بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 455

جدا پرداخت مى‌شود، يا فقط يك ديه (ديه چشم چپ) واجب است؟

جواب:علاوه بر ديه يك چشم، ديه شكستن استخوان نيز بايد پرداخته شود.

سؤال 1196-از بين بردن دو چشم نابينا ديه دارد، يا ارش؟ در صورتى كه بايد ديه پرداخت شود، چه مقدار است؟

جواب:ديه آن 13 ديه كامله آن چشم است.

سؤال 1197-با توجّه به اين كه فقهاى عظيم الشأن ديه مجموع چهار پلك دو چشم را ديه كامل ذكر كرده، و بين پلكهاى بالا و پايين فرق قائلند. به اين صورت كه ثلث ديه كامل را براى پلكهاى بالا، و براى پلكهاى پايين نصف ديه كامل قرار داده‌اند، لطفاً بفرماييد:

اوّلًا: با توجّه به امكانات جرّاحى امروزى در چشم پزشكى، و جرّاحى ترميمى، مى‌توان گفت كه تقريباً هميشه امكان ترميم پلكها وجود دارد. آيا در اين صورت نيز ديه كامل دارد، يا نظر اهل خبره در مورد ترميم و عدم ترميم، در تعيين مقدار ديه مؤثّر است؟

ثانياً: از نظر ارزش عضوى، و نحوه درمان، بين پلكهاى بالا و پايين اختلاف محسوسى با توجّه به پيشرفت علم پزشكى مشاهده نمى‌شود. آيا اختلاف ديه منصوص است و بايد اطاعت كنيم، يا امكان تغيير بر مبناى نظريّه پزشكى و خبرگان وجود دارد؟

ثالثاً: در صورتى كه پلكهاى بالا ثلث ديه داشته باشد، و پلكهاى پايين نصف ديه كامل، تكليف باقيمانده چه مى‌شود؟

جواب:در صورتى كه از طريق جرّاحى امروز، كاملًا ترميم شود بايد ارش پرداخت شود. و چنانچه نقصانى باقى بماند، بايد به نسبت محاسبه شود. در ضمن همان گونه كه نوشته‌ايد ديه پلك بالا ثلث، و پلك پايين نصف، و باقيمانده (يك سدس) ملغى است.

3- ديه بينى‌

سؤال 1198-با توجّه به مادّه 442 قانون مجازات اسلامى، مبنى بر اين كه: «ديه‌


صفحه 456

شكستن استخوان هر عضوى كه براى آن عضو ديه معيّنى است، خُمس آن مى‌باشد، و اگر معالجه شود و بدون عيب گردد، ديه آن 45 ديه شكستن آن است ...»، و مادّه 382 همان قانون، مبنى بر اين كه: «اگر با شكستن، يا سوزاندن، يا امثال آن، بينى را فاسد كنند، در صورتى كه اصلاح نشود، موجب ديه كامله است، و اگر بدون عيب جبران شود، ديه آن يك صد دينار مى‌باشد» و نظر به رويّه حاكم در اكثر محاكم، كه هرگاه بينى در اثر صدمات عمدى يا غير عمدى صرفاً دچار شكستگى شود، احتساب ديه را خارج از قاعده كلّى ملحوظ در مادّه 442 قانون مجازات اسلامى دانسته، و مستند به مادّه 382 قانون مذكور، جانى در صورت اصلاح شكستگى، محكوم به پرداخت يك صد دينار مى‌گردد، و در صورت عدم اصلاح، يك ديه كامله منظور مى‌گردد. در حالى كه به نظر مى‌رسد موضوع اين مادّه فساد بينى مى‌باشد، و شكستن، يا سوزاندن، يا امثال آن به عنوان اسباب فساد بينى مطرح گرديده، نه از مصاديق آن. لذا با عنايت به ابهام در مفهوم و مصاديق فساد بينى، بفرماييد:

اوّلًا: منظور از فساد بينى به طور مشخّص چه مى‌باشد؟ و چگونه جبران مى‌گردد؟

ثانياً: ديه شكستن بينى در صور مختلف چه مقدار مى‌باشد؟

جواب:اوّلًا: منظور از فساد بينى آن است كه بر اثر عفونتِ جنايت، يا پاشيدن اسيد، يا مانند آن، كلّ بينى از بين برود. ثانياً در صورت فساد كامل، ديه كامله دارد، و در صورت شكستن و فساد ناقص، اعمّ از اين كه جبران شود يا نشود، رجوع به ارش خواهد شد.

سؤال 1199-با توجّه به نظرات فقهاى بزرگوار شيعه مبنى بر اين كه: «اگر با شكستن يا سوزاندن يا امثال آن بينى فاسد شود موجب ديه كامل است.» لطفاً بفرماييد: با عنايت به اين كه با پيشرفت علم پزشكى، امروزه شكستگى بينى به سادگى و با هزينه كم قابل درمان است، و معمولًا با شكستن بينى فاسد نمى‌شود، آيا بازهم ديه كامل بايد پرداخت، يا اگر بدون عيب ترميم شود، يكصد دينار بايد داد، يا


صفحه 457

اين كه با نظر خبرگان پزشكى، دست قاضى در تعيين ديه باز است؟

جواب:اگر به راحتى قابل درمان باشد مشمول حكم ارش است.

سؤال 1200-ضربه‌اى به بينى شخصى خورده، و خون دماغ شده است. اين جنايت ديه دارد، يا ارش؟

جواب:ارش دارد.

سؤال 1201-فقها براى از بين بردن هر يك از سوراخهاى بينى ثلث ديه كامل، و براى سوراخ كردن بينى (به طورى كه هر دو سوراخ و پرده فاصل ميان آن پاره شود، يا اين كه آن را سوراخ نمايد) در صورتى كه باعث از بين رفتن آن نشود ثلث ديه كامل، و اگر جبران و اصلاح شود خُمس ديه كامل در نظر گرفته‌اند. لطفاً بفرماييد:

اوّلًا: منظور از سوراخ كردن بينى چيست؟ آيا منظور بسته شدن بينى، يا قطع شدن، يا تغيير شكل عضو آن مى‌باشد؟

ثانياً: آيا سوراخ كردن ديواره بين مجارى بينى، كه از عوارض عملهاى جرّاحى داخل بينى است، نيز مشمول اين حكم مى‌گردد؟

ثالثاً: با توجّه به معالجات ترميمى امروز تكليف چيست؟ آيا همان ديه منظور است، يا مى‌توان آن را كم يا زياد نمود؟

جواب:منظور از سوراخ كردن اين است كه مثلًا با نوك خنجرى از يك طرف بينى بزنند و از طرف مقابل بيرون آيد. و در شرايط فعلى كه به راحتى قابل ترميم است، ديه تبديل به ارش مى‌شود.

4- ديه گوش‌

سؤال 1202-با توجّه به اين كه گوش شامل سه بخش خارجى، ميانى و داخلى است، و با عنايت به اين كه فرموده‌اند: «از بين بردن مجموع دو گوش ديه كامل دارد.»

اوّلًا: آيا لاله گوش ديه كامل دارد، يا از بين بردن هر سه قسمت مذكور ديه كامل دارد؟


صفحه 458

ثانياً: در صورت از بين بردن قسمتهاى ميانى و داخلى تكليف چيست؟

ثالثاً: منظور از فلج كردن گوش چيست؟ و ديه آن چه مقدار است؟

جواب:لاله هر دو گوش اگر از بيخ كنده شود ديه كامل دارد. و امّا نسبت به بقيّه، اگر شنوايى از كار بيفتد آن هم ديه كامل دارد. و منظور از فلج كردن گوش آن است كه لاله چنان آسيب ببيند كه خود را رها كند، و مانند يك قطعه گوشت آويزان شود. و ديه فلج كردن دو سوّم ديه كامله است.

5- ديه گردن‌

سؤال 1203-از نظر پزشكى ستون فقرات از 26 قطعه استخوان تشكيل شده، و شامل بخشهاى دنبالچه، كمر، پشت و گردن مى‌باشد. گردن شامل هفت عدد مهره و توده ماهيچه‌اى است، كه شكستن گردن ناظر بر شكستن مهره‌هاى گردن است، و الّا ماهيچه قابل شكستن نيست. شارع مقدّس و قانونگذار، در خصوص شكستن و نقص گردن، اقدام به تعيين ديه خاص و ارش نموده، و بدين طريق آن را از عنوان ديه احتسابى براى ستون فقرات خارج كرده است. لكن پزشكان محترم به اعتبار اطلاق عنوان كلّى «ستون فقرات» بر مهره‌هاى گردن در اصطلاح پزشكى، و بدون توجّه به تعيين ديه به صورت مستقل و جداگانه براى شكستگى گردن (مهره‌هاى گردنى) در متون فقهى و قوانين موضوعه، ديه شكستگى ستون فقرات را مبناى تعيين ديه شكستگى مهره‌هاى گردن قرار مى‌دهند. با توجّه به مقدّمه فوق بفرماييد:

1-آيا شكستگى گردن ناظر به شكستن مهره‌هاى گردن است؟

جواب:با توجّه به اين كه براى گردن ديه جداگانه‌اى تعيين شده، و شكستگى مربوط به مهره است، حساب آن را بايد از حساب ستون فقرات جدا كرد.

2-در احتساب ديه شكستگى مهره‌هاى گردن يا ارش، ديه گردن مبنا و ملاك محاسبه قرار مى‌گيرد، يا ديه ستون فقرات؟

جواب:مبنا ديه گردن است.

سؤال 1204-جراحت گردن ديه دارد، يا ارش؟ چنانچه جراحت در زير چانه باشد،


صفحه 459

ديه سر و صورت تعلّق مى‌گيرد، يا ارش؟

جواب:جراحت در گردن ديه دارد، و مشمول احكام حارصه و داميه در بدن است. و چانه در حكم صورت است.

6- ديه دست‌

سؤال 1205-آيا در شكستگى دو استخوان مچ دست، به عنوان استخوان زند اعلى‌ و زند اسفل، و دو استخوان ساق، مجموعاً ديه شكستگى يك استخوان پا و دست در نظر گرفته خواهد شد، يا براى شكستگى هر استخوانِ عضو مذكور، ديه مستقل و جدا از هم تعيين مى‌گردد؟ ضمناً نظر مباركتان را در شكستگى استخوان كف دست و شست دست بيان فرماييد.

جواب:هر يك از آن دو استخوان كف دست و پشت دست، ارش دارد.

سؤال 1206-پزشكى قانونى در شكستگى استخوان كف دست و پشت دست ديه، يا ارش به نسبت تعداد استخوانها، در نظر مى‌گيرد. مثلًا در پنج استخوان موجود در كف دست، براى شكستگى هر استخوان بيست دينار ارش تعيين مى‌نمايد، كه در مجموع به اندازه يك پنجم ديه دست مى‌شود. آيا اين تقسيم‌بندى صحيح است؟

در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا در ساير اعضا نيز يك پنجم ديه شكستگى استخوان، به تعداد استخوانهاى همان عضو تقسيم خواهد شد، يا براى شكستگى هر استخوان آن عضو همين يك پنجم ملاك عمل قرار خواهد گرفت؟ ضمناً ديه جراحت وارده بر كف دست و پشت دست با چه معيارى محاسبه خواهد شد؟ و در مورد تغيير رنگِ پوست سر هم اظهار نظر فرماييد.

جواب:ديه تقسيم بر تعداد استخوانها مى‌شود، و در ساير اعضا نيز تقسيم خواهد شد. مگر اين كه نقش يك استخوان با ديگر استخوان‌ها تفاوت كلّى داشته باشد، و جراحت وارده بر كف دست يا پشت دست به نسبت همان عضو، يعنى دست، سنجيده مى‌شود. و در مورد تغيير رنگ پوست ارش لازم است.

سؤال 1207-شكستگى يكى از استخوانهاى پنج‌گانه پشت دست يا پا، ديه دارد يا


صفحه 460

ارش؟ چنانچه ديه معيّن داشته باشد، ديه آن بر اساس 45 از 15 از 110 ديه كامله محاسبه مى‌شود، يا بر اساس 45 از 15 از 12 ديه كامله (در فرض بهبودى عضو بدون عيب) اندازه‌گيرى مى‌شود؟

جواب:ديه آن عضو تقسيم بر تعداد استخوانها مى‌شود، سپس احكام شكستن استخوان بر هر كدام جارى خواهد شد. مثلًا اگر در دست ده استخوان ريز باشد، پانصد دينار تقسيم به ده قسمت مى‌شود، و ديه هر استخوان پنجاه دينار است.

حال اگر آن استخوان بشكند و به حال اوّل برنگردد، بايد يك پنجم آن را كه ده دينار است بپردازد، و اگر مثل اوّل شود بايد هشت دينار بپردازد.

7- ديه انگشتان دست‌

سؤال 1208-ديه جراحت در انگشتان دست به نسبت ديه انگشت سنجيده مى‌شود، يا به نسبت ديه دست؟

جواب:بايد به نسبت ديه انگشت سنجيده شود.

سؤال 1209-لطفاً فتواى شريف را درباره سؤال‌هاى زير مرقوم فرماييد:

الف)در مواردى كه به دليل ضرورتِ تشخيصِ هويّتِ ميّتِ مجهول الهويّه، قطع انگشتان وى تجويز مى‌شود، آيا ديه نيز دارد؟

ب)در صورت ثبوت ديه، مقدار آن چه اندازه، و بر عهده كيست؟ و نحوه مصرف آن چگونه است؟

ج)در صورت ثبوت ديه بر مباشر قطع، آيا او مى‌تواند ذمّه خود را برى‌ء كرده، و آن را بر عهده كسانى كه خواستار تشخيص هويّت ميّت هستند، يا بيت المال بگذارد؟

جواب:قطع انگشتان در مواردى كه شرعاً جايز است ديه ندارد.

سؤال 1210-همانطور كه مستحضريد درباره ديه انگشتان، دو نظريّه وجود دارد:

1-تساوى انگشتان از نظر ديه؛ بر اساس اين قول، كه در بين قدما و متأخّرين شهرت يافته، و رواياتى نيز بر آن دلالت دارد، به هر يك از انگشتان 110 ديه كامل تعلّق مى‌گيرد.


صفحه 461

2-تفاوت انگشت ابهام از نظر ديه با ساير انگشتان؛ معتقدان اين نظريّه گرچه بر سه دسته تقسيم مى‌شوند، و هر كدام در تعيين ديه ابهام و ساير انگشتان نظرى را برگزيده‌اند؛ ولى همگى بر متفاوت بودن ديه ابهام با غير آن اتّفاق نظر دارند.

با عنايت به اين كه در عصر حاضر، مشاغل متحوّل و دگرگون شده، و اشخاصى كه دچار آسيب در ناحيه انگشتان شده، و داراى مشاغلى چون جرّاحى و خطّاطى و مانند آن هستند، صدمه وارده، به شغل آنها آسيب جدّى مى‌رساند، لطفاً بفرماييد:

الف)آيا مى‌توان گفت، تفاوت مطرح شده در معتبره ظريف (ميان ابهام و ساير انگشتان) به خاطر تفاوت در ميزان كارآيى آنهاست؟

جواب:مشهور و معروف عدم تفاوت انگشتان است. و به فرض تفاوت داشته باشد، مسأله كارآيى و فن‌آورى جنبه حكمت دارد؛ نه علّت.

ب)بر اين اساس، آيا مى‌توان از انگشت ابهام الغاى خصوصيّت كرد و اين تفاوت را در مورد ساير انگشتان نيز تعميم داد؟ يعنى ديه خسارت وارده بر انگشتان را با توجّه به اهميّت شغل و ارزش هر انگشت تعيين كنيم؟

جواب:اگر قياس منصوص العلّه بود، اين سخن صحيح بود؛ ولى با توجّه به اين كه حكمتِ حكم است نه علّت آن، اين تسريه صحيح نيست.

8- ديه پا

سؤال 1211-در پاسخ سؤالى در مورد شكستگى دو استخوان ساق يك پا، مرقوم فرموديد: «هر كدام از استخوانها ديه مستقلّى دارد.» آيا هر كدام از استخوانهاى فوق الاشعار يك پنجم ديه پا را (در صورت معيوب بودن) دارد، يا كمتر از يك پنجم؟

لطفاً مقدار ديه را مرقوم فرماييد.

جواب:ديه مزبور تقسيم به دو استخوان مى‌شود؛ يعنى هر كدام نصف ديه شكستن استخوان پا را دارد.

سؤال 1212-پاى شخصى در تصادف آسيب‌ديده، بدين جهت مجبور شده‌اند آن را قطع كنند، آيا ديه دارد؟


صفحه 462

جواب:در صورتى كه پاى او طورى مجروح شده كه به كلّى از كار افتاده، و ناچارند آن را قطع كنند، بايد ديه قطع پا را بدهند.

9- ديه آلت تناسلى‌

سؤال 1213-پسرم توسّط يك پزشك ختنه شد. به دليل بى‌احتياطى و عدم مهارت در عمل جرّاحى، خسارات ذيل بر ايشان وارد شد:

1-از بين رفتن تمام پوست روى آلت.

2-قطع قسمتى از آلت.

3-تنگ شدن مجراى بول و كج شدن آلت.

4-از بين رفتن توان مقاربت و لذّت جنسى (به دليل فقدان پوست طبيعى روى آلت) و عدم انزال، كه نتيجه آن عدم توليد مثل و بارورى است.

5-عمل جرّاحى آلت و ترميم پلاستيكى.

ديه ضايعات فوق چيست؟

جواب:نسبت به ضايعاتى كه در پوست آلت و تنگى مجرا و كج شدن به وجود آمده، طبق تشخيص كارشناس ارش تعلّق مى‌گيرد. و در مورد عدم بارورى، اگر بعد از معالجه مسأله حل نشود، آن نيز ارش دارد.

10- ديه اعضاى داخلى‌

سؤال 1214-آيا اعضاى داخلى بدن داراى ديه مقرّر و معيّن هستند، يا ارش دارند؟

جواب:اين اعضا مشمول ارش مى‌باشند؛ و قاعده وحدت و تعدّد در اين اعضا جارى نمى‌شود.

سؤال 1215-اگر شخصى عمداً با چاقو يا مانند آن، جراحت جائفه‌اى به شخصى وارد كند، و در اثر آن ضربه، صدمه‌اى به طحال، يا قلب، يا ساير امحاء و احشاء وى وارد شود، كه طبق نظريّه پزشكى قانونى، نقص عضوى در داخل بدن ايجاد گردد، آيا علاوه بر ثلث ديه كامله، كه ديه مقدّر جائفه است، براى صدمات ديگر هم ارش در