بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 590

سؤال 1674-در انتشار خبرهايى كه مربوط به كشورهاى خارجى مسلمان است، چنانچه مخالف نظام جمهورى اسلامى ايران باشند، آيا مى‌توان همانند كشورهاى غير مسلمان با آن برخورد كرد؟

جواب:بى‌شك كشورهاى اسلامى مخالف، با كشورهاى غير اسلامى مخالف تفاوت دارند.

سؤال 1675-بعضى اوقات افرادى كه محبوب مردم هستند، در مسير دين عمل نمى‌كنند، و با نظام ناسازگارى دارند. آيا مى‌توان براى منفور كردن آنان به تهمت متوسّل شد، و آنان را منزوى كرد؟

جواب:توسّل به تهمت و دروغ و مانند آن، در شأن خبرنگاران مسلمان و متعهّد نيست.

سؤال 1676-برخى در بيان نظرات بسته عمل نموده، و فقط به نشر ديدگاههاى خود بسنده مى‌كنند. امّا عدّه‌اى براى تنوير افكار جامعه نظر ديگران را (اگر چه بى‌دين، يا ضدّ نظام باشند) گرفته، و آن را نقد نموده، و به نوعى تضارب آرا مى‌كنند. با توجّه به سنّت ائمّه ما (همچون حضرت صادق عليه السلام و امام باقر عليه السلام و يارانشان در گفتگو با زنادقه و مانند آن) كدام روش به صلاح جامعه اسلامى است؟

جواب:مادام كه طرح نظرات ديگران، و نقد و بررسى آن، سبب پيشرفت فكرى و فرهنگى مسلمين است، بايد از اين روش استفاده كرد. و اگر در مواردى جنبه تخريبى پيدا كند، بايد از آن پرهيز كرد.

سؤال 1677-خطر مخبرِ صادقِ ناآگاه بيشتر است، يا مخبرِ كاذبِ آگاه؟

جواب:هر دو خطرناك هستند.

سؤال 1678-آيا بيان غير واقعى چهره نظام، به منظور تقويت آن در مقابل دشمنان نظام جايز است؟

جواب:حتّى الامكان بايد براى هر كارى از صداقت بهره گرفت، كه هم به شرع نزديكتر است، و هم به عقل.

سؤال 1679-برخى افراد كه مورد اعتماد نظامند، بايد مطرح شوند. آيا مى‌توان در


صفحه 591

مورد آنان قهرمان‌سازى كرد، تا آنان در سطح جامعه معرّفى شوند؟ حدّ شرعى اين كار تا كجاست؟

جواب:اگر منظور از قهرمان‌سازى مبالغه بى‌جا و بزرگ نمايى بى‌مورد است، جايز نيست. و اگر منظور معرّفى چهره‌هاى ناشناخته گرانقدر با ايمان است، نه تنها كار خوبى است، بلكه لازم مى‌باشد.

سؤال 1680-اگر خبرنگارى خبرى را به صورت شفاهى از منبع موثّقى دريافت، و آن را منتشر سازد، آنگاه آن منبع به دليل منافع شخصى، يا سازمان خود، اصل خبر را انكار نمايد، آيا اين خبرنگار مسئول است، اگر چه اصل خبر واقعيّت داشته باشد؟

جواب:خبرنگار مسئول نيست. و براى حفظ حيثيّت خود بايد واقعيّت را فاش كند.

سؤال 1681-با توجّه به ويژگيهاى كار حرفه‌اى خبررسانى، كه در آن «سرعت»، «دقّت»، و «صحّت» همزمان بايد انجام شود. اگر از مجموعه سوژه‌هاى خبرى، يا در هر سوژه از مجموعه اطّلاعات واصله- كه خبرنگار ناگزير از گزينشگرى است، و اين گزينش بر اساس ملاكهاى حرفه‌اى و تجربى كار صورت مى‌پذيرد- اگر نسبت به سوژه خبرى بى‌توجّهى شود، و يا ارائه اطّلاعات آن، به دليل اهميّت در سرعت انتقال خبر، با نقص و ضعف صورت پذيرد، آيا خبرنگار مسئول است؟ و در صورت شكايتِ طرفهاى ذى ربط، خبرنگار به عنوان متّهم بايد در دادگاه حاضر و پاسخگو باشد؟

جواب:چنانچه اين امر بر اثر سهل انگارى بوده باشد، و سبب تضييع حقّى گردد، خبرنگار مسئول است، ولى اگر از قبيل اشتباهاتى است كه به هر حال براى غير معصومين پيش مى‌آيد، خبرنگار مسئوليّتى ندارد. امّا چنانچه سبب ضرر و زيان شود، بايد از عهده ضرر و زيان برآيد؛ زيرا در ضررهاى جانى و مالى، عمد و خطا هر دو مسئوليّت آفرين است. با اين تفاوت كه عمد مجازات هم دارد؛ ولى خطا مجازات ندارد.


صفحه 592

سؤال 1682-با توجّه به اين كه رسانه‌هاى مكتوب، مخصوصاً مطبوعات به شكل فعلى (هم به لحاظ گستره و پهنه اطّلاع‌رسانى، و هم تأثيرگذارى عميق آن در آحاد مردم، و هم از جهت نقش نظارتى و كنترلى آن كه رابط ميان توده مردم با حكومت است)، زاده تحوّلات ماشينى قرون اخير است. آيا پديده‌اى واقعاً مستحدثه و مولود مدنيّت قرون اخير است، يا حقيقتى قديمى است، كه به شكلى نو، ظهور مجدّد كرده است؟

جواب:بى‌شك اين موضوع پديده‌اى نو مى‌باشد؛ ولى از شمول عمومات و قوانين كلّى اسلام خارج نيست.

ج) جرايم مطبوعاتى‌

سؤال 1683-آيا مى‌توان به دليل تمايزات ذاتى انتقال مطالب در مطبوعات با ديگر طرق شفاهى انتقال، جرايم مطبوعات را، با ديگر جرايم (على‌رغم تشابه اسمى) دو نوع جرم تلقّى كرد؟ مثلًا آيا شرايط احراز وقوع جرم توهين در روابط شخصى، با احراز وقوع جرم توهين نسبت به حكومت و نهادها و افراد وابسته يكسان است؟

جواب:توهين در هر صورت جرم است. البتّه با تفاوت اشخاص و زمان و مكان و گستره آن، تفاوت مى‌كند.

سؤال 1684-با عنايت به اين كه در روايات تصريح شده كه بايد مرجع احراز وقوع جرم با صدور حكم واحد باشد، نظر حضرتعالى در خصوص مبناى شرعى تفكيك مذكور و احياناً مغايرت آن با اصول فقهى چه مى‌باشد؟

جواب:ممكن است حاكم شرع در مسائلى كه احتياج به خبرويّت دارد، براى احراز جرم تكيه بر نظرات اهل خبره كند، و پس از ثبوت موضوع انشاى حكم نمايد.

سؤال 1685-در صورت پذيرش مستحدثه بودن جرايم مطبوعاتى، آيا قوانين و مقرّرات آن از نوع قوانين حكومتى است؟ و در صورت عدم پذيرش، آيا حكومت اسلامى به لحاظ مصالح حكومتى مى‌تواند قواعد خاصّى براى اين نوع جرايم وضع‌


صفحه 593

نمايد؟ مثلًا قائل به تفكيك ميان مرجع احراز وقوع جرم و مرجع صدور رأى شده، يا تبعيّت دادرس از نظر هيئت منصفه را الزامى بداند. آيا اين كار جايز است؟

جواب:همان گونه كه در بالا گفته شد، موضوع از موضوعات مستحدثه است، ولى از چهارچوب قوانين كلّى اسلام خارج نيست، و ثبوت موضوع به وسيله اهل خبره در اينجا چيز تازه‌اى نمى‌باشد، و ظاهراً عناوين اوّليّه براى تبيين احكام مربوط به جرايم مطبوعاتى كافى است، و اگر در شرايط خاصّى كافى نباشد، مى‌توان از عناوين ثانويّه استفاده كرد.

سؤال 1686-در برخى از قوانين جمهورى اسلامى از عبارت «مقدّسات اسلامى» استفاده شده، و احكامى بر آن بار شده است. براى روشن شدن اين قوانين و دست يافتن به يك چهارچوبه شفّاف در سياستهاى فرهنگى، و پرهيز از افراط و تفريط، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

الف)تعريف مقدّسات اسلامى چيست؟ آيا مى‌توان براى آن معيارى تعيين كرد، و مصاديق مورد اختلاف را با آن معيار سنجيد؟

جواب:البتّه تعبير به مقدّسات اسلامى در هر مورد با ملاحظه قرائن موجود در كلام ممكن است تفسير خاصّى داشته باشد؛ ولى معمولًا هنگامى كه اين تعبير گفته مى‌شود، اشاره به امورى است كه در نظر همه دينداران محترم است؛ مانند «خدا»، «پيامبر صلى الله عليه و آله» «ائمّه هدى عليهم السلام»، «قرآن مجيد»، «مساجد»، «كعبه»، «احكام مسلّمه اسلام»، و امثال آن. ممكن است در پاره‌اى از موارد، مقدّسات اسلامى معناى گسترده ترى داشته باشد.

ب)آيا مرجع تشخيص مقدّسات اسلامى عرف است، و با مراجعه به وجدان اهل عرف مى‌توان مصاديق آن را شناخت، يا از امورى است كه شناخت آن مستلزم خبرويّت و كارشناسى است؟ واضح است در صورت اوّل، هيأت منصفه دادگاههاى رسيدگى‌كننده به جرايم مطبوعاتى، به عنوان نمايندگان افكار عمومى، صلاحيّت تشخيص مقدّسات اسلامى را خواهند داشت، و در صورت دوّم، ارجاع امر به كارشناس يا كارشناسان ضرورت خواهد داشت. لكن اين سؤال مطرح است كه در


صفحه 594

صورت دوّم، چنانچه موضوع، بين كارشناسان اسلامى مورد اختلاف باشد، تكليف چه خواهد بود؟

جواب:مرجع تشخيص، عرف افراد دين‌دار و آشنا به مسائل اسلامى است، و ممكن است در موارد پيچيده، نياز به استفاده از نظر دانشمندان و علماى دينى نيز باشد.

ج)آيا انتقاد از احكام و مفاهيم قرآن و عترت، يا سيره ائمّه اطهار عليهم السلام، از مصاديق اهانت است؟ آيا نقد و بررسى آيات، روايات، سيره و احكام فقهى بر اساس روشهايى غير از اسلوب متداول ميان علماى دين، نوعى اهانت است؟ اصولًا نقد و بررسى اين گونه امور در چه صورت اهانت به مقدّسات تلقّى مى‌شود؟ و در هر صورت، سوء نيّت منتقد، يا عدم قصد اهانت وى، چه تأثيرى در اين امر دارد؟

جواب:اگر منظور از نقد و بررسى، ايراد به قانون و قانونگذار باشد، بى‌شكّ جزء مصاديق اهانت است، و اگر منظور، اشكال و ايراد به كسانى باشد كه چنان حكمى استنباط كرده‌اند، و به تعبير ديگر، استنباط زير سؤال برود نه حكم الهى، مصداق اهانت به مقدّسات اسلامى نيست.

سؤال 1687-با توجّه به اصل 24 قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، كه مقرّر مى‌دارد: «نشريّات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند، مگر اين كه مخلّ به مبانى اسلام، يا حقوق عمومى باشد.» لطفاً بفرماييد:

الف)مقصود از «إخلال» و «مبانى اسلام» چيست؟ آيا مبانى اسلام به معناى احكام زير بنايى است، يا ضروريّات دينى يا فقهى منظور مى‌باشد، يا معناى ديگرى دارد؟

جواب:منظور از «مبانى اسلام»، مسائل ضرورى دينى است. خواه در مسائل اعتقادى باشد، مانند توحيد و معاد و عصمت انبيا و ائمّه معصومين عليهم السلام و امثال آن، و خواه در فروع دين و احكام و قوانين اسلام، و خواه در مسائل اخلاقى و اجتماعى باشد، و منظور از «اخلال» هر كارى است كه سبب تضعيف مبانى فوق، يا ايجاد بدبينى و شكّ و ترديد نسبت به آنها شود، خواه از طريق درج مقاله باشد،


صفحه 595

يا داستان، يا عكس و كاريكاتور، و يا غير آن.

ب)آيا طرح سؤال، يا برداشتهاى جديد نسبت به مسائل اسلامى، اخلال محسوب مى‌شود؟

جواب:اگر منظور از سؤال، گرفتن جواب باشد، اخلال نيست. ولى اگر به منظور ايجاد شبهه در افكار مردم باشد، إخلال محسوب مى‌شود. و منظور از برداشت، اگر صرفاً بيان يك احتمال علمى باشد كه تحت مطالعه قرار گيرد، إخلال نيست؛ امّا هرگاه به طور قطع روى آن تكيه شود، يا به طورى نشر گردد كه در تضادّ با مسائل ضرورى اسلام محسوب گردد، اخلال به مبانى خواهد بود.

ج)آيا ميان طرح سؤال و برداشتهاى جديد در مجلّات علمى و تخصّصى، با طرح آنها در نشريّات عمومى فرقى هست؟

جواب:بدون شك بين اين دو تفاوت است. در نشريّات عمومى گاه ممكن است شكل إخلال به مبانى اسلام به خود بگيرد، ولى در نشريّات خصوصى اين چنين نيست.

د) فيلمها

سؤال 1688-لطفاً به سؤالات زير پيرامون فيلمها پاسخ فرماييد:

1-ساخت انواع فيلمهاى تخيّلى، وحشت‌زا، خشونت‌آميز، كمدى و جنسى، از نظر اسلام چه حكمى دارد؟

2-بيان احساسات زن و مرد نامحرم در فيلم چه حكمى دارد؟

3-اگر فردى نقش همسر ديگرى را بازى كند، با توجّه به اين كه محرميّتى وجود ندارد چگونه است؟

4-آيا پوشاندن كلاه‌گيس زنان از ديد مردان در فيلم واجب، و حكم موى طبيعى را دارد؟

5-تفاوت تماشاى زنان اهل كتاب و زنان كافر در چيست؟

6-تماشاى فيلمهاى كمدى (خنده‌دار) كه فقط جنبه خنداندن دارد، چه حكمى دارد؟


صفحه 596

7-تقليد صدا در فيلمها، مثل اين كه مردى صداى زنى را تقليد كند يا بالعكس، چه حكمى دارد؟

جواب:فيلم‌هاى بدآموز و زيانبار، مانند فيلم‌هاى جنسى و وحشت‌زا و امثال آن، حرام است، ولى فيلم‌هاى آموزنده يا لااقل سرگرم كننده بدون مفسده، نه تنها اشكالى ندارد؛ بلكه گاه بسيار مفيد و مؤثّر، و سبب پيشرفت اهداف اسلامى است. و بازى كردن مردى در نقش همسر بدون محرميّت در صورتى كه خلاف شرعى در آن نباشد ذاتاً اشكالى ندارد، و همچنين تقليد صداى جنس ديگر.

سؤال 1689-نشان دادن چهره كامل پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرت زهرا عليها السلام و ائمّه اطهار عليهم السلام در حالات زير چه حكمى دارد؟

الف)نشان دادن چهره كامل بدون هيچ گونه تغيير در چهره‌پردازى؟

جواب:اين كار خلاف آداب است.

ب)نشان دادن چهره كامل همراه با گريم، به گونه‌اى كه تماشاگر با كمى دقت مصنوعى بودن آن را بفهمد.

جواب:اين فرض نيز مانند فرض سابق است.

ج)استفاده از اشخاصى كه در تمام مدّت بازيگرى خود فقط نقش ائمّه عليهم السلام را بازى مى‌كنند.

جواب:مانند جواب سابق است.

د)استفاده از بازيگرانى كه فقط نقشهاى مثبت را بازى مى‌كنند.

جواب:مانند جواب سابق است، ولى اگر چهره‌ها را مبهم و نامشخّص، و مثلًا غرق در نور نشان بدهند مانعى ندارد.

سؤال 1690-تاكنون نسبت به وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن (عجّل اللّه فرجه الشّريف)، و حضور و اطّلاع و عنايت ايشان به مؤمنين و شيعيان، فيلمى مستند به روايات اهل بيت عليهم السلام تهيّه و تدوين نشده است. ما تصميم گرفته‌ايم در اين زمينه حركتى انجام دهيم، مستدعى است نظر مبارك خويش را نسبت به تهيّه صحنه‌اى در مسجد مقدّس جمكران، كه امام عصر (عجّل اللّه فرجه الشّريف) را در


صفحه 597

حال حركت در كنار مردم و متديّنين هستند بفرماييد؟ (البتّه بدون نشان دادن چهره و بدن به طور كامل، بلكه فقط از زانو به پايين؛ بدين شكل كه امام عصر عليه السلام در حال گام برداشتن هستند.) فيلمبردارى از چنين صحنه‌اى چه حكمى دارد؟ يا در كنار مؤمنينى كه مشغول دعا خواندن هستند، صحنه‌اى از امام زمان عليه السلام (بدون نشان دادن چهره و بدن به طور كامل، بلكه به تصوير كشيدن دو دست امام عليه السلام در حال قنوت) فيلمبردارى گردد، حكمش چيست؟

جواب:چنانچه احترامات لازم رعايت شود، و اين اشتباه براى بيننده حاصل نشود كه گمان كند واقعاً شما امام را در اين صحنه در مسجد جمكران و مانند آن ديده‌ايد و فيلم برداشته‌ايد، اشكالى ندارد.

سؤال 1691-نظر حضرت عالى درباره تصويرسازى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم و يا انبياى الهى عليهم السلام چيست؟

جواب:هرگاه تصوير و عكس موجب اهانت به مقام آن بزرگواران نباشد، و نسبت قطعى به آنها داده نشود، اشكالى ندارد.

سؤال 1692-در صورت جواز، آيا ايفاى نقش توسّط غير مسلمانان از اهل كتاب، يا غير اهل كتاب جايز است؟ پيروان فِرق و مذاهب اسلامى چطور؟

جواب:با در نظر گرفتن شرايط بالا، فرقى در ميان تصويرسازان نيست.

سؤال 1693-معيار و ملاك صدق اهانت، يا عدم صدق اهانت در تصويرسازى چيست؟ پخش آن از طريق صدا و سيماى جمهورى اسلامى چه حكمى دارد؟

جواب:معيار آن است كه در عرف آن را هتك بدانند، و در صورتى كه اهانت‌آميز باشد، جايز نيست.

سؤال 1694-اخيراً در خارج از كشور فيلمهايى رواج يافته كه به ايفاى نقش رسول اكرم صلى الله عليه و آله، يا امامان معصوم عليهم السلام يا يكى از انبيا عليه السلام، مى‌پردازند. با توجّه به اين كه احتمال مى‌رود اغراض ناشايسته‌اى در كار باشد، نظر خويش را اعلام فرماييد.

جواب:بايد در اين گونه موارد بسيار دقيق بود. هرگاه پس از دقّت كافى،