بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 458

ثانياً: در صورت از بين بردن قسمتهاى ميانى و داخلى تكليف چيست؟

ثالثاً: منظور از فلج كردن گوش چيست؟ و ديه آن چه مقدار است؟

جواب:لاله هر دو گوش اگر از بيخ كنده شود ديه كامل دارد. و امّا نسبت به بقيّه، اگر شنوايى از كار بيفتد آن هم ديه كامل دارد. و منظور از فلج كردن گوش آن است كه لاله چنان آسيب ببيند كه خود را رها كند، و مانند يك قطعه گوشت آويزان شود. و ديه فلج كردن دو سوّم ديه كامله است.

5- ديه گردن‌

سؤال 1203-از نظر پزشكى ستون فقرات از 26 قطعه استخوان تشكيل شده، و شامل بخشهاى دنبالچه، كمر، پشت و گردن مى‌باشد. گردن شامل هفت عدد مهره و توده ماهيچه‌اى است، كه شكستن گردن ناظر بر شكستن مهره‌هاى گردن است، و الّا ماهيچه قابل شكستن نيست. شارع مقدّس و قانونگذار، در خصوص شكستن و نقص گردن، اقدام به تعيين ديه خاص و ارش نموده، و بدين طريق آن را از عنوان ديه احتسابى براى ستون فقرات خارج كرده است. لكن پزشكان محترم به اعتبار اطلاق عنوان كلّى «ستون فقرات» بر مهره‌هاى گردن در اصطلاح پزشكى، و بدون توجّه به تعيين ديه به صورت مستقل و جداگانه براى شكستگى گردن (مهره‌هاى گردنى) در متون فقهى و قوانين موضوعه، ديه شكستگى ستون فقرات را مبناى تعيين ديه شكستگى مهره‌هاى گردن قرار مى‌دهند. با توجّه به مقدّمه فوق بفرماييد:

1-آيا شكستگى گردن ناظر به شكستن مهره‌هاى گردن است؟

جواب:با توجّه به اين كه براى گردن ديه جداگانه‌اى تعيين شده، و شكستگى مربوط به مهره است، حساب آن را بايد از حساب ستون فقرات جدا كرد.

2-در احتساب ديه شكستگى مهره‌هاى گردن يا ارش، ديه گردن مبنا و ملاك محاسبه قرار مى‌گيرد، يا ديه ستون فقرات؟

جواب:مبنا ديه گردن است.

سؤال 1204-جراحت گردن ديه دارد، يا ارش؟ چنانچه جراحت در زير چانه باشد،


صفحه 459

ديه سر و صورت تعلّق مى‌گيرد، يا ارش؟

جواب:جراحت در گردن ديه دارد، و مشمول احكام حارصه و داميه در بدن است. و چانه در حكم صورت است.

6- ديه دست‌

سؤال 1205-آيا در شكستگى دو استخوان مچ دست، به عنوان استخوان زند اعلى‌ و زند اسفل، و دو استخوان ساق، مجموعاً ديه شكستگى يك استخوان پا و دست در نظر گرفته خواهد شد، يا براى شكستگى هر استخوانِ عضو مذكور، ديه مستقل و جدا از هم تعيين مى‌گردد؟ ضمناً نظر مباركتان را در شكستگى استخوان كف دست و شست دست بيان فرماييد.

جواب:هر يك از آن دو استخوان كف دست و پشت دست، ارش دارد.

سؤال 1206-پزشكى قانونى در شكستگى استخوان كف دست و پشت دست ديه، يا ارش به نسبت تعداد استخوانها، در نظر مى‌گيرد. مثلًا در پنج استخوان موجود در كف دست، براى شكستگى هر استخوان بيست دينار ارش تعيين مى‌نمايد، كه در مجموع به اندازه يك پنجم ديه دست مى‌شود. آيا اين تقسيم‌بندى صحيح است؟

در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا در ساير اعضا نيز يك پنجم ديه شكستگى استخوان، به تعداد استخوانهاى همان عضو تقسيم خواهد شد، يا براى شكستگى هر استخوان آن عضو همين يك پنجم ملاك عمل قرار خواهد گرفت؟ ضمناً ديه جراحت وارده بر كف دست و پشت دست با چه معيارى محاسبه خواهد شد؟ و در مورد تغيير رنگِ پوست سر هم اظهار نظر فرماييد.

جواب:ديه تقسيم بر تعداد استخوانها مى‌شود، و در ساير اعضا نيز تقسيم خواهد شد. مگر اين كه نقش يك استخوان با ديگر استخوان‌ها تفاوت كلّى داشته باشد، و جراحت وارده بر كف دست يا پشت دست به نسبت همان عضو، يعنى دست، سنجيده مى‌شود. و در مورد تغيير رنگ پوست ارش لازم است.

سؤال 1207-شكستگى يكى از استخوانهاى پنج‌گانه پشت دست يا پا، ديه دارد يا


صفحه 460

ارش؟ چنانچه ديه معيّن داشته باشد، ديه آن بر اساس 45 از 15 از 110 ديه كامله محاسبه مى‌شود، يا بر اساس 45 از 15 از 12 ديه كامله (در فرض بهبودى عضو بدون عيب) اندازه‌گيرى مى‌شود؟

جواب:ديه آن عضو تقسيم بر تعداد استخوانها مى‌شود، سپس احكام شكستن استخوان بر هر كدام جارى خواهد شد. مثلًا اگر در دست ده استخوان ريز باشد، پانصد دينار تقسيم به ده قسمت مى‌شود، و ديه هر استخوان پنجاه دينار است.

حال اگر آن استخوان بشكند و به حال اوّل برنگردد، بايد يك پنجم آن را كه ده دينار است بپردازد، و اگر مثل اوّل شود بايد هشت دينار بپردازد.

7- ديه انگشتان دست‌

سؤال 1208-ديه جراحت در انگشتان دست به نسبت ديه انگشت سنجيده مى‌شود، يا به نسبت ديه دست؟

جواب:بايد به نسبت ديه انگشت سنجيده شود.

سؤال 1209-لطفاً فتواى شريف را درباره سؤال‌هاى زير مرقوم فرماييد:

الف)در مواردى كه به دليل ضرورتِ تشخيصِ هويّتِ ميّتِ مجهول الهويّه، قطع انگشتان وى تجويز مى‌شود، آيا ديه نيز دارد؟

ب)در صورت ثبوت ديه، مقدار آن چه اندازه، و بر عهده كيست؟ و نحوه مصرف آن چگونه است؟

ج)در صورت ثبوت ديه بر مباشر قطع، آيا او مى‌تواند ذمّه خود را برى‌ء كرده، و آن را بر عهده كسانى كه خواستار تشخيص هويّت ميّت هستند، يا بيت المال بگذارد؟

جواب:قطع انگشتان در مواردى كه شرعاً جايز است ديه ندارد.

سؤال 1210-همانطور كه مستحضريد درباره ديه انگشتان، دو نظريّه وجود دارد:

1-تساوى انگشتان از نظر ديه؛ بر اساس اين قول، كه در بين قدما و متأخّرين شهرت يافته، و رواياتى نيز بر آن دلالت دارد، به هر يك از انگشتان 110 ديه كامل تعلّق مى‌گيرد.


صفحه 461

2-تفاوت انگشت ابهام از نظر ديه با ساير انگشتان؛ معتقدان اين نظريّه گرچه بر سه دسته تقسيم مى‌شوند، و هر كدام در تعيين ديه ابهام و ساير انگشتان نظرى را برگزيده‌اند؛ ولى همگى بر متفاوت بودن ديه ابهام با غير آن اتّفاق نظر دارند.

با عنايت به اين كه در عصر حاضر، مشاغل متحوّل و دگرگون شده، و اشخاصى كه دچار آسيب در ناحيه انگشتان شده، و داراى مشاغلى چون جرّاحى و خطّاطى و مانند آن هستند، صدمه وارده، به شغل آنها آسيب جدّى مى‌رساند، لطفاً بفرماييد:

الف)آيا مى‌توان گفت، تفاوت مطرح شده در معتبره ظريف (ميان ابهام و ساير انگشتان) به خاطر تفاوت در ميزان كارآيى آنهاست؟

جواب:مشهور و معروف عدم تفاوت انگشتان است. و به فرض تفاوت داشته باشد، مسأله كارآيى و فن‌آورى جنبه حكمت دارد؛ نه علّت.

ب)بر اين اساس، آيا مى‌توان از انگشت ابهام الغاى خصوصيّت كرد و اين تفاوت را در مورد ساير انگشتان نيز تعميم داد؟ يعنى ديه خسارت وارده بر انگشتان را با توجّه به اهميّت شغل و ارزش هر انگشت تعيين كنيم؟

جواب:اگر قياس منصوص العلّه بود، اين سخن صحيح بود؛ ولى با توجّه به اين كه حكمتِ حكم است نه علّت آن، اين تسريه صحيح نيست.

8- ديه پا

سؤال 1211-در پاسخ سؤالى در مورد شكستگى دو استخوان ساق يك پا، مرقوم فرموديد: «هر كدام از استخوانها ديه مستقلّى دارد.» آيا هر كدام از استخوانهاى فوق الاشعار يك پنجم ديه پا را (در صورت معيوب بودن) دارد، يا كمتر از يك پنجم؟

لطفاً مقدار ديه را مرقوم فرماييد.

جواب:ديه مزبور تقسيم به دو استخوان مى‌شود؛ يعنى هر كدام نصف ديه شكستن استخوان پا را دارد.

سؤال 1212-پاى شخصى در تصادف آسيب‌ديده، بدين جهت مجبور شده‌اند آن را قطع كنند، آيا ديه دارد؟


صفحه 462

جواب:در صورتى كه پاى او طورى مجروح شده كه به كلّى از كار افتاده، و ناچارند آن را قطع كنند، بايد ديه قطع پا را بدهند.

9- ديه آلت تناسلى‌

سؤال 1213-پسرم توسّط يك پزشك ختنه شد. به دليل بى‌احتياطى و عدم مهارت در عمل جرّاحى، خسارات ذيل بر ايشان وارد شد:

1-از بين رفتن تمام پوست روى آلت.

2-قطع قسمتى از آلت.

3-تنگ شدن مجراى بول و كج شدن آلت.

4-از بين رفتن توان مقاربت و لذّت جنسى (به دليل فقدان پوست طبيعى روى آلت) و عدم انزال، كه نتيجه آن عدم توليد مثل و بارورى است.

5-عمل جرّاحى آلت و ترميم پلاستيكى.

ديه ضايعات فوق چيست؟

جواب:نسبت به ضايعاتى كه در پوست آلت و تنگى مجرا و كج شدن به وجود آمده، طبق تشخيص كارشناس ارش تعلّق مى‌گيرد. و در مورد عدم بارورى، اگر بعد از معالجه مسأله حل نشود، آن نيز ارش دارد.

10- ديه اعضاى داخلى‌

سؤال 1214-آيا اعضاى داخلى بدن داراى ديه مقرّر و معيّن هستند، يا ارش دارند؟

جواب:اين اعضا مشمول ارش مى‌باشند؛ و قاعده وحدت و تعدّد در اين اعضا جارى نمى‌شود.

سؤال 1215-اگر شخصى عمداً با چاقو يا مانند آن، جراحت جائفه‌اى به شخصى وارد كند، و در اثر آن ضربه، صدمه‌اى به طحال، يا قلب، يا ساير امحاء و احشاء وى وارد شود، كه طبق نظريّه پزشكى قانونى، نقص عضوى در داخل بدن ايجاد گردد، آيا علاوه بر ثلث ديه كامله، كه ديه مقدّر جائفه است، براى صدمات ديگر هم ارش در


صفحه 463

نظر گرفته مى‌شود؟ اگر نقايص فوق به صورت شبه عمد، مثل تصادف باشد، چه حكمى دارد؟

جواب:صدمات وارده بر اعضاى داخلى علاوه بر ديه جائفه، ارش دارد.

ديه شكستگيها

سؤال 1216-هرگاه مقتول قبل از فوت داراى جراحاتى از قبيل شكستگى دست و بينى و ساير اعضاى باشد، آيا اين شكستگى‌ها يا جراحات، ديه جداگانه‌اى دارد؟

جواب:هرگاه آن جراحات منجر به فوت شده، ديه اضافى ندارد. و اگر عامل فوت ضربه خاصّى بوده، جراحات اضافى ديه دارد.

سؤال 1217-ديه هر يك از دنده‌هايى كه در پهلوى چپ واقع شده، و محيط بر قلب مى‌باشد، 25 دينار است. آيا ديه دنده‌هاى پهلوى راست كه محيط بر قلب مى‌باشد، نيز 25 دينار است، يا 10 دينار؟

جواب:در صورتى كه محيط به قلب باشد، ديه آن 25 دينار است.

سؤال 1218-آيا ديه ترك خوردن قسمتى از استخوان عضوى كه ديه مقدّر دارد، با ديه شكستگى (قلم شدن) آن يكى است؟ اگر مساوى نيست، ديه آن چگونه محاسبه مى‌شود؟

جواب:ترك خوردن ارش دارد، و بايد به نسبت ديه عضو محاسبه شود.

سؤال 1219-آيا استخوان كتف دست (غير از استخوان ترقوه كه ديه مشخّص دارد) ديه معيّن دارد، يا ارش؟

جواب:ارش دارد.

سؤال 1220-چنانچه در شكستگى استخوان پا، يا دست، پزشكىِ قانونى اعلام نمايد: «شكستگى توأم با نقص عضو بهبود يافته است.» و در توضيح بيشتر بگويد:

«استخوان درست جوش خورده، ولى بر اثر شكستگى صدماتى به عصب، يا ساير عضلات دست يا پا وارد گرديده، كه موجب نقص عضو (محدوديّت در حركت) شده است.» دادگاه بايد چه ميزان ديه تعيين نمايد؟ آيا علاوه بر ديه، ارش نيز تعلّق مى‌گيرد؟


صفحه 464

جواب:اگر نقص عضو بيّن و روشن باشد، ارش دارد.

سؤال 1221-در مواردى كه شكستگى دنده با نقص عضو بهبود يابد، آيا دادگاه مى‌تواند بابت نقص عضو، علاوه بر ديه مقرّر، ارش نيز تعيين نمايد؟

جواب:مانند مسأله سابق است.

سؤال 1222-ديه شكستن لگن، كه با نقص عضو بهبود يافته، يا بدون نقص عضو درمان شده، چه ميزان است؟ آيا ديه استخوان لگن ارتباطى با استخوان پا دارد، يا مرتبط نمى‌شود؟

جواب:ارش دارد.

سؤال 1223-ديه شكستگى استخوان در صورت عدم بهبودى 15 ديه آن عضو، و در صورت بهبودى، 45 از اين 15 است. حال اگر به صورت كامل بهبود پيدا نكند، بلكه چند درصد بهبود پيدا كند (مثلًا 50% يا 90% كه نوعاً هم به اين شكل است،) آيا در اين موارد، به همان نسبتى كه بهبود پيدا كرده محاسبه مى‌شود، يا اين كه تا بهبود كامل پيدا نكرده، حتّى اگر 1% هم ناقص باشد، بايد ديه عدم بهبود را بپردازد؟

جواب:معيار بهبودى كامل عرفى است. اگر حاصل نشود، ديه مزبور ثابت است.

سؤال 1224-آيا محاكم مى‌توانند قبل از اين كه وضعيّت بهبود يا عدم بهبود مجنىّ عليه مشخّص شود، حكم صادر كنند؟ مثلًا انگشت شخصى شكسته، و پزشكى قانونى مى‌گويد: «سه ماه ديگر در خصوص اين كه بهبود پيدا كرده يا نه، اظهار نظر مى‌كنم.» آيا محاكم بايد صدور حكم را به تأخير بيندازند، يا اكنون مى‌توانند ديه عدم بهبودى را تعيين كنند؟

جواب:محاكم مى‌توانند نسبت به قدر متيقّن ديه حكم كنند، و نسبت به بقيّه بايد منتظر نتيجه باشند.

سؤال 1225-استخوان كف دست و كف پا ديه معيّن دارد، يا بايد ارش تعيين نمود؟

جواب:استخوان كف دست 40 دينار، و استخوان كف پا ارش دارد. و چنانچه بعضى از استخوانهاى كف دست بشكند، ديه مزبور تقسيم بر آنها مى‌شود.


صفحه 465

سؤال 1226-منظور از شكستن ستون فقرات چيست؟ آيا منظور شكسته شدن يكى از مهره‌هاست؟ يا منظور جدا شدن اتّصال مهره‌ها از يكديگر است؟ آيا شكسته شدن يك مهره از ستون فقرات سبب پرداخت ديه مى‌شود، يا ارش؟ چنانچه پاسخ ديه باشد، نحوه محاسبه آن را مرقوم فرماييد.

جواب:منظور از شكسته شدن ستون فقرات، شكسته شدن يك مهره يا بيشتر است. و اگر مهره‌ها از هم جدا شود، آن نيز نوعى شكستگى است و ديه دارد.

سؤال 1227-آيا معيوب بودن در شكستگى استخوان، شامل كوتاه شدن عضو، و كاستن از قدرت و حركت آن نيز مى‌شود؟ يا تنها نحوه جوش‌خوردگى استخوان و كج بودن محلّ شكستگى منظور مى‌باشد؟ و در نتيجه ديه نقص عضو، جدا از معيوب بودن در نحوه جوش‌خوردگى استخوان، تعيين و محاسبه مى‌شود؟

جواب:معيوب بودن (عثم) شامل كوتاه شدن مى‌شود؛ ولى نسبت به ناقص شدن كارآيى بايد به سراغ ارش رفت.

سؤال 1228-چنانچه در اثر ضربه‌اى، يك مورد شكستگى حادث گردد، ولى به خاطر خون‌ريزى شديد، جمجمه مورد عمل جرّاحى قرار گيرد، آيا شكستگى ايجاد شده در استخوان جمجمه توسّط طبيب، علاوه بر شكستگى ناشى از ضربه وارده، ديه جداگانه دارد؟

جواب:شكستگى به وسيله طبيب ديه جداگانه‌اى ندارد، ولى خونريزى مغزى ارش دارد. و اگر هزينه درمان آن بيشتر شود، مى‌تواند مقدار اضافى را نيز بگيرد.

سؤال 1229-كف دست تا مچ، و همچنين كف پا، از پنج استخوان تشكيل شده كه هر كدام متّصل به يكى از انگشتان است. آيا شكستگى يكى از آن استخوانها شكستگى دست، يا پا محسوب مى‌شود؟

جواب:اين موضوع حكم شكستگى دست و پا را دارد.

سؤال 1230-ديه شكستگى هر يك از دنده‌ها در صورت جوش خوردن به صورت سالم يا معيوب چقدر است؟ در صورتى كه دنده كلّا از بين برود، ديه آن چه مقدار خواهد بود؟