بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 535

فصل پنجاهم: مسائل متفرّقه‌

1- آسيب‌شناسى تربيت دينى‌

سؤال 1491-دنياى مدرن، تمام احساسات، عواطف، عقل و ذهن بشر را درنورديده، و بر همه امكانات انسان سيطره يافته، و از انسان در حقيقت به عنوان يك ابزار استفاده مى‌كند. در اين ميان تكنولوژى، كه نقش اوّل را بازى مى‌كند، رشد و توسعه فزاينده آن در عصر مدرن، تمام حقيقت انسان را به زير سلطه خود درآورده است. تا آنجا كه فكر و انديشه بشر را جهت مى‌دهد، و فرهنگ اجتماعيش را دگرگون مى‌سازد، و بر نوع اجتماعى شدن و جامعه‌پذيريش، تصميم‌گيرى مى‌كند، و انسان را به يك موجود كژانديش و هنجاركش مبدّل ساخته است. در اين راستا، اوّلين برنامه براى نوجوانان و جوانان طرّاحى شده است، چرا كه آنان آماده جامعه‌پذيرى و ايفاى نقش‌هاى مهمّ اجتماعى هستند. و طرّاحان به اين وسيله كشورها را زير سلطه خود در مى‌آورند، و يا از موجوديّت و هويّت اصلى خودشان ساقط مى‌سازند. اكنون وزارت آموزش و پرورش با توجّه به مأموريّت خطير خود، با همكارى ديگر نهادها، همايشى را تحت عنوان «آسيب‌شناسى تربيت دينى در نظام آموزش و پرورش» ترتيب داده، تا بدين وسيله ريشه‌ها، موانع و راه‌كارهاى عملى جهت بازشناسى موانع و عوامل بازدارنده تربيت دينى را از طرف صاحب نظران در عرصه‌هاى مختلف شناسايى نمايد. با عنايت به اهداف همايش، سؤالاتى طرّاحى شده، كه انتظار مى‌رود با پاسخگويى به آنها، ما را در اين مهم يارى فرماييد.

1-آيا در حوزه تربيت دينى آسيبى براى جوانان و نوجوانان مشاهده مى‌شود؟

اگر هست، اين آسيبها در چه عرصه‌هايى رخ مى‌نمايد؟


صفحه 536

جواب:بى‌شك آسيب‌هايى براى جوانان و نوجوانان در حوزه تربيت دينى وجود دارد، كه در دو شاخه خلاصه مى‌شود: آسيب‌هاى اعتقادى، و آسيب‌هاى اخلاقى. كه اگر روى آن كار جدّى انجام نگيرد، در آينده شاهد مشكلات مهمّ دينى و اجتماعى و سياسى خواهيم بود.

2-منشأ اين آسيبها، و عوامل آسيب‌زا، چه چيزهايى است؟

جواب:منشأ اين آسيبها را مى‌توان در امور زير خلاصه كرد:

الف)وجود عوامل تشويق‌كننده به مفاسد اخلاقى، و اباحى‌گرى؛ كه از ويژگيهاى عصر ماست.

ب)تفسير نادرست از مسأله آزادى، و عدم توجّه به اين نكته كه هميشه آزاديها در چهارچوبه ارزشهاست.

ج)عدم اطّلاع‌رسانى صحيح و بموقع، و محروم ماندن قشر جوان و نوجوان از آموزشهاى مستمرّ و گسترده دينى.

د)از همه مهمتر، دستهاى مرموز سياست مخرّب دشمنان است كه براى دور كردن جوانان از حوزه تربيت و اعتقادات دينى از طرق مختلف فعّاليّت مى‌كند، و معتقد است مانع اصلى نفوذ در عرصه سياسى كشور ما، اعتقادات محكم مذهبى و پايبندى به اخلاق دينى است. و براستى اگر آنها در كار خود موفّق شوند، مانع مهمّى بر سر راه نفوذشان باقى نمى‌ماند.

3-راه‌كارهاى اصلاح و تغيير در وضع آسيبها، و همچنين وضعيّت مطلوب براى زدودن آسيبها را در چه چيزهايى ارزيابى مى‌فرماييد؟

جواب:راه‌كارهاى اصلاح نيز در امور زير خلاصه مى‌شود:

الف)آموزش مستمر با منطق و ادبيّات خاصّ جوانان.

ب)حلّ مشكلات مربوط به تحصيل و كار و ازدواج جوانان.

ج)پاكسازى محيط از مراكز و عوامل فساد.

د)همكارى تنگاتنگ تمام رسانه‌هاى جمعى در اين زمينه.


صفحه 537

2- احكام اكراه‌

سؤال 1492-محدوده رفع حكم اكراهى تا كجاست؟ حقّ اللّه، حقّ النّاس، يا كلّيه محرّمات؟

جواب:در صورت اكراه، همه احكام، جز ريختن خون بى‌گناهان، برداشته مى‌شود. ولى اين در صورتى است كه اكراه نسبت به مكره عليه بر امر مهمّى باشد.

سؤال 1493-آيا به واسطه اكراه اضرار به غير نيز مجاز خواهد بود؟ در صورت جواز، آيا حديث رفع با حديث لا ضرر تعارض پيدا نمى‌كند؟

جواب:در صورت اكراه، اضرار به غير جايز است، و ادلّه اكراه حاكم مى‌باشد؛ زيرا بسيارى از موارد اكراه، مشتمل بر اضرار به غير است؛ مانند اكراه بر قبول پستى از پستهاى حكومت، ولى مسأله ضمان در جاى خود محفوظ است.

سؤال 1494-آيا غير قابل رفع بودن تهديد، شرط تحقّق اكراه است؟ آيا در اين شرط تفاوتى بين احكام وضعيّه و تكليفيّه وجود دارد؟

جواب:در صورتى كه كسى بتواند با تهديد مقابله كند، اكراه صدق نمى‌كند.

سؤال 1495-آيا يافتن راه فرار از عمل مكره عليه واجب است؟

جواب:در صورتى كه از طريق توريه امكان خلاصى باشد، احتياط آن است كه از اين راه استفاده كنند.

سؤال 1496-آيا تهديد به عدم النفع، در تحقّق اكراه مؤثّر است؟

جواب:اكراه در صورت عدم النّفع صدق نمى‌كند.

3- اعتقاديّات‌

الف) نبوّت‌

سؤال 1497-چرا پيامبران فقط در بين النهرين و خاور ميانه مبعوث شده‌اند؟ اگر علّت، تمدّن آنهاست، پس چرا براى تمدّنهاى بزرگى مثل يونان (فراموش نكنيم كه حضرت عيسى عليه السلام در خاور ميانه به دنيا آمده است) و ماياهاى سرخ‌پوست، يا تمدّنهاى بزرگ سياهپوست، پيامبرى فرود نيامد؟


صفحه 538

آيا مى‌توان كنفسيوس (در چين)، بودا (در هند)، زردتشت و كوروش (در ايران)، بقراط و سقراط (در يونان) را پيامبران الهى دانست؟

از آنجا كه در منابع دينى ما آمده كه: «براى هر دو نفر يكى را پيامبر قرار داديم.» پس بايد براى اسكيموها و همه اقوام، پيامبرانى آمده باشد. و اگر جواب منفى است، پس اين نظريّه تقويت مى‌شود كه پيامبرى هم با توجّه به پيشرفت تمدّن، و خداپرستى هم با توجّه به شكوفايى‌هاى فكرى مردم، به تكامل رسيده است! چرا كه انسانها، نخست خورشيدپرست، ماه‌پرست، و مانند آن بودند، سپس با توجّه به شكوفايى عقلى، خداى عينى را برگزيدند. نظر شما چيست؟

جواب:مورّخان اتّفاق نظر دارند كه گاهواره تمدّن انسانى در منطقه خاور ميانه به حركت درآمده است، و در آن زمان، نه يونان صاحب تمدّنى بود، و نه جاى ديگر، و از آنجا كه پيدايش دين در اين مناطق سبب گسترش آن به مناطق ديگر مى‌شد، خداوند پيامبران را از اين مناطق برگزيد، تا آيين آنها از آنجا به ساير مناطق دنيا پخش شود.

سؤال 1498-در كتاب شريف «نهج البلاغه» در رابطه با دوران خردسالى حضرت على عليه السلام چنين مى‌خوانيم:

«آنگاه كه كودك بودم، حضرت محمد صلى الله عليه و آله مرا در كنار خود نهاد، و بر سينه خويشم جا داد، مرا در بستر خود مى‌خوابانيد، چنان كه تنم را به تن خويش مى‌سود، و بوى خوش خود را به من مى‌بوياييد. گاه بود كه چيزى را مى‌جويد، سپس آن را به من مى‌خورانيد» مگر نه اين كه خوابيدن دو نفر مذكّر، و حتّى مؤنّث، در يك رختخواب از نظر اسلام، اشكال دارد. پس چگونه حضرت رسول صلى الله عليه و آله آن حضرت را در رختخواب خويش جاى مى‌داد! او را بر سينه خود مى‌كشيد!؟ تنش را به تن او مى‌ماليد!؟

جواب:اين مسأله در مورد بچّه‌هاى كوچك (چندساله) اشكالى ندارد؛ همان گونه كه معمول است مادران يا پدران بچّه‌هاى كوچكشان را در كنار خود مى‌خوابانند.


صفحه 539

سؤال 1499-آيا جمله مشهور و معروف:

«لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْافْلاكَ»

كه گفته مى‌شود در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است، حديث است؟ مأخذ آن كدام كتاب است؟

جواب:مأخذ آن بحار الانوار، جلد 52، صفحه 198، و جلد 15، صفحه 28 است.

ب) عصمت‌

سؤال 1500-مقام عصمت اختصاص به انبيا عليهم السلام و ائمّه عليهم السلام و حضرت زهرا عليها السلام دارد، يا در مورد ديگران هم تصوّر مى‌شود؟

جواب:قدر مسلّم اين است كه اين بزرگواران معصومند، ولى در مورد ديگران مسلّم نيست، هر چند بعضى از آنها مقاماتى بسيار بالا و والايى دارند.

ج) عدل الهى‌

سؤال 1501-با اين كه براى خداوند امكان داشت كه مرا به عنوان يك انسان در زمان يكى از چهارده معصوم عليه السلام به دنيا آورد، تا من موفّق به زيارت وى شوم، ولى اين كار را نكرد. در حالى كه بسيارى از كافران كه لياقت ديدن معصومين را نداشته‌اند، در زمان آنها بوده، و موفّق به زيارت برخى از آن بزرگواران شده‌اند. آيا اين، با عدل الهى سازگار است؟

جواب:در بعضى از روايات آمده است: «آنها كه بعد از دوران پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرات معصومين عليهم السلام به دنيا مى‌آيند، و به آنها ايمان مى‌آورند، مقامشان بالاتر از كسانى است كه در عصر و زمان آنها زندگى مى‌كردند.» اگر آنها امتيازى داشته‌اند، اين گروه نيز امتياز مهمّى دارند، و به اين ترتيب عدالت اجرا مى‌شود.

د) سرانجام جاهلان قاصر

سؤال 1502-حضرت استاد! وقتى به مسائل و جريانات زندگى نظر مى‌افكنم، مى‌بينم هركس مشى و مرام خود را حق مى‌داند. سؤال بنده اين است: وقتى كسى‌


صفحه 540

حق بر او مشتبه باشد، مثل خوارج كه به نظرشان حق همان بود كه آنها فكر مى‌كردند، يعنى جاحد نبودند. اينها تكليفشان از لحاظ ثواب و عقاب چطور است، آيا معذّبند؟

جواب:اگر براى تشخيص حق، تلاش و كوشش لازم را به عمل آورده و در اين راه مرتكب تقصيرى نشده، حكم جاهل قاصر را دارد، و نه تنها در پيشگاه خدا معذّب نيست، بلكه در برابر اعمالش پاداشى هم خواهد داشت.

ه) مقايسه ائمّه با انبيا

سؤال 1503-آيا ائمّه اطهار عليهم السلام از لحاظ معرفت به خدا، از پيامبران الهى عليهم السلام- به جز پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله- بالاتر هستند؟

جواب:بهتر است كه معصومين و اولياء اللَّه را با يكديگر مقايسه نكنيم، همه بزرگوار و انوار الهى هستند.

و) ولايت‌

سؤال 1504-وقتى حادثه غدير را همراه با توضيحات علماى شيعه مطالعه مى‌نماييم، يقين پيدا مى‌كنيم كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله در آن روز حضرت على عليه السلام را براى آخرين بار به عنوان جانشين خود معرّفى كرد. با اين حال، چرا علماى اهل سنّت اين مطالب روشن را قبول ندارند؟ چرا شخصى كه صاحب فكر است، و حتّى مطالبى در مورد فضيلت حضرت على عليه السلام دارد، شيعه نشده است؟ آيا ضعف از ادلّه و براهين شيعه است؟

جواب:دلائل شيعه بسيار قوى است؛ ولى غالباً تعصّب‌ها و ارتباطهاى خانوادگى اجازه پذيرش نمى‌دهد.

سؤال 1505-با توجّه به اهميّت مسأله ولايت اهل بيت عليهم السلام، كه حقيقت ايمان و روح عبادات است، و هيچ عبادتى اعمّ از نماز و روزه و مانند آن بدون ولايت اهل بيت مقبول درگاه خداوند قرار نخواهد گرفت، و روايات در اين زمينه در حدّ تواتر


صفحه 541

است، آيا حضرت عالى نماز را فرع بر ولايت مى‌دانيد، يا ولايت را فرع بر نماز مى‌دانيد؟ از نظر اهميّت كدام يك از اين دو مقدّم بر ديگرى است؟ عزادارى در مصائب ائمّه عليهم السلام، خصوصاً خامس آل عبا، حضرت سيّد الشهداء عليه السلام كه از افضل قربات است، و آثار همان ولايت و محبّتى است كه در اعماق وجود شيعيان و مواليان خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام قرار دارد، چه نقشى در قبولى نماز و ساير عبادات دارد؟

جواب:پاسخ سؤال شما همان است كه در حديث معروف امام باقر عليه السلام آمده است: «اگر كسى تمام روزها را روزه بگيرد، و شبها را به عبادت مشغول باشد، و همه سال به حجّ برود، و تمام مالش را در راه خدا انفاق كند، امّا ولايت اولياء اللَّه را نداشته باشد، و اعمال خود را به راهنمايى آنها انجام ندهد، بهره‌اى از اين اعمال عائد او نخواهد شد».

ز) امام زمان عليه السلام‌

سؤال 1506-در بعضى از روايات، تصريح به نام مبارك امام عصر (عج) حرام يا مكروه شمرده شده است. بدين جهت برخى نام حضرت را جداى از هم (م ح م د) مى‌نويسند. آيا اين روايات شامل عصر و زمان ما نيز مى‌شود؟

جواب:در جاى خود گفته‌ايم كه آن روايات شامل زمان ما نمى‌شود. و ادلّه آن را در آخر بحث تقيّه از كتاب قواعد الفقهيّه آورده‌ايم.

سؤال 1507-شخصى از مؤمنين ضمن ادّعاى ملاقات با امام زمان (عج) مى‌گويد:

«امام عصر مرا مأمور بعضى كارها، مانند ساختن حسينيّه، مسجد، و مانند آن كرده است.» وى مردم را به اقتدا نكردن به بعضى از ائمّه جماعات، و نپرداختن وجوه شرعيّه به آنها، تشويق مى‌كند، و مدّعى است كه امام زمان عليه السلام چنين دستورى داده است. شخص مذكور صندوق چوبى در اختيار دارد كه چند ورقه قديمى و پارچه سبز رنگى در آن است. او ادّعا مى‌كند كه آنها را امام عصر (عج) به او داده است! مردم براى تبرّك جستن به اين صندوق به خانه او مى‌روند. به گمان اين كه واقعاً صندوق‌


صفحه 542

از ناحيه آن حضرت است. بلكه برخى از مردم گمان مى‌كنند كه منزل اين شخص، محلّ سكونت امام عصر است! وى حتّى در نزد بعضى از علما ادّعاى مذكور را مطرح نموده، و مى‌گويد: «مى‌توانم سؤالات شما را به امام عصر (عج) برسانم!» آيا ادّعاهاى اين شخص درست است؟

جواب:شكّى نيست كه اين شخص انسان بسيار دروغگويى است، و بر همه مؤمنين لازم است او را تكذيب كنند، و هيچ يك از سخنانش را نپذيرند.

سؤال 1508-امام زمان (عج) پس از ظهور، چگونه با سلاحهاى شيميايى و بمبهاى اتمى و سلاحهاى سنگين ديگر مبارزه خواهند كرد؟

جواب:از بعضى قرائن استفاده مى‌شود كه آن حضرت وسائل و ابزارى ما فوق سلاحهاى آنها در اختيار دارد، كه آنها را از كار مى‌اندازد.

ح) وظيفه منتظران‌

سؤال 1509-مهمترين وظيفه منتظران چيست؟ چه بايد بكنند؟

جواب:مهمترين وظيفه منتظران حضرت مهدى (عج) انجام واجبات و ترك محرّمات و آمادگى براى يارى آن حضرت، و تقويت ايمان خود است.

سؤال 1510-مهمترين كارهايى كه آن حضرت در زمان غيبت براى دين و دينداران مى‌كند چيست؟

جواب:مهم‌ترين كارهاى آن حضرت در عصر غيبت، نور افشانى به قلب‌هاى آماده، حمايت از اسلام و شيعيان خالص، و اميدبخشى به آن‌هاست. نور وجود او، مانند نور خورشيد در پشت ابرها به ما مى‌رسد.

سؤال 1511-آيا شرط ملاقات با حضرت، علم و تقواست، يا مصلحت و زمان و مكان؟

جواب:شرط اصلى لياقتِ ملاقات با آن حضرت، تقوا در سطح عالى است.

ولى گاه به خاطر مصلحت اسلام و مسلمين، چهره نورانى خود را به افراد غير لايق، حتّى غير شيعه و غير مسلمانان، نيز نشان مى‌دهد.