[جواب]
باسمه تعالى: بلى، جايز است، و اللَّه العالم.
(14)
كسى كه مىخواهد اعمال حج را بجا آورد، آيا بر او جايز است كه از بانك دولتى بصورت ربا، وامى دريافت كند و نيّت كند كه بهره آن وام را پرداخت نكند بلكه خود بانك (يا از حقوق و يا از حساب بانكى او كه در آن بانك موجود است)، بصورت قسطى كسر خواهد كرد؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه قرضگيرنده ملتزم به دادن زيادى نشود و در وقت قرض گرفتن قصدش اين باشد كه زيادى را به بانك هبه نمايد قرض مزبور مانعى ندارد، و اللَّه العالم.
(15)
اگر- مثلًا- سه نفر براى تأسيس كاروان حج بيت اللَّه الحرام با همديگر شريك شدند، و همچنين براى خريد ابزار و وسايل كاروان نيز شريك شدند، اما آن وسايل را از مالكيت خود خارج كردند به اينگونه- بر اساس قول و قرارى كه با همديگر گذاشته بودند- كه همه آنها را در راه خدا بكار گيرند، و بر اساس قراردادى كه با همديگر گذاشتند كه اگر اين كاروان منحل شد همه ابزار و وسايل آن، به يك مؤسسه و نهادى خيريه و يا به كاروانى مشابه آن اهدا گردد و همچنين با همديگر قرار گذاشتند كه مديريت و سازماندهى اين كاروان نيز منوط و مشروط به رأى و نظر هر سه نفر آنها باشد. حالا اگر فرض كنيم كه يك نفر از آنها بر مديريت اين كاروان مستولى و حاكم شد و دو نفر ديگر را از اظهار نظر و مديريت آن بركنار كرد. در اين صورت: كسى كه مىخواهد با اين كاروان به حج برود، آيا جايز
است كه با اين كاروان برود يا آنكه جواز رفتن او به حج، مشروط به اجازه گرفتن از دو شريك ديگر است؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه شخص ببيند يكى از آنها متصدى كار شده و مديريت كاروان بر عهده او است، حمل بر صحت نموده و لازم نيست فحص نمايد [و مىتواند با اين كاروان به حج برود] بلى، اگر فهميد كه چيزهائى با پول همه آنها خريدارى شده است، جايز نيست كه در آن تصرف كند، مگر با اجازه گرفتن از آن دو شريك ديگر، كه بركنار شدهاند، و اللَّه العالم.
(16)
آيا بر شخصى عامى جايز است كه به تنهائى بدون راهنما يا روحانى به حج برود با اينكه احتمال مىدهد در اعمال خود با مخالفت با احكام شرعى دچار مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: بر او واجب است كه مناسك حج را بياموزد حتى اگر در هنگام انجام دادن اعمال حج باشد، و نيازى نيست كه حتماً روحانى يا راهنما را همراه خود داشته باشد تا آنكه اعمال خود را بصورت صحيح انجام دهد و مطمئن شود كه صحيح انجام داده است، تا حكم به فارغ شدن ذمّه خود بدهد، و اللَّه العالم.
شرايط وجوب حج
اوّل: كمال كه با بلوغ و عقل است
[چند مسأله]
(17)
اگر كودك بعد از احرام بستن و پيش از انجام دادن عمره تمتع يا پس از آن و قبل از انجام دادن اعمال حج تمتع بالغ شد، در حال حاضر وظيفه او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر شرايط استطاعت را داراست در صورتى كه بتواند بايد به يكى از ميقاتها برگردد و از آنجا محرم شود، وگرنه، حج او، مجزى از حجة الاسلام نخواهد بود، و اگر استطاعت او باقى ماند در سال بعد بايد به حج برود، و اللَّه العالم.
(18)
اگر طفل مميّز محرم شد و در مشعر الحرام بالغ شد، اگر شرايط استطاعت را داشت، آيا حج او مجزى از حجة الاسلام مىباشد يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: مجزى نيست، و اللَّه العالم.
(19)
حدّ و مرز بلوغ نسبت به دختران چه مقدار است؟
[جواب]
باسمه تعالى: حدّ بلوغ براى دختران از نظر سنّى، كامل شدن نُه سال قمرى است، و اللَّه العالم.
حاجى نمودن كودك و ديوانه
(20)
آيا حاجى نمودن كودك مطلقاً مستحب است، يا آنكه به غير مميّز اختصاص دارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: تفاوتى ميان آنها وجود ندارد، و اللَّه العالم.
(21)
آيا حاجى نمودن ديوانه نيز مستحب است؟
[جواب]
باسمه تعالى: استحباب آن ثابت نشده است، اما به قصد و نيّت رجاء جايز است، و اللَّه العالم.
(22)
همانگونه كه به پايان رساندن حج واجب است، آيا به پايان بردن حج كسى كه او را احرام بستهايم و حاجى كردهايم نيز واجب است، و در صورتى كه واجب نباشد، با چه چيزى و چگونه كودك از احرام خارج مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: بنا بر احتياط به پايان رساندن اعمال كسى كه او را احرام بسته و حاجى نمودهايد لازم است، و با به پايان رساندن اعمال، از احرام خارج مىشود، و اللَّه العالم.
(23)
اگر ولى كودك، فرزندش را براى عمره برد و عمره تمتعش را به پايان برد، آيا لازم است كه او را براى حج تمتع نيز ببرد، و اگر واجب نيست، آيا بر ولىّ او متعيّن است كه او را طواف نساء بدهد؟
[جواب]
باسمه تعالى: بلى بنا بر احتياط بر او لازم است، و اللَّه العالم.
(24)
آيا مُحرم كردن كودك به احرام عمره مفرده همانند مُحرم نمودن او به احرام حج، مستحب است؟
[جواب]
باسمه تعالى: بلى، مستحب است، و اللَّه العالم.
(25)
آيا در طواف دادن كودك به طواف واجب مراعات طهارت از
حدث و خبث اعتبار دارد يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: نه، اعتبارى ندارد، لكن همانطور كه در مناسك يادآور شدهايم در وقتى كه مىخواهد طفل را طواف دهد واجب است او را وضو دهد اگر چه به صورت وضو باشد، و اللَّه العالم.
(26)
مقصود از ولى در حاجى نمودن طفل چه كسى است؟ آيا خصوص ولى شرعى است يا كسى كه امر او را بعهده دارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: مقصود كسى است كه امر او را بعهده دارد، به ويژه اگر با اجازه ولى شرعى او باشد، و اللَّه العالم.
(27)
اگر ولى كودك، جز يك قربانى- آن هم فقط براى خودش- پيدا نكند، در اين صورت آيا از طرف خودش قربانى كند، يا از طرف كودكش، كه او را مُحرم به احرام حج تمتع كرده است؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آن كودك مالى نداشته باشد، بايد از طرف كودك قربانى كند و از طرف خودش روزه بگيرد وگرنه از مال خود كودك قربانى را خريدارى كرده و از طرف او سر ببرد، و اللَّه العالم.
(28)
در مفروض سؤال پيشين، اگر ولى كودك توان روزه گرفتن را نداشت، آيا مىتواند از طرف خودش قربانى كند يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: از طرف خودش قربانى كند، و كودكى را كه مُحرم كرده و حاجى كرده است، حجّش را رجاء اتمام كند و به پايان برساند، و اللَّه العالم.
(29)
در مفروض سؤال پيشين، آيا حاجى نمودن كودك نيز مستحب
است، يا آن كه استحباب حاجى نمودن او اختصاص به زمانى دارد كه ولىّ او قدرت و توان بر قربانى كردن و روزه گرفتن را- همزمان با همديگر داشته باشد-؟
[جواب]
باسمه تعالى: در مفروض سؤال استحباب حاجى نمودن او ثابت نشده است اما به نيّت رجاء جايز است، و چنانچه ولى مىتواند قربانى كند، يا روزه بگيرد، حاجى نمودن طفل مستحب است، و اللَّه العالم.
(30)
اگر ولىّ كودك، قربانى را براى خودش و براى كودكش پيدا نكرد، و كودك مالى داشت، آيا بر ولىّ او جايز است كه از مال او قربانى را خريدارى كند يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى، جايز است كه از مال او قربانى را خريدارى كرده و از طرف او ذبح كند، و اللَّه العالم.
(31)
در مناسك فرمودهايد: «هزينه قربانى كودك بر عهده ولىّ او است» آيا اين حكم، شامل كودكى كه بدون اجازه و اذن ولىّ خود به حج رفته است، مىگردد؟
[جواب]
باسمه تعالى: شامل اين مورد نمىشود، و اللَّه العالم.
(32)
اگر ولىّ، كودك را مُحرم كرد سپس از طرف او طواف و سعى نمود [بصورت نيابت] با علم به اين كه وظيفه او طواف دادن او و سعى دادن او بوده است، و پس از بازگشت به شهر و ديار خودش، متوجّه اين موضوع شد، آيا اين كودك از احرام درآمده است، يا آن كه هنوز در حال
احرام باقى مانده است؟
[جواب]
باسمه تعالى: در مورد سؤال نه چيزى بر عهده كودك است و نه چيزى بر عهده ولىّ او، مگر آن كه كودك را مُحرم به احرام عمره مفرده كرده باشد، و اللَّه العالم.
(33)
اگر كسى ديوانهاى را محرم كرد، سپس آن ديوانه در مشعر الحرام هوشيار گرديد، آيا حج او مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: مجزى نيست و در صورتى كه استطاعت و هوشيارى او در سال آينده باقى ماند، بر او واجب است كه سال آينده به حج برود، و اللَّه العالم.
(34)
اگر ولىّ كودك، كودك كوچكش را براى حج يا عمره مُحرم كرد، و كودك از بجا آوردن اعمال حج خوددارى كرد، يا آنكه بيمارى او را از انجام دادن آنها بازداشت، (حال چه آن كودك مميّز باشد يا غير مميّز)، در اين صورت حكم او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: نه چيزى بر ولىّ او و نه چيزى بر كودك است، و احرامى براى او باقى نمانده است، مگر در احرام عمره مفرده، و اللَّه العالم.
(35)
آيا روايتهائى روشن و صريح در استحباب عمره مفرده كودك وارد شده است، همانگونه كه در مورد حج و استحباب آن، و آثارى كه بر آن مترتّب مىشود، وارد شده است يا خير بلكه استحباب آن- اگر هم تمام باشد- تنها از مشروعيّت عبادت كودك بدست آمده است و بر فرض آن كه
ثابت هم بشود، آيا آنچه كه از احكام و مسائل كه در حج مترتب مىشود كه از جمله آنها واجب بودن انفاق بر ولىّ كودك و غير آن است، آيا در اينجا نيز جارى مىشود، و در صورتى كه كسى آنها را انجام ندهد، آيا مىتواند از احرام خارج شود، و اگر پس از آن كه بالغ شد، و طواف نساء را بجا نياورده بود، آيا آثار وضعى بر او باقى خواهد ماند، و در صورتى كه به احرام خود برگردد، آيا اعمال عمره تمتع براى او كافى مىباشد، يا آنكه حتماً بايد آنها را اعاده كند، و يا آنكه وظيفه او حج إفراد است، و آيا اين كار مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: در اينجا روايت صريحى كه بر استحباب عمره مفرده دلالت كند، وجود ندارد، اما در اين باره روايات معتبر مطلقى وجود دارد، كه با اطلاق خود دلالت بر مطلوب بودن احرام و مثل آن مىكنند، مانند (ح 7 و 8 باب 17 از ابواب اقسام حج كتاب وسائل الشيعة) و براى ثابت شدن استحباب هر كارى شرط نيست كه نص صريح و آشكارى وجود داشته باشد، بلكه حجّتى هم بر آن وجود داشته باشد كفايت مىكند، و خود اطلاق روايت، حجت است و احكام حج بر عمره مفرده او مترتّب مىشود و براى خارج شدن از احرام، راهى جز انجام دادن تمام اعمال آن نيست و در صورتى كه طواف نساء را انجام ندهد احتياط آن است كه كسى را براى طواف نساء نايب كند، تا از طرف او طواف نساء را بجا آورد، و در صورتى كه مىتواند بايد خودش برگردد و رجاءً از ميقات مُحرم شود و