بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 611

خلاف مى‌دانند، مى‌گويند؛ بلكه گاه مردان، خود را به شكل زن در مى‌آورند! و هنگامى كه به آنان تذكّر داده مى‌شود، به روايت «رُفِعَ القَلَم» استناد جسته، و مى‌گويند طبق اين روايت، اعمال مذكور اشكالى ندارد. آيا اين اعمال، جايز و موجب رضاى خدا و اهل بيت عصمت و طهارت است؟ در صورت عدم جواز، توجيه روايت رفع قلم چيست؟

جواب:اوّلًا: روايتى با عنوان رفع قلم در آن ايّام مخصوص، در منابع معتبر نداريم.

ثانياً: بر فرض، چنين چيزى باشد (كه نيست) مخالف كتاب و سنّت است، و چنين روايتى قابل پذيرفتن نيست، و حرام و گناه در هيچ زمانى مجاز نيست.

همچنين سخنان ركيك و كارهاى زشت ديگر.

و ثالثاً: تولّى و تبرّى راههاى صحيحى دارد، نه اين راههاى خلاف.

23- فراگيرى فلسفه و علوم غريبه‌

سؤال 1756-عدّه‌اى از علما و مراجع گذشته قائل به حرمت فراگيرى فلسفه، و عدّه‌اى (بنابر آنچه معروف است) قائل به وجوب خواندن فلسفه هستند. علّامه مامقانى در كتاب مرآة الرشاد به پسرش چنين نصيحت مى‌كند: «پسرم! تا وقتى كه مجتهد نشده‌اى فلسفه نخوان» نظر حضرتعالى در اين زمينه چيست؟

جواب:خواندن فلسفه با دو شرط اشكالى ندارد. نخست اين كه انسان قبلًا عقايد اسلامى را به قدر كافى فراگرفته باشد. و ديگر اين كه نزد استاد متعهّدى بخواند.

سؤال 1757-نظرتان در مورد فلسفه چيست؟ آيا با فلسفه نوين موافق هستيد؟

منظور از ذكر اين سؤال توضيح درباره فلسفه نيست، بلكه تجسّس مى‌باشد، چون مشاهده مى‌شود كه برخى از علما با فلسفه مخالف هستند.

جواب:فراگرفتن فلسفه براى كسانى كه پايه‌هاى اعتقادى خود را محكم كرده‌اند نه تنها ضررى ندارد، بلكه كمك به پيشرفت فكرى نيز مى‌كند، ولى بايد


صفحه 612

آن را نزد استاد متعهّدى فرا گرفت.

سؤال 1758-فراگرفتن علوم غريبه، مثل علم رمل و جفر و اسطرلاب، كه هر يك فوائدى دارد، و بعضى از علماى بزرگ نيز رغبت به اين علوم داشته‌اند، چگونه است؟

جواب:دستيابى به اين علوم به طور صحيح مشكل است، و چه بهتر كه از صرف وقت در آن بپرهيزيد.

24- قرآن مجيد

سؤال 1759-لطفاً توصيه‌اى جهت حفظ قرآن براى جوانان مملكت اسلامى، و حافظان كلام اللَّه نورانى مرقوم بفرماييد.

جواب:حافظان قرآن بايد سعى كنند به موازات حفظ قرآن، معانى آن را هم فراگيرند، و به موازات حفظ معانى، به آن عمل كنند، و به موازات عمل كردن، آن را منتشر سازند. كه اين وظايف چهارگانه، يكديگر را تكميل مى‌كند.

سؤال 1760-اگر كسى توفيق حفظ تمام، يا قسمتى از قرآن را پيدا كند، و سپس آن را فراموش نمايد، چه حكمى دارد؟ آيا سبب عقوبت او در آخرت خواهد بود؟

جواب:رواياتى در اين زمينه داريم مبنى بر اين كه: «كسى كه قرآن را حفظ نمايد، سپس فراموش كند، عقوبت و مجازات دارد.» ولى ظاهراً اين روايات شامل زمان ما نمى‌شود. بنابراين، اگر كسانى در عصر و زمان ما قرآن را فراگيرند، و بعد به واسطه گرفتاريهايى فراموش كنند، كار حرامى انجام نداده‌اند. البتّه چه بهتر كه سعى كنند فراموش ننمايند.

سؤال 1761-چرا اكثر آيات قرآن خطاب به مردان است؟

جواب:در ادبيّات عرب، صيغه‌هاى مذكّر در بسيارى موارد، مفهوم عامّى دارد، و شامل مرد و زن هر دو مى‌شود.

سؤال 1762-اگر كسى عمداً قرآن را به زمين بزند، آيا كفّاره دارد؟ اگر سهواً به زمين بيفتد چگونه است؟

جواب:در صورت عمد، گناه بزرگى انجام داده است، و چه بسا، كسانى كه‌


صفحه 613

اين كار را مى‌كنند، مرتد شوند، و بايد توبه كنند، و آن كار بد خود را با اعمال نيك آينده جبران نمايند، و امّا در صورت سهو گناهى نكرده، لكن در هر صورت بايد خيلى مواظبت كند، و كفّاره‌اى ندارد.

سؤال 1763-بسيارى از مردم به علّت سخت بودن قرائت متون عربى و قرآن از يك سو، و از سوى ديگر از آنجا كه براى دست زدن به قرآن حتماً بايد وضو داشته باشند، تاكنون متأسّفانه يك بار هم قرآن نخوانده‌اند! حال اگر شما و امثال شما، كه امكانات نشر و چاپ كتاب را به صورت گسترده در اختيار داريد، ترجمه كامل قرآن را بدون متن عربى آن چاپ كنيد، به طور حتم اين كار گامى خواهد بود در جهت مطالعه بيشتر قرآن توسّط مردم، كه مى‌تواند نقش مهمّى در جهت بهبود اخلاق و شخصيّت مردم در كلّ اجتماع ايفا كند. اگر ممكن است نظرتان را در اين مورد بيان فرماييد.

جواب:چاپ ترجمه قرآن بدون متن عربى سبب مى‌شود كه تدريجاً اصل قرآن فراموش شود، و اين خطر، ضايعه بزرگى براى اسلام خواهد بود. ولى قرآنهايى از ما و ديگران چاپ شده كه هم متن عربى دارد، و هم ترجمه فارسى؛ سعى كنيد تدريجاً به هر دو آشنا شويد، و اگر در ابتدا توأم با غلط بخوانيد ضررى ندارد؛ تدريجاً درست مى‌شود.

سؤال 1764-وقف غفران چيست؟ موارد آن را در قرآن مجيد بيان فرماييد.

جواب:وقف غفران، مطابق فرموده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، آن است كه هرگاه بر آن كلمه وقف شود، موجب مغفرت و آمرزش است. و آن در ده مورد به شرح زير است، كه در بعضى قرآن‌ها در بالا يا پايين كلمه، «غفران» نگاشته شده است:

1-مائده/ 51، در كلمه «اولياء».

2-انعام/ 36، در كلمه «يسمعون».

3-سجده/ 18، در كمله «فاسقاً».

4-سجده/ 18، در كلمه «لا يستوون».

5-يس/ 12، در كمله «آثار هم».


صفحه 614

6-يس/ 30، در كمله «على العباد».

7-يس/ 52، در كلمه «من مرقدنا».

8-يس/ 61، در كمله «أن اعبدونى».

9-يس/ 81، در كمله «أن يخلق مثلهم».

10-ملك/ 19، در كلمه «يقبضن»[1].

سؤال 1765-بعضى از قاريان قرآن، الفاظ قرآن را تغيير مى‌دهند، مثل اين كه «موسى‌» را «موسى‌» و «عيسى‌» را «عيسى‌» و نيز «تَقْوى‌» را «تَقْوى‌» و «دنيا» را «دنيى‌» تلفّظ مى‌نمايند، آيا چنين كارى درست است؟

جواب:گرچه اين گونه قرائتها در ميان عرب معمول بوده، ولى فعلًا خواندن آن به مصلحت اسلام و مسلمين نيست؛ طبق مشهور بخوانيد.

سؤال 1766-هديه دادن قرآن به يك مسيحى چه حكمى دارد؟ اگر شخصى چنين هديه‌اى داده باشد، آيا بايد پس بگيرد؟

جواب:در صورتى كه اميد هدايت او به وسيله آن باشد، اشكالى ندارد، در غير اين صورت اشكال دارد.

سؤال 1767-آيا در قرآن كلمات فارسى هم وجود دارد؟

جواب:بعضى از كلمات در قرآن هست، كه گفته مى‌شود اصل آن فارسى است؛ مانند «سجّيل» كه گفته مى‌شود «سنگ گل» است.

سؤال 1768-آيا خواندن قرآن در مجالس به زبان غير عربى جايز است؟

جواب:اشكالى ندارد؛ ولى ثواب تلاوت قرآن را ندارد.

سؤال 1769-نظرتان در مورد قرائت قرآنى كه همراه با خودنمايى است، چيست؟

جواب:ريا در هر عبادتى، اشكال دارد.

سؤال 1770-آيه 61 سوره نور در مورد خوردن غذا از خانه اقوام احكامى دارد كه مسلّماً براى تقويت نزديكى و دوستى است. من به تفسير آن بزرگوار مراجعه كردم،

[1]سرّ البيان فى علوم القرآن، صفحه 243.


صفحه 615

ولى شبهاتم بيشتر شد. لطفاً پاسخ فرماييد:

الف)آيا تحت هر شرايطى، مى‌توان از غذاى نامبردگان استفاده كرد؟

ب)آيا جلب رضايت آنها لازم نيست؟

ج)ما در خوابگاههاى دانشجويى هستيم، آيا مى‌توانيم بدون اجازه از غذاى دوستان و هم‌اطاقى‌هايمان استفاده كنيم؟

د)منظور از جمله «كليدشان به دست شماست» چيست؟

ه)اگر جلب رضايت واجب نباشد، و احتمال مفسده هم ندهيم، سپس مفسده‌اى پيش بيايد، غذاى خورده شده چه حكمى دارد؟

جواب:در صورتى كه يقين يا اطمينان به عدم رضايت داشته باشيد، جايز نيست، و اگر بعداً كشف خلاف شود، بايد جبران كرد، و در مجموع منظور از آيه كسانى هستند كه پيوند آنها با انسان به اندازه‌اى نزديك است كه على القاعده راضى هستند.

25- كاروانهاى عروسى‌

سؤال 1771-گُل كارى كردن ماشين، و بوق زدن در سطح شهر، اگر موجب جلب نظر نامحرم به داخل ماشين، يا باعث اذيّت و مزاحمت مردم شود، چه حكمى دارد؟

جواب:اگر براى مردم توليد مزاحمت كند، اشكال دارد.

سؤال 1772-مدّتى است كه كاروانهاى عروسى به آستان مقدّس حضرت محمّد بن موسى الكاظم عليه السلام- سبز قبا- مى‌آيند. ولى متأسّفانه به دليل عدم رعايت حجاب و پوشش اسلامى كامل توسّط عروس و دامادها، و اين كه بعضى از آنها تنها به فيلمبردارى و عكّاسى و نماد قرار دادن ضريح متبرّك قناعت مى‌كنند، موجبات توهين و بى‌حرمتى نسبت به حريم مقدّس آن حضرت را فراهم آورده‌اند. ممانعت از ورود كاروانهاى عروسى به داخل اماكن مذهبى چه حكمى دارد؟

جواب:لازم است اين كاروانها جهات شرعى و شئون آن اماكن متبرّكه را رعايت كنند، و مسئولين اين اماكن مقدّسه بايد از طرق صحيح، از جمله نصب‌


صفحه 616

پلاكاردهايى هشدار دهنده، و توزيع اوراق چاپى، و تذكرات پى‌درپى، به گونه‌اى كه به درگيرى و خشونت منتهى نشود، مسأله را دنبال كنند.

26- كنوانسيون محو اشكال تبعيض عليه زنان‌

سؤال 1773-با توجّه به مفاد كنوانسيون، آيا موارد تعارض اين معاهده بين المللى با احكام اسلامى را به گونه‌اى ارزيابى مى‌نماييد كه با حذف برخى موارد جزئى آن، به گونه‌اى كه با روح كنوانسيون، يعنى رفع هرگونه تمايز، منافات نداشته باشد مى‌توان موارد تعارض آن را با احكام اسلامى از ميان برداشت و به اين معاهده پيوست؟

جواب:تعارض مفاد اين كنوانسيون، كه در بالا به آن اشاره شد، به حدّى است كه قابل تطبيق بر قوانين اسلامى نيست. ولى در بعضى از موارد راه حلهايى وجود دارد. امّا به طور كامل هيچ راهى براى آن موجود نيست. چه خوب است مسلمانان جهان براى حفظ مكتب خود با اين گونه امور از موضع انفعالى برخورد نكنند، و به جاى خودباختگى در برابر اين قراردادهاى تحميلى، علماى بزرگ آنها گرد هم بنشينند، و آنچه مورد اتّفاق و اجماع است تبيين كنند، و موارد اختلافى را به اجتهاد مجتهدين واگذارند، و براى هميشه تحميل كنندگان فرهنگها و مقرّرات بيگانه را از سازش به قيمت مخالفت با ضرورت اسلام مأيوس سازند.

سؤال 1774-از آنجا كه برخى از موادّ كنوانسيون مذكور از نظر فقهى قابل نقد است، مستدعى است نظر مبارك خود را نسبت به موارد زير بيان نماييد:

1-بر اساس مادّه يك اين معاهده، بايد هرگونه تمايز، استثنا و يا محدوديّت بر اساس جنسيّت در زمينه‌هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، مدنى، و يا هر زمينه ديگر لغو گردد.

با توجّه به اين مادّه تفاوت زن و مرد در مواردى چون، ميزان پوشش واجب بدن، نظر و لمس بدن جنس مخالف، ديه، قصاص، شهادت، ارث، طلاق، تعدّد همسران، امامت جماعت، لزوم تمكين جنسى، ولايت بر فرزندان، سرپرستى خانواده، حقّ‌


صفحه 617

حضانت، عيوب موجب فسخ نكاح، نشوز، لزوم سپرى شدن عدّه براى ازدواج بعدى، مرجعيّت و قضاوت؛ تبعيض تلقّى مى‌گردد، و بايد از ميان برداشته شود. آيا تساوى زن و مرد در موارد ذكر شده با احكام شرع مطابقت دارد؟

جواب:بى‌شك مساوات كامل، نه تنها مخالف ضرورت فقه شيعه، بلكه مخالف ضرورت اسلام و بر خلاف نصّ صريح قرآن و روايات متواتره است، و هيچ يك از علماى اسلام، نه در گذشته و نه در حال، اعتقاد به چنين مساواتى نداشته‌اند. اصولًا بايد اين معنى براى مجامع جهانى تبيين گردد كه ملّتها نمى‌توانند با فرهنگ و مذهب خود وداع كنند، و چشم و گوش بسته تسليم مقرّراتى شوند كه نه در تصويب آن حضور داشته‌اند، و نه از نظر وجدان و منطق قطعيّت دارد.

ممكن است در بعضى از موارد جزئى، گفتگويى در ميان علماى اسلام باشد، امّا مساوات كامل به صورتى كه گفته شده هيچ موافقى ندارد.

سؤال 1775-2- با توجه به اين كه ماده 9 و ماده 15 بند 4 در مورد كسب، تردّد، تغيير و يا حفظ تابعيّت خود و فرزندان، زن و مرد را مساوى مى‌داند، آيا زن بدون موافقت همسر مى‌تواند به تابعيّت هر كشورى درآيد، و يا در هر شهرى سكنى گزيند؟

جواب:اين يكى از مواردى است كه در بالا به آن اشاره شد، و با احكام و فرهنگ اسلامى سازگار نيست. به علاوه بدون شك سرچشمه مفاسد زيادى در جوامع انسانى مى‌شود، كه نمونه‌هاى آن را در همان كشورهاى صنعتى مشاهده مى‌كنيم، و آمارها در مورد متلاشى شدن خانواده‌ها شاهد گويايى بر اين مطلب است. آرى اگر زن تابعيّت كشور مورد نظرش را بپذيرد، ولى عملًا محلّ سكونت را با رضاى زوج انتخاب كند اشكالى ندارد.

27- گروههاى منحرف‌

سؤال 1776-گروهى از مردم عقيده دارند كه خداوند (نعوذ باللَّه) در حضرت على عليه السلام حلول كرده، كه در فارسى به «على اللّهى» مشهور هستند، و به زبان تركى آنها را


صفحه 618

«گوران» مى‌خوانند، و به بيان خودشان «اهل حقّ» گفته مى‌شوند. اين فرقه در شهر ما زياد هستند، و با همه رفت و آمد دارند، و هفته‌اى يك بار در خانقاه جمع مى‌شوند، و در آن جلسه يكى از كتابهاى آنها براى سرسپردگان قرائت مى‌شود.

علايم ظاهرى آنها اين است كه سبيل‌هايشان را اصلًا اصلاح نمى‌كنند، تا حدّى كه دهانشان را مى‌پوشاند. در زمانهاى قديم به علّت آگاهى دادن روحانيّت، مردم چندان با اهل اين فرقه معاشرت نداشتند، نه از آنها دخترى مى‌گرفتند، و نه به آنها دخترى مى‌دادند، و حتّى قبرستان آنها از قبرستان ديگر مسلمانان جدا بود. ولى بعد از انقلاب اسلامى، به خصوص در چند سال اخير، كه صوفيگرى را تبليغ مى‌كنند، به خود جرئت داده و تشكيلاتى كار مى‌كنند، و عقايد خود را مرموزانه ترويج و اشاعه مى‌دهند، و از مسلمانان كسانى هستند كه آگاهانه و يا نا آگاهانه دختران خود را به پسران اين فرقه مى‌دهند، يا از افراد اين فرقه فاسد براى آشپزى مراسمات مسلمان دعوت مى‌كنند. نظرتان پيرامون اين گروه و حشر و نشر با آنها چيست؟

جواب:با توجّه به آنچه درباره عقيده طايفه گوران، كه در آن منطقه هستند نوشته‌ايد، آنها گروهى منحرف و دور از حقيقت اسلامند. آنها را تا مى‌توانيد توجيه و ارشاد كنيد، و اگر از عقايد خود دست بر ندارند، از آنها دورى كنيد.

سؤال 1777-با عنايت به اين كه در منطقه آذربايجان شرقى در ارتباط با «بابك خرمدين» و افكار وى، شبهاتى ايجاد شده، خواهشمند است نظر مبارك خود را در ارتباط با ايشان مرقوم فرماييد. ضمناً بفرماييد كه صرف بيت المال در راستاى اشاعه نام و ياد ايشان چه حكمى دارد؟

جواب:نامبرده داراى انحرافات مهمّى بوده، و سزاوار است به خاطر تعصّبات قومى دنبال او را نگيرند، و صرف بيت المال و غير بيت المال در اين راه جايز نيست.

سؤال 1778-همه اهالى منطقه ما شيعيان دوازده امامى‌اند، امّا از نظر علمى، فرهنگى (چه دنيوى و چه دينى) خيلى عقبند. و بخاطر اهميّت فراوان آن، سيّاحان‌