در درّه، ماشين را به كوه مىزند و زنده مىماند؛ ولى شاگرد از ترس تصادم با كوه، خود را بيرون مىاندازد و زير چرخ ماشين كشته مىشود. آيا مىتوان ديه را از راننده گرفت؟
جواب:اگر چه راننده كار بدى كرده، ولى در فرض سؤال مسئول ديه نيست؛ زيرا در اينجا مباشر اقوى است.
سؤال 1140-رانندهاى با كسى تصادف كرده است، كاردان فنّى اعلام نموده كه 80% او و 20% طرف مقابل مقصّر است، و آن شخص به 80% ديه محكوم مىشود. حال اگر كاردان فنّى اعلام نمايد كه آن شخص 80% مقصّر بوده، و 20% هم لغزندگى جادّه (بر اثر بارندگى) باعث تصادف شده، آيا در اين صورت هم آن شخص به 80% ديه محكوم مىشود، يا بايد تمام ديه را بپردازد؟
جواب:آن شخص بايد تمام ديه را بپردازد.
سؤال 1141-شخصى در حياط منزل خود چاه فاضلاب حفر مىكرده، كه متأسّفانه بر اثر راه پيدا كردن فاضلاب مستراح به چاه جديد الإحداث، دچار خفگى مىشود.
همسايگان با اطّلاع از موضوع در محلّ ازدحام نموده، و رهگذرى به قصد نجات آن شخص به داخل چاه مىرود كه او هم دچار خفگى شده، و فوت مىنمايد. بر فرض كه شخص اخير، به تقاضاى صاحب چاه، يا به تقاضاى شخصى كه در درون چاه گرفتار بوده، داخل چاه شده باشد، يا بدون تقاضا و استمداد كسى و صرفاً به قصد احسان و نجات جان مسلمانى اقدام به اين عمل نموده و فوت كرده باشد، چه كسى مسئول پرداخت ديه او است؟
جواب:كسى مسئول ديه او نيست؛ مگر اين كه اين كار به پيشنهاد صاحب خانه صورت گرفته باشد، و شخص رهگذر به كلّى از جريان چاه بىخبر باشد، و صاحب خانه به او اطّلاع نداده باشد.
سؤال 1142-زنى در حين زايمان طبيعى، و به هنگام خروج جنين، دچار پارگى مقعد و در نتيجه بىاختيارى مدفوع شده است. به علّت عدم تشخيص دكتر زايمان، و در نتيجه ترميم نشدن به موقع، نقص مذكور بخوبى ترميم نشده، و در حال حاضر 40 تا 50 درصد بىاختيارى دارد. آيا دكتر زايمان ضامن است، و بايستى ديه نقص ايجاد شده، را بپردازد؟ يا به علّت عدم تشخيص، و اطّلاع ندادن به پزشكِ مسئول شيفت، فقط تعزير مىشود؟
جواب:در صورتى كه در مسأله زايمان خلافى از عامل (دكتر زايمان) سر نزده، ضامن نيست.
سؤال 1143-در حادثه سقوط اتومبيل، به لحاظ تغيير مسير ناگهانى آن، راننده و سرنشين هر دو فوت نمودهاند. با توجّه به اين كه:
اوّلًا: اولياى دم هر كدام، خواهان ديه هستند.
ثانياً: اظهارات شهود در مورد اين كه كدام يك از متوفّيان رانندگى اتومبيل را بر عهده داشته و كدام يك سرنشين بوده، با هم در تعارض مىباشد.
ثالثاً: نظريّه كاردان فنّى تصادفات، كارشناس رسمى دادگسترى، و هيأتهاى سه نفره و پنج نفره كارشناسان، در خصوص مورد مذكور مغاير همديگر است. و در يك جمله قناعت وجدانى دادگاه را فراهم نياورده است، مسئول پرداخت ديه كيست؟
جواب:ديه از هر دو طرف ساقط مىشود.
سؤال 1144-شخصى در سنّ شش سالگى با بچّهها بازى مىكرده است. شخص ديگرى كه 17 ساله بوده، در حال بازى به نفت داغى كه داخل ظرفى بوده پا مىزند، نفت داغ به شخص مزبور ريخته و او آتش مىگيرد. جانى براى خاموش كردن آتش، او را در داخل حوض آبى كه كمى هم لجن داشته مىاندازد. سپس به بيمارستان منتقل مىگردد. پدر و مادر مجنىّ عليه مخارج زيادى را متحمّل مىشوند، كه فقط چند درصدى از آن را پدر جانى مىپردازد. آيا ديهاى به جانى يا پدر او تعلّق مىگيرد؟ در فرض تعلّق ديه، آيا به قيمت آن روز محاسبه مىشود، يا به قيمت امروز؟
جواب:در صورت ثبوت جنايت ديه به جانى تعلّق مىگيرد، و بايد به قيمت امروز بپردازد. و اگر هزينه لازم براى درمان بيش از ديه باشد مقدار اضافى را نيز مىتواند بگيرد، و معيار درصد از كار افتادگى است.
سؤال 1145-مينى با سرعت غير مجاز در بلوار در حال حركت بوده، كه در همين حال موتورسيكلتى از فرعى وارد بلوار شده، و باعث وقوع تصادف مىگردد، و در نتيجه راننده موتورسيكلت فوت مىكند. كاردان فنّى نظر داده كه به علّت ورود از فرعى به اصلى، عامل تصادف موتورسيكلت بوده، لكن سرعت مينىبوس نيز زياد، و در تشديد تصادف مؤثّر بوده است. آيا تمام ديه را بايد راننده مينىبوس بپردازد، يا قسمتى از ديه را، يا هيچ مسئوليّتى متوجّه وى نيست؟
جواب:چنانچه وقوع قتل مستند به كار هر دو باشد، هر يك از آن دو به مقدار تأثيرى كه در وقوع قتل دارند، ضامن ديه هستند. بنابراين ملاك ضمان، سببيّت در وقوع حادثه است، و هرگاه حادثه به دو نفر يا بيشتر استناد دارد، هر كدام به مقدار تأثيرشان ضامن هستند.
سؤال 1146-كودكى به نام جواد جهت روشن نمودن آتش، كلّيّه وسايل از جمله كاغذ، كبريت، و بنزين را فراهم نموده، و بنزين را روى كاغذها ريخته، و مبادرت به كشيدن كبريت نموده، كه در اثر وزش باد خاموش مىشود. جواد به دليل در دست داشتن ظرف بنزين، از كودك ديگرى به نام مصطفى، در خواست مىكند كه كبريت را روشن كند. با زدن كبريت توسّط مصطفى و ايجاد اوّلين جرقّه، بنزينهاى از قبل ريخته شده توسّط جواد، كه در هوا متصاعد بوده آتش گرفته، و به ظرف بنزين كه در دست جواد بوده سرايت مىكند. جواد از ترس، ظرف مشعل را به طرف كودك ثالثى به نام سيّد حسين كه در نزديكى آتش نشسته بوده پرتاب مىكند. بنزين به صورت وى ريخته، و باعث سوختگى سيّد حسين و نهايتاً فوت وى مىشود. نظر حضرت عالى در مورد ديه طفل مرحوم چيست؟
جواب:در صورتى كه تمام آنها نابالغ، يا تمام آنها بالغ باشند، كودكى كه ظرف مشتعل را پرتاب كرده، و سبب سوختن ديگرى شده، ضامن است.
سؤال 1147-فردى مقدارى شراب با درصد بيش از حدّ متعارف الكل، به سه نفر فروخته است. يكى از خريداران بعد از مصرف فوت، ديگرى نابينا، و سوّمى فلج شده است. در مورد ميزان جرم، و مسئوليّت فروشنده اين سؤالات مطرح است:
الف)در صورت اطّلاع فروشنده از ميزان بالاى الكل موجود در شراب، آيا جنايت عمدى است؟
ب)در صورت عدم اطّلاع از مطلب فوق، تكليف چه مىباشد؟
ج)آيا علم و جهل مصرفكننده به بالا بودن ميزان الكل تاثيرى دارد؟
د)آيا علم مصرفكننده به حرمت شرب خمر و بطلان معامله، تأثيرى در حكم دارد؟
جواب الف تا دال:در صورتى كه گيرنده شراب، آگاه از بالا بودن درصد الكل و عوارض ناشى از آن بوده كسى مسئول قتل او نيست. و اگر آگاه نبوده، ولى فروشنده آگاه به اين مسائل بوده، و مىدانسته كه اين امر غالباً منشأ قتل يا نقص اعضا مىشود، مصداق جنايت عمدى است. و اگر با خبر نبوده، او مسئول نيست.
ولى اگر سازنده آگاه بوده، يا سهل انگارى كرده، او مسئول است. و اگر هيچ كدام آگاه نبوده و سهل انگارى نكردهاند، و تصادفاً اين مسأله پيش آمده، هيچ كدام مسئول نيستند. دانستن و ندانستن حكم اين مسأله، تأثيرى ندارد، ولى در مسأله حدّ شراب و مجازات آن مؤثّر است، و به يقين اين معاملات باطل و حرام است.
سؤال 1148-رانندهاى به اتّفاق شاگردش جهت شستشوى كاميون خود به يك واحد شستشوى وسايل نقليّه (كارواش) كه فاقد پروانه كار و نكات ايمنى لازم بوده، (به دليل عيب فنّى دستگاه پمپآب، و مجهّز نبودن به سيم اتّصال زمينى و فاقد استاندارد) مراجعه مىنمايد. متصدّى آن واحد به دليل مشغله كارى از پذيرش شستشو خوددارى، ولى با اصرار آنها شستشوى كاميون را به خود آنها واگذار مىكند. در حين انجام كار، كمك راننده دچار برق گرفتگى شده و فوت مىنمايد.
لطفاً بفرماييد:
الف)با توجّه به اين كه واحد فوق فاقد پروانه بوده، و مسائل ايمنى در آن
رعايت نشده، چه كسى مسئول فوت نامبرده است؟
ب)آيا مباشرت آزادانه متوفّى مؤثّر در موضوع هست؟
جواب:در صورتى كه دستگاه او معيوب و خطرناك بوده، و او خبر نداده، مسئول، صاحب مؤسّسه است. و اگر اين امر بر اثر ناآگاهى كمك راننده حاصل شده، مسئول خود اوست.
سؤال 1149-مسئول برگزارى اردوى دانشآموزى، اسلحه كلاشينكف خود را بدون خشاب و فشنگ در اختيار ديگر اعضا قرار مىداده است. در همين اثنا كه اسلحه دست يكى از اعضا بوده، وى متأسفانه بدون اطّلاع مسئول اردو يك فشنگ جنگى كه از قبل همراه خود داشته را داخل اسلحه به نحوى جاى مىدهد كه اسلحه آماده شليك مىگردد. بناگاه ترقّهاى صوتى در كنار مسئول برگزارى اردو منفجر مىگردد، ايشان جهت برقرارى نظم اسلحه را از دست فرد مزبور گرفته، خشابى را كه نزد خود داشته به روى اسلحه سوار كرده، اسلحه را از ضامن خارج نموده، لكن هنوز مسلّح نكرده، كه اشتباهاً دست وى به روى ماشه رفته و موجب شليك و اصابت گلوله به يك نوجوان بسيجى مىگردد. علىرغم سعى و تلاش تيم پزشكى، مصدوم فوت مىنمايد. با توجّه به توضيحات بالا چه كسى ضامن است؟
جواب:ظاهر اين است كه هر دو مشتركاً در برابر ديه ضامن هستند، و براى تعيين مقدار مسئوليّت هر كدام بايد نظر كارشناسان متعهّد را بدست آورند. و در صورت شك، احتياط آن است كه اين دو نفر با هم مصالحه كنند، و در هر حال اين قتل جزء قتل خطا نيست؛ بلكه شبه عمد است.
سؤال 1150-بند دوّم چهار انگشت كارگر سنگبرى با دستگاهى به نام قلّهبُر بريده مىشود. توضيح اين كه: چون تمييز كردن زنجير قله بر، نياز به دو نفر دارد. يكى پشت دستگاه دكمه را مىزند تا زنجير قلّه بر بالا و پايين بيايد، و ديگرى زنجير را تميز و پاك مىكند. اين شخص نيز يكى را به عنوان همكار دعوت مىكند، و شخص مددجو فقط به عنوان آن كه كمك كرده باشد طبق دستور داعى (شخصى كه انگشتانش بريده شده) دكمه دستگاه را مىزند، و آن اتّفاق مىافتد. آيا ديهاى تعلّق
مىگيرد؟ و در صورت تعلّق، آيا بر عهده كارفرما است، يا شخص همكار؟
جواب:در صورتى كه طبق دستور آن شخص فقط دكمه را زده و كار ديگرى انجام نداده، و اشتباه و خطا از ناحيه شخص مصدوم بوده، ديه به كسى تعلّق نمىگيرد. ولى اگر در هنگام استخدام طبق قانون كار يا قرار داد خصوصى، جبران هر گونه خطا و حادثهاى بر عهده كار فرما شرط شده است، بايد به اين شرط عمل شود.
سؤال 1151-مردى اجنبى به اتّفاق زن بيگانهاى با موتورسيكلت، در جاده حركت مىكردند. از سوى مرد به آن زن پيشنهاد مىشود كه با دوستان وى نيز ارتباط برقرار نمايد، زن كه فقط به منظور ارتباط با موتور سوار خود را آماده كرده بود، از اين موضوع ناراحت شده، با سعى و تلاش راننده را به ايست كامل جهت پياده شدن دعوت مىنمايد؛ لكن راننده نپذيرفته، و به مسير خود ادامه مىدهد. لذا آن زن خود را از موتور در حال حركت پايين مىاندازد، و همين امر باعث مرگ وى مىگردد. آيا راننده ضامن است؟
جواب:در صورتى كه راننده مىدانسته، يا احتمال قوى مىداده كه اگر توقّف نكند زن خود را از موتورسيكلت خواهد انداخت، نيمى از ديه او را بايد بپردازد.
سؤال 1152-شخصى در كارگاهى كار مىكرده، كه به خاطر نداشتن كليد اتوماتيك و نواقص ديگر، پنج انگشت و مقدارى از كف دست وى قطع مىشود. ديه او بر عهده چه كسى است؟
جواب:در صورتى كه كارگر از نقص دستگاه اطّلاع نداشته، و صاحب كار در اطّلاعرسانى كوتاهى كرده، مسئول صاحب كار است. و اگر اطّلاع داشته و اقدام بر اين كار كرده، ديه بر عهده خود اوست. مگر اين كه قانون كار، كه بر مبناى آن استخدام صورت گرفته، وظيفهاى براى كارفرما در اين گونه موارد قائل شود.
سؤال 1153-پزشكى قانونى در تعيين علّت فوت يك خانم باردار چنين نظر داده است: «چون ماما مىبايست طبق مقرّرات زائو را به پزشك متخصّص معرّفى نمايد، و اين امر صورت نگرفته، 20% مقصّر است.» آيا دادگاه مجاز به محكوم نمودن ماما به
لحاظ عدم راهنمايى زائو به پزشك متخصّص به ميزان فوق مىباشد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا ماما بايد ديه جنين را نيز به همان نسبت بپردازد؟
جواب:شخص ماما تنها مستحق تعزير است؛ و ممكن است تعزير مالى انتخاب شود.
سؤال 1154-آقاى «الف» كه شغلش جمعآورى ضايعات است، مقدارى آهن آلات ضايعاتى از بيرون شهر جمعآورى كرده، سپس آن را براى فروش به مغازهاى، كه خريدار اين قبيل ضايعات مىباشد، آورده است. آقاى «ب» كه كارگر مغازه است، پس از بازديد يك قطعه از اشياى مذكور را كه مشكوك و غير عادى بوده، جدا و به فروشنده تحويل داده، و بقيّه آنها را مىخرد. آقاى «الف» پس از خروج از مغازه آن شىء مشكوك را با فاصلهاى از مغازه به بيابان مىاندازد. آقاى «ج» پسر يازدهساله صاحب مغازه، كه فاقد مسئوليّت كيفرى مىباشد، قطعه آهن مشكوك را پيدا كرده، داخل پارك مخفى مىنمايد. بعد از مدّتى موضوع را با يكى از دوستان هم سنّ خود، آقاى (د) در ميان مىگذارد. با هم به پارك مىروند، و بنا به تقاضاى دوستش آن شىء را در اختيار او قرار مىدهد. آقاى «د» آن را با خود به منزل برده و كنجكاوى او باعث انفجار آن شده، كه در اثر اين انفجار چهار انگشت دست راستش قطع مىشود. پدر طفل مذكور (د) به ولايت از طرف فرزندش، بر عليه آقاى «ج» و پدرش شكايت، و تقاضاى ديه كرده است. مستدعيست بفرماييد:
1-آيا آقايان «الف» و «ج» از باب سببيّت مسئوليّتى در بروز اين حادثه دارند؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، ميزان تقصير هر يك چقدر مىباشد؟
2-اگر آقاى «ج» بدون در خواست از سوى آقاى «د» آن شىء مشكوك را به او سپرده باشد تا براى او نگهدارى كند، سپس انفجار و قطع انگشت رخ داده باشد چطور؟ آيا آقاى «ج» از باب سببيّت مسئوليّتى دارد؟
جواب:اگر آن شىء ظاهراً چيز خطرناكى بوده، و آقاى «الف» آن را در جايى رها كرده كه ممكن است توجّه ديگران را جلب كند، مسئوليّت دارد. همچنين پسر صاحب مغازه، و بچّهاى كه شىء مزبور را كاوش و دستكارى كرده، آنها نيز
مسئوليّت دارند. و درصد ضمان اين سه نفر منوط به نظر كارشناسان مورد اعتماد است.
سؤال 1155-كارفرمايى وسيله نقليّه سنگين را در اختيار يكى از كارگران خويش، كه فاقد گواهينامه راهنمايى و رانندگى بوده، قرار مىدهد. در حين انجامِ كارِ فردى، و بر اثر عدم مهارت راننده كشته مىشود، بفرماييد:
الف)در صورتى كه كارگر مذكور ملزم به رعايت دستور كارفرما باشد، مسئوليّت قتل بر عهده كارگر است، يا كارفرما؟
ب)آيا مىتوان هر يك را بر حسب درصد شركت در قتل، مقصّر شناخت؟
ج)در صورتى كه كارگر ملزم به عمل مذكور نبوده، ولى بر اساس قوانين و مقرّرات مربوط به كار، و به دليل عدم اجراى مقرّرات و ضوابط فنّى، كارفرما مقصّر شناخته شود، آيا از نظر شرعى كار فرما مسئوليّت دارد؟
جواب الف تا ج:مقصّر در هر حال فقط كارگر مزبور است. ولى چنانچه طبق قوانين كار قراردادى با كارگر داشته، كه خسارت او را در چنين فرضى بپردازد، لازم است طبق آن قرارداد عمل شود.
سؤال 1156-ممكن است يكى از طرفين در حين مشاجره به علّت استرس ناشى از مشاجره سكته قلبى نموده، و فوت نمايد. چنانچه جسد مورد معاينه دقيق قرار گرفته و كالبدگشايى شود، ممكن است علائمى به نفع بيمارى قلبى عروقى يا سكتههاى جديد يا قديم قلبى مشاهده شود. قاضى معمولًا پرونده را به كميسيون كارشناسى پزشكى ارجاع، و نظر آنان را در مورد ميزان تأثير استرس و هيچان ناشى از منازعه در تشديد بيمارى زمينهاى و تسريع مرگ جويا مىشود. لطفاً بفرماييد:
اوّلًا: هرگاه كسى به سبب استرس ناشى از مشاجره فوت نمايد، آيا در صورت تشخيص پزشكى قانونى، مىتوان عامل آن را به ديه محكوم نمود؟
ثانياً: آيا عامل مشاجره، كه موجب عصبانيّت و سكته گرديده، مباشر در قتل است، يا اين كه به ميزان تأثير عمل (به استناد نظر پزشكى قانونى) بايد ديه بدهد؟
جواب:اگر عامل مشاجره و فشار روحى شخص متوفّى بوده، يا عوامل