19- صدقه
سؤال 1742-عدّهاى از برادران بسيجى در راستاى اهداف خيرخواهانه اقدام به تأسيس مؤسّسه امور خيريّهاى نمودهاند. لطفاً به سؤالاتى در اين راستا پاسخ فرماييد:
الف)نظر حضرتعالى درباره چگونگى صرف صدقه در امور زير چيست؟
1-صرف صدقه براى ساخت ساختمان مؤسّسه خيريّه. اين ساختمان براى درمانگاه خيريّه، ساختمان ادارى، خدمات رفاهى، و قرض الحسنه مورد استفاده قرار خواهد گرفت، و سود حاصله متعلّق به خيريّه است.
2-صرف صدقه براى خريد اقلام ضرورى، مانند موادّ غذايى، پوشاك، لوازم ادارى و مانند آن.
3-اختصاص دادن صدقه به صورت وام ضرورى براى خانوادههاى تحت پوشش.
4-صرف صدقه براى امورات تعاونى به نفع مؤسّسه امور خيريّه.
5-هزينه كردن صدقه براى مدّتى معيّن و مشخّص، به عنوان موجودى اوّليّه صندوق قرض الحسنه، كه زير نظر مؤسّسه اداره مىشود، و استفاده از سود حاصله براى امورات خيريّه.
6-صرف صدقه براى سرمايهگذارى و استفاده بردن از سود آن به نفع امور خيريّه.
7-استفاده از صدقه براى حقوق كارمندان خيريّه.
8-صرف صدقه براى امور فرهنگى خانوادههاى تحت پوشش.
جواب:صدقات فقط به نيازمندان مىرسد؛ مگر اين كه مردم به قصد هر كار خير بدهند.
ب)ديدگاه حضرتعالى در ارتباط با نحوه صرف صدقه چيست؟
جواب:صدقه به نيازمندان مىرسد.
ج)نظرتان در ارتباط با فروش اجناس مازاد و اضافى متعلّق به خيريّه، و وسائلى كه جمعآورى مىشود، و مورد استفاده نيست، چه مىباشد؟
جواب:بايد آن را بفروشند، و صرف همان مصارفى كنند كه صدقهدهندگان در نظر داشتهاند.
سؤال 1743-صدقاتى در صندوق خيريّه ريخته مىشود. آيا متولّى صندوق مىتواند آن پولها را عوض كند، مثلًا پول خورد را تبديل به اسكناس نمايد؟
جواب:اشكالى ندارد.
سؤال 1744-اگر فرد ثروتمندى كليّه حقوق واجب شرعى خود، نظير خمس و زكات را ادا كند، ولى در جامعه اسلامى افرادى را مشاهده نمايد كه به دليل فقر و گرفتارى دچار بيمارىهايى نظير سوء تغذيهاند، كه به تدريج منجر به مرگ آنها مىشود، يا بيمارانى را سراغ داشته باشد كه به دليل نداشتن هزينه درمان در معرض مرگ هستند، آيا وظيفه دارد بخشى از دارائيش را براى موارد فوق الاشاره اختصاص دهد؟
جواب:در صورتى كه جان مسلمانان در خطر باشد، نجات آنها به مقدار تمكّن واجب كفايى است. ولى اگر در رنج و زحمت باشند، نه خطر مرگ، رسيدگى به وضع آنها مستحبّ مؤكّد مىباشد.
سؤال 1745-در فرض ديگر اگر برخى افراد ثروتمند و مرفّه در حدّ اعلاى رفاه، و از همه مواهب و نعمتهاى مادّى برخوردار باشند، و همزمان عدّهاى ديگر در نهايت عسر و حرج و مشقّت در زندگى طاقتفرسايى بسر ببرند، و از حدّ اقل رفاه از نظر مسكن و تأمين معيشت روزانه و مانند آن محروم باشند، هر چند اين عسر و حرج منجر به مرگ و هلاكت آنها نشود، آيا شخص ثروتمندى مىتواند با اين منطق كه چون حقوق شرعى واجب خود را ادا نموده، از اعانت و كمك به مستمندان دريغ ورزد؟ آيا اساساً در اين قبيل موارد تكليف شرعى خاصّى بر دوش ثروتمندان هست؟
جواب:در چنين شرايطى حكومت اسلامى مىتواند براى برقرار ساختن نظم اجتماعى از اختيارات خود استفاد كند؛ از طريق وضع مالياتهاى عادلانه، يا مشابه آن.
سؤال 1746-در فرض سؤال قبل چنانچه از افرادى كه در عسر و حرج قرار دارند، آگاهى تفصيلى و جزئى نداشته باشيم، ولى به طور كلّى و به نحو اجمالى آگاهى وجود داشته باشد، آيا تحقيق و تفحّص لازم است؟
جواب:چنانچه به صورت شبهه محصوره باشد، تفحّص لازم است. امّا اگر غير محصوره باشد، لازم نيست.
سؤال 1747-برخى مىگويند: «در اين قبيل موارد حكم مولوى (نه ارشادى) ولىّ فقيه زمان مشخّص كننده تكليف خواهد بود.» حال اگر در كشورى، اعمّ از اسلامى يا غير اسلامى، مسلمين داراى رهبرى دينى به نحو مذكور نبودند، وظيفه آنها چيست؟
جواب:به مجتهدين جامع الشرائط، و در نبود آنها به عدول المؤمنين آگاه از مسائل شرع و مسائل زمان و مكان، مراجعه مىكنند.
20- صله رحم
سؤال 1748-آيا صله ارحام، حقّ اللَّه است، يا حقّ النّاس محسوب مىشود؟
جواب:نوعى حقّ اللَّه است، كه خداوند درباره رحم مقرّر فرموده است.
سؤال 1749-آيا صله رحم هم مشمول قاعده «لا حرج» و «لا ضرر» مىشود؟ مثلًا اگر صله رحم با شخصى، مايه هتك آبرو يا آزار انسان گردد، آيا ترك آن جايز است؟
جواب:آرى، در مواردى كه ضرر يا مشقّت مهمّى باشد، استثنا مىشود.
سؤال 1750-در صورت بىحجابى ارحام، و عدم وجود شرايط نهى از منكر، بازهم صله رحم واجب است؟
جواب:در صورتى كه سبب امضاى اعمال آنها نشود، بايد صله رحم را به جا آورد، و تا آنجا كه ممكن است با زبان خوش، امر به معروف و نهى از منكر كرد.
سؤال 1751-چنانچه در همنشينى با اقوام نزديك ترس آن باشد كه خود انسان به غيبت مبتلا گردد، يا شاهد غيبت كردن ديگران باشد، و نهى از منكر را هم در آن مجالس به سخريّه بگيرند، آيا مىتوان با آنان قطع رابطه كرد؟
جواب:هرگاه اميدى به تأثير نهى از منكر نداريد، و خوف آلودگى خودتان به آن گناه مىرود، مىتوانيد رفت و آمد نكنيد. ولى تا مىتوانيد سعى كنيد صله رحم را توأم با امر به معروف و نهى از منكر با زبان خوب ترك نكنيد.
سؤال 1752-صله رحم چيست؟ و چه كسانى جزء ارحام محسوب مىشوند؟ و در چه مواردى اسلام دستور به قطع صله رحم مىدهد؟
جواب:صله رحم يعنى پيوند با خويشاوندان، كه گاه با ديدار آنها حاصل مىشود، و گاه با نامه، يا تلفن، يا دعوت از آنان، يا طرق ديگر. و خويشاوندان خيلى دور را شامل نمىشود، و مادام كه محذور و مانع شرعى و عرفى در كار نباشد، نبايد قطع كرد.
21- طىّ الارض
سؤال 1753-انسانهايى كه طىّ الارض دارند (مثلًا در قم است، از خدا مىخواهد كه او را به مشهد، جهت زيارت حرم امام رضا عليه السلام برساند. چند قدم راه مىرود، به يارى خداوند به حرم مىرسد!) چگونه به اين درجه نائل مىشوند؟
جواب:اين گونه كرامات بعد از تهذيب نفس و خودسازى كامل ممكن است حاصل شود.
سؤال 1754-انسان چگونه مىتواند طىّ الارض داشته باشد؟ مىگويند: «كسى كه چهل روز سكوت كند، چشم بصيرت او باز مىشود!» نظر شما چيست؟
جواب:هر قدر انسان در طريق بندگى خدا و تقوا و پرهيز از گناه و خودسازى بيشتر پيش برود، چشم حقيقت بين او بيشتر باز مىشود، و به امورى دست مىيابد كه افراد عادى دست نمىيابند.
22- عيد الزهراء
سؤال 1755-شيعيان در روز نهم ربيع الأوّل به مناسبت عيد الزهراء عليها السلام مراسم جشن و سرور برپا مىكنند. در برخى از اين مراسم آنچه از سخنان ركيك، و حتّى
خلاف مىدانند، مىگويند؛ بلكه گاه مردان، خود را به شكل زن در مىآورند! و هنگامى كه به آنان تذكّر داده مىشود، به روايت «رُفِعَ القَلَم» استناد جسته، و مىگويند طبق اين روايت، اعمال مذكور اشكالى ندارد. آيا اين اعمال، جايز و موجب رضاى خدا و اهل بيت عصمت و طهارت است؟ در صورت عدم جواز، توجيه روايت رفع قلم چيست؟
جواب:اوّلًا: روايتى با عنوان رفع قلم در آن ايّام مخصوص، در منابع معتبر نداريم.
ثانياً: بر فرض، چنين چيزى باشد (كه نيست) مخالف كتاب و سنّت است، و چنين روايتى قابل پذيرفتن نيست، و حرام و گناه در هيچ زمانى مجاز نيست.
همچنين سخنان ركيك و كارهاى زشت ديگر.
و ثالثاً: تولّى و تبرّى راههاى صحيحى دارد، نه اين راههاى خلاف.
23- فراگيرى فلسفه و علوم غريبه
سؤال 1756-عدّهاى از علما و مراجع گذشته قائل به حرمت فراگيرى فلسفه، و عدّهاى (بنابر آنچه معروف است) قائل به وجوب خواندن فلسفه هستند. علّامه مامقانى در كتاب مرآة الرشاد به پسرش چنين نصيحت مىكند: «پسرم! تا وقتى كه مجتهد نشدهاى فلسفه نخوان» نظر حضرتعالى در اين زمينه چيست؟
جواب:خواندن فلسفه با دو شرط اشكالى ندارد. نخست اين كه انسان قبلًا عقايد اسلامى را به قدر كافى فراگرفته باشد. و ديگر اين كه نزد استاد متعهّدى بخواند.
سؤال 1757-نظرتان در مورد فلسفه چيست؟ آيا با فلسفه نوين موافق هستيد؟
منظور از ذكر اين سؤال توضيح درباره فلسفه نيست، بلكه تجسّس مىباشد، چون مشاهده مىشود كه برخى از علما با فلسفه مخالف هستند.
جواب:فراگرفتن فلسفه براى كسانى كه پايههاى اعتقادى خود را محكم كردهاند نه تنها ضررى ندارد، بلكه كمك به پيشرفت فكرى نيز مىكند، ولى بايد
آن را نزد استاد متعهّدى فرا گرفت.
سؤال 1758-فراگرفتن علوم غريبه، مثل علم رمل و جفر و اسطرلاب، كه هر يك فوائدى دارد، و بعضى از علماى بزرگ نيز رغبت به اين علوم داشتهاند، چگونه است؟
جواب:دستيابى به اين علوم به طور صحيح مشكل است، و چه بهتر كه از صرف وقت در آن بپرهيزيد.
24- قرآن مجيد
سؤال 1759-لطفاً توصيهاى جهت حفظ قرآن براى جوانان مملكت اسلامى، و حافظان كلام اللَّه نورانى مرقوم بفرماييد.
جواب:حافظان قرآن بايد سعى كنند به موازات حفظ قرآن، معانى آن را هم فراگيرند، و به موازات حفظ معانى، به آن عمل كنند، و به موازات عمل كردن، آن را منتشر سازند. كه اين وظايف چهارگانه، يكديگر را تكميل مىكند.
سؤال 1760-اگر كسى توفيق حفظ تمام، يا قسمتى از قرآن را پيدا كند، و سپس آن را فراموش نمايد، چه حكمى دارد؟ آيا سبب عقوبت او در آخرت خواهد بود؟
جواب:رواياتى در اين زمينه داريم مبنى بر اين كه: «كسى كه قرآن را حفظ نمايد، سپس فراموش كند، عقوبت و مجازات دارد.» ولى ظاهراً اين روايات شامل زمان ما نمىشود. بنابراين، اگر كسانى در عصر و زمان ما قرآن را فراگيرند، و بعد به واسطه گرفتاريهايى فراموش كنند، كار حرامى انجام ندادهاند. البتّه چه بهتر كه سعى كنند فراموش ننمايند.
سؤال 1761-چرا اكثر آيات قرآن خطاب به مردان است؟
جواب:در ادبيّات عرب، صيغههاى مذكّر در بسيارى موارد، مفهوم عامّى دارد، و شامل مرد و زن هر دو مىشود.
سؤال 1762-اگر كسى عمداً قرآن را به زمين بزند، آيا كفّاره دارد؟ اگر سهواً به زمين بيفتد چگونه است؟
جواب:در صورت عمد، گناه بزرگى انجام داده است، و چه بسا، كسانى كه
اين كار را مىكنند، مرتد شوند، و بايد توبه كنند، و آن كار بد خود را با اعمال نيك آينده جبران نمايند، و امّا در صورت سهو گناهى نكرده، لكن در هر صورت بايد خيلى مواظبت كند، و كفّارهاى ندارد.
سؤال 1763-بسيارى از مردم به علّت سخت بودن قرائت متون عربى و قرآن از يك سو، و از سوى ديگر از آنجا كه براى دست زدن به قرآن حتماً بايد وضو داشته باشند، تاكنون متأسّفانه يك بار هم قرآن نخواندهاند! حال اگر شما و امثال شما، كه امكانات نشر و چاپ كتاب را به صورت گسترده در اختيار داريد، ترجمه كامل قرآن را بدون متن عربى آن چاپ كنيد، به طور حتم اين كار گامى خواهد بود در جهت مطالعه بيشتر قرآن توسّط مردم، كه مىتواند نقش مهمّى در جهت بهبود اخلاق و شخصيّت مردم در كلّ اجتماع ايفا كند. اگر ممكن است نظرتان را در اين مورد بيان فرماييد.
جواب:چاپ ترجمه قرآن بدون متن عربى سبب مىشود كه تدريجاً اصل قرآن فراموش شود، و اين خطر، ضايعه بزرگى براى اسلام خواهد بود. ولى قرآنهايى از ما و ديگران چاپ شده كه هم متن عربى دارد، و هم ترجمه فارسى؛ سعى كنيد تدريجاً به هر دو آشنا شويد، و اگر در ابتدا توأم با غلط بخوانيد ضررى ندارد؛ تدريجاً درست مىشود.
سؤال 1764-وقف غفران چيست؟ موارد آن را در قرآن مجيد بيان فرماييد.
جواب:وقف غفران، مطابق فرموده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، آن است كه هرگاه بر آن كلمه وقف شود، موجب مغفرت و آمرزش است. و آن در ده مورد به شرح زير است، كه در بعضى قرآنها در بالا يا پايين كلمه، «غفران» نگاشته شده است:
1-مائده/ 51، در كلمه «اولياء».
2-انعام/ 36، در كلمه «يسمعون».
3-سجده/ 18، در كمله «فاسقاً».
4-سجده/ 18، در كلمه «لا يستوون».
5-يس/ 12، در كمله «آثار هم».
6-يس/ 30، در كمله «على العباد».
7-يس/ 52، در كلمه «من مرقدنا».
8-يس/ 61، در كمله «أن اعبدونى».
9-يس/ 81، در كمله «أن يخلق مثلهم».
10-ملك/ 19، در كلمه «يقبضن»[1].
سؤال 1765-بعضى از قاريان قرآن، الفاظ قرآن را تغيير مىدهند، مثل اين كه «موسى» را «موسى» و «عيسى» را «عيسى» و نيز «تَقْوى» را «تَقْوى» و «دنيا» را «دنيى» تلفّظ مىنمايند، آيا چنين كارى درست است؟
جواب:گرچه اين گونه قرائتها در ميان عرب معمول بوده، ولى فعلًا خواندن آن به مصلحت اسلام و مسلمين نيست؛ طبق مشهور بخوانيد.
سؤال 1766-هديه دادن قرآن به يك مسيحى چه حكمى دارد؟ اگر شخصى چنين هديهاى داده باشد، آيا بايد پس بگيرد؟
جواب:در صورتى كه اميد هدايت او به وسيله آن باشد، اشكالى ندارد، در غير اين صورت اشكال دارد.
سؤال 1767-آيا در قرآن كلمات فارسى هم وجود دارد؟
جواب:بعضى از كلمات در قرآن هست، كه گفته مىشود اصل آن فارسى است؛ مانند «سجّيل» كه گفته مىشود «سنگ گل» است.
سؤال 1768-آيا خواندن قرآن در مجالس به زبان غير عربى جايز است؟
جواب:اشكالى ندارد؛ ولى ثواب تلاوت قرآن را ندارد.
سؤال 1769-نظرتان در مورد قرائت قرآنى كه همراه با خودنمايى است، چيست؟
جواب:ريا در هر عبادتى، اشكال دارد.
سؤال 1770-آيه 61 سوره نور در مورد خوردن غذا از خانه اقوام احكامى دارد كه مسلّماً براى تقويت نزديكى و دوستى است. من به تفسير آن بزرگوار مراجعه كردم،
[1]سرّ البيان فى علوم القرآن، صفحه 243.