واجب مىشود و اجازه همسر معتبر نيست، و اللَّه العالم.
مسائلى از اجازه همسر در حج:
(121)
من زنى مستطيع مىباشم اما همسرم اجازه نمىدهد كه به حج بروم وظيفه من چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: در فرض سؤال، اجازه شوهر اعتبارى ندارد، و اللَّه العالم.
(122)
همسرم داراست و وضع مالى خوبى دارد، اما مرا از رفتن به حج بازمىدارد و راضى نمىشود كه مقدارى از اموال ويژه خودم را نيز- براى هزينه كردن سفر حج- به فروش برسانم، در حال حاضر كدام يك مقدم است اطاعت همسر يا رفتن به حج؟
[جواب]
باسمه تعالى: مجرد جلوگيرى و ممانعت همسر مانع از وجوب حج نمىگردد، و اللَّه العالم.
(123)
اگر يقين دارم كه رفتن من به حج بدون اجازه شوهرم مرا در معرض طلاق قرار خواهد داد و مشكل بزرگ و دشوارى در زندگى من رخ مىدهد، آيا در اين صورت بازهم حج بر من واجب مىگردد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر رفتن شما به حج شما را به سختى و مشقّت دچار مىسازد در اين صورت حج بر شما واجب نمىگردد، و اللَّه العالم.
(124)
اگر مردى همسرش را از رفتن به حج مستحبى نهى كرد اما همسرش اهميتى به اين نهى نداد و آن زن به حج رفت، آيا حج مستحبّى او
صحيح مىباشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر منافاتى با حق شوهرش داشته باشد، حج او صحيح نمىباشد بلكه بنا بر احتياط خارج شدن زن از منزل بايد به رضايت شوهر باشد حتى در صورتى كه منافاتى با حق شوهر نداشته باشد، و اللَّه العالم.
(125)
آيا صحّت حج مستحبّى براى زن، متوقف و مشروط به اجازه شوهرش مىباشد حتى در مواردى كه حج او منافاتى هم با حقوق همسردارى او نداشته باشد؟
[جواب]
باسمه تعالى: چنانچه خارج شدن از منزل به اذن شوهر بوده و انجام حج مستحبى نيز منافاتى با حق شوهر نداشته باشد مثل اينكه با همراهى شوهر به حج رفته صحت حج مستحبى موقوف به اجازه شوهر نيست، و اللَّه العالم.
(126)
اگر شوهرى به همسرش اجازه داد كه به حج مستحبّى برود و همسرش با اجازه او به شهرهاى مقدّس- مكه و مدينه- سفر كرد، آيا شوهرش حق دارد بار ديگر او را پيش از احرام بستن و يا بعد از احرام بستن بازدارد و ممانعت كند؟
[جواب]
باسمه تعالى: اين مسأله دو صورت دارد
صورت اول: اگر اين ممانعت و بازداشتن، پيش از احرام بستن باشد و زن پيش از تمام كردن حج بتواند به خانه و كاشانهاش برگردد، واجب است كه بازگردد.
صورت دوم: اگر بعد از احرام بستن و يا قبل از آن باشد امّا نتواند
پيش از تمام كردن حج به خانه و كاشانه خود بازگردد در اين صورت حج او صحيح است، و اللَّه العالم.
«وصيت به حج»
(127)
كسى وصيت كرده است كه شخص ناقص العضو از طرف او حج بجا آورد، و نقص عضو آن شخص بطور طبيعى براى بجا آوردن اعمال حج در حجة الاسلام و غير آن، تأثير دارد [و نمىتواند آن را بطور صحيح بجا آورد] آيا عمل به اين وصيت لازم است؟
[جواب]
باسمه تعالى: براى حج غير واجب چنين كارى جايز است، و اللَّه العالم.
(128)
شخصى بدون آن كه مشخص و معين كند وصيت به حج كرد و ورثه احتمال مىدهند كه حج بر او مستقر شده است، آيا بر آنها واجب است كه هزينه آن را از اصل اموال او خارج سازند يا نه؟
[جواب]
باسمه تعالى: از ثلث اموال او خارج مىشود، مگر آن كه معلوم شود كه مستطيع بوده و شك دارند كه حج را انجام داده است يا نه [كه در اين صورت از اصل اموال او خارج مىشود]، و اللَّه العالم.
(129)
شخصى وصيت كرد كه برخى از املاك مشخص و معين او پس از فوت او بفروش برسد و با پول آن از طرف او حج نيابتى بجا آورده شود، و وقتى فروخته شد درآمد حاصل از آن به مقدار زيادى بيشتر از اجرت و هزينه حج نيابتى مىباشد، با اين مقدار زيادى چه بايد كرد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر وصيت به حجة الاسلام كرده است زياده آن اگر از ثلث اموال بيشتر و زيادتر نباشد، در كارهاى خير هزينه و مصرف مىشود و اگر حجة الاسلام در ذمه ميت نبوده و به غير حجة الاسلام وصيت كرده چنانچه قيمت آن ملك زايد بر ثلث نباشد پس از نائب گرفتن براى انجام حج از طرف ميت مقدار زيادتر نيز اگر وافى به حج باشد در حج ديگرى براى ميت صرف مىشود و اگر وافى به حج ديگر نباشد در كارهاى خير براى ميت صرف مىشود و زايد بر ثلث ميت در هر دو صورت ملك ورثه است و نفوذ وصيت در آن احتياج به اجازه ورثه دارد، و اللَّه العالم.
(130)
شخصى استطاعت مالى دارد و نامش را در سازمان حج و زيارت ثبت كرد و پيش از آن كه نوبت او فرا رسد و قرعه بنام او درآيد مُرد و وصيت كرده كه پسرش به نيابت از او حجة الاسلام را بجا آورد و در همان حال پسرش نيز مستطيع بود و يا آن بعد از فوت پدرش مستطيع گرديد اما راه براى او باز نبود و استطاعت طريقى نداشت اما در حال حاضر پس از فوت پدرش استطاعت طريقى براى او فراهم گرديد. آيا حج خود را مقدم بدارد يا آن كه حج پدرش را بر اساس وصيت او مقدم بدارد؟ در حال حاضر وظيفه او چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: از طرف خودش حج بجا آورد و از طرف پدرش براى حج بلدى نيابت بگيرد، و اللَّه العالم.
(131)
اگر كسى به فرزند بزرگترش وصيت كرد كه پس از فوت او حج
بجا آورد، اما پس از فوت پدر، از ارثى كه به او رسيده بود خود فرزند مستطيع گرديد، در اين حالت، آيا بر فرزند واجب است كه اول از طرف پدرش حج بجا آورد سپس از طرف خودش يا آنكه بر او واجب است كه حج خود را- بر حج پدر- مقدم بدارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: بر او واجب است كه حج خود را مقدم بدارد، و اللَّه العالم.
(132)
شخصى وصيت كرد كه از ثلث او حج بجا آورند و يك شخصى را نيز براى اداى آن معين كرد اما ورثه شخص ديگرى را براى حج به نيابت انتخاب كردند. حكم حج او چگونه است و اجرت و هزينه او بر عهده كيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آن شخص معين از رفتن به حج خوددارى كرد يا نتوانست به حج برود چيزى بر ورثه نيست وگرنه اگر آنچه كه او وصيت كرده است، غير از حجة الاسلام است- يعنى حج واجب نيست بلكه حج مستحبى بوده است- واجب است كه همان شخص معين را از ثلث ميت به نيابت انتخاب كنند و نائب گرفتن شخص ديگرى براى حج كفايت نمىكند.
و اگر حج او حجة الاسلام باشد ميت برىء الذّمة مىگردد و واجب است كه مؤونه و هزينه حج در كارهاى خير مصرف شود، و در اين دو فرض، اجرت و مزد حج شخص ديگر بر عهده كسى است كه آن شخص را براى انجام حج به نيابت از ميت تعيين كرده است و از تركه ميت و يا از ثلث او پرداخت نمىگردد، و اللَّه العالم.
(133)
اگر كسى وصيت كرد كه از طرف او حج بجا آورند و معلوم نبود كه آيا منظور او حج بلدى است يا حج ميقاتى و يا اعم از هر دوى آنهاست، وظيفه وصى او در اين باره چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آن را مقيد به بلدى نكرده است و مالى كه براى آن تعيين كرده بمقدارى نيست كه ظاهر در حج بلدى باشد حج ميقاتى از طرف او كفايت مىكند، و اللَّه العالم.
(134)
اگر كسى وصيت كرد كه از طرف او حج بلدى بجا آورند، اما شخصى بصورت تبرعى و داوطلبانه براى او از ميقات حج نيابتى بجا آورد با اين كار، آيا ميّت برىء الذّمة مىشود و آيا به مقتضاى وصيت ديگر نيازى به نيابت از او براى حج بلدى نيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: در مورد سؤال چنانچه ميت به حَجة الاسلام وصيت كرده بود و قبل از نايب گرفتن براى حج بلدى شخص ديگر تبرّعاً براى ميت حج انجام داده ذمه ميت برىء شده است و احتياج به نائب گرفتن براى حج بلدى نيست و بنا بر احتياط هزينه حج بلدى اگر زائد بر ثلث نباشد در خيرات براى ميت صرف مىشود و اگر زائد بر ثلث باشد فقط هزينه حج ميقاتى در خيرات براى ميت مصرف مىشود مگر اينكه ورثه نسبت به زائد هم اجازه كرده باشند كه در صورت اجازه آنها مقدار زائد نيز در خيرات براى ميت صرف مىشود.
و چنانچه حجى كه ميت به آن وصيت كرده غير از حجة الاسلام باشد
بايد براى حج بلدى از طرف ميت نايب بگيرند البته در صورتى كه هزينه آن زائد بر ثلث نباشد و اگر زائد بر ثلث باشد احتياج به اجازه ورثه دارد و اگر آنها اجازه ندهند براى حج ميقاتى از طرف ميت نايب مىگيرند، و اللَّه العالم.
(135)
زنى وصيت كرده كه از طرف او حج بجا آورند و مشخص نكرده كه حج بلدى يا ميقاتى بجا آورند. در حالى كه همسر او نيز فوت كرده است و كودكان خردسالى هم دارد اگر خواسته شود كه حج بلدى را از اموال او پرداخت كنند و ادا نمايند براى كودكان او مشكل و دشوار خواهد شد. در حال حاضر وظيفه چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آن زن حجة الاسلام را وصيت كرده بود در صورتى كه آن را مقيد به بلدى نكرده و مالى را كه براى آن تعيين كرده بمقدارى نيست كه ظاهر در حج بلدى باشد حج ميقاتى از طرف او كفايت مىكند، و چنانچه ظاهر وصيت حج بلدى باشد لازم است كه حج بلدى بجا آورده شود. و در صورتى كه هزينه آن بيش از ثلث اموال او است بخشى از سهم آنها برداشته شود تا هزينه آن تأمين شود. بدين صورت كه هزينه سفر از بلد تا ميقات از ثلث اموال و هزينه ميقات تا مراحل بعد از آن از اصل اموال او پرداخت شود و وجود كودكان خردسال تأثيرى در اين حكم ندارد، و اللَّه العالم.
(136)
اگر كسى از رفتن به حج عاجز و ناتوان باشد و وصيت كرده كه
پس از فوت او حج بجا آورند و بعد خود وى كسى را نايب گرفته تا در زمان حيات او براى او حج انجام دهد در اين صورت، آيا لازم است كه به وصيّت سابق او عمل شود، يا آن كه وصيت او لغو مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آنچه كه وصيت كرده بود حجة الاسلام باشد، وصيت او لغو مىشود، و اللَّه العالم.
(137)
اگر كسى براى خودش حج بجا آورده بود ولى وصيت كرد كه پس از فوت او نيز حج بجا آورده شود و معلوم نيست آنچه وصيت كرده است حجة الاسلام است- مثل اينكه براى او آشكار شده است كه حج قبلى او باطل بوده و يا آن كه در آن زمان كه خودش انجام داد مستطيع نبوده است- تا آن كه از اصل اموال او خارج شود و يا آن كه اين حج، احتياطى يا استحبابى است تا از ثلث اموال او خارج شود و در صورتى كه ثلث براى حج كافى نبود اجراى آن متوقف و مشروط به موافقت ورثه باشد. در چنين مواردى چه بايد كرد؟
[جواب]
باسمه تعالى: هزينه آن از ثلث خارج مىشود مگر آن كه معلوم شود كه پس از فراهم شدن استطاعت حجّش را بجا نياورده است كه در اين صورت، حج ميقاتى او از اصل اموالش خارج مىشود، و اللَّه العالم.
(138)
اگر كسى براى انجام دادن حج براى سالهاى متعددى وصيت كرد و براى هر سال مبلغى را معين و مشخص كرد در حال حاضر آنچه كه وصيتكننده معين كرده است براى هزينههاى حج كفايت نمىكند، آيا