صدمات وارده به كلّيّه اعضا ملاك حدّ نصاب مذكور است، يا ديه هر عضو به تنهايى ملاك حدّ نصاب همان عضو محسوب مىگردد؟
جواب:ديه عضو معيار است.
3-با توجّه به مادّه فوق الذكر، و مادّه 442 قانون مجازات اسلامى (ديه شكستن استخوان هر عضوى كه براى آن عضو ديه معيّن است، خُمس آن مىباشد ...) در مقام تعيين ديه معيّن اعضاى بدن زن، موضوع مادّه اخير الذّكر، چنانچه ديه آن عضو (قبل از تخميس) بيش از ثلث ديه كامله باشد؛ آيا نصف ديه آن عضو ملاك تخميس قرار مىگيرد، يا حاصل تخميس ملاك حدّ نصاب موضوع مادّه 301 قانون مذكور قرار خواهد گرفت؟
جواب:حاصل بعد از تخميس ملاك است.
سؤال 1182-با توجّه به اين كه ديات اعضا در زن و مرد مساوى است، و زمانى كه ديه زن به بيشتر از ثلث برسد به نصف تقليل مىيابد، حكم فروض مختلف ذيل را بيان فرماييد:
الف)در صورتى كه بر يك عضو، با جنايات متعدّد صدمه وارد شود؛ ولى همه در يك عضو باشد، و مجموع ديات بيش از ثلث ديه باشد.
ب)در صورتى كه جنايت بر يك عضو، يا با يك ضربه وارد شده، و صدمات متعدّدى در پى داشته كه مجموع، مازاد بر ثلث باشد.
ج)در صورتى كه با يك ضربه جنايات متعدّدى بر اعضاى مختلف وارد شده، و مجموع ديات مقدّره بيشتر از ثلث باشد.
د)در صورتى كه با ضربات متعدّد، جنايت متعدّد، به اعضاى مختلف وارد شود، و مجموع افزون از ثلث باشد.
جواب الف و ج و د:در تمام اين سه صورت هر يك جداگانه محاسبه مىشود.
جواب ب:در صورت تعدّد صدمات هر يك جداگانه محسوب مىشود.
سؤال 1183-ديه شكستگى استخوان پاى زن، بر اساس 45 از 15، يا 15 از 12 ديه كامله
زن محاسبه مىشود؟ يا بر اساس ديه مرد حساب مىشود تا اين كه به ثلث ديه برسد، كه در اين صورت نصف ديه مرد خواهد بود؟
جواب:بر اساس ديه كامله مرد محاسبه مىشود.
سؤال 1184-همان گونه كه مستحضريد ديه زن در جراحات و اعضا تا ثلث، مساوى با ديه مرد است، و در بيش از آن به نصف تقليل مىيابد، با توجّه به اين مطلب لطفاً بفرماييد:
الف)آيا مجنىّ عليها (زن) مىتواند، براى اين كه مقدار ديه بيش از ثلث نشود، نسبت به بعضى از جراحات و صدمات گذشت كند، و نسبت به بقيّه تقاضاى ديه نمايد؟
جواب:اين كار تأثيرى در تغيير ديه ندارد.
ب)آيا بين صورتى كه مجنىّ عليها از ابتدا نسبت به برخى از جراحات و صدمات شكايت و مطالبه ديه نكرده، و بين صورتى كه مجنىّ عليها ابتدا نسبت به كلّيه آنها شكايت و مطالبه ديه كرده، و سپس نسبت به برخى از جراحات و صدمات اعلام گذشت مىكند، تفاوتى وجود دارد؟
جواب:تفاوتى نيست؛ و تعلّق ديه منوط به تقاضاى مجنىّ عليها نيست، بلكه حكم شارع مقدّس است هر چند مجنىّ عليها حقّ گذشت دارد.
ج)آيا قاعده مذكور شامل قتل غير عمد هم مىشود؟
جواب:ديه قتل غير عمد زن، نصف ديه مرد است.
ديه كفّار
سؤال 1185-با توجّه به اين كه طبق فتواى مشهور فقها، ديه اهل كتاب- كفّار ذمّى- هشت صد درهم است، آيا اقليّت زرتشتى نيز مشمول اين حكم خواهند بود؟
جواب:احتياط آن است كه ديه اهل كتاب، و از جمله زرتشتىها، را مساوى ديه مسلمانان بپردازند.
سؤال 1186-ديه مرد و زن غير مسلمان چه مقدار است؟
جواب:ديه ذمّى و مستأمن و معاهَد بنابر احتياط ديه كامله است؛ و ولىّ دم مىتواند با قاتل مصالحه كند، و كفّار حربى مستثنى هستند. و ديه زنان نصف ديه مردان است.
سؤال 1187-آيا در مورد ديه فوق، بين اين كه قاتل يا ضارب مسلمان باشد، يا غير مسلمان، فرقى هست؟
جواب:اگر قاتل غير مسلمان باشد، حاكم شرع مخيّر است طبق مذهب اسلام يا طبق مذهب خودشان حكم كند.
سؤال 1188-ديه جراحات وارده بر اهل كتاب چه مقدار است؟
جواب:احتياط واجب آن است كه به اندازه مسلمان پرداخت شود.
سؤال 1189-كودكانى كه از خانوادههاى ديگر اديان الهى به دنيا آمدهاند، در رابطه با قوانين كيفرى هم سطح با كودك مسلمان نيستند. با توجّه به رأفت دين اسلام نسبت به كودكان، آيا امكان هم سطحى وجود دارد؟
جواب:به عقيده ما هر دو از نظر ديه يكسانند.
ديه اعضا
1- ديه مو
سؤال 1190-زنى در جريان يك اختلاف، موى سر دخترى را با قيچى كوتاه مىكند، به طورى كه موجب نقصان زيبايى وى مىشود. آيا به خاطر اين نقص زيبايى ارش تعلّق مىگيرد، يا چون عنوان «كندن مو» صدق نمىكند و موها دوباره رشد مىنمايد، چيزى تعلّق نمىگيرد؟
جواب:چون نقص محسوب مىشود، ارش دارد. و ارش آن معمولًا چيز مختصرى است.
سؤال 1191-در بسيارى از جنايات و حوادثى كه منجر به صدمه پوستى، يا كندن پوست مىگردد، مسلّماً علاوه بر صدمه پوستى، عدم رويش مو نيز حادث مىگردد.
آيا براى عدم رويش مو نيز ديه يا ارشى در نظر گرفته مىشود؟ آيا تمام موهاى بدن
چنين است، يا اين كه اعضاى بدن از نظر رويش و عدم رويش مو متفاوتند؟
جواب:هر دو ديه دارد؛ مشروط بر اين كه موها در موضعى باشد كه فقدان آن عيب محسوب شود؛ مانند موى سر و ابروها و صورت مردان و امثال آن.
سؤال 1192-آيا تراشيدن موى سر و صورت شخصى، بدون رضايت او ديه يا ارش دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا رويش مجدّد مو و عدم رويش آن، يا زن و مرد بودن مجنىّ عليه، تأثيرى در حكم دارد؟
جواب:در سر و صورت مرد اگر طورى مو ازاله كند كه نرويد هركدام يك ديه دارد، و همچنين در موى سر زن. و اگر برويد در مرد احتياط مصالحه به ارش است، و در زن ديه آن مهر المثل عادلانه است.
سؤال 1193-با توجّه به اين كه از بين بردن موى سر و صورت و ابرو ديه معيّن دارد، چنانچه جراحتى مثل متلاحمه يا موضحه سبب از بين رفتن قسمتى از موى سر، يا صورت، يا ابرو شود؛ به گونهاى كه ديگر نرويد، به علاوه نقص زيبايى ايجاد شود. آيا هم ديه جراحت، و هم ديه مو، و هم ارش زيبايى گرفته مىشود؟
جواب:فقط ديه جراحت و ديه مو (البتّه به نسبت مقدار مو) پرداخته مىشود.
2- ديه چشم
سؤال 1194-كسى كه داراى يك چشم سالم و بينا است، و چشم ديگرش به طور مادرزاد، يا در اثر بيمارى، يا علل غير جنايى ديگر نابيناست، اگر بر اثر ضربهاى، بينايى خود را از دست دهد، ديه آن چه مقدار است؟
جواب:بنابر احتياط واجب ديه كامله تعلّق مىگيرد.
سؤال 1195-طبق اظهار نظر پزشكى قانونى در اثر شليك يك گلوله جنايات زير حاصل شده است:
1-چشم چپ به طور كامل تخليه گرديده است.
2-كاسه چشم چپ در جمجمه دچار شكستگى (هاشمه) شده است.
3-در پلكهاى فوقانى و تحتانى نيز پارگى (داميه) ديده مىشود.
آيا ديه تخليه چشم و شكستن كاسه چشم (جمجمه) و پارگى پلكها، هر كدام
جدا پرداخت مىشود، يا فقط يك ديه (ديه چشم چپ) واجب است؟
جواب:علاوه بر ديه يك چشم، ديه شكستن استخوان نيز بايد پرداخته شود.
سؤال 1196-از بين بردن دو چشم نابينا ديه دارد، يا ارش؟ در صورتى كه بايد ديه پرداخت شود، چه مقدار است؟
جواب:ديه آن 13 ديه كامله آن چشم است.
سؤال 1197-با توجّه به اين كه فقهاى عظيم الشأن ديه مجموع چهار پلك دو چشم را ديه كامل ذكر كرده، و بين پلكهاى بالا و پايين فرق قائلند. به اين صورت كه ثلث ديه كامل را براى پلكهاى بالا، و براى پلكهاى پايين نصف ديه كامل قرار دادهاند، لطفاً بفرماييد:
اوّلًا: با توجّه به امكانات جرّاحى امروزى در چشم پزشكى، و جرّاحى ترميمى، مىتوان گفت كه تقريباً هميشه امكان ترميم پلكها وجود دارد. آيا در اين صورت نيز ديه كامل دارد، يا نظر اهل خبره در مورد ترميم و عدم ترميم، در تعيين مقدار ديه مؤثّر است؟
ثانياً: از نظر ارزش عضوى، و نحوه درمان، بين پلكهاى بالا و پايين اختلاف محسوسى با توجّه به پيشرفت علم پزشكى مشاهده نمىشود. آيا اختلاف ديه منصوص است و بايد اطاعت كنيم، يا امكان تغيير بر مبناى نظريّه پزشكى و خبرگان وجود دارد؟
ثالثاً: در صورتى كه پلكهاى بالا ثلث ديه داشته باشد، و پلكهاى پايين نصف ديه كامل، تكليف باقيمانده چه مىشود؟
جواب:در صورتى كه از طريق جرّاحى امروز، كاملًا ترميم شود بايد ارش پرداخت شود. و چنانچه نقصانى باقى بماند، بايد به نسبت محاسبه شود. در ضمن همان گونه كه نوشتهايد ديه پلك بالا ثلث، و پلك پايين نصف، و باقيمانده (يك سدس) ملغى است.
3- ديه بينى
سؤال 1198-با توجّه به مادّه 442 قانون مجازات اسلامى، مبنى بر اين كه: «ديه
شكستن استخوان هر عضوى كه براى آن عضو ديه معيّنى است، خُمس آن مىباشد، و اگر معالجه شود و بدون عيب گردد، ديه آن 45 ديه شكستن آن است ...»، و مادّه 382 همان قانون، مبنى بر اين كه: «اگر با شكستن، يا سوزاندن، يا امثال آن، بينى را فاسد كنند، در صورتى كه اصلاح نشود، موجب ديه كامله است، و اگر بدون عيب جبران شود، ديه آن يك صد دينار مىباشد» و نظر به رويّه حاكم در اكثر محاكم، كه هرگاه بينى در اثر صدمات عمدى يا غير عمدى صرفاً دچار شكستگى شود، احتساب ديه را خارج از قاعده كلّى ملحوظ در مادّه 442 قانون مجازات اسلامى دانسته، و مستند به مادّه 382 قانون مذكور، جانى در صورت اصلاح شكستگى، محكوم به پرداخت يك صد دينار مىگردد، و در صورت عدم اصلاح، يك ديه كامله منظور مىگردد. در حالى كه به نظر مىرسد موضوع اين مادّه فساد بينى مىباشد، و شكستن، يا سوزاندن، يا امثال آن به عنوان اسباب فساد بينى مطرح گرديده، نه از مصاديق آن. لذا با عنايت به ابهام در مفهوم و مصاديق فساد بينى، بفرماييد:
اوّلًا: منظور از فساد بينى به طور مشخّص چه مىباشد؟ و چگونه جبران مىگردد؟
ثانياً: ديه شكستن بينى در صور مختلف چه مقدار مىباشد؟
جواب:اوّلًا: منظور از فساد بينى آن است كه بر اثر عفونتِ جنايت، يا پاشيدن اسيد، يا مانند آن، كلّ بينى از بين برود. ثانياً در صورت فساد كامل، ديه كامله دارد، و در صورت شكستن و فساد ناقص، اعمّ از اين كه جبران شود يا نشود، رجوع به ارش خواهد شد.
سؤال 1199-با توجّه به نظرات فقهاى بزرگوار شيعه مبنى بر اين كه: «اگر با شكستن يا سوزاندن يا امثال آن بينى فاسد شود موجب ديه كامل است.» لطفاً بفرماييد: با عنايت به اين كه با پيشرفت علم پزشكى، امروزه شكستگى بينى به سادگى و با هزينه كم قابل درمان است، و معمولًا با شكستن بينى فاسد نمىشود، آيا بازهم ديه كامل بايد پرداخت، يا اگر بدون عيب ترميم شود، يكصد دينار بايد داد، يا
اين كه با نظر خبرگان پزشكى، دست قاضى در تعيين ديه باز است؟
جواب:اگر به راحتى قابل درمان باشد مشمول حكم ارش است.
سؤال 1200-ضربهاى به بينى شخصى خورده، و خون دماغ شده است. اين جنايت ديه دارد، يا ارش؟
جواب:ارش دارد.
سؤال 1201-فقها براى از بين بردن هر يك از سوراخهاى بينى ثلث ديه كامل، و براى سوراخ كردن بينى (به طورى كه هر دو سوراخ و پرده فاصل ميان آن پاره شود، يا اين كه آن را سوراخ نمايد) در صورتى كه باعث از بين رفتن آن نشود ثلث ديه كامل، و اگر جبران و اصلاح شود خُمس ديه كامل در نظر گرفتهاند. لطفاً بفرماييد:
اوّلًا: منظور از سوراخ كردن بينى چيست؟ آيا منظور بسته شدن بينى، يا قطع شدن، يا تغيير شكل عضو آن مىباشد؟
ثانياً: آيا سوراخ كردن ديواره بين مجارى بينى، كه از عوارض عملهاى جرّاحى داخل بينى است، نيز مشمول اين حكم مىگردد؟
ثالثاً: با توجّه به معالجات ترميمى امروز تكليف چيست؟ آيا همان ديه منظور است، يا مىتوان آن را كم يا زياد نمود؟
جواب:منظور از سوراخ كردن اين است كه مثلًا با نوك خنجرى از يك طرف بينى بزنند و از طرف مقابل بيرون آيد. و در شرايط فعلى كه به راحتى قابل ترميم است، ديه تبديل به ارش مىشود.
4- ديه گوش
سؤال 1202-با توجّه به اين كه گوش شامل سه بخش خارجى، ميانى و داخلى است، و با عنايت به اين كه فرمودهاند: «از بين بردن مجموع دو گوش ديه كامل دارد.»
اوّلًا: آيا لاله گوش ديه كامل دارد، يا از بين بردن هر سه قسمت مذكور ديه كامل دارد؟
ثانياً: در صورت از بين بردن قسمتهاى ميانى و داخلى تكليف چيست؟
ثالثاً: منظور از فلج كردن گوش چيست؟ و ديه آن چه مقدار است؟
جواب:لاله هر دو گوش اگر از بيخ كنده شود ديه كامل دارد. و امّا نسبت به بقيّه، اگر شنوايى از كار بيفتد آن هم ديه كامل دارد. و منظور از فلج كردن گوش آن است كه لاله چنان آسيب ببيند كه خود را رها كند، و مانند يك قطعه گوشت آويزان شود. و ديه فلج كردن دو سوّم ديه كامله است.
5- ديه گردن
سؤال 1203-از نظر پزشكى ستون فقرات از 26 قطعه استخوان تشكيل شده، و شامل بخشهاى دنبالچه، كمر، پشت و گردن مىباشد. گردن شامل هفت عدد مهره و توده ماهيچهاى است، كه شكستن گردن ناظر بر شكستن مهرههاى گردن است، و الّا ماهيچه قابل شكستن نيست. شارع مقدّس و قانونگذار، در خصوص شكستن و نقص گردن، اقدام به تعيين ديه خاص و ارش نموده، و بدين طريق آن را از عنوان ديه احتسابى براى ستون فقرات خارج كرده است. لكن پزشكان محترم به اعتبار اطلاق عنوان كلّى «ستون فقرات» بر مهرههاى گردن در اصطلاح پزشكى، و بدون توجّه به تعيين ديه به صورت مستقل و جداگانه براى شكستگى گردن (مهرههاى گردنى) در متون فقهى و قوانين موضوعه، ديه شكستگى ستون فقرات را مبناى تعيين ديه شكستگى مهرههاى گردن قرار مىدهند. با توجّه به مقدّمه فوق بفرماييد:
1-آيا شكستگى گردن ناظر به شكستن مهرههاى گردن است؟
جواب:با توجّه به اين كه براى گردن ديه جداگانهاى تعيين شده، و شكستگى مربوط به مهره است، حساب آن را بايد از حساب ستون فقرات جدا كرد.
2-در احتساب ديه شكستگى مهرههاى گردن يا ارش، ديه گردن مبنا و ملاك محاسبه قرار مىگيرد، يا ديه ستون فقرات؟
جواب:مبنا ديه گردن است.
سؤال 1204-جراحت گردن ديه دارد، يا ارش؟ چنانچه جراحت در زير چانه باشد،