طواف نساء را بجا آورد و سپس تمام اعمال عمره مفرده را بجا بياورد، و در اين صورت، حج او حج إفراد مىشود، اما مجزى از حجة الاسلام نمىباشد و اگر مىخواهد اين حج او مجزى از حجة الاسلام او گردد بايد بار ديگر به ميقات برگشته و از آنجا بار ديگر براى عمره تمتع مُحرم شود، و اللَّه العالم.
دوم: استطاعت،
يعنى بايد از توانايى مالى و باز بودن راه و وسعت وقت و صحّت و سلامتى و تندرستى بدن، برخوردار باشد
(36)
اگر انسان مالك مالى باشد كه براى رفتن به حج كافى باشد اما بيمار باشد، آيا بر او واجب است كه به درمان بپردازد تا بتواند خودش به حج برود؟
[جواب]
باسمه تعالى: در صورت توان، واجب است كه به درمان خود بپردازد، در صورتى كه ضرر و زيانى از پيامدهاى بيمارى بوجود مىآيد كه بايد از آن پرهيز و دورى نمود، بلكه بنا بر احتياط در فرض مذكور، معالجه و درمان بيمارى مقدم است مطلقاً، و اللَّه العالم.
(37)
اگر استطاعت مالى براى بيمار يا پيرمرد يا پيرزن پيش آيد و انجام دادن اعمال حج براى خود آنها، دشوار و سخت باشد، در اين صورت آيا حج بر آنها واجب است تا آن كه نائب گرفتن واجب شود؟
[جواب]
باسمه تعالى: در مفروض سؤال، بنا بر احتياط واجب نائب بگيرند، و اللَّه العالم.
(38)
كسى كه استطاعت مالى دارد، اما استطاعت بدنى ندارد. در اين صورت آيا جايز است كه در مال تصرّف كند، بگونهاى كه استطاعت خود را از بين ببرد و زايل سازد، مثلًا مالش را به كسى ببخشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: بنا بر احتياط واجب بايد نائب بگيرد، مگر آنكه مطمئن باشد كه در سالهاى آينده استطاعت بدنى را بدست خواهد آورد كه در صورت نياز، مىتواند استطاعت خود را زايل كند و از بين ببرد، و اللَّه العالم.
(39)
اگر براى رفتن به حج سستى كرد و خيال مىكرد كه وقت و فرصت زيادى دارد، بعد معلوم شد كه كه چنين نبوده و وقت و فرصت زيادى نداشته است، در اين صورت، آيا حج بر او مستقر مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر به وسعت وقت مطمئن بود، و آن را به تأخير انداخت سپس آشكار شد كه چنين نبوده است، در اين صورت حج بر او مستقر نشده است، وگرنه بر او مستقر شده است، و اللَّه العالم.
(40)
اگر استطاعت مالى براى رفتن به حج را داشت امّا مانعى و مشكلى او را از رفتن به حج در سال استطاعت بازداشت مانند آماده نبودن گذرنامه يا بيمارى و يا غير از اينها، از موانعى كه معمولًا پيش مىآيد، در اين صورت آيا بر او واجب است كه استطاعت مالى خود را نگه دارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اظهر آن است كه اگر پيش از اين حج بر او مستقر نشده بود، حفظ استطاعت مالى بر او واجب نيست، و اللَّه العالم.
(41)
اگر مكلّف، به سبب بدست آوردن مالى كه براى تحقق استطاعت
كافى بوده است، مستطيع شود، اما به علت مانع شرعى از رفتن به حج خوددارى كرد، مانند آماده نبودن گذرنامه، اگر فرض شود كه آن مال با اين مقدار، در سالهاى آينده براى استطاعت حج كافى نباشد اما چيزى دارد كه استطاعت او را [از جهت مالى] كامل كند، در اين صورت آيا حج بر او واجب مىشود (اگر چه به تنگنا و مشكلات هم دچار شود و گرفتار گردد) يا خير؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه با مالى كه در سالهاى آينده دارد بتواند به حج برود حج بر او واجب مىشود، و اللَّه العالم.
(42)
اگر مكلّفى به علت آنكه- مثلًا- نصف بدنش فلج شده بود نمىتوانست به حج برود، اگر مالى به اندازه هزينه حج بدست آورد، در اين صورت آيا واجب است كه كسى را براى حج از طرف خود نائب كند يا آنكه رفتن به حج را به تأخير بيندازد تا آنكه مالى را براى هزينه اجرت همراه خود كه او را براى اعمال حج يارى كند، فراهم سازد. و بر فرض وجوب استنابه، اگر نائب صروره پيدا نكند تا از طرف او حج را بجا آورد، و در سال بعد نيز توان و استطاعت گرفتن نائب را ندارد، آيا اين چنين كسى از افرادى است كه حج بر او مستقر شده است يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر كسى را براى كمك و يارى- گرچه بصورت مجانى هم باشد- پيدا كرد بر خود او واجب است كه به حج برود وگرنه احتياط لازم آن است كه نائب بگيرد و حج را به تأخير نيندازد، مگر آنكه بداند يا
اطمينان داشته باشد كه عذرش از بين خواهد رفت. و اگر نائب را پيدا كرد ولى او را به نيابت از خود به حج نفرستاد بنا بر احتياط حج بر او مستقر شده است، يعنى اگر بيمارى او ادامه پيدا كرد به گونهاى كه نمىتوانست خودش شخصاً به حج برود بر او واجب است كه نائب بگيرد، و اللَّه العالم.
(43)
بعد از وفات همسرم، از ارثى كه به من رسيد مستطيع شدم، امّا بخاطر بيمارى توان رفتن به حج را ندارم، در حال حاضر وظيفه من چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: احتياط آن است كه كسى را به نيابت از خود به حج بفرستيد مشروط به آنكه قبلًا به حج نرفته باشد و خودش نيز مستطيع نبوده باشد، و اللَّه العالم.
نفقه حج
(44)
شخصى كه مالك منفعت و سود وقف خاصّ و ويژه است، و سود اين موقوفه به اندازه هزينه حج مىباشد، آيا حج بر او واجب مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: تفاوتى ميان منفعت و سود وقف خاص و غير آن نيست اگر سود آن به اندازه هزينه حج بود و هزينه خود و خانوادهاش را نيز داشت در اين صورت حج بر او واجب مىشود، و اللَّه العالم.
(45)
كسى كه قطعه زمينى را دارد، اما فروش آن- در حال حاضر-
باعث عسر و حرج او مىگردد، اما مىتواند آن را اجاره دهد و از درآمدى كه از راه اجاره آن بدست مىآورد، به حج برود، آيا بر او واجب است كه زمين خود را بفروشد و آيا چنين شخصى، مستطيع است؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى، با فراهم بودن ديگر شرايط، اگر آن زمين از معيشت او زائد بود و به اندازه هزينه حج بود- گرچه با ضميمه نمودن مال زايد ديگرى هم باشد- و هزينه و نفقه خود و خانوادهاش را هم داشت، شخص مزبور مستطيع است و بايد به حج برود هر چند بفروختن آن زمين باشد و مىتواند براى هزينه حج، قرض كند و سپس از سود و منفعت حاصله از آن زمين آن را پرداخت نمايد، و اللَّه العالم.
(46)
كسى كه مال غائبى دارد كه در حال حاضر نمىتواند آن را براى حج هزينه كند، و يا آنكه مال حاضر و آمادهاى دارد- مثل قطعه زمين- اما در حال حاضر نمىتواند آن را بفروش برساند، اما مىتواند كه قرض كند و به حج برود و سپس بدهىاش را نيز پرداخت نمايد، در اين صورت، آيا حج بر او واجب مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: از جهت امرى كه در سؤال ذكر شد شخص مستطيع حساب نمىشود، و اللَّه العالم.
(47)
اگر كسى ابزار و وسايل كار دارد، و مىتواند مقدارى از آنها را بفروشد، و براى رفتن به حج هزينه كند، بدون آنكه به زحمت و سختى بيفتد مىتواند نيازهاى زندگى و معيشت خود را با باقيمانده آن ابزار و
وسايل تأمين كند و برآورده سازد، آيا اين چنين شخصى مستطيع است؟
[جواب]
باسمه تعالى: با فراهم بودن ديگر شرايط، مستطيع مىباشد، و اللَّه العالم.
(48)
اگر كسى قطعه زمينى يا چيزهاى ديگرى داشت و آنها را فروخت تا آنكه با پول آنها خانه مسكونى براى خود تهيّه كند، و پيش از خريد خانه، فصل حج فرا رسيد، در اين صورت آيا اين شخص مستطيع شده است، و حج بر او واجب شده است، يا آنكه بر او جايز است كه آن مال را هزينه خريد خانه كند؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه سكونت در خانه سابق براى او سخت و مشكل باشد- هر چند اين سختى بخاطر سخت گذشتن بر زن و خانوادهاش باشد- در اين صورت بر او واجب نيست كه مالش را براى رفتن به حج هزينه كند، و اللَّه العالم.
(49)
اگر كسى خانه و اثاث هم ندارد، اما مقدارى مال دارد كه اگر آن را براى خريد خانه و اثاث و وسائل خانه هزينه نكند به اندازه هزينه حج مىباشد، و كفايت مىكند، اما اين چنين كارى به صورتى او را دچار سختى و مشكل مىكند، در اين صورت آيا حج بر او واجب مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: حج بر او واجب نيست، و اللَّه العالم.
(50)
اگر كسى براى ازدواج كردن مقدارى مال را ذخيره كرد اما براى اين كار كافى نيست، ولى به اندازه انجام حج واجب مىباشد و كفايت مىكند اگر فصل حج فرا رسيد، آيا حج بر او واجب مىشود يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر به تأخير انداختن ازدواج- با هزينه كردن اين اموال براى حج- بر او سخت و دشوار باشد، در اين صورت حج بر او واجب نمىشود، و اللَّه العالم.
(51)
اگر كسى مقدارى مال داشته باشد كه براى هزينه حج، كفايت مىكند، و فرزندى دارد كه نياز به ازدواج كردن دارد، آيا مستطيع شمرده مىشود و بر او واجب است كه به حج برود؟ يا آنكه بر او جايز است كه اموالش را براى ازدواج فرزندش هزينه كند؟
[جواب]
باسمه تعالى: با فراهم بودن ديگر شرايط، حج بر او واجب مىشود، و در صورتى كه برخى از شرايط استطاعت را از دست بدهد، در اين صورت جايز است كه آن مال را براى ازدواج فرزندش هزينه كند، و اللَّه العالم.
(52)
شخصى مالى دارد كه براى رفتن به حج كفايت مىكند، اما بدهى دارد كه همه آنچه را كه- از مال- در اختيار دارد، فرا مىگيرد. ولى بدهى او مدتدار است، مثلًا در عرض چهل سال بصورت قسطى پرداخت مىكند، آيا مستطيع شمرده مىشود، و آيا حج بر او واجب مىشود يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر مصرف كردن آن مال منافاتى با پرداخت بدهىاش در زمانهاى مقرر و مشخصى كه معيّن شده است، نداشته باشد، مستطيع بشمار مىآيد، و اللَّه العالم.
(53)
اگر مقدارى مال را از كسى قرض گرفت كه به اندازه رفتن به حج بود، يا كالائى را كه براى زندگى خودش نياز داشت، فروخت و به حج
رفت، آيا اين حج او، مجزى از حجة الاسلام مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر مال ديگرى نداشت كه بدهىاش را با آن بپردازد، و زياده از هزينه زندگى خود كه براى زن و فرزندش خرج مىكند، نداشته باشد و قرض كند و به حج برود اين حج او مجزى از حجة الاسلام نمىباشد و همچنين اگر چيزى را كه براى زندگى و معيشت خود به آن نياز داشت، بفروشد- كه براى زندگى خود به آن مال احتياج و نياز داشته باشد- و به حج برود در اين صورت نيز مجزى از حجة الاسلام نخواهد بود، و اللَّه العالم.
(54)
اگر مهريه زن و يا آنچه كه از مهريه او باقى مانده است، براى هزينه حج كافى باشد، در اين صورت اگر همسر او از نظر مالى غنى و توانمند بود، آيا واجب است كه مهريهاش را از او درخواست كند، يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: بر او واجب است كه مهريه خود را درخواست كند، مگر آنكه درخواست او باعث شود كه به زحمت و مشقّت دچار شود مانند آنكه اين كار سبب و علّت اختلاف و درگيرى ميان او و همسرش گردد، و اللَّه العالم.
(55)
اگر زن مقدارى از زيورآلات دارد كه داشتن آنها در شأن او مىباشد امّا اگر آنها را بفروشد و با پول آن به حج برود اين كار باعث نمىشود كه از نظر حيثيت اجتماعى دچار سختى و مشكل شود مخصوصاً اگر مردم متوجه شوند كه آنها را براى رفتن به حج فروخته است آيا در