جواب:در صورتى كه پاى او طورى مجروح شده كه به كلّى از كار افتاده، و ناچارند آن را قطع كنند، بايد ديه قطع پا را بدهند.
9- ديه آلت تناسلى
سؤال 1213-پسرم توسّط يك پزشك ختنه شد. به دليل بىاحتياطى و عدم مهارت در عمل جرّاحى، خسارات ذيل بر ايشان وارد شد:
1-از بين رفتن تمام پوست روى آلت.
2-قطع قسمتى از آلت.
3-تنگ شدن مجراى بول و كج شدن آلت.
4-از بين رفتن توان مقاربت و لذّت جنسى (به دليل فقدان پوست طبيعى روى آلت) و عدم انزال، كه نتيجه آن عدم توليد مثل و بارورى است.
5-عمل جرّاحى آلت و ترميم پلاستيكى.
ديه ضايعات فوق چيست؟
جواب:نسبت به ضايعاتى كه در پوست آلت و تنگى مجرا و كج شدن به وجود آمده، طبق تشخيص كارشناس ارش تعلّق مىگيرد. و در مورد عدم بارورى، اگر بعد از معالجه مسأله حل نشود، آن نيز ارش دارد.
10- ديه اعضاى داخلى
سؤال 1214-آيا اعضاى داخلى بدن داراى ديه مقرّر و معيّن هستند، يا ارش دارند؟
جواب:اين اعضا مشمول ارش مىباشند؛ و قاعده وحدت و تعدّد در اين اعضا جارى نمىشود.
سؤال 1215-اگر شخصى عمداً با چاقو يا مانند آن، جراحت جائفهاى به شخصى وارد كند، و در اثر آن ضربه، صدمهاى به طحال، يا قلب، يا ساير امحاء و احشاء وى وارد شود، كه طبق نظريّه پزشكى قانونى، نقص عضوى در داخل بدن ايجاد گردد، آيا علاوه بر ثلث ديه كامله، كه ديه مقدّر جائفه است، براى صدمات ديگر هم ارش در
نظر گرفته مىشود؟ اگر نقايص فوق به صورت شبه عمد، مثل تصادف باشد، چه حكمى دارد؟
جواب:صدمات وارده بر اعضاى داخلى علاوه بر ديه جائفه، ارش دارد.
ديه شكستگيها
سؤال 1216-هرگاه مقتول قبل از فوت داراى جراحاتى از قبيل شكستگى دست و بينى و ساير اعضاى باشد، آيا اين شكستگىها يا جراحات، ديه جداگانهاى دارد؟
جواب:هرگاه آن جراحات منجر به فوت شده، ديه اضافى ندارد. و اگر عامل فوت ضربه خاصّى بوده، جراحات اضافى ديه دارد.
سؤال 1217-ديه هر يك از دندههايى كه در پهلوى چپ واقع شده، و محيط بر قلب مىباشد، 25 دينار است. آيا ديه دندههاى پهلوى راست كه محيط بر قلب مىباشد، نيز 25 دينار است، يا 10 دينار؟
جواب:در صورتى كه محيط به قلب باشد، ديه آن 25 دينار است.
سؤال 1218-آيا ديه ترك خوردن قسمتى از استخوان عضوى كه ديه مقدّر دارد، با ديه شكستگى (قلم شدن) آن يكى است؟ اگر مساوى نيست، ديه آن چگونه محاسبه مىشود؟
جواب:ترك خوردن ارش دارد، و بايد به نسبت ديه عضو محاسبه شود.
سؤال 1219-آيا استخوان كتف دست (غير از استخوان ترقوه كه ديه مشخّص دارد) ديه معيّن دارد، يا ارش؟
جواب:ارش دارد.
سؤال 1220-چنانچه در شكستگى استخوان پا، يا دست، پزشكىِ قانونى اعلام نمايد: «شكستگى توأم با نقص عضو بهبود يافته است.» و در توضيح بيشتر بگويد:
«استخوان درست جوش خورده، ولى بر اثر شكستگى صدماتى به عصب، يا ساير عضلات دست يا پا وارد گرديده، كه موجب نقص عضو (محدوديّت در حركت) شده است.» دادگاه بايد چه ميزان ديه تعيين نمايد؟ آيا علاوه بر ديه، ارش نيز تعلّق مىگيرد؟
جواب:اگر نقص عضو بيّن و روشن باشد، ارش دارد.
سؤال 1221-در مواردى كه شكستگى دنده با نقص عضو بهبود يابد، آيا دادگاه مىتواند بابت نقص عضو، علاوه بر ديه مقرّر، ارش نيز تعيين نمايد؟
جواب:مانند مسأله سابق است.
سؤال 1222-ديه شكستن لگن، كه با نقص عضو بهبود يافته، يا بدون نقص عضو درمان شده، چه ميزان است؟ آيا ديه استخوان لگن ارتباطى با استخوان پا دارد، يا مرتبط نمىشود؟
جواب:ارش دارد.
سؤال 1223-ديه شكستگى استخوان در صورت عدم بهبودى 15 ديه آن عضو، و در صورت بهبودى، 45 از اين 15 است. حال اگر به صورت كامل بهبود پيدا نكند، بلكه چند درصد بهبود پيدا كند (مثلًا 50% يا 90% كه نوعاً هم به اين شكل است،) آيا در اين موارد، به همان نسبتى كه بهبود پيدا كرده محاسبه مىشود، يا اين كه تا بهبود كامل پيدا نكرده، حتّى اگر 1% هم ناقص باشد، بايد ديه عدم بهبود را بپردازد؟
جواب:معيار بهبودى كامل عرفى است. اگر حاصل نشود، ديه مزبور ثابت است.
سؤال 1224-آيا محاكم مىتوانند قبل از اين كه وضعيّت بهبود يا عدم بهبود مجنىّ عليه مشخّص شود، حكم صادر كنند؟ مثلًا انگشت شخصى شكسته، و پزشكى قانونى مىگويد: «سه ماه ديگر در خصوص اين كه بهبود پيدا كرده يا نه، اظهار نظر مىكنم.» آيا محاكم بايد صدور حكم را به تأخير بيندازند، يا اكنون مىتوانند ديه عدم بهبودى را تعيين كنند؟
جواب:محاكم مىتوانند نسبت به قدر متيقّن ديه حكم كنند، و نسبت به بقيّه بايد منتظر نتيجه باشند.
سؤال 1225-استخوان كف دست و كف پا ديه معيّن دارد، يا بايد ارش تعيين نمود؟
جواب:استخوان كف دست 40 دينار، و استخوان كف پا ارش دارد. و چنانچه بعضى از استخوانهاى كف دست بشكند، ديه مزبور تقسيم بر آنها مىشود.
سؤال 1226-منظور از شكستن ستون فقرات چيست؟ آيا منظور شكسته شدن يكى از مهرههاست؟ يا منظور جدا شدن اتّصال مهرهها از يكديگر است؟ آيا شكسته شدن يك مهره از ستون فقرات سبب پرداخت ديه مىشود، يا ارش؟ چنانچه پاسخ ديه باشد، نحوه محاسبه آن را مرقوم فرماييد.
جواب:منظور از شكسته شدن ستون فقرات، شكسته شدن يك مهره يا بيشتر است. و اگر مهرهها از هم جدا شود، آن نيز نوعى شكستگى است و ديه دارد.
سؤال 1227-آيا معيوب بودن در شكستگى استخوان، شامل كوتاه شدن عضو، و كاستن از قدرت و حركت آن نيز مىشود؟ يا تنها نحوه جوشخوردگى استخوان و كج بودن محلّ شكستگى منظور مىباشد؟ و در نتيجه ديه نقص عضو، جدا از معيوب بودن در نحوه جوشخوردگى استخوان، تعيين و محاسبه مىشود؟
جواب:معيوب بودن (عثم) شامل كوتاه شدن مىشود؛ ولى نسبت به ناقص شدن كارآيى بايد به سراغ ارش رفت.
سؤال 1228-چنانچه در اثر ضربهاى، يك مورد شكستگى حادث گردد، ولى به خاطر خونريزى شديد، جمجمه مورد عمل جرّاحى قرار گيرد، آيا شكستگى ايجاد شده در استخوان جمجمه توسّط طبيب، علاوه بر شكستگى ناشى از ضربه وارده، ديه جداگانه دارد؟
جواب:شكستگى به وسيله طبيب ديه جداگانهاى ندارد، ولى خونريزى مغزى ارش دارد. و اگر هزينه درمان آن بيشتر شود، مىتواند مقدار اضافى را نيز بگيرد.
سؤال 1229-كف دست تا مچ، و همچنين كف پا، از پنج استخوان تشكيل شده كه هر كدام متّصل به يكى از انگشتان است. آيا شكستگى يكى از آن استخوانها شكستگى دست، يا پا محسوب مىشود؟
جواب:اين موضوع حكم شكستگى دست و پا را دارد.
سؤال 1230-ديه شكستگى هر يك از دندهها در صورت جوش خوردن به صورت سالم يا معيوب چقدر است؟ در صورتى كه دنده كلّا از بين برود، ديه آن چه مقدار خواهد بود؟
جواب:ديه شكستگى هر يك از دندههايى كه در اطراف قلب است بيست و پنج دينار و غير آن ده دينار مىباشد.
سؤال 1231-آيا شكستگى استخوانهاى كف دست و پا و قوزك زانو ديه دارد و جزء پا محسوب مىشود، يا ارش تعلّق مىگيرد؟
جواب:استخوانهاى كف پا و كف دست ديه دارند؛ يعنى ديه پا و دست تقسيم بر آنها مىشود. و ديه شكستن كشكك زانو يكصد دينار است، و قوزك پا ارش دارد.
سؤال 1232-شكستگى استخوان لگن ديه دارد يا ارش؟ نحوه محاسبه ديه آن، در حالت بهبودى با عيب و بدون عيب، چگونه مىباشد؟
جواب:ديه دارد و ديه آن مانند ديه شكستگى استخوان است، يعنى يك پنجم كلّ ديه مىباشد. و اگر بهبود يابد چهار پنجم آن يك پنجم محسوب مىشود.
سؤال 1233-همانطور كه مستحضريد استخوان ساق پا از دو استخوان درشت نى و نازك نى تشكيل شده است، و در تصادفات رانندگى معمولًا شكستگى پا در اثر يك ضربه و برخورد مىباشد. با توجّه به اين مطلب نظر حضرتعالى در موارد ذيل چيست؟
1-در صورتى كه در تصادف رانندگى استخوان درشت نى و نازك نى ساق يك پا، در يك موضع دچار شكستگى شود، نظر حضرتعالى در مورد ديه متعلّقه از جهت تعداد و ميزان ديه چيست؟
جواب:هر كدام از شكستگىها ديه مستقلّى دارد.
2-در صورتى كه هر يك از استخوانهاى درشت نى و نازك نى ساق يك پا در چند محل شكسته شود، و اين مواضع در درشت نى و نازك نى منطبق بر هم نباشند، ديه متعلّقه از جهت تعداد و ميزان ديه چه مقدار است؟
جواب:ديه بر حسب تعداد شكستگىها متعدّد مىشود.
ديه منافع
سؤال 1234-طبق گواهى پزشكى قانونى، صدمات وارده بر مصدومى بر اثر تصادف
به شرح ذيل بوده است:
1-شكستگى مهره پنجم گردن، كه منجر به آسيب وسيع و قطع (نود درصد) نخاع گرديده است.
2-از بين رفتن كامل قدرت مقاربت.
3-عارضه بىاختيارى ادرار بر اثر آسيب عصبى.
4-بىاختيارى كامل كنترل ضبط باد و مدفوع.
5-فلج نسبى دو دست در حدود هفتاد درصد.
6-فلج هر دو پا در حدود نود و پنج درصد.
با توجّه به اين كه عوارض بندهاى دوّم تا ششم همگى از عوارض شكستگى مهره گردن و قطع نسبى نخاع مىباشد، ديه صدمات فوق چه مقدار است؟
جواب:نسبت به از بين رفتن قدرت مقاربت و بىاختيارى ادرار و بىاختيارى مدفوع، هر كدام يك ديه كامل تعلّق مىگيرد. و در مورد فلج پا و دست، با توجّه به اين كه شلل كامل 23 ديه را دارد، بايد نسبت را بسنجند و ديه را تعيين كنند. و در مورد شكستن يك مهره ارش دارد.
سؤال 1235-بر اثر تصادفى كه منجر به شكستن دست و پاى چپ اين جانب گرديده، مدّت يك سال است كه خانهنشين شدهام، زيرا پايم از ناحيه زانو، كه پزشكان پلاتين گذاشتهاند، خم و راست نمىشود. و در دستم، به علّت شكستگى زياد پلاتين به كار رفته، و هيچ يك از انگشتانم خم و راست نمىشود. پزشكان نظر دادهاند مدّت دو سال بايد پلاتين در بدنم باقى باشد. فردى كه با اين جانب تصادف نموده فوت كرده، و از نظر كارشناسان راهنمايى و رانندگى مقصّر شناخته شده است. لطفاً بفرماييد:
1-آيا متوفّى ضامن است؟
2-اگر ارث، يا ملكى، از متوفّى باقى مانده باشد، اولياى دم مىتوانند آن را به عنوان ديه پرداخت نمايند؟
3-آيا اولياى دم نيز ضامن مىباشند؟
4-ديه خسارات وارده بر من چقدر است؟
5-علاوه بر ديه، پولى كه اين جانب تاكنون هزينه كردهام نيز بايد پرداخت شود؟
جواب 1 تا 5:در صورتى كه طبق گواهى كارشناسان متديّن و موثّق راهنمايى و رانندگى، شخص متوفّى مقصّر شناخته شده، بايد ديه شكستگىهاى شما را از اموال به جاى مانده از او بپردازند. و اگر هزينههاى لازم و ضرورى درمان بيش از ديه باشد، بايد آن هم پرداخت گردد. و اگر ميّت مالى نداشته باشد، اولياى او مسئوليّتى در برابر شما ندارند. و ديه فلج يك سوّم ديه آن عضو است، و اگر 80% فلج حاصل شده باشد، به همين نسبت از يك سوّم محاسبه مىشود. و اگر فلج بر طرف مىشود ديه ندارد، بلكه ارش دارد، كه به وسيله كارشناسان متديّن و آگاه تعيين مىشود.
سؤال 1236-آيا مغز به عنوان يك عضو حياتى داراى ارش است، يا ديه؟ قسمتهاى مختلف و اعضاى مرتبط با مغز، از قبيل سطح نخاعى، تحتانى، قشرى و مانند آن، هر كدام داراى ارش يا ديه خاصّى هستند؟
جواب:هر كدام داراى ارش هستند، و اگر آسيب به مغز سبب از ميان رفتن منافع (مانند تكلّم و گويايى و مانند آن) شود ديه منافع جارى است.
سؤال 1237-آيا ضايعات عصبى، حسّى، فلج اعصاب دست، صدمات وارد به جمجمه، كه منجر به صدمه عصبى هر يك از اعصاب دوازدهگانه مغزى مىشود، آسيبهاى اعصاب كرانيال و محيطى، آسيبهاى روانى متعاقب ضربه اختلالات بينايى و شنوايى بر اثر ضربه، ضايعات اعصاب و روان به هر دليل، ضايعات اعصاب حسّى و حركتى، از بين رفتن حسّ بويايى و نورالژى، كه تست قابل دسترس جهت تأييد آن وجود ندارد، كوما و عوارض ناشى از آن، ديه مقرّر دارد؟
جواب:در مواردى كه در قانون شرع ديه براى آن تعيين نشده رجوع به ارش مىشود. و تعيين ارش بر اساس درصد ضايعهاى است كه به تصديق اهل خبره مورد اعتماد حاصل مىشود.
سؤال 1238-هرگاه پزشك مرد يا زنى را عقيم كند، آيا بايد ديه بپردازد؟
جواب:ديه ندارد. ولى اگر قابل بازگشت نباشد، شرعاً جايز نيست.
سؤال 1239-جنايتى كه موجب سلس و ريزش ادرار و مدفوع در تمام ايّام و تا پايان روز مىگردد، هر كدام ديه كامله دارد، يا ريزش ادرار موجب ديه كامله، و ريزش مدفوع موجب ارش مىگردد؟
جواب:در صورتى كه با يك ضربه حاصل شده باشد، يك ديه دارد.
سؤال 1240-خانم جوانى كه حامله بوده بنا به تشخيص دكتر معالج از طريق سزارين تحت عمل جرّاحى قرار گرفته، كه متأسّفانه بعد از عمل دچار ضايعه شده است. بنا به تشخيص پزشك قانونى، بيمار در حال حاضر با توجّه به آسيب مغزى، و اختلال هوشيارى بدون برگشت، به سطح هوشيارى قلبى در وضعيّت نباتى به سر مىبرد، و هيچ گونه ارتباطى با محيط اطراف ندارد، و كلّيّه حسّها، اعمّ از بينايى، شنوايى، صوتى، چشايى، جنسى و بويايى را از دست داده است. سازمان نظام پزشكى علّت حادثه را عدم امكانات و تجهيزات بيمارستان عنوان نموده، و مسئوليّت حادثه را متوجّه دكتر بىهوشى و پرستار بهبودى و مسئولين بيمارستان دانسته است. حال با توجّه به اين كه مدّت چهار سال و چهار ماه است كه بيمار در چنين وضعيّتى بسر مىبرد، و امكان دارد تا چند سال ديگر نيز اين وضعيّت به طول بيانجامد، سؤال اين است كه آيا براى هر كدام از اعضا و منافع بايد ديه جداگانه پرداخت شود؟
جواب:چنانچه مرگ مغزى سرانجام منتهى به مرگ قطعى شود يك ديه بيشتر ندارد، كه در ميان كسانى كه عامل آن بودهاند به نسبت تقسيم مىشود.
سؤال 1241-هرگاه در اثر جنايت حسّ بويايى، يا شنوايى، يا چشايى، يا بينايى، يا گويايى، يا عقل از بين برود، و پس از پرداخت ديه مجنىّ عليه بهبود يابد (حسّ يا قدرت مورد نظر برگردد،) تكليف چيست؟
جواب:احتياط واجب آن است كه ديه را بازگردانند، و تبديل به ارش كنند.
سؤال 1242-اتومبيل شخصى، كه همراه با سرنشين ديگرى در حال مأموريّت بوده، در اثر بىاحتياطى و سرعت زياد، با مانع وسط جادّه برخورد كرده، و صدمات