بجا آورد، اما پس از فوت پدر، از ارثى كه به او رسيده بود خود فرزند مستطيع گرديد، در اين حالت، آيا بر فرزند واجب است كه اول از طرف پدرش حج بجا آورد سپس از طرف خودش يا آنكه بر او واجب است كه حج خود را- بر حج پدر- مقدم بدارد؟
[جواب]
باسمه تعالى: بر او واجب است كه حج خود را مقدم بدارد، و اللَّه العالم.
(132)
شخصى وصيت كرد كه از ثلث او حج بجا آورند و يك شخصى را نيز براى اداى آن معين كرد اما ورثه شخص ديگرى را براى حج به نيابت انتخاب كردند. حكم حج او چگونه است و اجرت و هزينه او بر عهده كيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آن شخص معين از رفتن به حج خوددارى كرد يا نتوانست به حج برود چيزى بر ورثه نيست وگرنه اگر آنچه كه او وصيت كرده است، غير از حجة الاسلام است- يعنى حج واجب نيست بلكه حج مستحبى بوده است- واجب است كه همان شخص معين را از ثلث ميت به نيابت انتخاب كنند و نائب گرفتن شخص ديگرى براى حج كفايت نمىكند.
و اگر حج او حجة الاسلام باشد ميت برىء الذّمة مىگردد و واجب است كه مؤونه و هزينه حج در كارهاى خير مصرف شود، و در اين دو فرض، اجرت و مزد حج شخص ديگر بر عهده كسى است كه آن شخص را براى انجام حج به نيابت از ميت تعيين كرده است و از تركه ميت و يا از ثلث او پرداخت نمىگردد، و اللَّه العالم.
(133)
اگر كسى وصيت كرد كه از طرف او حج بجا آورند و معلوم نبود كه آيا منظور او حج بلدى است يا حج ميقاتى و يا اعم از هر دوى آنهاست، وظيفه وصى او در اين باره چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آن را مقيد به بلدى نكرده است و مالى كه براى آن تعيين كرده بمقدارى نيست كه ظاهر در حج بلدى باشد حج ميقاتى از طرف او كفايت مىكند، و اللَّه العالم.
(134)
اگر كسى وصيت كرد كه از طرف او حج بلدى بجا آورند، اما شخصى بصورت تبرعى و داوطلبانه براى او از ميقات حج نيابتى بجا آورد با اين كار، آيا ميّت برىء الذّمة مىشود و آيا به مقتضاى وصيت ديگر نيازى به نيابت از او براى حج بلدى نيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: در مورد سؤال چنانچه ميت به حَجة الاسلام وصيت كرده بود و قبل از نايب گرفتن براى حج بلدى شخص ديگر تبرّعاً براى ميت حج انجام داده ذمه ميت برىء شده است و احتياج به نائب گرفتن براى حج بلدى نيست و بنا بر احتياط هزينه حج بلدى اگر زائد بر ثلث نباشد در خيرات براى ميت صرف مىشود و اگر زائد بر ثلث باشد فقط هزينه حج ميقاتى در خيرات براى ميت مصرف مىشود مگر اينكه ورثه نسبت به زائد هم اجازه كرده باشند كه در صورت اجازه آنها مقدار زائد نيز در خيرات براى ميت صرف مىشود.
و چنانچه حجى كه ميت به آن وصيت كرده غير از حجة الاسلام باشد
بايد براى حج بلدى از طرف ميت نايب بگيرند البته در صورتى كه هزينه آن زائد بر ثلث نباشد و اگر زائد بر ثلث باشد احتياج به اجازه ورثه دارد و اگر آنها اجازه ندهند براى حج ميقاتى از طرف ميت نايب مىگيرند، و اللَّه العالم.
(135)
زنى وصيت كرده كه از طرف او حج بجا آورند و مشخص نكرده كه حج بلدى يا ميقاتى بجا آورند. در حالى كه همسر او نيز فوت كرده است و كودكان خردسالى هم دارد اگر خواسته شود كه حج بلدى را از اموال او پرداخت كنند و ادا نمايند براى كودكان او مشكل و دشوار خواهد شد. در حال حاضر وظيفه چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آن زن حجة الاسلام را وصيت كرده بود در صورتى كه آن را مقيد به بلدى نكرده و مالى را كه براى آن تعيين كرده بمقدارى نيست كه ظاهر در حج بلدى باشد حج ميقاتى از طرف او كفايت مىكند، و چنانچه ظاهر وصيت حج بلدى باشد لازم است كه حج بلدى بجا آورده شود. و در صورتى كه هزينه آن بيش از ثلث اموال او است بخشى از سهم آنها برداشته شود تا هزينه آن تأمين شود. بدين صورت كه هزينه سفر از بلد تا ميقات از ثلث اموال و هزينه ميقات تا مراحل بعد از آن از اصل اموال او پرداخت شود و وجود كودكان خردسال تأثيرى در اين حكم ندارد، و اللَّه العالم.
(136)
اگر كسى از رفتن به حج عاجز و ناتوان باشد و وصيت كرده كه
پس از فوت او حج بجا آورند و بعد خود وى كسى را نايب گرفته تا در زمان حيات او براى او حج انجام دهد در اين صورت، آيا لازم است كه به وصيّت سابق او عمل شود، يا آن كه وصيت او لغو مىشود؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر آنچه كه وصيت كرده بود حجة الاسلام باشد، وصيت او لغو مىشود، و اللَّه العالم.
(137)
اگر كسى براى خودش حج بجا آورده بود ولى وصيت كرد كه پس از فوت او نيز حج بجا آورده شود و معلوم نيست آنچه وصيت كرده است حجة الاسلام است- مثل اينكه براى او آشكار شده است كه حج قبلى او باطل بوده و يا آن كه در آن زمان كه خودش انجام داد مستطيع نبوده است- تا آن كه از اصل اموال او خارج شود و يا آن كه اين حج، احتياطى يا استحبابى است تا از ثلث اموال او خارج شود و در صورتى كه ثلث براى حج كافى نبود اجراى آن متوقف و مشروط به موافقت ورثه باشد. در چنين مواردى چه بايد كرد؟
[جواب]
باسمه تعالى: هزينه آن از ثلث خارج مىشود مگر آن كه معلوم شود كه پس از فراهم شدن استطاعت حجّش را بجا نياورده است كه در اين صورت، حج ميقاتى او از اصل اموالش خارج مىشود، و اللَّه العالم.
(138)
اگر كسى براى انجام دادن حج براى سالهاى متعددى وصيت كرد و براى هر سال مبلغى را معين و مشخص كرد در حال حاضر آنچه كه وصيتكننده معين كرده است براى هزينههاى حج كفايت نمىكند، آيا
جايز است كه هزينههاى دو سال را براى يك سال هزينه كنند؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر هزينههاى دو سال براى يك سال كافى باشد هزينه و مصرف شود وگرنه بيش از دو سال نيز هزينه شود تا هزينه حج را تأمين كند، و اللَّه العالم.
(139)
اگر شخصى فوت نموده و وصىّ دارد و وصىّ او به اجراى وصيّت او پرداخته و از جمله وصيتهاى او حج است، و كسى را به عنوان نائب انتخاب كرد [و نائب اعمال حج را بر اساس حكم قاضى عامه انجام داد و بدون آن كه خودش يقين داشته باشد] و بدون آن كه هلال [اوّل ماه ذى الحجّه] ثابت شود و احتمال ديد آن را هم داشته باشد، حج را به پايان رساند آيا اين حج او از ميت كفايت مىكند يا خير؟ و در صورتى كه اين حج كافى و مجزى نباشد، پولى كه وصى به نائب پرداخت كرده است و آنها را براى كرايه وسيله نقليه و قربانى هزينه كرده است، در اين صورت آيا نائب بايد پول را به وصى بازگرداند يا خير؟ در حالى كه نصف آن را براى زيارت ائمه بقيع و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هزينه و مصرف كرده است. و اگر حتماً بايد همه پولها را يا آن كه باقيمانده آنها را بازگرداند در حالى است كه نائب نمىتواند آنها را در عرض يك سال يا بيشتر بازگرداند و از خود وصى درباره مجاز بودن يا بخشش آن نيز سؤال كرده است، نظر حضرتعالى در اين باره چيست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر هلال ماه [ذى الحجّه] ثابت نشده بود و احتمال ديدن
آن را هم نمىداد در اين صورت حج او فاسد مىباشد و نائب ضامن است.
و چنانچه قرارداد اجاره مقيد به همان سال بوده، بر نائب واجب است هر آنچه كه براى اجرت زيارت پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه بقيع عليهم السلام هزينه كرده است از آن استثنا كند و بقيه را به وصى برگرداند و اين كار، در صورتى است كه قرارداد اجاره بصورت مرسوم و متعارف باشد. اما اگر فقط براى حج اجير شده بود، اجاره باطل مىشود و بر نائب واجب است كه تمام اجرت را برگرداند.
و اگر قرارداد اجاره به خود همان سال مقيد نشده بود بر نائب است كه در سال ديگرى حج را بجا آورد، و در صورتى كه وصى بخواهد او را از اين كار رها سازد بايد خودش متحمل آن گردد نه آن كه از مال ميّت آن را محاسبه كند [و از اموال او هزينه كند]. بلى، اگر نائب حج را بجا آورد و قصد قربت نيز از او به هنگام انجام دادن اعمال تحقق يافت مانند آن كه بعد از پايان يافتن حج متوجه شد و وصى و ورثه احتمال مىدهند كه حج او صحيح بوده زيرا احتمال مىدهند كه حكم قاضى عامه با واقع مصادف شده باشد در اين صورت تكليف از او ساقط مىشود، و بر آنها واجب نيست كه در سال ديگر نائب بگيرند و در اين صورت نائب مستحق تمام اجرت مىباشد، و اللَّه العالم.
مسائلى درباره نيابت حج:
(140)
كسى كه توانمند و غنى است اما نمىتواند به حج برود زيرا كه دولت از رفتن او جلوگيرى مىكند يا نمىتواند ويزاى مكه را تهيه كند، آيا واجب است كه نائب بگيرد؟ اگر راه بسته بود و شخص غنى و توانمند فوت كرد، آيا بر ورثه او واجب است كه نائب بگيرند؟
[جواب]
باسمه تعالى: بنا بر احتياط واجب است كه نائب بگيرد و اگر نائب نگرفت تا آن كه فوت كرد بنا بر احتياط، واجب است كه ورثه كبار او از سهم خود هر چند از ميقات باشد براى او حج بجا آورند اگر به اندازه حج كافى باشد، و اللَّه العالم.
(141)
كسى كه بر تقليد خود از آية اللَّه العظمى خوئى قدس سرّه باقى مانده است و در حال حاضر مبتلا به بيمارى قند است و به هنگام راه رفتن مسافت طولانى احساس خستگى شديدى مىكند، از حضرتعالى چنين سؤالى را مطرح مىكند كه آيا مىتواند كسى را به نيابت از خود به حج بفرستد با توجه به اينكه تا كنون به حج نرفته است و در حال حاضر در قيد حيات هم هست؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر مىتواند راه برود هر چند كه سواره هم باشد. همانگونه كه در حال سعى و طواف چنين كارى صورت مىگيرد مثل اينكه مىتواند سوار بر ويلچر و كالسكه آنها را انجام دهد در اين صورت بايد خودش حج را انجام دهد و نايب گرفتن مجزى نيست، و اللَّه العالم.
(142)
اگر ميّتى كه از جهت مالى قطعاً مستطيع بوده است اما در حال حياتش نمىدانسته است كه شرايط ديگر براى او فراهم بوده است يا نه، آيا واجب است كه از طرف او حج بجا آورند؟
[جواب]
باسمه تعالى: آرى، بنا بر احتياط، بر كبار ورثه او واجب است كه از سهم خود از ارث براى او نائب بگيرند، و اللَّه العالم.
(143)
براى كسى كه بخاطر پيرى و يا بيمارى و مانند آنها جايز است كه براى حجة الاسلام خود، نائب بگيرد، آيا ترجيح داده مىشود كه خودش حج را با تحمّل سختى و مشقّت بجا بياورد و در مواردى كه توان انجام آن را ندارد نائب بگيرد، يا ترجيح داده مىشود كه براى همه اعمال نائب بگيرد؟
[جواب]
باسمه تعالى: اگر بر او نائب گرفتن واجب شده است، در صورتى كه بخواهد با سختى و مشقّت خودش حج را بجا آورد، بعيد نيست مجزى باشد، و اللَّه العالم.
(144)
اگر شخص مكلف به علت بدست آوردن مالى كه براى تحقق استطاعت كافى بوده است، مستطيع شود. اما به علت مانع شرعى مانند فراهم نشدن گذرنامه نتواند به حج برود، در صورتى كه فرض شود كه آن مال با همين مقدار، براى استطاعت در سالهاى ديگر كافى نباشد و ديگر چيزى ندارد كه استطاعت خود را كامل كند، در اين صورت، آيا حج، حتى اگر به سختى و زحمت هم باشد، بر او واجب مىگردد يا خير؟ و آيا