شديدتر از آن را دارد، نابود كرد؟
جواب:البتّه وسايل فساد را مىتوان نابود كرد، و سبب ضمان نمىشود. ولى افراد مجاز نيستند خودسرانه اين كار را انجام دهند؛ چون سبب هرج و مرج مىشود. بلكه بايد طبق برنامه و ضوابط، و زير نظر حاكم شرع و مسئولين ذى ربط، انجام شود.
ز) فيلمها و طنزها
سؤال 1719-آيا مىتوان از برنامههاى طنز و شوخى و خنده و تفريح و سرگرمى، در جهت ارزشهاى اسلام و انقلاب و فقه اسلامى استفاده كرد؟
جواب:كاملًا امكانپذير است؛ مشروط بر اين كه در محتواى آن دقّت كافى شود.
سؤال 1720-آيا شرعاً مىتوان مطالب جدّى و حقيقى را با لعاب نازكانديشى و نازك گويى، ظريف كارى و لطيفپردازى، همراه با فكاهى و مطايبه طنز، ارائه كرد؟
جواب:هرگاه خالى از سخن خلافى باشد، و اهداف سازندهاى حاصل گردد، اشكالى ندارد.
سؤال 1721-آيا در روايات طنز وجود دارد؟ آيا مىتوان طنز را به طنز قرآنى و روايى تقسيم كرد؟
جواب:در تواريخ اسلامى، و سيره پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله، يا ائمّه هدى عليهم السلام ديده مىشود.
سؤال 1722-طنز و نقد مذموم، از طنز و نقد و مزاح ممدوح، با چه معيارى جدا مىشود؟
جواب:معيار، رعايت موازين شرعى، و جدا كردن حلال از حرام است.
سؤال 1723-آيا تضييع اوقات مردم، در قالب فيلم، نمايشنامه، شعرخوانى و خاطره گويى از طريق برنامههاى سرگرم كننده كم محتوى، و نمايشهاى سبك و بىمغز شرعاً جايز است؟
جواب:اگر صرفاً تضييع اوقات باشد، كار خوبى نيست، ولى اگر بدآموزى و خلاف شرع در آن باشد، حرام است.
سؤال 1724-به نظر شما ويژگى شرعىِ طنز دينى كدام است؟
جواب:طنز دينى آن است كه اوّلًا: هدف صحيحى را دنبال كند. و ثانياً: خالى از خلاف شرع باشد.
سؤال 1725-لطفاً به سؤالات زير پيرامون طنز جواب فرماييد:
الف)دروغهايى كه در برنامههاى طنز و سرگرمكننده گفته مىشود، چه حكمى دارد؟
جواب:هرگاه قرينهاى بر جدّى نبودن وجود داشته باشد، اشكالى ندارد.
ب)استهزا و توهين به ديگران در برنامههاى تفريحى طنز چه حكمى دارد؟
جواب:اگر واقعاً توهين باشد، جايز نيست.
ج)لطيفههايى كه درباره اهالى برخى مناطق ايران گفته مىشود، در چه محدودهاى مجاز، و در چه صورت حرام مىباشد؟
جواب:در مواردى كه باعث هتك اهالى آن منطقه شود، جايز نيست.
د)اگر طنز به گونهاى در جامعه ترويج يابد كه ديگر هتك حرمت و توهين حساب نشود، يا به دليل وجود قرائن حاليّه يا مقاليّه، باعث اذيّت و ايذا نگردد، چه حكمى دارد؟
جواب:در چنين فرضى اشكالى ندارد.
سؤال 1726-لطيفههايى كه درباره ملل غير مسلمان گفته مىشود، چه حكمى دارد؟ در مورد ملل مسلمان چطور؟
جواب:در هر دو مورد بايد ادب اسلامى رعايت شود، و هتك و توهينى به عمل نيايد. مگر ملّتهايى كه محارب با مسلمين هستند.
سؤال 1727-آيا مىتوان براى جذب مخاطبين در صدا و سيما، و فيلمها و سريالها و سينماها، با تمسّك به عناوين ثانوى و رعايت مصالح اهمّ، طنز را تجويز كرد؟
جواب:طنز به صورتى كه در بالا گفتيم، احتياج به عناوين ثانويّه ندارد. و با
امكان استفاده از طنزهاى مشروع، نيازى به طنزهاى حرام نيست.
سؤال 1728-اگر نمايشهاى طنزآميز و خندهآور، بدآموزى داشته باشد، يا سبك و بىمغز و گمراهكننده باشد، چه حكمى دارد؟
جواب:در فرض بالا جايز نيست.
سؤال 1729-اگر در طنز قصد جدّى بر دروغ و توهين و استهزا نباشد، از نظر شرعى چه حكمى دارد؟
جواب:هرگاه قرينهاى همراه آن باشد، و مايه هتك و بىاحترامى نشود، اشكالى ندارد.
سؤال 1730-آيا طنز در قرآن و سيره عملى اهل بيت عليهم السلام وجود دارد؟
جواب:آرى؛ طنز به معناى بالا در كتاب و سنّت وارد شده است.
سؤال 1731-آيا استفاده از صداى زنان، و رفتار و كردار آنان، در عرصههاى هنرى، در قالب طنز و ايجاد خنده و شادى جايز است؟
جواب:زنان بايد در همه حال، وقار اسلامى خود را حفظ كنند.
سؤال 1732-آيا در برنامههاى صدا و سيما و نمايش طنز، به مقتضاى فضاى شاد برنامه، خنديدن بازيگران و هنرمندان زن به صورت قهقهه، فرياد، آه و ناله جايز است؟ به عنوان ثانوى چطور؟
جواب:از جواب سابق معلوم شد.
سؤال 1733-اگر طنز و طنزپردازى به صورت شغل درآيد، يا حرفهاى بيهوده و لغو و سبك براى سرگرمى و ايجاد خنده در آن به كار رود، چه حكمى دارد؟
جواب:در چنين صورتى حرام است.
سؤال 1734-ماهيّت طنز و مطايبه، با رعايت موازين شرعى چيست؟
جواب:طنز و مطايبه شرعى همان سخنان نشاطانگيزى است كه مشتمل بر يكى از محرّمات مانند توهين، هتك، غيبت، و فساد جنسى نباشد.
سؤال 1735-آيا تمسخر افرادى كه متجاهر به فسق هستند، جايز است؟
جواب:در صورتى كه راه نهى از منكر، منحصر به اين كار باشد، جايز است.
18- سؤالات سياسى
سؤال 1736-با توجّه به وضعيّت كنونى مسلمانان فلسطين، و عدم امكان حضور فيزيكى و جهاد براى مسلمانان كشورهاى ديگر، وظيفه ما در قبال اين مسأله چه مىباشد؟ به نظر حضرتعالى وظيفه خاصّ دانشجويان چيست؟
جواب:مسأله فلسطين يك مسأله كاملًا جدّى، و انتفاضه در شكل اخير از هر زمان پرشورتر است، و شرايط بين المللى و كشورهاى اسلامى نيز با گذشته تفاوت بسيار دارد، كه شرح آن در اين مختصر نمىگنجد. به همين دليل بايد اقدامات جدّى ترى صورت گيرد. ولى چون اقدامات پراكنده مخصوصاً در زمان ما، نتيجهبخش نيست، بايد يك برنامهريزى حساب شده با حضور نمايندگان ارگانهاى مختلف انجام گيرد، و به دنبال آن حمايتهاى گوناگون از فلسطينىهايى كه همه روزه آماج حملات دشمنان بىرحم و وحشى قرار دارند، صورت پذيرد.
تشكيل چنين جلسهاى را براى برنامهريزى، واجب و لازم مىدانيم.
سؤال 1737-نظر اسلام در مورد اعتصاب غذا، كه بعضى از زندانيان سياسى و غير سياسى به عنوان اعتراض به وضع نامناسب زندان، و يا اعتراض به حكمى كه دادگاه صادر كرده، به آن متوسّل مىشوند چيست؟
جواب:در صورتى كه باعث ضرر مهمّى در جان يا بدن نشود، اشكال ندارد.
مگر اين كه زندانى در معرض خطرى باشد كه هيچ راهى براى رهايى از خطر جز اعتصاب غذا نباشد؛ كه در اين صورت نيز جايز است.
سؤال 1738-اعتصاب بعضى از كارمندان دولت ظالم، به عنوان اعتراض به احكامى كه از سوى دادگاه صادر مىشود، و حاوى توهين به دين و مذهب، يا موهن جلوه دادن دين مىباشد، چه حكمى دارد؟ با توجّه به اين كه گاه اين اعتصابات به از دست دادن شغل آنها منجر مىشود؟
جواب:موارد مختلف است؛ گاه مسألهاى كه به خاطر آن اعتراض كرده، از نظر اسلام مهمتر است، مثل اين كه مقدّسات دين، يا بلاد مسلمين، يا خود مسلمين، در خطر باشند. و گاهى از اوقات آن مسأله نسبت به خطرى كه براى اعتصاب
كنندگان پيش مىآيد، كم اهميّتتر است. خلاصه اين كه حكم داير مدار قاعده اهمّ و مهمّ است.
سؤال 1739-وظيفه مسلمانان، مخصوصاً كسانى كه داراى موقعيّت اجتماعى مهمّى هستند، به هنگامى كه اسلام از ناحيه بعضى از حكومتها مورد تعرّض قرار مىگيرد، چيست؟ لازم به ذكر است كه اين هجمهها گاه مستقيم، و برخى اوقات غير مستقيم انجام مىشود، و اعتراض به آنگاه، منجر به زندان يا شكنجه و تبعيد، و گاه نيز به قتل مىانجامد؟
جواب:از جواب سابق روشن شد.
سؤال 1740-آيا تظاهرات آرام بر عليه سياست حاكم ظالمى كه وظيفهاش حكومت دينى است، جايز مىباشد؟ با توجّه به اين كه روشهاى ديگر اعتراض مفيد نبوده، و اين روش نيز ممكن است خطر قتل به همراه داشته باشد. آيا اين عمل نوعى جهاد دفاعى محسوب مىشود؟
جواب:هرگاه اسلام در خطر باشد، و هيچ راهى براى دفاع از اسلام جز اين راه نباشد، اين كار پس از اجازه از حاكم شرع واجب است. ولى نبايد خودسرانه دست به اين كار زد، كه مايه تفرقه و سستى مىشود.
سؤال 1741-اخيراً عدّهاى خود را حسينى، و گروه ديگر را يزيدى مىنامند، و هر يك از دين و مقدّسات مايه مىگذارند. اين امر سبب شده كه اين جانب نسبت به مسائل دينى سست شوم. راهى پيش رويم بگذاريد كه از اين آفت دينزدگى رهايى يابم.
جواب:شما در اينجا بايد به مضمون آيه شريفه «يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ انْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ اذَا اهْتَدَيْتُمْ»؛[1]سعى كنيد وظيفه خود را خوب و خالصانه انجام دهيد. خداوند شما را يارى خواهد كرد. از مطبوعات فاسد و مفسد پرهيز كنيد، و وارد جرّ و بحثهاى جناحى نشويد.
[1]«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! مراقب خود باشيد. اگر شما هدايت يافته باشيد، گمراهى كسانى كه گمراه شدهاند، به شما زيان نمىرساند.» (سوره مائده؛ آيه 105)
19- صدقه
سؤال 1742-عدّهاى از برادران بسيجى در راستاى اهداف خيرخواهانه اقدام به تأسيس مؤسّسه امور خيريّهاى نمودهاند. لطفاً به سؤالاتى در اين راستا پاسخ فرماييد:
الف)نظر حضرتعالى درباره چگونگى صرف صدقه در امور زير چيست؟
1-صرف صدقه براى ساخت ساختمان مؤسّسه خيريّه. اين ساختمان براى درمانگاه خيريّه، ساختمان ادارى، خدمات رفاهى، و قرض الحسنه مورد استفاده قرار خواهد گرفت، و سود حاصله متعلّق به خيريّه است.
2-صرف صدقه براى خريد اقلام ضرورى، مانند موادّ غذايى، پوشاك، لوازم ادارى و مانند آن.
3-اختصاص دادن صدقه به صورت وام ضرورى براى خانوادههاى تحت پوشش.
4-صرف صدقه براى امورات تعاونى به نفع مؤسّسه امور خيريّه.
5-هزينه كردن صدقه براى مدّتى معيّن و مشخّص، به عنوان موجودى اوّليّه صندوق قرض الحسنه، كه زير نظر مؤسّسه اداره مىشود، و استفاده از سود حاصله براى امورات خيريّه.
6-صرف صدقه براى سرمايهگذارى و استفاده بردن از سود آن به نفع امور خيريّه.
7-استفاده از صدقه براى حقوق كارمندان خيريّه.
8-صرف صدقه براى امور فرهنگى خانوادههاى تحت پوشش.
جواب:صدقات فقط به نيازمندان مىرسد؛ مگر اين كه مردم به قصد هر كار خير بدهند.
ب)ديدگاه حضرتعالى در ارتباط با نحوه صرف صدقه چيست؟
جواب:صدقه به نيازمندان مىرسد.
ج)نظرتان در ارتباط با فروش اجناس مازاد و اضافى متعلّق به خيريّه، و وسائلى كه جمعآورى مىشود، و مورد استفاده نيست، چه مىباشد؟
جواب:بايد آن را بفروشند، و صرف همان مصارفى كنند كه صدقهدهندگان در نظر داشتهاند.
سؤال 1743-صدقاتى در صندوق خيريّه ريخته مىشود. آيا متولّى صندوق مىتواند آن پولها را عوض كند، مثلًا پول خورد را تبديل به اسكناس نمايد؟
جواب:اشكالى ندارد.
سؤال 1744-اگر فرد ثروتمندى كليّه حقوق واجب شرعى خود، نظير خمس و زكات را ادا كند، ولى در جامعه اسلامى افرادى را مشاهده نمايد كه به دليل فقر و گرفتارى دچار بيمارىهايى نظير سوء تغذيهاند، كه به تدريج منجر به مرگ آنها مىشود، يا بيمارانى را سراغ داشته باشد كه به دليل نداشتن هزينه درمان در معرض مرگ هستند، آيا وظيفه دارد بخشى از دارائيش را براى موارد فوق الاشاره اختصاص دهد؟
جواب:در صورتى كه جان مسلمانان در خطر باشد، نجات آنها به مقدار تمكّن واجب كفايى است. ولى اگر در رنج و زحمت باشند، نه خطر مرگ، رسيدگى به وضع آنها مستحبّ مؤكّد مىباشد.
سؤال 1745-در فرض ديگر اگر برخى افراد ثروتمند و مرفّه در حدّ اعلاى رفاه، و از همه مواهب و نعمتهاى مادّى برخوردار باشند، و همزمان عدّهاى ديگر در نهايت عسر و حرج و مشقّت در زندگى طاقتفرسايى بسر ببرند، و از حدّ اقل رفاه از نظر مسكن و تأمين معيشت روزانه و مانند آن محروم باشند، هر چند اين عسر و حرج منجر به مرگ و هلاكت آنها نشود، آيا شخص ثروتمندى مىتواند با اين منطق كه چون حقوق شرعى واجب خود را ادا نموده، از اعانت و كمك به مستمندان دريغ ورزد؟ آيا اساساً در اين قبيل موارد تكليف شرعى خاصّى بر دوش ثروتمندان هست؟
جواب:در چنين شرايطى حكومت اسلامى مىتواند براى برقرار ساختن نظم اجتماعى از اختيارات خود استفاد كند؛ از طريق وضع مالياتهاى عادلانه، يا مشابه آن.
سؤال 1746-در فرض سؤال قبل چنانچه از افرادى كه در عسر و حرج قرار دارند، آگاهى تفصيلى و جزئى نداشته باشيم، ولى به طور كلّى و به نحو اجمالى آگاهى وجود داشته باشد، آيا تحقيق و تفحّص لازم است؟
جواب:چنانچه به صورت شبهه محصوره باشد، تفحّص لازم است. امّا اگر غير محصوره باشد، لازم نيست.
سؤال 1747-برخى مىگويند: «در اين قبيل موارد حكم مولوى (نه ارشادى) ولىّ فقيه زمان مشخّص كننده تكليف خواهد بود.» حال اگر در كشورى، اعمّ از اسلامى يا غير اسلامى، مسلمين داراى رهبرى دينى به نحو مذكور نبودند، وظيفه آنها چيست؟
جواب:به مجتهدين جامع الشرائط، و در نبود آنها به عدول المؤمنين آگاه از مسائل شرع و مسائل زمان و مكان، مراجعه مىكنند.
20- صله رحم
سؤال 1748-آيا صله ارحام، حقّ اللَّه است، يا حقّ النّاس محسوب مىشود؟
جواب:نوعى حقّ اللَّه است، كه خداوند درباره رحم مقرّر فرموده است.
سؤال 1749-آيا صله رحم هم مشمول قاعده «لا حرج» و «لا ضرر» مىشود؟ مثلًا اگر صله رحم با شخصى، مايه هتك آبرو يا آزار انسان گردد، آيا ترك آن جايز است؟
جواب:آرى، در مواردى كه ضرر يا مشقّت مهمّى باشد، استثنا مىشود.
سؤال 1750-در صورت بىحجابى ارحام، و عدم وجود شرايط نهى از منكر، بازهم صله رحم واجب است؟
جواب:در صورتى كه سبب امضاى اعمال آنها نشود، بايد صله رحم را به جا آورد، و تا آنجا كه ممكن است با زبان خوش، امر به معروف و نهى از منكر كرد.
سؤال 1751-چنانچه در همنشينى با اقوام نزديك ترس آن باشد كه خود انسان به غيبت مبتلا گردد، يا شاهد غيبت كردن ديگران باشد، و نهى از منكر را هم در آن مجالس به سخريّه بگيرند، آيا مىتوان با آنان قطع رابطه كرد؟