سؤال 1301-ديه جراحات يا صدماتى كه بر ميّت غير مسلمان وارد مىشود، چه مقدار است؟
جواب:احتياط آن است كه مانند ديه مسلمان عمل شود، يا مصالحه كنند.
سؤال 1302-اگر نياز به عضوى از اعضاى مرده باشد، و آن را از بدن او جدا كنند، آيا ديه دارد؟ ديه آن چه مقدار است؟ چه كسى بايد بدهد؟ به چه كسى تعلّق مىگيرد؟ در صورت ثبوت ديه، آيا بين مسلمان و كافر از يك طرف، و كافر ذمّى و غير ذمّى از سوى ديگر، فرقى هست؟
جواب:در چنين صورتى احتياط پرداخت ديه است. و بايد ديه در راه خيرات براى آن ميّت صرف شود، و حربى ديه ندارد.
سؤال 1303-فردى را پس از قتل مىسوزانند، به گونهاى كه تمامى بدنش به جز چند قطعه استخوان، تبديل به خاكستر مىشود! با توجّه به اين كه تمامى بدنش از بين رفته، آيا بايد براى تك تك اعضا و جوارح ظاهر و داخل ارش تعيين گردد؟ در صورتى كه جواب مثبت باشد، ارش معيّنه چه ميزان بيشتر از ارش ديه كامل جنايت بر مرده است؟
جواب:در صورتى كه جسد را يكجا سوزانده باشند ديه آن تنها يك صد دينار است؛ ولى اگر آن را در چند مرحله سوزانده باشند، ديه اعضا اضافه مىشود. و اگر عضوى ديه نداشته باشد، ارش به آن تعلّق مىگيرد.
موارد پرداخت ديه از بيت المال
سؤال 1304-هرگاه در قتل عمد، يا غير عمد، يا صدمات ديگر، متّهم شناسايى نشود، آيا لازم است ديه از بيت المال پرداخت گردد؟ در صورتى كه پاسخ مثبت باشد، آيا اعلان اين مطلب و قيد آن در حكم لازم است، مخصوصاً اگر اثر نامطلوبى در جامعه داشته باشد، و مورد سوء استفاده قرار گيرد؟
جواب:در صورتى كه قاتل شناخته نشود، ديه را بايد از بيت المال پرداخت. و لازم نيست اين مسأله به طور آشكار اعلان شود، تا سبب سوء استفاده افرادى
گردد. همچنين اگر قاتل واقعاً معسر شود، به طورى كه اميدى براى آينده نيز نباشد.
سؤال 1305-در مواردى كه مىتوان ديه مقتول را از بيت المال پرداخت، لكن اولياى دم جاهل به موضوع هستند، آيا قاضى مجاز به ارشاد و راهنمايى آنان مىباشد؟
جواب:با توجّه به اين كه ذى نفع در اينجا جاهل به حكم است، مىتوان او را به حكم شرع ارشاد كرد.
سؤال 1306-در صورتى كه ضارب فرار كند، يا ناشناخته باشد، آيا مىتوان ديه جراحات و صدمات وارده بر مجنىّ عليه را از بيت المال پرداخت؟
جواب:در غير قتلى دليلى بر گرفتن ديه از بيت المال يا خويشان جانى فرارى نداريم.
سؤال 1307-فرزند 12 ساله اين جانب در كوچه به چيز مشكوكى برخورد نموده، مشغول بازى با آن مىشود. در اين هنگام شىء مذكور، كه ظاهراً نوعى مواد منفجره شبيه گلوله خمپاره بوده، منفجر و منجر به فوت ايشان مىگردد. بر اساس اظهارات چند نفر، موتور سوار ناشناسى آن شىء را در كوچه رها كرده است. با توجّه به اين كه خون مسلم نبايد هدر رود، آيا ديه فرزند اين جانب بر بيت المال است؟
جواب:چنانچه ثابت شود شىء مزبور را موتور سوارى آنجا رها كرده، و دسترسى به او حاصل نشود، ديه آن طفل بايد از بيت المال پرداخته شود. ولى چنانچه كودك آن شىء را از داخل منزل برداشته، ديه او بر بيت المال نيست.
سؤال 1308-فرزندم، در حالى كه بر ترك موتورسيكلت سوار بود، بر اثر تصادف با اتومبيل به شدّت مجروح و مصدوم گرديد. متأسّفانه راننده متخلّف و بىوجدان از صحنه تصادف گريخته، و تا اين لحظه شناسايى نشده است. شدّت آسيبهاى وارده بر فرزندم به حدّى است كه حواس خود را از دست داده، و ما اكنون سالهاست كه همانند طفل يك سالهاى از او پذيرايى مىكنيم. اگر در حكومت اسلامى صدمهاى به مسلمانى وارد شود، و متّهم شناسايى نشود، پرداخت ديه بر عهده كيست؟
جواب:ديه بر عهده جانى است، و دليلى بر گرفتن ديه در غير قتل از خويشاوندان جانى يا بيت المال نداريم.
سؤال 1309-در موارد قسامه، كه موضوع آن ايراد ضرب و جرح عمدى نسبت به مجنىّ عليه است، اگر برائت مدّعى عليه ثابت شود، و ضارب يا جارح نيز مشخّص نگردد، آيا مانند مورد قتل، ديه مجنىّ عليه مصدوم بايد از بيت المال پرداخت شود؟
جواب:ظاهراً ديه آن بر كسى نيست.
سؤال 1310-در موارد اثبات اعسار جانى از پرداخت ديه، اعمّ از اين كه موضوع آن قتل يا ضرب و جرح عمدى، يا در حكم شبه عمد، يا شبيه عمد باشد و محكوم عليه معسر نيز در دسترس باشد، لكن جهت اعسار مذكور حتّى در مدّت طولانى نيز قادر به پرداخت ديه مورد حكم نباشد. آيا بايد از بيت المال پرداخت نمود، يا بر عهده بستگان محكوم عليه (الاقرب فالاقرب) است، يا در اين فرض كسى جز محكوم عليه معسر ضامن نمىباشد؟
جواب:در فرض سؤال چنان چه جنايت از قبيل قتل بوده باشد، ديه از بيت المال پرداخته مىشود.
عفو از ديه
سؤال 1311-در مواردى كه قصاص قاتل، مشروط به ردّ فاضل ديه از سوى اولياى دم است، سؤالاتى مطرح مىشود. لطفاً پاسخ فرماييد:
1-فاضل ديه حقّ چه كسى است؟ قاتل يا ورثه وى؟
جواب:فاضل ديه حقّ قاتل است، و از او به ورثه مىرسد.
2-در صورتى كه حقّ قاتل باشد، آيا مىتواند از حقّ خويش گذشت كند؟
جواب:آرى مىتواند گذشت كند.
3-آيا انگيزه قاتل در حكم فوق تأثيرى دارد؟ مثلًا اگر انگيزه قاتل محروم كردن ورثه از ديه، يا خروج از بلا تكليفى و نجات از زندان باشد، (به هنگامى كه اولياى دم به دليل اعسار، قادر به پرداخت فاضل ديه نيستند، و از طرف ديگر نه حاضر به
دريافت ديه هستند، و نه قاتل را عفو مىكنند.) آيا عفو در همه موارد صحيح است؟
جواب:انگيزهها تفاوت نمىكند، و معيار عفو است.
سؤال 1312-اگر مقتول ديونى داشته، و براى پرداخت آن هيچ مالى غير از ديه نداشته باشد، و اولياى دم مجنىّ عليه به خاطر اين كه پولى گير طلبكاران نيايد، يا به هر دليل ديگر ديه را ببخشند، آيا طلبكاران مىتوانند دعوايى طرح نموده، و به عنوان شخص ثالث وارد دعوى شده، و ديون خود را مطالبه كنند؟
جواب:مطالبات ميّت بر هر چيز مقدّم است، و اولياى دم در فرض مسأله حقّ بخشش ندارند.
سؤال 1313-به منظور قصاص قاتل دخترم، مبلغ 000/ 000/ 32 ريال (فاضل ديه) در وجه قاتل، و مبلغ 670/ 666/ 26 ريال بابت 56 ديه يك زن نيز به عنوان سهم الدّيه صغير به حساب دادگسترى واريز نمودم، تا قاتل به قصاص رسيد. از طرفى ضمن توافق شفاهى با قاتل، قرار شد ايشان از بابت بدهى ديه فرزندان مقتول (پسر و دختر) كه ثلث آن به اين جانب مىرسد، و برابر فاضل ديه مىباشد، از سهم الدّيه خود به نفع اين جانب گذشت نمايد. در حضور قاضى و مسئولين اجراى احكام قضايى، قاتل قبل از قصاص با خط خود نوشت: «اين جانب محكوم به قصاص، از حقّ سهم الدّيه خودم نسبت به ولىّ دم خانم ... گذشت مىنمايم.» و قاضى و مسئولين اجراى احكام زير آن نامه را تأييد نمودند. اكنون سؤال اين است: آيا كلّ مبلغ فاضل ديه، كه آن مرحوم به نفع اين جانب گذشت نموده، به اين جانب تعلّق مىگيرد؟ لازم به ذكر است كه ورثه قاتل فقط يك فرزند صغير و مادر او مىباشند.
جواب:آنچه را قاتل به عنوان بدهى به شما (از بابت ديه فرزندان) گذشت كرده به شما مىرسد، و شخص ديگرى در آن حق ندارد.
سؤال 1314-آيا جدّ پدرى، يا وصىّ، يا قيّم صغار، هر چند مادر آنها باشد، حق دارد سهم الديه صغار تحت كفالت خود را به كمتر از ديه شرعى با جانى مصالحه كند، يا به طور كلّى آن را عفو نمايد؟
جواب:جدّ پدرى، يا وصىّ، يا قيّم، حق ندارند ديه صغير را ببخشند، يا به
كمتر از مقدار شرعى مصالحه كنند. مگر اين كه مصلحت خاصّى در آنجا حاكم باشد، و منفعت صغير ايجاب كند.
خسارت عدم النفع
سؤال 1315-نظر معظّم له در رابطه با اخذ خسارت عدم النفع (از نوع منفعت قريب الحصول، يا متوقّع الحصول) چه مىباشد؟ لطفاً حكم مصاديق زير را بيان فرماييد:
الف)رانندهاى با اتومبيل خود كار مىكند. در اثر تصادف و خسارت وارده، نتوانسته به مدّت 4 ماه كار كند، و به نظر كارشناسان 4 ماه هم براى تعمير و راهاندازى خودروى مزبور وقت لازم است. آيا راننده اتومبيل مىتواند علاوه بر هزينه تعمير، خسارت عدم النفع متعارف اين 4 ماه را از مقصِّر حادثه مطالبه نمايد؟
ب)هرگاه كسى كه حرفه رسمى او طبابت، يا جرّاحى، يا هر شغل ديگرى است، در اثر صدمه بدنى عمدى، يا غير عمدى، از كار افتاده شود، و به تشخيص كارشناسان، تا آخر عمر توانايى كار كردن و كسب درآمد متعارف را از دست بدهد.
آيا مىتواند علاوه بر ديه، درآمد ماهيانهاش را در حدّ متعارف از مقصِّر حادثه طلب كند؟
ج)شخصى با ارتكاب اعمالى نظير آدمربايى، طرح شكايت واهى منتهى به بازداشت، ارائه مدارك جعلى به دادگاه، و كسب مجوّز براى توقّف عمليّات ساختمانى، و مانند آن، بدون آن كه صدمه بدنى به طرف وارد نمايد، او را از كار و زندگى انداخته، و موجبات اضرار وى را فراهم نموده است. به گونهاى كه دقيقاً قابل تقويم به مبلغ قابل توجّهى مىباشد. آيا متضرّر مىتواند بابت مدّتى كه نتوانسته كار كند، و بازداشت بوده، يا بابت مدّتى كه خانه ديرتر براى اجاره آماده شده، مطالبه خسارت نمايد؟
د)آيا اولياى دم واجب النفقه مقتول كه بعد از وقوع قتل از دريافت مستمرّى و نفقه محروم شدهاند، مىتوانند تا مدّت زمانى كه عرفاً و قانوناً مستحقّ نفقه بودهاند،
علاوه بر ديه، به ميزان نفقه معمول مطالبه خسارت نمايند؟ مثلًا همسر مقتول تا زمانى كه شوهر ننموده، و فرزندان صغير مقتول تا زمانى كه بالغ و متمكّن نشدهاند، حقّ مطالبه خسارت دارند؟
جواب:در مواردى كه ديه گرفته مىشود پرداختن خسارت ديگرى لازم نيست، ولى در مواردى كه اتومبيل كرايه خسارتديده، يا شخص كارگر و كارمندى از كار بازداشته شده، يا ساختمانى بىجهت توقيف شده، در تمام اين موارد بايد اجرت المثل پرداخته شود.
تغليظ ديه
سؤال 1316-شخصى ضربهاى در ماه مبارك رمضان بر ديگرى وارد كرده، و مضروب در ماه ذى القعدة الحرام فوت نموده است. آيا تغليظ ديه لازم است، يا چون ضربه در ماه غير حرام وارد شده، ديه تغليظ نمىشود؟
جواب:در صورتى كه ضرب و قتل هر دو در ماههاى حرام واقع شود، ديه تغليظ مىشود. در غير اين صورت، دليلى بر تغليظ ديه نيست.
سؤال 1317-اگر در ماه حرام، و در حريم خانه خدا، قتلى رخ دهد، آيا چيزى به غير از 13، به ديه اضافه مىشود؟
جواب:آرى به هر دو عنوان تغليظ و تشديد مىشود.
سؤال 1318-ديه زن مسلمان، اگر در ماه حرام به قتل رسيده باشد، چقدر است؟
جواب:نصف ديه كامله به عنوان اصل ديه زن، و يك سوم آن (كه 16 ديه كامله مىشود) به عنوان تغليظ پرداخته مىگردد، كه مجموعاً 46 ديه كامله مىشود.
سؤال 1319-جنايت در ماه ذى الحجّه واقع شده، و مجنىّ عليه در ماه محرّم فوت گرديده است. مادّه 299 قانون مجازات اسلامى بيان مىكند كه: «هرگاه صدمه و فوت هر دو در يكى از ماههاى حرام واقع شود، سبب تغليط است.» آيا در مورد سؤال كه صدمه و فوت در دو ماه واقع شده، حكم تغليظ جارى مىشود؟
جواب:در فرض سؤال اين مورد از باب تغليظ است؛ زيرا هر دو در ماه حرام واقع شده است، و منظور از مادّه قانونى مذكور نيز همين است.
نحوه پرداخت ديه
سؤال 1320-با توجّه به اين كه در قتل خطا، در پايان سال اوّل، بايد 13 ديه مقرّر شرعى پرداخت شود، هرگاه نصف از 13 در موعد مقرّر پرداخت، و باقىمانده آن در سال بعد پرداخت گردد، لطفاً بفرماييد:
آيا نصف باقى مانده بايد به قيمت سال جارى پرداخت گردد، يا به قيمت سال گذشته؟
جواب:بايد به قيمت سال جارى پرداخت شود.
سؤال 1321-در مواردى نظير قتل خطاى محض، كه بنا بر قول مشهور ديه ظرف سه سال و هر سال ثلث آن بايد پرداخت شود، با عنايت به اين كه بر اساس فتواى برخى از فقها ملاك قيمت يوم الأداء مىباشد، بفرماييد در محاسبه ثلث در صورت تعذّر اعيان ششگانه، چگونه بايد عمل كرد؟ آيا از ابتدا قيمت كلّ ديه بر اساس نرخ روز محاسبه مىشود، و جانى در هر سال ملزم به پرداخت ثلث همان قيمت است، يا اين كه در پرداخت هر ثلث، قيمت يوم الأداى همان ثلث ملاك است، يعنى در هر سال بايد با توجّه به قيمت سوقيّه همان سال، ثلث ديه را محاسبه و پرداخت نمايد؟
جواب:در هر سال بايد ثلث ديه را به قيمت روز محاسبه و ادا كند، مگر اين كه در ابتدا مصالحهاى روى قيمت صورت گرفته باشد.
سؤال 1322-شخصى در حادثه تصادف رانندگى مرتكب قتل غير عمد شده، و فوراً خود را به نيروى انتظامى معرّفى نموده است. قاضى مربوطه، بعد از طىّ مراحل قانونى و با تعيين مقدار ديه، حكم آن را صادر كرده، ولى مسئولين اجراى احكام ابلاغ پرداخت آن را به مسئولين بيمه تأخير انداختهاند؛ بدين علّت سال بعد مقدار ديه افزايش يافته است. آيا متّهم مديون همان مقدار ديهاى است كه قاضى آن را معيّن نموده، و حكمش را صادر كرده، يا اضافه سال بعد را هم بايد بپردازد؟
جواب:هرگاه مسئول اجراى احكام در ابلاغ حكم كوتاهى كرده، ضامن مبلغ مازاد ديه مىباشد.
سؤال 1323-اگر فرد مزبور بعد از وقوع حادثه فرار كند، و پس از چندين سال
نيروى انتظامى او را دستگير و به دادگاه تحويل دهد. به طورى كه حكم دادگاه در سالِ افزايشِ مقدارِ ديه صادر شود. آيا جانى بايد ديه سال وقوع حادثه را بپردازد، يا ديه سال صدور حكم را؟
جواب:بايد ديه را به قيمت روز بپردازد.
سؤالات ديگر ديات
سؤال 1324-يكى از مسائل مورد ابتلا در محاكم دادگسترى خسارات ناشى از صدمات بدنى وارد شده به افراد است. آيا صدمات بدنى، فقط شامل صدمات فيزيكى است، يا شامل صدمات روحى و روانى نيز مىشود؟ با توجّه به اين كه صدمات روحى و روانى به مراتب اثراتى بدتر از صدمات فيزيكى به دنبال دارد، و چه بسا ممكن است فردى به خاطر چنين اثرات روحى و روانى، تا آخر عمر رنج بكشد، و همچنين ممكن است فرد در مدّتى كه صدمه وارد شده، از كار و فعاليّت (خصوصاً كارهاى علمى) بازايستد، و به هدفى كه مدّ نظر داشته نائل نشود، و مسير ديگرى را اجباراً در پيش گيرد. آيا چنين خساراتى شرعاً قابل جبران هست؟
جواب:با توجّه به اين كه صدمات روانى قابل اندازهگيرى نيست، و نمىتوان حدّ و حدود آن را معيّن كرد، بنابراين تعيين خسارت براى آن مشكل است، و غالباً سبب دعوى مىشود. همان چيزى كه اسلام از آن به شدّت پرهيز دارد؛ البتّه در بعضى از موارد، مانند از دست دادن هوشيارى كامل (جنون)، يا به مقدار كمتر كه قابل اندازهگيرى باشد، جبران خسارت آن در فقه اسلامى پيشبينى شده است.
سؤال 1325-در بين برخى از عشاير عرب رسم است كه ديه مقتول را، اگر چه صغير در بين ورثه باشد، بين تمام طائفه تقسيم مىكنند. اين تقسيم چه حكمى داد؟
جواب:ديه مقتول مانند ساير اموال اوست، و بايد سهم صغير را نزد قيّم امين بسپارند تا براى او نگهدارى كند، و بقيّه طبق قانون ارث تقسيم مىشود.
سؤال 1326-بيمه وسايل نقليّه در كشور، به منظور هدر نرفتن خون مقتولين و مجروحين تصادفات است. لكن بيمه براى پرداخت خسارت مصدومين، موازين و