بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 483

سؤال 1290-اگر مادر آمپول را به خود تزريق كند، تا جنين نامشروع خود را سقط كند، ديه بر عهده چه كسى است، و به چه كسى تعلّق مى‌گيرد؟ اگر شوهر ببخشد چطور؟

جواب:ديه سقط در اينجا بر عهده مادر است. و ديه او به حاكم شرع مى‌رسد، و در مصارف بيت المال مصرف مى‌شود.

سؤال 1291-اگر درخواست از مادر و تزريق از پدر باشد، ديه بر عهده چه كسى است؟

جواب:ديه بر عهده هر دو مى‌باشد؛ هر كدام به مقدارى كه در آن كار سهيم بوده‌اند.

سؤال 1292-چنانچه كسى با اسلحه و به قصد كشتن مادر و جنين، به طرف آنها شليك كند، و هر دو كشته شوند. آيا پدرِ حمل حقّ درخواست قصاص نفس جانى را دارد، يا اين كه قتلِ عمدِ جنين فقط ديه دارد؟

جواب:قتل عمد جنين قصاص ندارد، بلكه فقط ديه دارد. ولى اولياى دم مى‌توانند پس از اخذ ديه جنين، نصف ديه كامله را به خاطر قتل مادر به ورثه جانى بپردازند، و او را قصاص نمايند.

عاقله‌

سؤال 1293-همان گونه كه مستحضريد در مواردى كه جانى اقرار به جنايت خطايى خود كند، عاقله ضامن نيست. حال اگر طفلى، كه عمد او خطاى محض تلقّى مى‌شود، اقرار به جنايت خود نمايد، آيا خود طفل ضامن است، يا عاقله وى؟

جواب:اقرار طفل در هيچ حال معتبر نيست.

سؤال 1294-از آنجا كه عاقله ضامن جراحت موضحه به بالا مى‌باشد، مشروط بر اين كه خطاى محض باشد. لطفاً بفرماييد:

1-چنانچه جراحتى وارد شود كه ارش دارد، و ارش آن معادل با موضحه يا بالاتر باشد، آيا عاقله ضامن است؟


صفحه 484

جواب:فرقى بين ارش و ديه در اين جهت نيست.

2-در جراحات متعدّدى كه ديه مجموع آن معادل موضحه يا بيشتر، ولى منفرداً كمتر است (اعمّ از اين كه ديه مقدّره داشته باشد، يا نداشته باشد) چطور؟

جواب:جنايات مستقلّه كه هر كدام ديه آن كمتر از موضحه است، مشمول حكم عاقله نيست.

3-جراحاتى وارد شده كه كمتر از موضحه ديه دارد، لكن عيبى از آن حاصل شده كه ديه جراحت به همراه عيب معادل موضحه يا بيشتر مى‌شود. در اين صورت عاقله ضامن است؟

جواب:در اين فرض كه جنايت، جنايت واحده است، شامل مى‌شود.

سؤال 1295-هرگاه قتل خطاى محض با علم قاضى ثابت شود، ديه بر عهده چه كسى است؟ عاقله، يا خود جانى؟

جواب:احتياط واجب آن است كه خود جانى بپردازد.

سؤال 1296-اگر مجنون يا صغير، بر پدر خود ضرب يا جرحى كه ديه آن بر عهده عاقله است وارد كند، مسئول پرداخت ديه كيست؟

آيا در اين مورد خاص مى‌توان ساير اقرباى نسبى مجنون يا صغير را كه جزء ورثه فعلى او محسوب نمى‌شوند (مانند برادران) به ترتيب اقربيّتِ به جانى مسئول پرداخت ديه به عنوان عاقله دانست؟

جواب:آرى ديه بر عاقله است، ولى سهمى از آن به صغير يا مجنون نمى‌رسد.

سؤال 1297-در رابطه با كيفيّت و شرايط مسئوليّت عاقله پاسخ دهيد:

الف)در مورد جنايات خطاى محضِ عاقلِ بالغ، تنها ديه قتل و جراحت‌هاى موضحه و زيادتر از آن بر عهده عاقله مى‌باشد، و ديه جنايات كمتر از موضحه بر عهده خود جانى است. آيا اين حكم در مورد نابالغ و ديوانه نيز صادق است؟ به عبارت ديگر، ديه جراحات كمتر از موضحه كه نابالغ (مميّز و غير مميّز) و يا ديوانه به ديگرى وارد مى‌كند، بر عهده كيست؟

جواب:آرى اين حكم درباره صبى و مجنون نيز جارى است، و مادون‌


صفحه 485

موضحه از مال آنها پرداخته مى‌شود.

ب)عاقله در چه مدّتى بايد ديه، يا ارش را بپردازد؟

جواب:هرگاه ديه سنگين بوده باشد، بايد مانند ديه عمد در أجل مناسب پرداخت شود، و الّا جنبه فورى دارد.

ج)در صورتى كه عاقله از پرداخت ديه استنكاف نمايد، يا عاجز از پرداخت باشد، تكليف چيست؟

جواب:هرگاه در آينده اميد قدرت براى او هست، بايد تأخير انداخت. و اگر اميدى نيست، بايد از بيت المال پرداخت شود. و اگر عمداً تأخير اندازد و توانايى دارد، حاكم شرع مى‌تواند او را مجبور سازد، و يا به زندان افكند.

سؤال 1298-در مورد جنايت صغير، كه در زمان دادرسى و صدور رأى بالغ و رشيد شده، ديه متعلّقه همچنان بر عهده عاقله است، يا خود جانى بايد بپردازد؟

جواب:ديه بر عهده عاقله است.

ديه جنايت بر ميّت‌

سؤال 1299-در خصوص جنايت بر ميّت بفرماييد:

الف)آيا سوزاندن كامل بدن ميّت ديه دارد؟

ب)در صورت مثبت بودن پاسخ، ميزان آن چقدر است؟

ج)در فرض فوق، آيا جانى علاوه بر ديه، تعزير نيز مى‌شود؟

د)در موارد وجوب ديه، آيا بين عمدى و غير عمدى بودن جنايت تفاوتى هست؟

ه)آيا در مقدار ديه، بين ميّت زن و مرد تفاوتى وجود دارد؟

جواب:ارش دارد؛ ولى ارش آن كمتر از ديه كامله جنايت بر ميّت (يك صد دينار) نيست. و فرقى بين زن و مرد نمى‌باشد؛ ولى در صورت عمد، تعزير نيز دارد.

سؤال 1300-آيا پرداخت ديه جنايت بر ميّت به صورت حالّ است، يا مؤجّل؟

جواب:ديه آن به صورت حالّ است.


صفحه 486

سؤال 1301-ديه جراحات يا صدماتى كه بر ميّت غير مسلمان وارد مى‌شود، چه مقدار است؟

جواب:احتياط آن است كه مانند ديه مسلمان عمل شود، يا مصالحه كنند.

سؤال 1302-اگر نياز به عضوى از اعضاى مرده باشد، و آن را از بدن او جدا كنند، آيا ديه دارد؟ ديه آن چه مقدار است؟ چه كسى بايد بدهد؟ به چه كسى تعلّق مى‌گيرد؟ در صورت ثبوت ديه، آيا بين مسلمان و كافر از يك طرف، و كافر ذمّى و غير ذمّى از سوى ديگر، فرقى هست؟

جواب:در چنين صورتى احتياط پرداخت ديه است. و بايد ديه در راه خيرات براى آن ميّت صرف شود، و حربى ديه ندارد.

سؤال 1303-فردى را پس از قتل مى‌سوزانند، به گونه‌اى كه تمامى بدنش به جز چند قطعه استخوان، تبديل به خاكستر مى‌شود! با توجّه به اين كه تمامى بدنش از بين رفته، آيا بايد براى تك تك اعضا و جوارح ظاهر و داخل ارش تعيين گردد؟ در صورتى كه جواب مثبت باشد، ارش معيّنه چه ميزان بيشتر از ارش ديه كامل جنايت بر مرده است؟

جواب:در صورتى كه جسد را يكجا سوزانده باشند ديه آن تنها يك صد دينار است؛ ولى اگر آن را در چند مرحله سوزانده باشند، ديه اعضا اضافه مى‌شود. و اگر عضوى ديه نداشته باشد، ارش به آن تعلّق مى‌گيرد.

موارد پرداخت ديه از بيت المال‌

سؤال 1304-هرگاه در قتل عمد، يا غير عمد، يا صدمات ديگر، متّهم شناسايى نشود، آيا لازم است ديه از بيت المال پرداخت گردد؟ در صورتى كه پاسخ مثبت باشد، آيا اعلان اين مطلب و قيد آن در حكم لازم است، مخصوصاً اگر اثر نامطلوبى در جامعه داشته باشد، و مورد سوء استفاده قرار گيرد؟

جواب:در صورتى كه قاتل شناخته نشود، ديه را بايد از بيت المال پرداخت. و لازم نيست اين مسأله به طور آشكار اعلان شود، تا سبب سوء استفاده افرادى‌


صفحه 487

گردد. همچنين اگر قاتل واقعاً معسر شود، به طورى كه اميدى براى آينده نيز نباشد.

سؤال 1305-در مواردى كه مى‌توان ديه مقتول را از بيت المال پرداخت، لكن اولياى دم جاهل به موضوع هستند، آيا قاضى مجاز به ارشاد و راهنمايى آنان مى‌باشد؟

جواب:با توجّه به اين كه ذى نفع در اينجا جاهل به حكم است، مى‌توان او را به حكم شرع ارشاد كرد.

سؤال 1306-در صورتى كه ضارب فرار كند، يا ناشناخته باشد، آيا مى‌توان ديه جراحات و صدمات وارده بر مجنىّ عليه را از بيت المال پرداخت؟

جواب:در غير قتلى دليلى بر گرفتن ديه از بيت المال يا خويشان جانى فرارى نداريم.

سؤال 1307-فرزند 12 ساله اين جانب در كوچه به چيز مشكوكى برخورد نموده، مشغول بازى با آن مى‌شود. در اين هنگام شى‌ء مذكور، كه ظاهراً نوعى مواد منفجره شبيه گلوله خمپاره بوده، منفجر و منجر به فوت ايشان مى‌گردد. بر اساس اظهارات چند نفر، موتور سوار ناشناسى آن شى‌ء را در كوچه رها كرده است. با توجّه به اين كه خون مسلم نبايد هدر رود، آيا ديه فرزند اين جانب بر بيت المال است؟

جواب:چنانچه ثابت شود شى‌ء مزبور را موتور سوارى آنجا رها كرده، و دسترسى به او حاصل نشود، ديه آن طفل بايد از بيت المال پرداخته شود. ولى چنانچه كودك آن شى‌ء را از داخل منزل برداشته، ديه او بر بيت المال نيست.

سؤال 1308-فرزندم، در حالى كه بر ترك موتورسيكلت سوار بود، بر اثر تصادف با اتومبيل به شدّت مجروح و مصدوم گرديد. متأسّفانه راننده متخلّف و بى‌وجدان از صحنه تصادف گريخته، و تا اين لحظه شناسايى نشده است. شدّت آسيب‌هاى وارده بر فرزندم به حدّى است كه حواس خود را از دست داده، و ما اكنون سالهاست كه همانند طفل يك ساله‌اى از او پذيرايى مى‌كنيم. اگر در حكومت اسلامى صدمه‌اى به مسلمانى وارد شود، و متّهم شناسايى نشود، پرداخت ديه بر عهده كيست؟


صفحه 488

جواب:ديه بر عهده جانى است، و دليلى بر گرفتن ديه در غير قتل از خويشاوندان جانى يا بيت المال نداريم.

سؤال 1309-در موارد قسامه، كه موضوع آن ايراد ضرب و جرح عمدى نسبت به مجنىّ عليه است، اگر برائت مدّعى عليه ثابت شود، و ضارب يا جارح نيز مشخّص نگردد، آيا مانند مورد قتل، ديه مجنىّ عليه مصدوم بايد از بيت المال پرداخت شود؟

جواب:ظاهراً ديه آن بر كسى نيست.

سؤال 1310-در موارد اثبات اعسار جانى از پرداخت ديه، اعمّ از اين كه موضوع آن قتل يا ضرب و جرح عمدى، يا در حكم شبه عمد، يا شبيه عمد باشد و محكوم عليه معسر نيز در دسترس باشد، لكن جهت اعسار مذكور حتّى در مدّت طولانى نيز قادر به پرداخت ديه مورد حكم نباشد. آيا بايد از بيت المال پرداخت نمود، يا بر عهده بستگان محكوم عليه (الاقرب فالاقرب) است، يا در اين فرض كسى جز محكوم عليه معسر ضامن نمى‌باشد؟

جواب:در فرض سؤال چنان چه جنايت از قبيل قتل بوده باشد، ديه از بيت المال پرداخته مى‌شود.

عفو از ديه‌

سؤال 1311-در مواردى كه قصاص قاتل، مشروط به ردّ فاضل ديه از سوى اولياى دم است، سؤالاتى مطرح مى‌شود. لطفاً پاسخ فرماييد:

1-فاضل ديه حقّ چه كسى است؟ قاتل يا ورثه وى؟

جواب:فاضل ديه حقّ قاتل است، و از او به ورثه مى‌رسد.

2-در صورتى كه حقّ قاتل باشد، آيا مى‌تواند از حقّ خويش گذشت كند؟

جواب:آرى مى‌تواند گذشت كند.

3-آيا انگيزه قاتل در حكم فوق تأثيرى دارد؟ مثلًا اگر انگيزه قاتل محروم كردن ورثه از ديه، يا خروج از بلا تكليفى و نجات از زندان باشد، (به هنگامى كه اولياى دم به دليل اعسار، قادر به پرداخت فاضل ديه نيستند، و از طرف ديگر نه حاضر به‌


صفحه 489

دريافت ديه هستند، و نه قاتل را عفو مى‌كنند.) آيا عفو در همه موارد صحيح است؟

جواب:انگيزه‌ها تفاوت نمى‌كند، و معيار عفو است.

سؤال 1312-اگر مقتول ديونى داشته، و براى پرداخت آن هيچ مالى غير از ديه نداشته باشد، و اولياى دم مجنىّ عليه به خاطر اين كه پولى گير طلبكاران نيايد، يا به هر دليل ديگر ديه را ببخشند، آيا طلبكاران مى‌توانند دعوايى طرح نموده، و به عنوان شخص ثالث وارد دعوى‌ شده، و ديون خود را مطالبه كنند؟

جواب:مطالبات ميّت بر هر چيز مقدّم است، و اولياى دم در فرض مسأله حقّ بخشش ندارند.

سؤال 1313-به منظور قصاص قاتل دخترم، مبلغ 000/ 000/ 32 ريال (فاضل ديه) در وجه قاتل، و مبلغ 670/ 666/ 26 ريال بابت 56 ديه يك زن نيز به عنوان سهم الدّيه صغير به حساب دادگسترى واريز نمودم، تا قاتل به قصاص رسيد. از طرفى ضمن توافق شفاهى با قاتل، قرار شد ايشان از بابت بدهى ديه فرزندان مقتول (پسر و دختر) كه ثلث آن به اين جانب مى‌رسد، و برابر فاضل ديه مى‌باشد، از سهم الدّيه خود به نفع اين جانب گذشت نمايد. در حضور قاضى و مسئولين اجراى احكام قضايى، قاتل قبل از قصاص با خط خود نوشت: «اين جانب محكوم به قصاص، از حقّ سهم الدّيه خودم نسبت به ولىّ دم خانم ... گذشت مى‌نمايم.» و قاضى و مسئولين اجراى احكام زير آن نامه را تأييد نمودند. اكنون سؤال اين است: آيا كلّ مبلغ فاضل ديه، كه آن مرحوم به نفع اين جانب گذشت نموده، به اين جانب تعلّق مى‌گيرد؟ لازم به ذكر است كه ورثه قاتل فقط يك فرزند صغير و مادر او مى‌باشند.

جواب:آنچه را قاتل به عنوان بدهى به شما (از بابت ديه فرزندان) گذشت كرده به شما مى‌رسد، و شخص ديگرى در آن حق ندارد.

سؤال 1314-آيا جدّ پدرى، يا وصىّ، يا قيّم صغار، هر چند مادر آنها باشد، حق دارد سهم الديه صغار تحت كفالت خود را به كمتر از ديه شرعى با جانى مصالحه كند، يا به طور كلّى آن را عفو نمايد؟

جواب:جدّ پدرى، يا وصىّ، يا قيّم، حق ندارند ديه صغير را ببخشند، يا به‌


صفحه 490

كمتر از مقدار شرعى مصالحه كنند. مگر اين كه مصلحت خاصّى در آنجا حاكم باشد، و منفعت صغير ايجاب كند.

خسارت عدم النفع‌

سؤال 1315-نظر معظّم له در رابطه با اخذ خسارت عدم النفع (از نوع منفعت قريب الحصول، يا متوقّع الحصول) چه مى‌باشد؟ لطفاً حكم مصاديق زير را بيان فرماييد:

الف)راننده‌اى با اتومبيل خود كار مى‌كند. در اثر تصادف و خسارت وارده، نتوانسته به مدّت 4 ماه كار كند، و به نظر كارشناسان 4 ماه هم براى تعمير و راه‌اندازى خودروى مزبور وقت لازم است. آيا راننده اتومبيل مى‌تواند علاوه بر هزينه تعمير، خسارت عدم النفع متعارف اين 4 ماه را از مقصِّر حادثه مطالبه نمايد؟

ب)هرگاه كسى كه حرفه رسمى او طبابت، يا جرّاحى، يا هر شغل ديگرى است، در اثر صدمه بدنى عمدى، يا غير عمدى، از كار افتاده شود، و به تشخيص كارشناسان، تا آخر عمر توانايى كار كردن و كسب درآمد متعارف را از دست بدهد.

آيا مى‌تواند علاوه بر ديه، درآمد ماهيانه‌اش را در حدّ متعارف از مقصِّر حادثه طلب كند؟

ج)شخصى با ارتكاب اعمالى نظير آدم‌ربايى، طرح شكايت واهى منتهى به بازداشت، ارائه مدارك جعلى به دادگاه، و كسب مجوّز براى توقّف عمليّات ساختمانى، و مانند آن، بدون آن كه صدمه بدنى به طرف وارد نمايد، او را از كار و زندگى انداخته، و موجبات اضرار وى را فراهم نموده است. به گونه‌اى كه دقيقاً قابل تقويم به مبلغ قابل توجّهى مى‌باشد. آيا متضرّر مى‌تواند بابت مدّتى كه نتوانسته كار كند، و بازداشت بوده، يا بابت مدّتى كه خانه ديرتر براى اجاره آماده شده، مطالبه خسارت نمايد؟

د)آيا اولياى دم واجب النفقه مقتول كه بعد از وقوع قتل از دريافت مستمرّى و نفقه محروم شده‌اند، مى‌توانند تا مدّت زمانى كه عرفاً و قانوناً مستحقّ نفقه بوده‌اند،