شكّيات نماز
سؤال 247-با توجّه به اين كه شكّ در نمازهاى 2 و 3 ركعتى موجب ابطال است، آيا در نماز جماعت نيز شكّ مذكور موجب ابطال خواهد شد؟
جواب:در صورتى كه ديگران شك نداشته باشند، بايد همراه ديگران نماز را انجام داد.
شكستن نماز
سؤال 248-اگر زمانى كه مشغول نماز هستيم پدر يا مادر ما را صدا بزند، آيا مىتوان نماز واجب را شكست، و پاسخ آنها را داد؟
جواب:اشكال دارد، مگر در مواردى كه كار بسيار ضرورى باشد.
نماز مسافر
سؤال 249-چرا نماز و روزه شخص مسافر شكسته است؟
جواب:شكسته بودن نماز و روزه شخص مسافر در واقع يك لطف الهى در برابر مشكلات سفر است. و معيار، مشكلات سفرِ نوعِ مردم مىباشد، نه فرد فرد آنها.
سؤال 250-همان گونه كه مستحضريد، در حال حاضر، شكار به منظور ارتزاق جز در برخى مناطق كشور، مثل بخشهايى از شمال و حاشيه درياهاى جنوب، صورت نمىگيرد، و تقريباً غالب شكارها توسّط افراد متموّل، و به عنوان تفريح و تفرّج، و از روى تفنّن است. شكار جانوران وحشى در فرضهاى فوق شرعاً چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه شكار براى نياز زندگى يا براى كسب و كار باشد، و طبق ضوابط صورت گيرد، شرعاً جايز است. ولى شكار كردن به عنوان تفريح و خوشگذرانى- هر چند گوشت آن را مصرف كنند- شرعاً حرام است، و لذا، در چنان سفرى به عنوان سفر حرام نماز و روزه تمام خواهد بود.
سؤال 251-شكار و صيد به جهت تفريح و تفنّن، و صدور مجوّز از طرف
سازمانهاى مسئول در اين مورد، چه حكمى دارد؟
جواب:جايز نيست.
سؤال 252-حكم نماز و روزه دانشجويان، اساتيد و معلّمان محترم را در فروض و صورتهاى مختلف بيان فرماييد.
جواب 1:محلّ تحصيل، يا تدريس، اگر براى مدّت قابل ملاحظهاى، مثلًا يك سال يا بيشتر، ادامه پيدا كند در حكم وطن است، و نماز و روزه در آن تمام مىباشد، و ماندن ده روز پىدرپى در آن شرط نيست.
2-كسانى كه از وطن خود هفتهاى سه روز يا بيشتر به محلّ تحصيل مىروند، و اين كار براى مدّت قابل ملاحظهاى (مثلًا يك سال يا بيشتر) ادامه دارد، آن محلّ نيز به حكم وطن آنهاست.
3-كسانى كه يك يا دو روز براى تحصيل به محلّى مىروند و بازمىگردند، نماز و روزه آنها شكسته است.
4-هرگاه در ايّام تعطيلى براى انجام كارهاى ديگرى غير از تحصيل، به محلّ تحصيل برود، همان احكام بالا درباره او جارى مىشود.
5-كسانى كه همه روزه، يا حدّ اقل سه روز در هفته، به محلّ تحصيل يا تدريس مىروند، يعنى صبح به محلّ تحصيل يا تدريس مىروند و عصر بازمىگردند و اين كار مدّتى ادامه مىيابد، كثيرالسفر محسوب مىشوند، و نماز و روزه آنها در آن محل و به هنگام رفت و برگشت تمام است.
6-كسانى كه به مدّت يك ماه يا بيشتر همه روزه به جايى، به اندازه مسافت شرعيّه مىروند و بازمىگردند، حكم كثيرالسّفر را دارند.
7-دانشجويان يا معلّمان مشمول بند يك و دو، در صورتى كه بخواهند روزه آن روزى كه به محلّ تحصيل يا تدريس سفر مىكنند درست باشد، يا بايد طورى بروند كه قبل از ظهر به محلّ تحصيل يا تدريس برسند، و نيّت روزه كنند، يا بعد از ظهر از وطن خود حركت كنند، تا روزه آنها مشكلى پيدا نكند.
8-بعد از فراغت از تحصيل يا تدريس و كارهاى مربوط به امتحان و پايان
نامه و امثال آن، در صورتى كه به آن محلّ بروند، ديگر حكم وطن آنها را ندارد، مگر اين كه قصد داشته باشند در آنجا اقامت مستمر كنند.
سؤال 253-شخصى قصد دارد در عرض 6 ماه يا بيشتر به جاهاى متعدّد براى كار سفر كند. مثلًا فرمانده نيروى انتظامى منطقهاى بر حسب ضرورت كارى بايستى به پايگاههاى تابعه تحت فرماندهى خود و حتّى تا آخرين مرز منطقه امنيّتى مربوطه سركشى و امور امنيّتى را از نزديك كنترل نمايد و هيچگاه در مركز ده روز نمىماند:
الف)آيا چنين شخصى دائم السفر محسوب مىشود؟
جواب:چنين شخصى كثير السفر است، و نماز و روزهاش تمام است.
ب)اگر از اوّل قصد داشته باشد علاوه بر سفرهاى شغلى، به سفرهاى ديگرى نيز برود، مثل اين كه به مشهد يا تهران، يا امثال آن سفر كند، آيا حكم دائم السفر را دارد؟
جواب:در سفرهايى غير از سفر شغلى، نماز و روزهاش شكسته است.
ج)اگر به سفر غير شغلى برود، آيا بعد از اين سفر حكم دائم السفر بودن باقى است؟ حتّى اگر يك سفر دائم السفرى برود، و بعد سفر استثنايى كند، آيا بعد از اين سفر استثنايى سفر اوّل دائم السفرى سفر دوّم حساب مىشود؟ بدين معنا كه اين سفر استثنايى به دائم السفر بودن لطمه نمىزند؟
جواب:اگر آن سفر زياد طولانى نشود، لطمهاى به كثيرالسفر بودن او نمىزند.
سؤال 254-چگونه جايى وطن انسان مىشود؟
جواب:هرگاه كسى قصد داشته باشد براى مدّتى طولانى، مثلًا يك سال يا بيشتر، در جايى سكونت كند آنجا در حكم وطن او خواهد بود.
سؤال 255-لطفاً در مورد وطن به سؤالات زير پاسخ دهيد:
الف)كسى كه به وطن پدر خود رفت و آمد مىكند (در چند مرحله، ولى در طول سال كمتر از شش ماه در آنجا اقامت دارد) و آن مكان را به عنوان وطن قبول دارد، آيا آنجا وطن او محسوب مىشود؟
ب)كسى كه در جايى به دنيا آمده، ولى در آنجا زندگى نكرده، يا كمتر از شش
ماه در آنجا بوده، آيا آنجا وطن او محسوب مىشود؟
جواب الف و ب:وطن جايى است كه انسان در آن زندگى مستمر دارد، و لااقل هر سال چند ماه در آنجا مىماند، و بقيّه امورى كه ذكر كرديد تأثيرى ندارد.
د)كسى كه در جايى به دنيا آمده، و چند سال ابتدايى عمر در آنجا زندگى نموده، و از آنجا به شهر ديگرى مهاجرت كرده، و از وطنش اعراض نكرده، و در صورت امكان براى زندگى به آنجا بازخواهدگشت، (هر سال در تابستان مدّتى به آنجا مىرود) حكم نماز و روزه او چگونه مىباشد؟
جواب:در صورتى كه قصد داشته باشد در آينده نه چندان دور (مثلًا در چند سال ديگر) براى سكونت مستمر به آنجا بازگردد، اعراض حاصل نشده و نماز و روزهاش در آنجا تمام است. در غير اين صورت، نمازش شكسته است.
ه)آيا همسر و فرزندان هم در مسائل و احكام، مثل مرجع تقليد، وطن و اعراض از وطن، تابع پدر خانواده مىباشند؟
جواب:در مسأله تقليد تابع نيستند و در وطن و اعراض هرگاه با پدر زندگى مىكنند و موافق نظرات او هستند تابع محسوب مىشوند.
و)آيا داشتن ملك و املاك شخصى، يا پدرى تأثيرى در حكم وطن دارد؟
جواب:تأثيرى ندارد.
سؤال 256-كسانى كه براى مأموريّت محدود (دو تا پنج سال) به جدّه مىآيند و گاهوبيگاه به خارج از حد مسافرت مىكنند، نمازشان تمام است يا قصر؟
جواب:نماز و روزه آنها در جدّه تمام و در سفرهاى خارج از حدّ مسافت شرعى شكسته است.
سؤال 257-با توجّه به مسئله فوق، اگر در هفته يك بار به مكّه مكرّمه يا مدينه منوّره سفر كنند، كثيرالسفر محسوب مىشوند؟
جواب:به اين مقدار كثيرالسفر نمىشوند؛ ولى همانطور كه مىدانيد در تمام مكّه و مدينه مخيّر هستند نماز را تمام بخوانند.
نماز قضا
سؤال 258-برخى از بيماران در اثر بيمارى به حالت اغما مىروند، يا طىّ عمل جرّاحى توسّط پزشك بيهوش مىشوند و نمىتوانند نماز بخوانند، آيا نمازهاى اين مدّت را بايد قضا كنند؟
جواب:نماز در موقع بيهوشى قضا ندارد.
سؤال 259-در عبادات قضا دائر مدار فعليّت حكم است، يا دائر مدار تنجّز حكم؟
جواب:در بسيارى از موارد تنجّز حكم كافى است؛ مانند كسى كه خواب مىماند و نمازش قضا مىشود، يا فراموش مىكند، و يا در غفلت مىماند.
سؤال 260-در صورتى كه يك يا دو ركعت از نماز در وقت، و بقيّه در خارج از وقت واقع شود، آيا اين نماز ادا محسوب مىشود، يا قضا، يا ادا و قضا؟
جواب:اگر حتّى يك ركعت آن در وقت واقع شود، ادا است.
نماز قضاى پدر و مادر
سؤال 261-اگر كسى فوت كند، و اولاد او ندانند ميّت نماز يا روزه قضا دارد يا خير؟ چه وظيفهاى دارند؟
جواب:بايد حمل به صحّت كنند، و بگويند ان شاء اللَّه چيزى بر ذمّه ندارد.
[نماز جماعت]
فضيلت نماز جماعت
سؤال 262-روزى رسول اكرم صلى الله عليه و آله نماز صبح را با جماعت خواند ولى على عليه السلام را در مسجد نديد. از فاطمه عليها السلام علّت را جويا شد، آن حضرت عرض كرد: «على ديشب تا سپيده صبح مناجات داشت، خستگى ناشى از سنگينى عبادت شبانه باعث شد كه نماز صبح را در خانه بخواند». حضرت فرمودند: «به على بگو كه مناجات شب را كوتاه كند، و قدرى استراحت نمايد، تا نماز جماعت صبح را از دست ندهد».
الف)آيا حديث فوق از نظر سند و دلالت مورد قبول شماست؟
جواب:روايت مزبور از نظر سند قابل گفتگوست؛ ولى به هر حال كم كردن
مناجات شب براى شركت در نماز جماعت صبح اولويّت دارد.
ب)شيعه معتقد است كه امامان عليهم السلام حتّى قبل از امامت دچار گناه و معصيت، و حتى ترك اولى، نمىشدند. اگر مطلب فوق را بپذيريم بايد قبول كنيم كه امام على عليه السلام در آن مورد دچار اشتباه شده است؛ زيرا فضيلت نماز جماعت را رها كرده، و به مناجات شبانه روى آورده است! شما چه مىفرماييد؟
جواب:ترك نماز جماعت گناه نيست، و منافات با مقام عصمت ندارد؛ بلكه نوعى ترك اولى است و اگر جنبه تعليم به ديگران داشته باشد، ترك اولى هم محسوب نمىشود.
ج)حديث فوق به گونهاى است كه شخصيّت حضرت على عليه السلام را پايين آورده، و در مقابل عظمت نماز جماعت را بالا برده است، نظر شما چيست؟
جواب:همانطور كه گفتيم ممكن است هدف، آموزش اين حكم شرعى براى عامّه مردم باشد. در اين صورت مقام آن حضرت پايين نمىآيد. فراموش نكنيد روايت از نظر سند هم محلّ بحث است.
سؤال 263-در قطعه زمينى كه در نزديكى مسجد قرار دارد، نماز جماعت برقرار است. آيا اقامه نماز به جماعت در آن مكان اولويّت دارد، يا به صورت فرادى و در مسجد افضل است؟
جواب:جماعت ترجيح دارد.
شرايط امام جماعت
سؤال 264-امام جماعت ما كمرش خميده است، امّا اين خميدگى به حدّ ركوع نمىرسد، و براى ركوع مقدار بيشترى خم مىشود كه صدق ركوع مىكند، آيا اقتدا به چنين امامى صحيح است؟
جواب:اشكال ندارد.
سؤال 265-عدالت يكى از شرايط امام جماعت است كه در تعريف عدالت مىفرمايند: «گناه كبيره نكند، و اصرار بر صغيره نداشته باشد» اگر كسى مدّتى امام
جماعتى را مىشناسد و مىداند كه او شخصى بزرگوار است و از لحاظ عقيده و سائر مسائل، انحرافى در او وجود ندارد؛ ولى يكى دو مورد از او غيبتى سر زده است. اين كار باعث سقوط عدالت او مىشود؟
جواب:بايد اين موارد استثنايى را توجيه كرد؛ شايد او معتقد بوده كه در موارد فوق، فردِ غيبت شده جايز الغيبة بوده؛ هر چند در اعتقاد خود خطا كرده باشد.
سؤال 266-آيا كسى كه پشت سر امام جماعتى غيبت كرده، مىتواند به آن امام اقتدا كند؟
جواب:در صورتى كه امام جماعت را عادل مىداند اقتدا به او اشكالى ندارد؛ ولى در هر حال بايد از گناه خود توبه كند، و اگر مشكل خاصّى ايجاد نمىشود از او حلاليّت بطلبد.
اقتدا به غير روحانى
سؤال 267-در صورتى كه با حضور روحانى به امام جماعت غير روحانى اقتدا شود، حكم نماز مأمومين از لحاظ صحّت و بطلان چيست؟
جواب:اشكال دارد.
سؤال 268-در صورتى كه طلبهاى بتواند به صورت غير مرتّب و نامنظّم نماز جماعت را در مسجدى اقامه كند، و براى فردى غير معمّم امكان اقامه جماعت به صورت منظّم وجود داشته باشد، وظيفه مأمومين اقتدا به كدام يك است؟
جواب:در اين گونه موارد هرگاه روحانى حضور پيدا كند، او اقامه جماعت مىكند، و هرگاه او حضور پيدا نكند، فرد غير روحانى اقامه جماعت مىكند.
سؤال 269-در مساجدى كه در طول سال به فرد غير روحانى اقتدا مىشود، در زمانهاى خاصّ تبليغ، مانند ايّام ماه مبارك رمضان كه روحانيّون محترم براى تبليغ اعزام مىگردند، اولويّت اقامه جماعت با كدام است؟
جواب:اولويّت با روحانى جامع الشرائط است.
سؤال 270-در صورتى كه در مساجد ديگرى، دور يا نزديك، به وسيله روحانيّون
جماعت اقامه گردد، وظيفه اصحاب مسجدى كه امام جماعت غير روحانى دارند چيست؟ اقامه جماعت در همين مسجد با فرد غير روحانى، يا تعطيل جماعت در اين مسجد و اقامه جماعت با فرد روحانى در مسجد ديگر؟
جواب:اگر مسجدى در آن نزديكى نيست، و دسترسى به امام جماعت روحانى نباشد، امامت غير روحانى كه واجد شرايط باشد مانعى ندارد.
سؤال 271-آيا يك طلبه مىتواند در مواقعى كه امام جماعت نيامده، نماز جماعت را برپا كند؟
جواب:مىتواند امامت كند تا نماز جماعت تعطيل نشود.
احكام جماعت
سؤال 272-در بعضى از مساجد اعتكاف در طبقه بالا برگزار مىگردد. قرار گرفتن مردان معتكف به هنگام نماز جماعت در طبقه بالا، در حالى كه زنان در طبقه زيرين آن مكان واقع شدهاند، چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه بين آنها حجابى باشد، مانعى ندارد.
سؤال 273-در مسجد جامع شهر ما بين قسمت نماز خواهران (طبقه بالا) و قسمت برادران (طبقه پايين) ديوارى به ارتفاع حدود هفتاد و عرض چهل سانتىمتر حائل است. آيا اين مقدار مانع اتّصال صفوف خواهران و برادران مىشود؟
جواب:چنانچه خواهران هنگام ايستادن مقدارى از صفوف جماعت را مشاهده كنند، و هر دو محل يكى حساب شود، مانعى ندارد.
سؤال 274-اگر امام نماز استيجارى بخواند، آيا مأمومين مىتوانند به او اقتدا كنند؟
جواب:در صورتى كه نماز استيجارى از كسى باشد كه به طور قطع نماز از او فوت شده، امامت چنين كسى اشكالى ندارد.
سؤال 275-اگر مرجع تقليد امام جماعت و نمازگزار مختلف باشد، و در بعضى از مسائل نماز، مراجع آنها با هم اختلاف نظر داشته باشند، وظيفه مأموم چيست؟