بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 617

حضانت، عيوب موجب فسخ نكاح، نشوز، لزوم سپرى شدن عدّه براى ازدواج بعدى، مرجعيّت و قضاوت؛ تبعيض تلقّى مى‌گردد، و بايد از ميان برداشته شود. آيا تساوى زن و مرد در موارد ذكر شده با احكام شرع مطابقت دارد؟

جواب:بى‌شك مساوات كامل، نه تنها مخالف ضرورت فقه شيعه، بلكه مخالف ضرورت اسلام و بر خلاف نصّ صريح قرآن و روايات متواتره است، و هيچ يك از علماى اسلام، نه در گذشته و نه در حال، اعتقاد به چنين مساواتى نداشته‌اند. اصولًا بايد اين معنى براى مجامع جهانى تبيين گردد كه ملّتها نمى‌توانند با فرهنگ و مذهب خود وداع كنند، و چشم و گوش بسته تسليم مقرّراتى شوند كه نه در تصويب آن حضور داشته‌اند، و نه از نظر وجدان و منطق قطعيّت دارد.

ممكن است در بعضى از موارد جزئى، گفتگويى در ميان علماى اسلام باشد، امّا مساوات كامل به صورتى كه گفته شده هيچ موافقى ندارد.

سؤال 1775-2- با توجه به اين كه ماده 9 و ماده 15 بند 4 در مورد كسب، تردّد، تغيير و يا حفظ تابعيّت خود و فرزندان، زن و مرد را مساوى مى‌داند، آيا زن بدون موافقت همسر مى‌تواند به تابعيّت هر كشورى درآيد، و يا در هر شهرى سكنى گزيند؟

جواب:اين يكى از مواردى است كه در بالا به آن اشاره شد، و با احكام و فرهنگ اسلامى سازگار نيست. به علاوه بدون شك سرچشمه مفاسد زيادى در جوامع انسانى مى‌شود، كه نمونه‌هاى آن را در همان كشورهاى صنعتى مشاهده مى‌كنيم، و آمارها در مورد متلاشى شدن خانواده‌ها شاهد گويايى بر اين مطلب است. آرى اگر زن تابعيّت كشور مورد نظرش را بپذيرد، ولى عملًا محلّ سكونت را با رضاى زوج انتخاب كند اشكالى ندارد.

27- گروههاى منحرف‌

سؤال 1776-گروهى از مردم عقيده دارند كه خداوند (نعوذ باللَّه) در حضرت على عليه السلام حلول كرده، كه در فارسى به «على اللّهى» مشهور هستند، و به زبان تركى آنها را


صفحه 618

«گوران» مى‌خوانند، و به بيان خودشان «اهل حقّ» گفته مى‌شوند. اين فرقه در شهر ما زياد هستند، و با همه رفت و آمد دارند، و هفته‌اى يك بار در خانقاه جمع مى‌شوند، و در آن جلسه يكى از كتابهاى آنها براى سرسپردگان قرائت مى‌شود.

علايم ظاهرى آنها اين است كه سبيل‌هايشان را اصلًا اصلاح نمى‌كنند، تا حدّى كه دهانشان را مى‌پوشاند. در زمانهاى قديم به علّت آگاهى دادن روحانيّت، مردم چندان با اهل اين فرقه معاشرت نداشتند، نه از آنها دخترى مى‌گرفتند، و نه به آنها دخترى مى‌دادند، و حتّى قبرستان آنها از قبرستان ديگر مسلمانان جدا بود. ولى بعد از انقلاب اسلامى، به خصوص در چند سال اخير، كه صوفيگرى را تبليغ مى‌كنند، به خود جرئت داده و تشكيلاتى كار مى‌كنند، و عقايد خود را مرموزانه ترويج و اشاعه مى‌دهند، و از مسلمانان كسانى هستند كه آگاهانه و يا نا آگاهانه دختران خود را به پسران اين فرقه مى‌دهند، يا از افراد اين فرقه فاسد براى آشپزى مراسمات مسلمان دعوت مى‌كنند. نظرتان پيرامون اين گروه و حشر و نشر با آنها چيست؟

جواب:با توجّه به آنچه درباره عقيده طايفه گوران، كه در آن منطقه هستند نوشته‌ايد، آنها گروهى منحرف و دور از حقيقت اسلامند. آنها را تا مى‌توانيد توجيه و ارشاد كنيد، و اگر از عقايد خود دست بر ندارند، از آنها دورى كنيد.

سؤال 1777-با عنايت به اين كه در منطقه آذربايجان شرقى در ارتباط با «بابك خرمدين» و افكار وى، شبهاتى ايجاد شده، خواهشمند است نظر مبارك خود را در ارتباط با ايشان مرقوم فرماييد. ضمناً بفرماييد كه صرف بيت المال در راستاى اشاعه نام و ياد ايشان چه حكمى دارد؟

جواب:نامبرده داراى انحرافات مهمّى بوده، و سزاوار است به خاطر تعصّبات قومى دنبال او را نگيرند، و صرف بيت المال و غير بيت المال در اين راه جايز نيست.

سؤال 1778-همه اهالى منطقه ما شيعيان دوازده امامى‌اند، امّا از نظر علمى، فرهنگى (چه دنيوى و چه دينى) خيلى عقبند. و بخاطر اهميّت فراوان آن، سيّاحان‌


صفحه 619

شرق و غرب براى كوه‌نوردى وارد اين منطقه مى‌شوند، و با توجّه به ضعف فرهنگى و نبودن امكانات و مدارس، افراد فوق براى مردم مراكز فرهنگى تأسيس، و باغات احداث مى‌كنند، و مردم ساده كه از عواقب آن اطّلاعى ندارند، تحت تأثير قرار مى‌گيرند. آيا در چنين مناطقى، زمين دادن به غير مسلمانان براى احداث مراكز فرهنگى، و فرستادن فرزندانشان به آن مراكز، جايز است؟

جواب:با شرحى كه نوشته‌ايد، كمكهاى اين گروه مشكوك يا مقطوع الفساد است. مؤمنين بايد از آنها بپرهيزند، و فريب نقشه‌هاى دشمنان را نخورند. ولى اگر از كشورهاى مسلمان، يا بى‌طرف، يا مراكز جهانى كمكهاى بى‌قيد و شرط و آبرومندانه‌اى شود، پذيرش آن ضررى ندارد. ضمناً مردم مى‌توانند از نصف سهم مبارك امام زير نظر روحانيون معتمد محلّ به جاى اين گونه كمكها استفاده كنند.

28- گناهان‌

الف) قاچاق‌

سؤال 1779-نظر به اين كه در مناطق مرزى، امر قاچاق كالا، از همه نوع، رواج فراوان داشته و دارد، و ضررهاى جبران‌ناپذيرى بر اقتصاد و فرهنگ زده و مى‌زند، اين جانب با همكارى تنى چند از دوستان، و ان شاء اللَّه كمك شما بزرگواران، در حال تدارك برنامه‌اى براى مبارزه با امر قاچاق هستم. به همين جهت سؤالاتى طرح نموده، خواهشمندم پاسخ آن را مرقوم فرماييد.

1-حكم قاچاق كالا به طور كلّى، اعمّ از اشيايى كه به طور مستقيم يا غير مستقيم فسادآور است، از نظر شرع مقدّس اسلام چيست؟

2-آيا قاچاق خيانت به كشور و مردم محسوب مى‌شود؟ آيا قاچاقچيان، و كسانى كه به هر وسيله‌اى به آنها كمك مى‌كنند، در حكم منافقينند؟ آيا قرآن كريم يا احاديث، بيان خاصّى در مورد اين گونه افراد دارد؟

3-استفاده افراد ديگر از اموال فرد قاچاقچى، در قبال پول يا مجّانى چگونه است؟


صفحه 620

4-اگر پول حاصل از قاچاق، توسّط شخصى كه آن را به دست آورده، يا اشخاص ديگر، در مسير كارهاى توليدى، يا خدماتى و مانند آن از كارهاى سالم قرار گيرد، اصل پول و درآمد حاصل از آن چه حكمى پيدا مى‌كند؟

5-اگر گذران زندگى به سختى انجام شود، اشتغال به قاچاق جايز است؟

6-افراد جامعه در قبال قاچاقچيان، و به طور كلّى پديده قاچاق چه برخوردى بايد داشته باشند؟

7-متأسّفانه امر رشوه توسّط قاچاقچيان بين برخى ارگانهاى دولتى شايع گشته است، چه توصيه‌اى براى اين افراد داريد.

جواب 1 تا آخر:قاچاق كالا (يعنى ورود غير قانونى آن از مرزها) بر خلاف دستور شرع است، و بايد از آن به شدّت پرهيز كرد. مخصوصاً هنگامى كه موجب ضرر و زيان جامعه مى‌شود، و به اقتصاد كشور اسلامى لطمه وارد مى‌كند، و كمك كردن به قاچاقچيان در امر قاچاق جايز نيست. و گرفتن رشوه در اين زمينه گناه مضاعف دارد، و بر همگان لازم است امر به معروف و نهى از منكر را فراموش نكنند.

ب) خودكشى‌

سؤال 1780-متأسّفانه چند سالى است كه در شهر ما خودكشى شايع شده، و عدّه‌اى از جوانان و نوجوانان اقدام به اين كار زشت مى‌كنند. ولى بنظر مى‌رسد كه اگر جنبه شرعى و عواقب اجتماعى آن به صورت مشروح براى اين گروه سنّى تشريح گردد، بسيارى از آنها از عمل خود منصرف گشته، و حتّى فكر آن را نخواهند كرد. با عنايت به اين موضوع، لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

الف)حكم شرعى قتل نفس چيست؟

ب)با توجّه به اين كه بدن متعلّق به خود شخص مى‌باشد، نه به ديگرى، و مسئوليّت آن به خود شخص برمى‌گردد، چرا خودكشى حرام است؟

ج)افرادى كه قتل نفس مى‌كنند، در عالم برزخ چه وضعى خواهند داشت؟


صفحه 621

د)فردى كه خودكشى مى‌كند، آيا اثر سوء اين عمل در دادگاه خداوند متعال، گريبانگير والدين او نيز مى‌شود؟

ه)گرفتن مجالس سوگوارى و دفن آنها در قبرستان مؤمنين چگونه است؟

و)در برخى موارد، خانواده‌هاى داغديده با اين توجيه كه اين كار در حالت عادى صورت نگرفته، آداب و رسوم مرگ طبيعى را براى آنها اعمال مى‌كنند، آيا اين عمل صحيح است؟

ز)آيا افرادى كه خودكشى مى‌كنند از شفاعت اهل بيت برخوردار مى‌گردند؟

ح)آيا احتمال بخشودگى در درگاه حق تعالى، با عنايت به فرمايشات معصومين عليهم السلام براى چنين افرادى، وجود دارد؟

جواب الف تا ح:خودكشى به يقين از گناهان كبيره است، و مالكيّت انسان نسبت به نفس خويش، نمى‌تواند دليل بر خودكشى شود. همان گونه كه مالكيّت انسان نسبت به اموالش، نمى‌تواند مجوّز آتش زدن آن گردد. البتّه بايد تمام مراسم را براى اين گونه افراد مانند مسلمان عادّى انجام داد، و براى نجات آنها دعا كرد، شايد مشمول عفو الهى واقع شوند.

سؤال 1781-با عنايت به اين كه در بعضى از مناطق خودكشى، مخصوصاً در بين زنان، زياد شده، خواهشمند است حكم آن را بيان فرماييد.

جواب:خودكشى به هيچ وجه جايز نيست، و به حكم شرع حرام و از گناهان كبيره است. امام ششم عليه السلام مى‌فرمايد: «كسى كه عمداً خودش را بكشد، براى هميشه در آتش جهنّم مى‌ماند، و براى او خلاصى نيست.»

ج) حقير شمردن گناه‌

سؤال 1782-آيا كارهايى همچون حقير شمردن، يا خوش‌حالى از گناه، يا آشكار كردن آن (چه كبيره و چه صغيره)، باعث مضاعف شدن مجازات جرم مورد نظر مى‌شود، يا گناه كبيره مستقلّى محسوب مى‌گردد؟

جواب:اين امور گناه ديگرى محسوب مى‌شود.


صفحه 622

د) اهانت‌

سؤال 1783-اهانت به چه معناست؟ آيا از كباير است؟

جواب:اهانت به معناى توهين و تحقير نمودن مسلمانان، و از كباير است.

ه) سوء ظنّ‌

سؤال 1784-بنده در يك جلسه، كه مردم جمع بودند، عرض كردم: «فلان جا هم جلسه‌اى هست، شركت كنيد.» چند روز گذشت. در خلوت، نه در انظار ديگران، به شخصى عرض كردم: «چرا شما به اين جلسه نمى‌آييد؟ نمى‌خواهم تجسّس كنم، ولى چون مى‌دانم نسبت به جلسات حساسيّت داريد، و اهميّت مى‌دهيد؛ انتظار داشتم مردم را به اين جلسه تشويق كنيد.» آن شخص گفت: «شما نسبت به من سوء ظنّ داريد!» آيا اين طرز برخورد بنده از نظر شرعى سوء ظنّ محسوب مى‌شود؟

جواب:اين مقدار كه گفته‌ايد، سوء ظنّ نبوده و اشكالى ندارد.

و) آشكار كردن گناه‌

سؤال 1785-آيا آشكار كردن گناه، در جايى كه غرض عقلايى وجود دارد (مثل آشكار نمودن نزد طبيب يا عالم) جايز است؟

جواب:در آنجا كه ضرورتى داشته باشد، و بدون آن ضرورت برطرف نشود، اشكالى ندارد.

ز) هجرت از محيط گناه‌

سؤال 1786-در شهر تهران فساد و منكرات و بدحجابى شايع گشته، و متأسّفانه مسئولان نظام هم در خواب سنگينى فرو رفته‌اند. اين جانب از دوران بلوغ، از لحاظ اجتماعى و مخصوصاً دينى با محيط تهران ناسازگارم، و به هيچ وجه تاب تحمّل آن را ندارم. با توجّه به دستور اكيد خداوند متعال در قرآن كريم، سوره مباركه نساء، آيه 100، آيا براى نجات خود از اين فساد، بهتر نيست به شهرهاى مقدّسى چون قم يا


صفحه 623

مشهد هجرت نمايم، تا هرچه زودتر از اين نابسامانى روحى نجات پيدا كنم؟

جواب:در صورتى كه هيچ راهى براى حفظ دين و ايمان خود جز هجرت نمى‌بينيد، هجرت كار لازم و شايسته‌اى است؛ ولى اين كار را با مطالعه بيشتر و موافقت پدر و مادر انجام دهيد.

ح) توبه از گناه‌

سؤال 1787-انسان بسيار گنهكارى هستم، و گناهان وحشتناكى مرتكب شده‌ام. از اعمال گذشته توبه كرده، و در اوّلين مرحله، پشيمان و نادم هستم. آيا خدا مرا مى‌بخشد؟ چه كارهايى اجر بسيار زياد دارد، كه در ابتدا آنها را انجام دهم، تا آرامش يابم؟

جواب:بالاترين عمل، اميداوارى به عفو و بخشش الهى، و پرهيز از آنچه خداوند در قرآن، و پيامبر اكرم و ائمّه معصومين عليهم السلام در فرمايشاتشان فرموده، و علما و مجتهدين در رساله‌ها بيان كرده‌اند. سعى كنيد با كارهاى خوبِ آينده، مخصوصاً خدمت به مردم با دست يا زبان يا مال، اعمال بد گذشته را جبران كنيد.

سؤال 1788-اگر انسان قبل از بلوغ گناهانى كه مربوط به خودش باشد (نه حقّ النّاس) را با علم و آگاهى مرتكب شده باشد، حكمش چيست؟

جواب:از جواب بالا معلوم شد.

29- مراسم ولادت امام هفتم عليه السلام‌

سؤال 1789-سالروز ولادت امام هفتم عليه السلام، مقارن با ايّام سوگوارى حضرت سيّد الشهداء عليه السلام و يارانش مى‌باشد، كه جمع بين اين دو در اذهان عمومى تا حدّى متناقض مى‌نمايد. در حالى كه نسبت به ميلاد حضرت زينب كبرى عليها السلام كه در ايّام فاطميّه و در شعاع شهادت حضرت زهرا عليها السلام قرار گرفته، اين مشكل به ذهن نمى‌آيد.

در مقايسه اين دو، نكات ذيل حائز اهميّت است:

1-فاصله زمانى ولادت امام موسى بن جعفر عليه السلام (هفتم صفر، بنابر تنها روايت‌


صفحه 624

موجود) از شهادت امام حسين عليه السلام حدود 26 روز مى‌باشد. در حالى كه ميلاد حضرت زينب عليه السلام (پنجم جمادى الاولى) با شهادت حضرت فاطمه عليها السلام (سيزده جمادى الاولى) هشت روز فاصله دارد.

2-بى‌شك مقام و مرتبت حضرت موسى بن جعفر عليه السلام كه هفتمين امام شيعيان است، از حضرت زينب عليها السلام كه از مقام امامت برخوردار نيستند، بالاتر است، و به همين نسبت، ميلادشان نيز اهميّت بيشترى دارد.

3-با توجّه به احاديث معتبر، بر هيچ كس پوشيده نيست كه در جمع معصومين عليهم السلام، شأن و منزلت بانوى محشر، مركز اتّصال نبوّت به ولايت، امّ الائمّه، حضرت زهرا عليها السلام نيز از فرزندش امام حسين عليه السلام والاتر است.

ولى با كمال تعجّب محافل مذهبى در سالروز ميلاد حضرت زينب عليها السلام به جشن و سرور پرداخته، لكن به زاد روز آن امام همام اهتمام نورزيده، و مع الاسف بى‌توجّه از كنار آن مى‌گذرند، بلكه عموم مذهبى‌ها در برخورد با مجلسى تحت عنوان بزرگداشت ولادت حضرتش، به طرح اشكال مى‌پردازند. لطفاً در اين راستا به دو سؤال زير پاسخ فرماييد:

الف)نظر حضرتعالى در مورد موضوع فوق چيست؟

جواب:با توجّه به اين كه معمول شيعه آن است كه عزادارى امام حسين عليه السلام را تا اربعين ادامه مى‌دهد، و در پايان ماه صفر نيز وفاتهاى متعدّدى است؛ به خاطر اين جهات مختلف، كلّ دو ماه محرّم و صفر در عرف پيروان مكتب اهل بيت عليهم السلام به عنوان دو ماه سوگوارى معروف شده است، به همين دليل از برگزارى جشن عروسى در تمام اين دو ماه اجتناب مى‌كنند؛ از اين جهت تولّد امام كاظم عليه السلام تحت الشعاع مصائب مختلف مجموع اين دو ماه قرار گرفته است. در حالى كه مسأله تولّد حضرت زينب عليها السلام در مقايسه با شهادت زهراى مرضيّه عليها السلام اين چنين نيست.

علاوه بر اين، در بعضى روايات نيز آمده كه بعد از واقعه كربلا تا چهل روز آثار عزاى آن حضرت در طبيعت نيز بوده است. اين نكته نيز فراموش نشود كه طبق بعضى روايات معروف، روز هفتم ماه صفر، روز شهادت امام حسن مجتبى عليه السلام‌