بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 477

جواب:انواع ديه حارصه و داميه و سمحاق و مانند آن در مورد گردن نيز صادق است. ولى ديه آن مانند ديه بدن مى‌باشد؛ نه مانند ديه سر و صورت، و در غير موارد ديه ارش دارد.

سؤال 1265-شخصى بدن ديگرى را گاز گرفته، و جراحت حارصه‌اى، مثلًا به طول دو سانتى‌متر، ايجاد كرده است. ولى از آنجا كه بين دو دندانش فاصله بوده، در محلّ جراحت مذكور نيز به همين شكل فاصله افتاده است؛ آيا يك حارصه محسوب مى‌شود، يا دو حارصه؟

جواب:با توجّه به اين كه زخمها نزديك به هم است، عرفاً يك زخم محسوب مى‌شود.

سؤال 1266-آيا جراحات وارده بر آلت تناسلى زن و مرد، و عانه آنها، ديه دارد يا ارش؟ اگر ديه دارد، نحوه محاسبه آن چگونه است؟

جواب:جراحات اعضاى تناسلى، همانند ساير جراحات بدن است، كه تقسيم به انواع مختلف حارصه و داميه الى آخر مى‌شود.

سؤال 1267-شخصى در جريان تصادف، سمت راست بدنش به زمين كشيده شده است، به شكلى كه يك سمت صورت وى تماماً خراشيده شده، و عمق آن در حدّ حارصه است. آيا تمام اين صدمه يك حارصه محسوب مى‌شود، يا به نحو ديگرى محاسبه مى‌گردد؟

جواب:با توجّه به اتّصال عرفى زخم، يك حارصه محسوب مى‌شود.

سؤال 1268-با توجّه به قلّت پوست و گوشت روى پيشانى، پشت دست، و پشت انگشت، آيا غير از حارصه و داميه جراحات ديگر در اين نواحى قابل تصوّر است؟

جواب:افراد از اين جهت مختلفند؛ در صورتى كه گوشت كافى نداشته باشد ملتحمه و مانند آن تصوّر نمى‌شود، ولى سمحاق و موضحه و مثل آن قابل تصوّر است.

سؤال 1269-در موارد جراحت متلاحمه، كه به فلج عضو مى‌انجامد، ولى با درمان مى‌توان از فلج شدن پيشگيرى كرد؛ بفرماييد:


صفحه 478

1-آيا بر شخص مجروح واجب است خود را درمان كند؟

جواب:چنان چه درمان آن ساده باشد، به طورى كه منتهى شدن به فلج عرفاً اسناد به مجروح داده شود، لازم است.

2-در صورت درمان، آيا مى‌توان هزينه‌هاى افزون بر مقدار ديه را از جانى گرفت؟

جواب:آرى مى‌توان گرفت.

سؤال 1270-با توجّه به اين كه شكم از حيث عرض داراى دو لايه است (يكى پوست شكم، و ديگرى شكمبه) اگر جراحتى پوست شكم را پاره كند، امّا شكمبه را پاره نكند، چه نوع جراحتى است؟ و ديه آن چقدر است؟

جواب:چنانچه وارد فضاى خالى داخل بشود، جائفه است.

سؤال 1271-فقها در تعريف «نافذه» فرموده‌اند: «نافذه جراحتى است كه در اعضاء بدن فرو رود.» و در تبيين ماهيّت «موضحه» فرموده‌اند: «جراحتى كه از گوشت بگذرد، و پوست نازك روى استخوان را كنار زده، و استخوان را آشكار كند.» لطفاً بفرماييد فرق بين اين دو جراحت چيست؟ آيا فرقشان اين است كه موضحه تا روى استخوان فرو مى‌رود، امّا نافذه علاوه بر آن از كنار استخوان هم عبور مى‌كند؟ اگر چنين است، چنانچه فقط نيم سانت از كنار استخوان عبور كند، در اينجا تفاوت نافذه با موضحه فقط نيم سانت است؛ امّا تفاوت ديه آن 5 شتر است! زيرا ديه موضحه 5 شتر، و ديه نافذه (در مرد) 10 شتر است. اين، چگونه قابل توجيه است؟

جواب:نافذه آن است كه به مقدار كافى در بدن نفوذ كند؛ خواه مثل ماهيچه‌ها باشد، يا مواردى كه استخوان است، و از كنار استخوان به مقدارى كه عرفاً نفوذ ناميده شود بگذرد. و در موارد شكّ حكم نافذه جارى نمى‌شود.

سؤال 1272-اگر چيزى از يك طرف وارد بدن و از طرف ديگر خارج گردد. (مثل اين كه تيرى به بازوى شخص وارد، و از سمت ديگر خارج شود) ديه آن چقدر است؟

جواب:يك جنايت محسوب مى‌شود.

سؤال 1273-آيا نافذه در كلّيّه اعضاى بدن (دست، پا، گردن، ذَكَر، پستان، إليتين،


صفحه 479

لب، زبان، انگشت، كف دست و ديگر اعضا) صادق است؟

جواب:قدر مسلّم از نافذه مواردى است كه آلت جارحه به مقدار قابل ملاحظه‌اى در بدن نفوذ كند؛ مانند نيزه، خنجر، چاقو و امثال آن. امّا جراحت وارده به يك انگشت، يا لب، يا مانند آن، مصداق نافذه نيست.

سؤال 1274-هرگاه آلت ضرب يكى از اعضاى داخلى بدن، از قبيل كبد، را مجروح كند، و جراحت بدون عيب التيام يابد؛ آيا علاوه بر ثلث جراحت جائفه، آن جراحت ارش نيز دارد؟

جواب:آن جراحت اضافى، ارش دارد.

سؤال 1275-آيا ديه جراحاتى كه در اثر ضربه واحد بر سطح عضوى كه دچار شكستگى شده حادث مى‌شود، مانند حارصه، داميه، تغيير رنگ، و امثال آن، بر ديه شكستگى افزوده مى‌شود؟

جواب:آرى ديه شكستگى جدا از ديه جراحت است.

سؤال 1276-سر شخصى را با سنگ شكسته‌ام. (البتّه قصد پرتاب داشته‌ام، نه شكستن.) و نمى‌دانم چه مقدار جراحت وارد شده، بلكه فقط مى‌دانم از سر مجروح خونى آمده است. و اكنون شخص مجروح فوت كرده، و اصلًا دسترسى به ورثه و بستگان او نداشته، و نخواهم داشت. ديه آن چقدر است؟

جواب:در صورتى كه فقط مى‌دانيد سر او زخم شده، و بيشتر از آن را يقين نداريد، ديه آن قيمت يك شتر است. و در صورتى كه به مجنىّ عليه دسترسى نداريد، به نيّت او ديه‌اش را به فقيرى صدقه مى‌دهيد. مگر اين كه يقين داشته باشيد كه او از شما راضى شده است.

سؤال 1277-در اثر تيراندازى با تفنگ ساچمه‌اى، مجنىّ عليه از ناحيه دست، يا ساير اعضا كه ديه معيّن دارد، مجروح شده، و ساچمه در گوشت نفوذ كرده، و پزشك نوع جراحات وارده را داميه و مانند آن اعلام نموده است. در اين فرض، آيا هر يك از جراحات يك نافذه محسوب، و يك صد دينار ديه تعلّق مى‌گيرد؟ يا اين كه بايد براى هر يك از جراحات ديه آن جرح، به نسبت به ديه آن عضو سنجيده شود؟


صفحه 480

جواب:هر يك از جراحات يك ديه دارد، ولى توجّه داشته باشيد اينجا از نوع نافذه و جائفه نيست؛ بلكه غالباً داميه است. هر چند بهتر آن است كه با يكديگر مصالحه كنند.

سؤال 1278-اگر شخصى در نزاعى با خودكار به دست ديگرى بزند. به طورى كه مقدارى از پوست دستش كنده شود و خون بيايد، چه حكمى دارد؟ ناگفته نماند نمى‌دانم چقدر از پوست دست وى جراحت ديده، فقط مى‌دانم كه پوستِ دستش كنده شده، و خون آمده است. و اصلًا از شخصى مجنىّ عليه و فاميلهايش اطّلاعى ندارم، تا حلاليّت طلب كنم.

جواب:اين جراحت داميه نام دارد، و ديه آن در غير سر و صورت نصف قيمت يك شتر است، و در صورتى كه به مجنىّ عليه دسترسى نداريد، ديه‌اش را به نيّت او به فقيرى صدقه مى‌دهيد؛ مگر اين كه يقين داشته باشيد كه او از شما راضى شده است.

سؤال 1279-در نزاعى با پاشنه چكش به صورتِ شخصى زده‌ام. نمى‌دانم صورتِ شخص مجروح، سرخ شده است، يا كبود يا سياه، و اصلًا به آن شخص و ورثه و بستگانش دسترسى ندارم، و بعد از اين هم نخواهم داشت. خواهشمندم ديه آن را بيان فرماييد.

جواب:حدّ اقل ديه در اينجا ديه سرخ شدن است، كه 15 مثقال طلاست. (مثقال شرعى حدود 18 نخود است، و مثقال معمولى 24 نخود. بنابراين، اگر به حساب مثقال معمولى باشد 14 از آنچه در بالا گفتيم كم مى‌شود.)

سؤال 1280-چنانچه در اثر ضربه‌اى در پلك تحتانى و فوقانى كبودى ايجاد شود، آيا جانى بايد سه دينار به مجنىّ عليه بدهد، يا شش دينار؟

جواب:اگر كبودى متّصل واحدى بوده باشد، يك جنايت محسوب مى‌شود. و اگر دو كبودى جداگانه از هم باشد، دو جنايت حساب مى‌شود.

سؤال 1281-جراحتى كه به اعضاى درونى انسان وارد شود بر اساس نوع عضو آسيب‌ديده در داخل بدن، متفاوت است. در حالى كه ديه در تمام موارد آن در حدّ


صفحه 481

جائفه و يكسان است. (به طور مثال جائفه‌اى كه منجر به پارگى روده مى‌شود، با جائفه‌اى كه تنها منجر به پارگى پرده صفاق و چادرينه (امنتوم) مى‌شود از نظر سير درمان و هزينه‌ها و نقص عضو به هيچ وجه يكسان نيستند، لكن ديه آن‌ها يكى است.) آيا مى‌توان در حكم تفاوتى قائل شد؟

جواب:در اين گونه موارد كه علاوه بر ديه ايجاد يك جراحت جائفه، به اعضاى درونى مانند روده‌ها صدمه وارد مى‌شود، نسبت به آن مقدار اضافه بايد ارش داده شود.

سؤال 1282-حكم شرعى جراحات يا لطماتى كه به هنگام تنبيه و تربيت شاگردان به وجود مى‌آيد، در فروع زير چيست؟

الف)شاگرد صغير باشد.

ب)شاگرد بالغ باشد.

ج)با اجازه ولىّ باشد.

د)بدون اجازه ولىّ باشد.

ه)جهت جلوگيرى از وقوع منكر باشد.

جواب:حتّى الامكان نبايد از تنبيهات بدنى استفاده كرد. و در صورت ضرورت، بايد با اجازه ولى باشد، و سبب كبودى و سرخى و جراحت بدن نگردد.

سؤال 1283-بعضى از كودكان توسّط پدر و مادر شديداً مورد ضرب و جرح قرار مى‌گيرند، و گاه آثار اين شكنجه‌ها در بيمارستان ديده مى‌شود، و متأسّفانه قانونى جهت منع آن موارد وجود ندارد. حكم آن چيست؟

جواب:اين گونه شكنجه‌ها محكوم به ديه و ارش است؛ و فرقى با جنايات ديگران ندارد.

سؤال 1284-آيا جراحتى كه در اثر ورود ساچمه شليك شده از اسلحه كمرشكن شكارى به شخص وارد مى‌شود، از مصاديق مادّه 483 قانون مجازات اسلامى است، كه مقرّر مى‌دارد: «هرگاه نيزه يا گلوله و مانند آن، در دست يا پا فرو رود، در صورتى‌


صفحه 482

كه مجنىّ عليه مرد باشد ديه آن يك صد دينار، و در صورتى كه زن باشد دادن ارش لازم است.» يا ساچمه، گلوله محسوب نشده، و جراحت مزبور مشمول مادّه 480 قانون مجازات اسلامى است كه با توجّه به نوع جرح (حارصه، داميه، متلاحمه، سمحاق، موضحه، هاشمه، منقله، مأمومه، و دامغه) بايد تعيين ديه شود؟

جواب:اين حكم (حكم نافذه) شامل ساچمه نمى‌شود، و بايد از عناوين ديگر كه اشاره كرديد براى ديه آن استفاده كرد.

سؤال 1285-دكتر مقدارى از پوست بدن را براى ترميم جراحت يا سوختگى، برداشته است. آيا براى اين قسمت ديه يا ارش جداگانه‌اى در نظر گرفته مى‌شود؟

جواب:ديه و ارشى براى اين قسمت نيست.

سؤال 1286-همان گونه كه مستحضريد جرم دامغه ديه و ارش دارد، ولى پزشكى قانونى ارشى هم تحت عنوان كاهش استحكام جوار استخوان ناشى از گرانبوتومى اعلان نموده است. آيا جانى اين ارش را هم بايد بپردازد؟

جواب:تنها ارش پاره شدن پوسته مغز را، علاوه بر ديه مأمومه، بايد بپردازد.

ديه جنين‌

سؤال 1287-دخترى از زنا حامله شده است. در صورت پى بردن خانواده، احتمال كشتن وى مى‌باشد. آيا مى‌تواند سقط جنين كند؟ حكم ديه آن چيست؟

جواب:در صورتى كه واقعاً جان او در خطر باشد، و جنين به چهارماهگى نرسيده باشد، مجاز است سقط جنين كند، و ديه آن را به بيت المال بپردازد.

سؤال 1288-چون افراد زيادى از جمله پزشك، فروشنده، خريدار، تزريق‌كننده، پدر و مادر جنين، در سقطِ به وسيله دارو نقش دارند. ديه سقط بر عهده كيست؟

جواب:ديه سقط بر عهده كسى است كه دارو را مصرف مى‌كند.

سؤال 1289-اگر شخص تزريق‌كننده از اثر داروى سقط جنين با خبر نباشد، ديه بر عهده چه كسى است؟

جواب:بر عهده كسى است كه اين دستور را به او داده است.


صفحه 483

سؤال 1290-اگر مادر آمپول را به خود تزريق كند، تا جنين نامشروع خود را سقط كند، ديه بر عهده چه كسى است، و به چه كسى تعلّق مى‌گيرد؟ اگر شوهر ببخشد چطور؟

جواب:ديه سقط در اينجا بر عهده مادر است. و ديه او به حاكم شرع مى‌رسد، و در مصارف بيت المال مصرف مى‌شود.

سؤال 1291-اگر درخواست از مادر و تزريق از پدر باشد، ديه بر عهده چه كسى است؟

جواب:ديه بر عهده هر دو مى‌باشد؛ هر كدام به مقدارى كه در آن كار سهيم بوده‌اند.

سؤال 1292-چنانچه كسى با اسلحه و به قصد كشتن مادر و جنين، به طرف آنها شليك كند، و هر دو كشته شوند. آيا پدرِ حمل حقّ درخواست قصاص نفس جانى را دارد، يا اين كه قتلِ عمدِ جنين فقط ديه دارد؟

جواب:قتل عمد جنين قصاص ندارد، بلكه فقط ديه دارد. ولى اولياى دم مى‌توانند پس از اخذ ديه جنين، نصف ديه كامله را به خاطر قتل مادر به ورثه جانى بپردازند، و او را قصاص نمايند.

عاقله‌

سؤال 1293-همان گونه كه مستحضريد در مواردى كه جانى اقرار به جنايت خطايى خود كند، عاقله ضامن نيست. حال اگر طفلى، كه عمد او خطاى محض تلقّى مى‌شود، اقرار به جنايت خود نمايد، آيا خود طفل ضامن است، يا عاقله وى؟

جواب:اقرار طفل در هيچ حال معتبر نيست.

سؤال 1294-از آنجا كه عاقله ضامن جراحت موضحه به بالا مى‌باشد، مشروط بر اين كه خطاى محض باشد. لطفاً بفرماييد:

1-چنانچه جراحتى وارد شود كه ارش دارد، و ارش آن معادل با موضحه يا بالاتر باشد، آيا عاقله ضامن است؟


صفحه 484

جواب:فرقى بين ارش و ديه در اين جهت نيست.

2-در جراحات متعدّدى كه ديه مجموع آن معادل موضحه يا بيشتر، ولى منفرداً كمتر است (اعمّ از اين كه ديه مقدّره داشته باشد، يا نداشته باشد) چطور؟

جواب:جنايات مستقلّه كه هر كدام ديه آن كمتر از موضحه است، مشمول حكم عاقله نيست.

3-جراحاتى وارد شده كه كمتر از موضحه ديه دارد، لكن عيبى از آن حاصل شده كه ديه جراحت به همراه عيب معادل موضحه يا بيشتر مى‌شود. در اين صورت عاقله ضامن است؟

جواب:در اين فرض كه جنايت، جنايت واحده است، شامل مى‌شود.

سؤال 1295-هرگاه قتل خطاى محض با علم قاضى ثابت شود، ديه بر عهده چه كسى است؟ عاقله، يا خود جانى؟

جواب:احتياط واجب آن است كه خود جانى بپردازد.

سؤال 1296-اگر مجنون يا صغير، بر پدر خود ضرب يا جرحى كه ديه آن بر عهده عاقله است وارد كند، مسئول پرداخت ديه كيست؟

آيا در اين مورد خاص مى‌توان ساير اقرباى نسبى مجنون يا صغير را كه جزء ورثه فعلى او محسوب نمى‌شوند (مانند برادران) به ترتيب اقربيّتِ به جانى مسئول پرداخت ديه به عنوان عاقله دانست؟

جواب:آرى ديه بر عاقله است، ولى سهمى از آن به صغير يا مجنون نمى‌رسد.

سؤال 1297-در رابطه با كيفيّت و شرايط مسئوليّت عاقله پاسخ دهيد:

الف)در مورد جنايات خطاى محضِ عاقلِ بالغ، تنها ديه قتل و جراحت‌هاى موضحه و زيادتر از آن بر عهده عاقله مى‌باشد، و ديه جنايات كمتر از موضحه بر عهده خود جانى است. آيا اين حكم در مورد نابالغ و ديوانه نيز صادق است؟ به عبارت ديگر، ديه جراحات كمتر از موضحه كه نابالغ (مميّز و غير مميّز) و يا ديوانه به ديگرى وارد مى‌كند، بر عهده كيست؟

جواب:آرى اين حكم درباره صبى و مجنون نيز جارى است، و مادون‌