بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 449

جواب:در چنين صورتى ضامن جريره مى‌تواند ديه را بازپس بگيرد؛ يعنى نه ارث مى‌برد، و نه ديه را مى‌پردازد.

سؤال 1174-آيا شخص حقيقى مى‌تواند با اشخاص حقوقى، به عنوان مثال با يك شركت (مانند بيمه) اقدام به عقد ضمان جريره كند؟

جواب:ضمان جريره هم در مورد شخص حقيقى ممكن است، و هم شخص حقوقى؛ چنانچه در بالا روشن شد.

جانى يا مجنىّ عليه مردّد بين چند نفر معيّن است‌

سؤال 1175-دو يا چند نفر، شخصى را مورد ضرب و جرح قرار داده، و صدمات و جراحات متعدّدى، كه موجب ديه است بر او وارد كرده‌اند، براى قاضى به علم اجمالى محرز است كه صدمات و جراحات مذكور، توسّط دو يا چند نفر مشخّص ايجاد شده، ولى مصدوم نمى‌تواند معيّن كند كه هر يك از صدمات و جراحات را كدام يك از ضاربين وارد كرده است. ضاربين نيز منكر هر گونه ايراد صدمه و جراحت بر مصدوم هستند، تكليف پرداخت ديه چيست؟

جواب:هرگاه مسلّم باشد كه جانيان يكى از چند نفر معلوم و مشخّص هستند، و هيچ يك از آنها اقرار نكند، ديه بالسويّه بين آنها تقسيم مى‌شود.

سؤال 1176-در يك نزاع پنج نفره، يكى از شركت كنندگان نقص عضو پيدا كرده، ولى معلوم نيست كدام يك از اين پنج نفر نقص را وارد كرده است. امّا علم اجمالى وجود دارد كه خارج از اين پنج نفر نيست. آيا مجنىّ عليه مى‌تواند تقاضاى ديه كند؟

در صورتى كه جواب مثبت باشد، ديه را چه كسى مى‌پردازد؟

جواب:در فرض مسأله ديه بين آن چهار نفر به طور مساوى تقسيم مى‌شود.

سؤال 1177-با توجّه به سؤال قبل، اگر تمام پنج نفر نقص عضو پيدا كرده باشند نحوه پرداخت ديه چگونه است؟

جواب:در فرض مسأله ديه هر يك از مجروحين بين چهار نفر ديگر به طور مساوى تقسيم مى‌شود؛ مشروط بر اين كه مسلّم باشد خودش جراحتى بر خود وارد نكرده است.


صفحه 450

سؤال 1178-در مواردى كه قاتل معيّن، امّا مقتول مردّد بين دو نفر باشد، پرداخت ديه به اولياى دم چگونه خواهد بود؟

جواب:در صورتى كه به هيچ وجه نتوان مقتول را مشخّص كرد، بايد ديه را ميان وارثان آن دو تقسيم كرد.

سؤال 1179-دو پسر بچّه مشغول سنگ‌پرانى به سوى هم بودند. فرد سوّمى هم در نزديكى آنها مشغول بازى بوده، كه ناگهان سنگى به چشم ايشان برخورد كرده، و 80 درصد بينايى‌اش را از دست مى‌دهد. وى از هر دو پسر شكايت، و در خواست ديه نموده است. در طى رسيدگى دقيقاً مشخّص نشد كه سنگ از ناحيه كدام يك از آن دو پرتاب شده، و خود مصدوم نيز نمى‌داند كه كدام يك به طرف وى سنگ پرتاب كرده‌اند. ولى قطعاً سنگ را يكى از آن دو بچّه پرتاب كرده است. دادگاه در مورد ديه به چه ترتيب عمل نمايد؟

جواب:در فرض سؤال ارش بين آن دو نفر تنصيف مى‌شود.

سؤال 1180-در صورتى كه دو مرد مسلمان به طور عمد و مشتركاً دو مرد مسلمان ديگر را به قتل برسانند، و اولياى دم مقتولين خواهان قصاص هر دو نفر باشند؛ آيا در مقام استيفاى قصاص، اولياى دم هر كدام از مقتولين بايستى فاضل ديه هر يك از قاتلين را پرداخت نمايند؟

جواب:در چنين فرضى فاضل ديه لازم نيست.

ديه زنان‌

سؤال 1181-با توجّه به مادّه 301 قانون مجازات اسلامى، كه اشعار مى‌دارد: «ديه زن و مرد يكسان است تا وقتى كه مقدار ديه به ثلث ديه كامله برسد، كه در آن صورت ديه زن نصف ديه مرد است.» لطفاً به اين سؤالات پاسخ دهيد:

1-آيا ارش در احتساب حدّ نصاب (ثلث ديه كامل) مؤثّر است؟

جواب:ارش در اين مسأله حكم ديه را دارد.

2-در تصادفات رانندگى، كه اعضاى مختلف بدن مصدوم مى‌گردد، آيا مجموع‌


صفحه 451

صدمات وارده به كلّيّه اعضا ملاك حدّ نصاب مذكور است، يا ديه هر عضو به تنهايى ملاك حدّ نصاب همان عضو محسوب مى‌گردد؟

جواب:ديه عضو معيار است.

3-با توجّه به مادّه فوق الذكر، و مادّه 442 قانون مجازات اسلامى (ديه شكستن استخوان هر عضوى كه براى آن عضو ديه معيّن است، خُمس آن مى‌باشد ...) در مقام تعيين ديه معيّن اعضاى بدن زن، موضوع مادّه اخير الذّكر، چنانچه ديه آن عضو (قبل از تخميس) بيش از ثلث ديه كامله باشد؛ آيا نصف ديه آن عضو ملاك تخميس قرار مى‌گيرد، يا حاصل تخميس ملاك حدّ نصاب موضوع مادّه 301 قانون مذكور قرار خواهد گرفت؟

جواب:حاصل بعد از تخميس ملاك است.

سؤال 1182-با توجّه به اين كه ديات اعضا در زن و مرد مساوى است، و زمانى كه ديه زن به بيشتر از ثلث برسد به نصف تقليل مى‌يابد، حكم فروض مختلف ذيل را بيان فرماييد:

الف)در صورتى كه بر يك عضو، با جنايات متعدّد صدمه وارد شود؛ ولى همه در يك عضو باشد، و مجموع ديات بيش از ثلث ديه باشد.

ب)در صورتى كه جنايت بر يك عضو، يا با يك ضربه وارد شده، و صدمات متعدّدى در پى داشته كه مجموع، مازاد بر ثلث باشد.

ج)در صورتى كه با يك ضربه جنايات متعدّدى بر اعضاى مختلف وارد شده، و مجموع ديات مقدّره بيشتر از ثلث باشد.

د)در صورتى كه با ضربات متعدّد، جنايت متعدّد، به اعضاى مختلف وارد شود، و مجموع افزون از ثلث باشد.

جواب الف و ج و د:در تمام اين سه صورت هر يك جداگانه محاسبه مى‌شود.

جواب ب:در صورت تعدّد صدمات هر يك جداگانه محسوب مى‌شود.

سؤال 1183-ديه شكستگى استخوان پاى زن، بر اساس 45 از 15، يا 15 از 12 ديه كامله‌


صفحه 452

زن محاسبه مى‌شود؟ يا بر اساس ديه مرد حساب مى‌شود تا اين كه به ثلث ديه برسد، كه در اين صورت نصف ديه مرد خواهد بود؟

جواب:بر اساس ديه كامله مرد محاسبه مى‌شود.

سؤال 1184-همان گونه كه مستحضريد ديه زن در جراحات و اعضا تا ثلث، مساوى با ديه مرد است، و در بيش از آن به نصف تقليل مى‌يابد، با توجّه به اين مطلب لطفاً بفرماييد:

الف)آيا مجنىّ عليها (زن) مى‌تواند، براى اين كه مقدار ديه بيش از ثلث نشود، نسبت به بعضى از جراحات و صدمات گذشت كند، و نسبت به بقيّه تقاضاى ديه نمايد؟

جواب:اين كار تأثيرى در تغيير ديه ندارد.

ب)آيا بين صورتى كه مجنىّ عليها از ابتدا نسبت به برخى از جراحات و صدمات شكايت و مطالبه ديه نكرده، و بين صورتى كه مجنىّ عليها ابتدا نسبت به كلّيه آنها شكايت و مطالبه ديه كرده، و سپس نسبت به برخى از جراحات و صدمات اعلام گذشت مى‌كند، تفاوتى وجود دارد؟

جواب:تفاوتى نيست؛ و تعلّق ديه منوط به تقاضاى مجنىّ عليها نيست، بلكه حكم شارع مقدّس است هر چند مجنىّ عليها حقّ گذشت دارد.

ج)آيا قاعده مذكور شامل قتل غير عمد هم مى‌شود؟

جواب:ديه قتل غير عمد زن، نصف ديه مرد است.

ديه كفّار

سؤال 1185-با توجّه به اين كه طبق فتواى مشهور فقها، ديه اهل كتاب- كفّار ذمّى- هشت صد درهم است، آيا اقليّت زرتشتى نيز مشمول اين حكم خواهند بود؟

جواب:احتياط آن است كه ديه اهل كتاب، و از جمله زرتشتى‌ها، را مساوى ديه مسلمانان بپردازند.

سؤال 1186-ديه مرد و زن غير مسلمان چه مقدار است؟


صفحه 453

جواب:ديه ذمّى و مستأمن و معاهَد بنابر احتياط ديه كامله است؛ و ولىّ دم مى‌تواند با قاتل مصالحه كند، و كفّار حربى مستثنى هستند. و ديه زنان نصف ديه مردان است.

سؤال 1187-آيا در مورد ديه فوق، بين اين كه قاتل يا ضارب مسلمان باشد، يا غير مسلمان، فرقى هست؟

جواب:اگر قاتل غير مسلمان باشد، حاكم شرع مخيّر است طبق مذهب اسلام يا طبق مذهب خودشان حكم كند.

سؤال 1188-ديه جراحات وارده بر اهل كتاب چه مقدار است؟

جواب:احتياط واجب آن است كه به اندازه مسلمان پرداخت شود.

سؤال 1189-كودكانى كه از خانواده‌هاى ديگر اديان الهى به دنيا آمده‌اند، در رابطه با قوانين كيفرى هم سطح با كودك مسلمان نيستند. با توجّه به رأفت دين اسلام نسبت به كودكان، آيا امكان هم سطحى وجود دارد؟

جواب:به عقيده ما هر دو از نظر ديه يكسانند.

ديه اعضا

1- ديه مو

سؤال 1190-زنى در جريان يك اختلاف، موى سر دخترى را با قيچى كوتاه مى‌كند، به طورى كه موجب نقصان زيبايى وى مى‌شود. آيا به خاطر اين نقص زيبايى ارش تعلّق مى‌گيرد، يا چون عنوان «كندن مو» صدق نمى‌كند و موها دوباره رشد مى‌نمايد، چيزى تعلّق نمى‌گيرد؟

جواب:چون نقص محسوب مى‌شود، ارش دارد. و ارش آن معمولًا چيز مختصرى است.

سؤال 1191-در بسيارى از جنايات و حوادثى كه منجر به صدمه پوستى، يا كندن پوست مى‌گردد، مسلّماً علاوه بر صدمه پوستى، عدم رويش مو نيز حادث مى‌گردد.

آيا براى عدم رويش مو نيز ديه يا ارشى در نظر گرفته مى‌شود؟ آيا تمام موهاى بدن‌


صفحه 454

چنين است، يا اين كه اعضاى بدن از نظر رويش و عدم رويش مو متفاوتند؟

جواب:هر دو ديه دارد؛ مشروط بر اين كه موها در موضعى باشد كه فقدان آن عيب محسوب شود؛ مانند موى سر و ابروها و صورت مردان و امثال آن.

سؤال 1192-آيا تراشيدن موى سر و صورت شخصى، بدون رضايت او ديه يا ارش دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا رويش مجدّد مو و عدم رويش آن، يا زن و مرد بودن مجنىّ عليه، تأثيرى در حكم دارد؟

جواب:در سر و صورت مرد اگر طورى مو ازاله كند كه نرويد هركدام يك ديه دارد، و همچنين در موى سر زن. و اگر برويد در مرد احتياط مصالحه به ارش است، و در زن ديه آن مهر المثل عادلانه است.

سؤال 1193-با توجّه به اين كه از بين بردن موى سر و صورت و ابرو ديه معيّن دارد، چنانچه جراحتى مثل متلاحمه يا موضحه سبب از بين رفتن قسمتى از موى سر، يا صورت، يا ابرو شود؛ به گونه‌اى كه ديگر نرويد، به علاوه نقص زيبايى ايجاد شود. آيا هم ديه جراحت، و هم ديه مو، و هم ارش زيبايى گرفته مى‌شود؟

جواب:فقط ديه جراحت و ديه مو (البتّه به نسبت مقدار مو) پرداخته مى‌شود.

2- ديه چشم‌

سؤال 1194-كسى كه داراى يك چشم سالم و بينا است، و چشم ديگرش به طور مادرزاد، يا در اثر بيمارى، يا علل غير جنايى ديگر نابيناست، اگر بر اثر ضربه‌اى، بينايى خود را از دست دهد، ديه آن چه مقدار است؟

جواب:بنابر احتياط واجب ديه كامله تعلّق مى‌گيرد.

سؤال 1195-طبق اظهار نظر پزشكى قانونى در اثر شليك يك گلوله جنايات زير حاصل شده است:

1-چشم چپ به طور كامل تخليه گرديده است.

2-كاسه چشم چپ در جمجمه دچار شكستگى (هاشمه) شده است.

3-در پلكهاى فوقانى و تحتانى نيز پارگى (داميه) ديده مى‌شود.

آيا ديه تخليه چشم و شكستن كاسه چشم (جمجمه) و پارگى پلكها، هر كدام‌


صفحه 455

جدا پرداخت مى‌شود، يا فقط يك ديه (ديه چشم چپ) واجب است؟

جواب:علاوه بر ديه يك چشم، ديه شكستن استخوان نيز بايد پرداخته شود.

سؤال 1196-از بين بردن دو چشم نابينا ديه دارد، يا ارش؟ در صورتى كه بايد ديه پرداخت شود، چه مقدار است؟

جواب:ديه آن 13 ديه كامله آن چشم است.

سؤال 1197-با توجّه به اين كه فقهاى عظيم الشأن ديه مجموع چهار پلك دو چشم را ديه كامل ذكر كرده، و بين پلكهاى بالا و پايين فرق قائلند. به اين صورت كه ثلث ديه كامل را براى پلكهاى بالا، و براى پلكهاى پايين نصف ديه كامل قرار داده‌اند، لطفاً بفرماييد:

اوّلًا: با توجّه به امكانات جرّاحى امروزى در چشم پزشكى، و جرّاحى ترميمى، مى‌توان گفت كه تقريباً هميشه امكان ترميم پلكها وجود دارد. آيا در اين صورت نيز ديه كامل دارد، يا نظر اهل خبره در مورد ترميم و عدم ترميم، در تعيين مقدار ديه مؤثّر است؟

ثانياً: از نظر ارزش عضوى، و نحوه درمان، بين پلكهاى بالا و پايين اختلاف محسوسى با توجّه به پيشرفت علم پزشكى مشاهده نمى‌شود. آيا اختلاف ديه منصوص است و بايد اطاعت كنيم، يا امكان تغيير بر مبناى نظريّه پزشكى و خبرگان وجود دارد؟

ثالثاً: در صورتى كه پلكهاى بالا ثلث ديه داشته باشد، و پلكهاى پايين نصف ديه كامل، تكليف باقيمانده چه مى‌شود؟

جواب:در صورتى كه از طريق جرّاحى امروز، كاملًا ترميم شود بايد ارش پرداخت شود. و چنانچه نقصانى باقى بماند، بايد به نسبت محاسبه شود. در ضمن همان گونه كه نوشته‌ايد ديه پلك بالا ثلث، و پلك پايين نصف، و باقيمانده (يك سدس) ملغى است.

3- ديه بينى‌

سؤال 1198-با توجّه به مادّه 442 قانون مجازات اسلامى، مبنى بر اين كه: «ديه‌


صفحه 456

شكستن استخوان هر عضوى كه براى آن عضو ديه معيّنى است، خُمس آن مى‌باشد، و اگر معالجه شود و بدون عيب گردد، ديه آن 45 ديه شكستن آن است ...»، و مادّه 382 همان قانون، مبنى بر اين كه: «اگر با شكستن، يا سوزاندن، يا امثال آن، بينى را فاسد كنند، در صورتى كه اصلاح نشود، موجب ديه كامله است، و اگر بدون عيب جبران شود، ديه آن يك صد دينار مى‌باشد» و نظر به رويّه حاكم در اكثر محاكم، كه هرگاه بينى در اثر صدمات عمدى يا غير عمدى صرفاً دچار شكستگى شود، احتساب ديه را خارج از قاعده كلّى ملحوظ در مادّه 442 قانون مجازات اسلامى دانسته، و مستند به مادّه 382 قانون مذكور، جانى در صورت اصلاح شكستگى، محكوم به پرداخت يك صد دينار مى‌گردد، و در صورت عدم اصلاح، يك ديه كامله منظور مى‌گردد. در حالى كه به نظر مى‌رسد موضوع اين مادّه فساد بينى مى‌باشد، و شكستن، يا سوزاندن، يا امثال آن به عنوان اسباب فساد بينى مطرح گرديده، نه از مصاديق آن. لذا با عنايت به ابهام در مفهوم و مصاديق فساد بينى، بفرماييد:

اوّلًا: منظور از فساد بينى به طور مشخّص چه مى‌باشد؟ و چگونه جبران مى‌گردد؟

ثانياً: ديه شكستن بينى در صور مختلف چه مقدار مى‌باشد؟

جواب:اوّلًا: منظور از فساد بينى آن است كه بر اثر عفونتِ جنايت، يا پاشيدن اسيد، يا مانند آن، كلّ بينى از بين برود. ثانياً در صورت فساد كامل، ديه كامله دارد، و در صورت شكستن و فساد ناقص، اعمّ از اين كه جبران شود يا نشود، رجوع به ارش خواهد شد.

سؤال 1199-با توجّه به نظرات فقهاى بزرگوار شيعه مبنى بر اين كه: «اگر با شكستن يا سوزاندن يا امثال آن بينى فاسد شود موجب ديه كامل است.» لطفاً بفرماييد: با عنايت به اين كه با پيشرفت علم پزشكى، امروزه شكستگى بينى به سادگى و با هزينه كم قابل درمان است، و معمولًا با شكستن بينى فاسد نمى‌شود، آيا بازهم ديه كامل بايد پرداخت، يا اگر بدون عيب ترميم شود، يكصد دينار بايد داد، يا